Modern Family

Modern Family

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 8

リリース情報

Modern Family S08E11 720p HDTV x264-AVS
Modern Family S08E11 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
解説: Reza_potter7
►► برگردان: رضــا حضــرتی و رضــا بــلالی

タグ

HDTV
hdtv
720p
720
x265
HEVC
HD
2CH
x264
公開日: 2017-01-19
ダウンロード: 38
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

‫میخواین براتون بذارمش روی میز هدایا؟

‫دست خودم باشه راحت‌ترم، ‫آخه هدیه‌ی خاصیه

‫یخچال شرابه، 36 تا بطری ‫توش جا میشه، فولادشم ضدزنگه

‫بخش‌های دوتایی داره ‫برای شراب‌های سفید و قرمزتون

‫واسش مهم نیست. واسه ‫کشیش هم مهم نبود

‫خدا ما رو ببخشه ولی خیلی جیگره

‫- همینو بگو. لباش رو دیدی؟ ‫- هی، هی، هی

‫- این کار درستیه؟ ‫- درست؟

‫اونجوری که اون یخچال رو با افتخار ‫بغلت میگیری، ما رو بغل نکردی

...‫من 30 سال پیش برای عمه‌ بِکی ـتون، مجانی کمد نساختم

‫کل خونواده دور هم جمع شدن ...و به این نتیجه رسیدن که من خسیسم

"‫بهم گفتن "جیب‌دوخته

‫خب، حالا میبنیم وقتی پسرش برایان ببینه

...‫که مجله اسکوایر ‫نوشته "آخرین یخچال

‫زیرمیزی‌ای که لازمه بخرین" ، چی داره بگه

جیب‌دوخته

‫میشه بریم یه بار پیدا کنیم؟

‫چقدر بامزه میشد اگه ‫میگفتم نه؟

‫یا مادرِ... خودمون

‫مامانه! اینجا چیکار میکنه؟

!‫با این آدما هیچ صنمی نداره

‫وای خدایا

‫تو، من، مامان، بابا، تنهایی

‫گلوریا هم که نیست نفرتمون رو جذب خودش کنه

‫خیلی‌خب، چرا من گرخیدم؟ ‫حس گرخش بهم دست داده

...چون داره همه مهمونی‌هایی که آخرش بابا

...آخرش دم گوش مامان آروم داد میزد

‫"میشه آروم باشی؟" در حالی که مامان ‫کیفش رو میچرخونه

‫تا اینکه مثل یه "پینیاتای" پر از قرص بترکه

‫وای خدا. نمیخوام داستان ‫درست بشه. اونم دوباره

‫خب بابا تا وقتی که مدال ...‫قهرمان سی‌ان‌ان رو به خاطر

...آوردن یخچال شراب بهش ندن، نمیره

‫پس شاید هر کدوممون یکیشون رو به عهده بگیریم

‫و تا جای ممکن از هم دور نگهشون داریم

‫احتمالاً بهترین فرصتمون برای ‫داشتن یه روز بی‌حادثه‌ست

...‫ولی میشه لطفاً دعوا نکنیم سر اینکه کی بره سراغ

!‫مامان

!‫- میچل !‫- سلام

‫سلام

‫چه خوب که میبینمت، عزیز دلم

:.: برگردان و زیرنویس از رضــا حضــرتی و رضــا بــلالی :.: Reza_potter7 and Death Stroke

@Reza_potter7

‫هی، یه نقشه‌ی محوطه گرفتم، ‫و اینجا رو نگاه کن...

‫باشگاه کالج قدیمیم اینجا هم یه شعبه داره

‫بخاطر حق آب و گلم، این حق رو دارم

‫که از حموم طبقه اصلی استفاده کنم ‫و فریزبی کرایه کنم

‫چه خوب

‫جدی جدی داری از این ‫کش‌ها کار میکشی

‫دارم یکم استرسم رو خالی میکنم

‫توی تور کالجی که از آدم سوال نمیپرسن، درسته؟

‫من و لوک و گلوریا و منی ‫داریم میریم به یه تور کالجی!

پیدا کردن بهترین دانشگاه برای منی، و ‫یه تیری تو تاریکی هم برای لوک

‫که اصلاً برای عزت نفسش خوب نبوده

‫خوشبختانه به عنوان یه ‫تشویگر سابق،

‫استعدادم توی روحیه دادن به بقیه رو از دست ندادم

‫هرچند دیگه نمیتونم با بدنم ‫حرف N رو درست کنم

‫چه تمرین خوبیه

‫آخ! نه!

‫شرمنده، شرمنده! بچه‌ها، بیاین ببینین!

‫یه کار خیلی بد کردم

‫منی داره چرت میزنه

‫منم یه خوک گذاشتم تو تختش!

‫خدای من

‫از کجا آوردیش؟

‫اون کشاورزهایی که دیدیم رو یادتونه؟

‫باورتون نمیشه حاضرن واسه ‫دو تا انعام تپل چیکار کنن

‫تو چی شنیدی؟

‫وای! این چیه؟

‫یه خوکه!

!‫پسر، باید ببینی صورتت چه شکلی شده

‫صورتم رو لیس زده! ‫چرا اینکارو کردی؟

‫اه، من، اینقدر بی‌جنبه نباش!

‫دارم واسه کالج آماده‌ت میکنم

‫که بتونی اونجا جا بیفتی ‫و دوست پیدا کنی

‫این ایده با نگاه کرده ‫"خانه‌ی حیوان" به ذهنم رسید

‫فیلم "مدرسه‌ی قدیمی"...

‫کالج جای تحصیلات عالیه، ‫نه شوخی خرکی

!خرخون

‫- به به اینجاست! ‫- سلام خانومی

‫نمیتونم چیز مجانی بهتون بدم

‫- بیا بریم ‫- خیلی‌خب، مراقبت

‫باشه

‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

‫خدای من - چی شده؟ -

‫- خودشه؟ ‫- کی؟

‫اون دختر بلونده که اونجا نشسته ‫با کت خوشگل و کفش‌های ردیف

‫اگه اونی که فکر میکنم باشه، ‫بدجور ازش متنفریم

‫دیشب، ازم دزدی شد

‫درسته

‫توی مراسم رقص لیلی بودم

‫بی‌صبرانه منتظر اون لحظه بودم

‫اولین تک‌رقص باله‌ی بچه‌م

‫خیلی‌خب، الان شروع میشه

‫این لحظه به اون دو هزار دلاری که به آموزشش دادم می‌ارزه

‫چی؟

‫ای خدا. نمیتونم ببینم

‫مگه نگفتن فیلمبرداری ممنوع؟

‫عذر میخوام. خانم؟

‫دیدی چی شد؟

اون زن ترسناک از من دزدی کرد

اونم از لحظه ای افتخار کردن یه پدر

و مجبورم کرد به دخترم دروغ بگم

"لیلی خیلی خوشگل رقصیدی" ولی واقعا همینطور بود؟

!روحمم خبر نداره

چرا همون دیشب دهنشو سرویس نکردی؟

البته مسلما منظورش با کلمات بود

وایسا ببینم، مردا می تونند دهن یه زن رو سرویس کنند؟ - نه -

...نه! اصلا می دونی چیه

...میتونستم دیشب نفرینش کنم

...ولی زنیکه خودخواه موقعی که

رقص دخترش تموم شد، رفت

امیدوارم اینجا قانونی در مورد ایجاد هیاهو نداشته باشید

می دونی، واقعا حس نکردیم که لازم باشه براتون تابلو بذاریم

.چون، میدونی دیگه، تمدن

خب، به یکی که اخلاق حالیش باشه جواب میدم

!هی! برگرد اینجا حتی نمی دونی خودشه یا نه

داری این حدس رو از پشت سر یه آدمی میزنی

که توی تاریکی دیدیش

شاید از پشت سر بتونی دوست پسرتو ...بشناسی، اما

ببخشید

با این که حرفت رو قبول دارم و می خوام روی میچل تستش کنم

،اونم بدون تشکر از تو اما یه حد و مرزی هست

پس مامان، نمی دونستم که قراره اینجا باشی

...خب، راستش براش برنامه نریخته بودم

...از موقع طلاق تا حالا این آدما رو ندیدم

آره - بعدش دوست پسر جدیدم باید می رفت سر کار -

منم با خودم فکر کردم دی دی جون برو یه تفریحی بکن

!آره

پس، تنها اینجایی؟

!عالی بنظر میای

!لباست خیلی خوشگله

ممنون

توی صندوق عقب ماشینی که خریدم پیداش کردم

یه لحظه، مامان

کم داره پیام میده

عکس پشت سر یه نفره

و نوشته "خودشه؟"

نمی دونم داری درباره ی چی حرف میزنی

ایموجی بوس

ببخشید. می تونیم یه عکس بگیریم؟

!عزیزم

بابا، چه مهربون

‫واقعا؟

‫اگه بعدا بینمون بهم خورد، حداقل مدرک داشته باشم

خدایا

هی، عصبانی نباش - شوخی می کنی؟ -

غیب شد، باشه؟

اون کفشایی که درست می کنه بی صدا اند - خدا -

!پس اینجایی

باشه - خب -

اگه این خانواده ی اولم نباشه

چه سوپرایزی مگه نه؟

آره! فکر کنم برایان دعوتم کرد

بخاطر اون تابستونی که دعوتش کردیم

یادته اون موقعی که داشتی لباس زیر‌های برایان رو تست می کردی مچت رو گرفتم؟

نه، اصلا... مامان

فقط خودمون چهارتاییم؟ - آره -

آره، و تو کجا میشینی مامان؟

می تونم تا میزت همراهیت کنم

الان میریم. می خوام یکم تاب بخورم

اصلا کسی رو سر میزم نمیشناسم

خب، گلوریا اینجا نیست - خیلی ممنون -

...بیا. بذار من

باحاله

گروه دوباره دور هم جمع شده - آره -

کسی شامپاین میل داره؟

آره - من که حتما -

حتما - آره -

من سینی رو میگیرم

پذیرش سخت تر شده

از هر 10 تا درخواست ثبت نام تنها 4 تاش قبول میشه

تو از شرایط سخت تر از این عبور کردی

تا شش سالگی یادمون رفته بود برای واکسن زدن ببریمت

از افتخارات دانشگاه میشه به فارغ التحصیلای زیاد اون اشاره کرد

که شامل دانشمندان، روزنامه نگاران

و یه نمایشنامه نویس شناخته شده اشاره کرد

شناخته شده؟

تصورش رو بکن می تونستند چندتا کلوچه بفروشند

اگه اسمش رو می ذاشتند "عاموس شناخته شده"

بند کفشات رو بستم به همدیگه

مامان، چت شده؟

دارم آمادت می کنم

،اگه نتونی به خودت بخندی بعدش تبدیل به یه سوژه میشی

‫دوران دیوونگی دانشگاه، رفیق

‫ببخشید، استفی؟

پسر من "تیم"، یه نرم افزار مالی رو توسعه داده

که باعث شد توجه چند نفر توی بانک "جی پی مورگان" بهش جلب بشه

پس لازمه که بتونه در حین تحصیل کارش رو هم ادامه بده

اصلا مشکلی نداره

خیلی از دانشجو ها همراه با تحصیلشون کار هم می کنند

ببخشید، استفی؟ - داری چیکار می کنی؟ -

پسر من یه ترامپولین باز تازه کار شناخته شدست

‫بابا!

بنظرم شما تجهیزات ورزشی دارید تا

اون بتونه پیشرفتش رو توی هنرهای عملی و سالم ادامه بده؟

‫مطمئن نیستم فهمیده...

‫شماها ترامپولین دارین؟

‫فکر کنم یه کوچیکش توی مهد کودک باشه

More Farsi Persian subtitles for Modern Family

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left