The Haunted, the Possessed and the Damned

The Haunted, the Possessed and the Damned

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

the damned 2024 multi 1080p web h264-ukdhd
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian The Haunted, the Possessed and the Damned 2024 زیرنویس فارسی فیلم

タグ

webdl
公開日: 2026-02-06
ダウンロード: 14
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

نباید اینجا می‌بودیم

مگنوس می‌گفت اینجا پر از فرصته

اگه بتونی سرما رو طاقت بیاری

شب‌های طولانی رو

گرسنگی رو

پارسال همین موقع، همه این قفسه‌ها پر بود

دیروز شروع کردیم به خوردن ماهی‌هایی که واسه طعمه کنار گذاشته بودیم

مردا به هیچی فکر نمی‌کنن جز فردای روی دریا

شاید این تنها راهیه که می‌تونن زنده بمونن

اما من کورکورانه توی تاریکی قدم برنمی‌دارم

قلاب‌ها رو طعمه بزنین و سفت ببندینشون

و با یه سنگ سنگینش کنید

دو تا پرنده سیاه توی یه آسمون سفیدِ سفید هستن

خورشید به رنگ استخونه

سلام هلگا. عصر بخیر خانوم

اوه، آره. حس خوبی داره

آره! آه، این زمستون طولانی هیچ‌وقت تموم نمیشه

تا وقتی که عشقم پیشم برنگرده

پاروها رو ول کن، طناب‌ها رو بنداز

بعد سرت رو خم کن و دعا کن

سرش رو برات نگه داشتم. ممنون. حالا می‌شینی؟

تمام روز رو پا بودی. ممنون خانوم

روی آبدره یخه و روی تپه‌ها برف

و ماهی‌ها زیر دریا شنا می‌کنن

آره

آه، این زمستون طولانی هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت تموم نمیشه

تا وقتی که عشقم پیشم برنگرده

آره

همین‌طوری هم داریم از جیب می‌خوریم و از دستمزدمون کم میشه

ولی وقتی اوضاع این‌جوریه

خوشت نمیاد؟ آشپزخونه اونجاست

می‌تونی جات رو عوض کنی؟ شرط می‌بندم هلگا از تو سریع‌تره

خب

مگه من دروغگوئم؟

نه، اصلاً

من حداقل سه تا دوره سراغ دارم

که صید وسط زمستون افتضاح بود

ولی باز هم موقع بهار اونقدری داشتیم که بفروشیم

قصدم بی‌احترامی نبود، راگنار

نگرانی‌های من کمتر مربوط به صیده

و بیشتر مربوط به سلامت مرداست

اون سال‌ها، همه از زمستون جون سالم به در نبردن

اینجا یه ایستگاه ماهیگیریه

هر مردی که اینجا دستاش جای زخم نداره

توی خونش نمک نیست

و شکمش از صبح تا شب قاروقور نمی‌کنه

توی یه جای لعنتی اشتباهیه. پدر

بابت لحنم معذرت می‌خوام

ولی با توجه به اینکه جاده‌های کوهستانی تا بهار زیر برف موندن

می‌دونی، بهتره کمربندامون رو سفت کنیم

و دست از غر زدن برداریم

چون هیچ‌کس هیچ‌جا نمیره

می‌دونی دوشیزه ایوا، شوهرت که خدا بیامرزتش

این رو یه رسم کرده بود

که شبِ وسط زمستون، به سلامتی مردا بنوشه

ممکنه الان اوضاع تیره و تار به نظر بیاد

اما همین الان هم شانس یارمونه

از فردا، هر روز از روز قبلش طولانی‌تر میشه

تا وقتی که بهار برسه

اون موقع است که همه‌تون دوباره به عزیزانتون می‌رسید

هر جا که باشن

مطمئنم اونا از دیدنتون خیلی خوشحال میشن

راستش رو بخواین خانوم، تنها چیزی که اونا از دیدنش خوشحال میشن

پوله

خدا شما رو از صخره‌های پنهان حفظ کنه

از موجودات موذی دریا و دزدای دریایی خطرناک

به سلامتی. - به سلامتی

این ازت در کمترین زمان یه مرد می‌سازه

خفه شو. خفه شو

درباره دو تا برادر شنیده بودم

اهل یه شهر کمی بالاتر از اینجا

اونا ماهیگیر بودن

یکی‌شون خوش‌تیپ بود... اون یکی معمولی

اونا هر زمستون سخت کار می‌کردن

و به مرور زمان پولدار شدن

حالا

برادر معمولی پولش رو عاقلانه خرج می‌کرد

ولی برادر خوش‌تیپه نه

هر چی سنش بالاتر می‌رفت، بیشتر حسودی می‌کرد

به زنِ زیبای برادرش

و به خونه‌ی قشنگش

واسه همین، یه روز

وقتی وسط دریا بودن

پاروش رو برداشت

و بهش ضربه زد

سه بار زد پشتِ سرش

پرتش کرد توی آب و پارو زد به سمت خونه

به همه گفت که یه حادثه وحشتناک پیش اومده

یه سال گذشت

اون با زن زیبای برادرش ازدواج کرد

و رفت توی اون خونه‌ی عالی

بعدش یه شب دیروقت

وقتی همه خوابیده بودن

یکی در زد

یکی از خدمه رو فرستاد تا ببینه کیه

اما اون مَرد هیچ‌وقت برنگشت

زنش رو فرستاد

ولی اونم برنگشت

در نهایت، برادر خوش‌تیپه خودش رفت دمِ در

اما هیچ‌کسی اونجا نبود

فقط یه بوی بد میومد

بوی جلبک دریایی و گوشت گندیده

بعدش

پشتِ گردنش، حس کرد

گمشو بیرون! گمشو بیرون

تعجب کردم که دیشب همه چقدر خوشحال به نظر می‌رسیدن

رسم ماهیگیراست خانوم. وقتی اوضاع خوبه زیاد می‌نوشی

وقتی هم که بده، بیشتر می‌نوشی

تازه، من یه شرط‌بندی رو بردم

دیدنِ اینکه راگنار داره پول خرج می‌کنه همیشه همه رو شاد می‌کنه

شرط‌بندی سرِ چی بود؟

اوم، درست یادم نمیاد. راستش

بگو دیگه

راستش رو بخواین، گفتنش یه جورایی خجالت‌آوره

مربوط به شما بود. من؟

فقط بعضی از مردا فکر می‌کردن شما این فصل برنمی‌گردید

بعد از اون اتفاقی که واسه مگنوس افتاد

فکر می‌کردن سریع ایستگاه ماهیگیری رو می‌فروشید

و برمی‌گردید پیش خانواده‌تون

مگنوس خانواده‌ی من بود

آره. این ایستگاه ماهیگیری تنها چیزیه که

تنها چیزیه که برام مونده

یالا! یک، دو، سه

بکشید

آب رو خالی کنید

طفلکی‌های بدبخت

وقتی جزر و مد شد، حتماً روی صخره‌های "دندون" گیر کردن

کدوم گوری داشتن می‌رفتن این‌قدر تو شمال؟

خدای قادر مطلق

این مردا رو حفظ کن و کمکی که لازم دارن بهشون برسون

و از این دریای خطرناک نجاتشون بده

آمین

هی

کجا داری میری؟ میرم آتیش روشن کنم

هر کی زنده باشه، تا وقتی به ساحل برسونیمشون یخ می‌زنه

اون... اون به ما مربوط نیست

ممکنه ما جای اونا باشیم. ولی نیستیم

و اگه یه جو عقل داشتن، یه کشتی به این بزرگی رو

از همون اول این‌قدر نزدیک ساحل نمی‌آوردن

ما ارباب مگنوس رو توی همون صخره‌ها از دست دادیم

و تو باز هم می‌خوای قایق رو ببریم اونجا؟

جون همه‌مون رو به خطر بندازیم؟

واسه یه مشت غریبه؟

خارجی‌ها

نمی‌خوایم بهشون کمک کنیم؟

شنیدی دیشب دوشیزه ایوا چی گفت

خودمون رو هم به زور سیر می‌کنیم

ممکنه هنوز ده بیست نفر توی کشتی باشن

اگه از طرز مدیریت من خوشت نمیاد، برو یه قایق دیگه واسه کار پیدا کن

من سکان‌دارم، لعنتی! این تصمیم منه

نه، نیست. تصمیم اونه. اون صاحب قایقه، نه تو

متأسفانه حق با راگناره

کمک به اون مردا جون ما رو به خطر می‌ندازه

و من نمی‌تونم این کار رو بکنم

نمی‌تونم

برای احترام، امروز ماهیگیری نمی‌کنیم

خوبه

باید بقیه ساحل‌ها رو بگردیم

وقت تلف کردنه

منظورت چیه؟

خیلی شانس آوردیم که لاشه کشتی اینجا پیدا شد

من جریان‌های آب دور "دندون" رو می‌شناسم

هر قطعه‌ای از لاشه که شناور بمونه، همون‌جاها می‌مونه

تا کِی؟

تا وقتی جزر و مد عوض بشه

بعدش دیگه کی می‌دونه چی میشه؟

می‌تونیم قبل از اون یه قایق ببریم اونجا؟

باید همین الان راه بیفتیم

هی! به پارو زدن ادامه بدید

وو، وو، وو

وایسید! وایسید

اونجا

احمق مواظب باش! همه‌مون رو چپ می‌کنی

راگنار، بیا اینجا

برید عقب خانوم. لعنتی، ما رو هل بدید عقب

نمی‌تونیم کمکشون کنیم؟ تعدادشون خیلی زیاده

قایق رو غرق می‌کنن

برید تهِ قایق

هل بدید عقب

برید

نه، دور شید

ما رو هل بدید عقب! دور شید

ما رو چپ می‌کنن

بس کنید! بس کنید! وایسید! وایسید

برید کنار

عقب بمونید

هی

راگنار

راگنار کجاست؟

راگنار

پارو بزنید. راگنار افتاده توی آب

راگنار کجاست؟ کسی می‌بینتش؟

رفت زیرِ آب

راگنار

وای خدای من

کمک! کمک

کمک! برید عقب! برید عقب

پنج تا شیشه روغن چراغ

شش بطری برندی

همین و بس

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left