Ambleside

Ambleside

Farsi/persian 字幕をダウンロード

リリース情報

Prisoners Of Paradise 2025 WEB H264 CinemaCity persian
解説: shine021
زندانیان بهشت

タグ

webdl
professional_translation
公開日: 2026-08-10
ダウンロード: 2
聴覚障害者向け: No
FPS: 23.976

Farsi/persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

زيرنويس از مهدي shine021

به قیمت پنجاه گینی به آقای ردیف جلو فروخته شد.

این‌ها مربوط به حراج شمارهٔ ۲۶ هستن.

یه سطل و زنجیر طلای خیلی قشنگه.

چه پیشنهاد خوبی.

اون مال مادرم بود.

لوسی!

سندهاشون پیش منه.

این کار واقعاً بی‌شرمانه‌ست.

از نظر قانونی الزام‌آورن.

باورم نمی‌شه همین الان این کارو کردم.

سعی کن ناراحت نباشی، لوسی.

می‌دونم.

مادرم می‌گفت از این ماجراجویی لذت ببرم.

موریس واقعاً جای فوق‌العاده‌ای به نظر میاد.

فقط یه کم استرس دارم.

نه، عموهات ازت مراقبت می‌کنن.

همه‌چی خوب پیش می‌ره.

خودت می‌بینی.

وقتی هجده‌ساله بشی، بقیهٔ ارثت هم بهت می‌رسه.

می‌دونم.

این چیه؟

برای توئه.

لوسی!

خیلی قشنگه.

سال‌ها جمعشون کردی.

نمی‌تونی...

نه، خواهش می‌کنم.

برای توئه.

می‌خوام مال تو باشه.

واقعاً دلم برات تنگ می‌شه.

وقتی منو به اونجا فرستادن، فقط هفده سالم بود.

اصلاً نمی‌فهمیدم اون جزیره چقدر قراره منو عوض کنه.

لوسی!

خاله بتی!

به موریس خوش اومدی!

اوه!

تو که نمی‌تونی لوسی باشی.

اون دختر کوچولویی که

پشت دامن مادرش قایم می‌شد، کجاست؟

بزرگ شدم، خاله بتی.

خیلی متأسفیم.

چطور داری باهاش کنار میای؟

آسون نیست، ولی دارم...

تمام تلاشم رو می‌کنم.

ولی اینکه اینجام، خودش باعث آرامشه.

بیا.

راه بیفتیم.

خب، لبخندت به پهنای اقیانوسه.

و دو برابرش هم قشنگه!

ممنون، خاله بتی.

بپر بالا.

ممنون، عمو جورج.

مادرت یه بار بهمون گفت که گیاه‌شناس قابلی هستی.

بله.

پس باید اینجا حسابی سر ذوق بیای.

اوه، برای منه؟

هی، تو!

یکی به این مرد برای هل دادن گاری کمک کنه!

بجنبید، کمکش کنید!

هری!

جورج.

عزیزم، نباید زل بزنی.

فکر می‌کردم لغوش کرده‌ن.

هری!

لوسی، این عموت هریه.

کارگر قراردادی‌ان.

مگه نه، داداش؟

لوسی!

واقعاً باعث خوشحالیه.

بله، تازه‌واردها رو ثبت می‌کنن تا مشغول به کار بشن.

پول خوبی بهشون می‌دن.

خب، راستش نمی‌شه گفت پول خوبی می‌گیرن.

نمی‌دونم دنیا به کجا رسیده.

زمین مجانی، سفر رایگان.

ما دیگه چطور باید سود کنیم، لعنتی؟

مطمئنم از پسش برمیای، جورج.

جورج، عزیزم، لوسی تازه رسیده.

دیگه بسه، از کار حرف نزنید.

بله، حتماً.

هوا خیلی گرمه، معطل نکنید.

راه بیفتیم.

می‌رم ماشینم رو بیارم و دنبالتون تا خونه میام.

بجنبید، بریم.

آماده بشید.

بجنب.

نزدیکه برسن.

رسیدیم، لوسی.

اینجا آمبل‌سایده.

خیلی قشنگه.

ممنون.

بابا!

بیلی.

بیا به دخترعموت لوسی سلام کن.

سلام، لوسی.

سلام، بیلی.

از آشناییت خوشحالم.

بیا.

تو رو به خاله‌ات مینا معرفی می‌کنم.

بفرمایید.

شما اول بفرمایید.

آه، این هم همسر هنرمندم.

مینا جان، ببین کی اومده.

بی‌گناه و سرکش، با قلبی کودکانه.

وای، تو دیگه چه موجود فوق‌العاده‌ای هستی!

سلام، خاله مینا.

خب، یه کاری بکن!

چی کار کنم؟

نمی‌دونم.

بداهه عمل کن!

چطور ممکنه یه آدم به این خوشگلی، این‌قدر قیافهٔ ترسناکی بگیره؟

ما با هم خیلی خوب کنار میایم، عزیزم.

میل برامون چای ریخته، اگه دوست داری بیا تو و به ما ملحق شو،

لوسی.

خودت می‌بینی.

ما زن‌ها خیلی زود همه‌کاره می‌شیم.

وقتی جهنم یخ بزنه.

اتاقتون آماده‌ست، خانم لوسی.

ممنون، میل.

چرا این‌قدر به گل‌ها علاقه داری؟

به هر چیز زنده‌ای علاقه دارم.

خب، انگار بتی رو دوست داری، درحالی‌که به زور زنده‌ست.

اوه، خاله مینی، تو خیلی شیطونی!

باید برم دستشویی.

ووو!

لوسی!

لوسی!

اومدم!

ببخشید، خاله مینا.

مجبور شدم برم دستشویی.

فکر کردم یه چیزی خوردتت.

آره، یه‌کم اهل پرسه زدنم.

آره، معلومه.

می‌تونیم برگردیم.

اینجا خیلی به آمبل‌ساید نزدیکی.

از بین اون درخت‌ها رد بشی، می‌رسی.

این برای توئه.

حتماً خیلی خوشحال شدم.

کیه؟

اون چراغ لعنتی رو خاموش کن!

دایی جورج.

لوسی؟

سلام.

این موقع شب بیرون چه کار می‌کنی،

مثل یه روح کوچولو این‌ور و اون‌ور پرسه می‌زنی؟

بی‌قرار شده بودم.

می‌شه یه جرعه بخورم، دایی جورج؟

خب، قبلاً ازش خوردم.

جدی؟

فقط یه جرعه.

عین مادرتی.

اصلاً نمی‌دونستم حالش این‌قدر بد بود.

واقعاً دلم براش تنگ شده.

با هم اختلاف‌هایی داشتیم.

همیشه روحیه‌ش رو تحسین می‌کردم.

بله.

همیشه بهم یاد می‌داد آزاد باشم.

جدی؟

خب، بفرما.

بهم بگو.

چرا معتقدی زن‌ها باید حق رأی داشته باشن؟

برابری.

برابری؟

زن‌ها و مردها قرن‌هاست خیلی خوب کنار هم زندگی کردن.

وقتی چیزی خراب نیست، چرا باید درستش کرد؟

چون ما حق رأی نداشتیم.

مردها به جای ما تصمیم می‌گرفتن.

چرا خودمون نمی‌تونیم برای خودمون تصمیم بگیریم،

و توی جامعه حرفی برای گفتن داشته باشیم؟

ببخشید، ولی متوجه نمی‌شم.

چی بود که این‌قدر desperately بهش نیاز داشتی؟

آزادیِ رأی دادن.

به افتخار رهایی زنان.

مطمئنم فکر شریفی‌ه.

بالاخره یه نقطهٔ اشتراک پیدا شد.

خیلی زیبایی.

به‌زودی زندگی‌ت دیگه قابل تشخیص نیست.

به من اعتماد کن.

دوستان و همسایه‌ها، امشب شما رو دعوت کردیم

نه فقط برای جشن گرفتن سلامت و رفاهی

که خداوند نصیب ما کرده.

خوب گفتی.

می‌شه لطف خدا شامل حال ما بشه و کمی شامپاین بیشتری نصیبمون کنه؟

بلکه همین‌طور برای جشن گرفتن هجدهمین سالروز تولد تازه‌ترین

عضو خانواده‌مون.

خانم‌ها و آقایان، اجازه بدید دوشیزه لوسی گِلَدوِل رو معرفی کنم.

بی‌نظیر بود.

ممنونم.

لوسی عزیزم، بیا با دوست عزیزمون، آنری بنوا، آشنا شو.

حواست به اون مرد باشه.

دست‌هاش مثل یه رودخونهٔ کُندرو این‌ور و اون‌ور می‌رن.

صاحب یکی از بزرگ‌ترین مزارع

جزیره.

آنری.

واقعاً... فوق‌العاده بود.

ممنونم، موسیو.

آنری ویولن می‌زنه.

خاله مینا گفت سازش ویولن بود.

واقعاً می‌تونست آدم فکر کنه توی وین هستیم، می‌دونی؟

با چه تسلطی نواختی.

Ambleside subtitles in other languages

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left