Schitt's Creek

Schitt's Creek

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 3

リリース情報

Schitts Creek S03E10 720p WEB-DL PaHe
解説: _SinCities_
█☀️ مترجم: سینا صداقت☀️█

タグ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
TS
公開日: 2020-11-15
ダウンロード: 33
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

!بچه‌ها! خبرِ هیجان‌انگیزی دارم

اوه خوبه. دیوید، امیدوار بودم خونه باشی

مرسی

تو از کارِ فوق‌العاده عکاسِ نیویورکی سباستین رین خبر داری دیگه؟

منظورت دوست پسرِ سابقمه

تو کِی با سباستین رین دوست بودی؟

اونا تقریباً یک ماه و نیم با هم دوست بودن

و دیوید خیلی به خاطرش ناراحت شد

خیلی خب، تقریباً سه ماه بود

اگه ماهی رو که با بقیه هم رابطه داشت رو حساب کنیم میشه چهار ماه

و تو از طریقِ من باهاش آشنا شدی

این مزخرفه

من سباستین رین رو سال‌ها قبل تو افتتاحیه‌ی هنری دیدم

تو گالریِ من

و میشه لطفاً دیگه اسمِ کاملش رو نگی

اون یه هیولاست، که از آدم‌ها استفاده می‌کنه

و ولشون می‌کنه به حالِ خودشون - آره -

،دلم نمی‌خواد سازِ مخالف بزنم، دیوید ،ولی تایمز و من

هردو سباستین رین رو دوستِ عزیزمون می‌دونیم

یادته وقتی ولت کرد؟

و یک سالِ تمام هر روز کلی چوب شور خوردی و «خاطراتِ بریجنت جونز» رو تماشا کردی

،یه سالِ کامل نبود

و در مورد چوب شورها احساسِ شرمندگی نمی‌کنم

خب، دیگه نمی‌خوام بیشتر بدونم

نه، اون چی؟

داره میاد اینجا

چی؟ چی... چرا؟

سباستین رین می‌خواد تو یه پروژه با من همکاری کنه

و تو که با تعهدش به کارش آشنایی

اون مایله این همه راه بیاد اینجا

وقتی اگه من رو با هواپیما می‌برد نیویورک آسون‌تر بود

و تفریحِ خوشایندی می‌شد

ولی سباستین رین سوژه‌هاش در اولویت قرار میده

و بهم گفت که باید به این احترام بذارم

خیلی خب. می‌دونی چیه؟ واسم مهم نیست

پس می‌تونی هر کاری دلت می‌خواد بکنی

،می‌تونم کنسلش کنم

ولی تو الان بهم گفتی که واست مهم نیست

پس حالا چاره‌ای جز دیدنش ندارم

« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.

فکر کنم اون داره میاد

پس میشه لطفاً بری جلوی پنجره و چک کنی؟

اون کیه؟ - سباستین رین -

به احتمالِ زیاد یه پلیورِ خیلی گرون‌قیمت پوشیده

که خیلی گرون‌قیمت به نظر نمیاد

...اون یه جورایی خیلی

خیلی خوش تیپه و یه جورایی مثل بی‌خانمان‌هاست؟ آره

آره. پس داره میاد اینجا

اوه، واقعاً؟ باشه

داره قدم می‌زنه - داره قدم می‌زنه -

داره به سمتِ اینجا قدم می‌زنه - داره کجا میره؟ -

و حالا داره میاد تو - ...حالا داره میاد تو -

و حالا اینجاست

اینجاست. خیلی خب

دیوید

...اوه - وای -

...اینجا

دقیقاً همونطوره که تصورش کرده بودم

سباستین

تو اینجایی

فکر می‌کردم قراره بری پیشِ مادرم

خیلی از دیدنت خوشحالم

...نگاهش کن... تو خیلی

سالم به نظر میای

مرسی

باورم نمیشه اینجا زندگی می‌کنی

به نظرم تو شجاعی

سلام

استیوی

از پلیورت خوشم میاد

تو باید دوست دخترِ دیوید باشی

...نه - نه، من صاحبِ مُتلم -

پس این باعث میشه یه جورایی صاحب‌خونه‌ات باشم

نه. اینطور نیست

استیوی، استیوی، استیوی

خیلی دوست دارم یه روز یه عکسِ لُختی ازت بگیرم

باشه

!باشه؟

،دیوید، فکر کنم شاید شب رو بمونم

،پس امیدوارم بتونیم می‌دونی... تجدید خاطره کنیم

...آره، این روزها خیلی سرم شلوغه

آره، فقط حس می‌کنم من و تو کارِ ناتموم داریم

اتاقِ 5 خالیه

اتاق 5 عالی به نظر میاد

خیلی شجاعی

خیلی شجاع - باشه -

!مویرا

!سباستین رین

!سلام - !اوه -

اینجا قشنگ و دل باز نیست؟

فکر کنم شاید یکی از کافه‌های محلی مورد علاقه‌ام باشه

دوستش دارم. خیلی آروم به نظر میاد

تو نیویورک نمی‌تونی همچین جایی پیدا کنی

جای خالیت تو نیویورک احساس میشه

تو زیادی مهربونی

و درست میگی

تعریف کن ببینم، سباستین

!همه چی رو برام تعریف کن

خب، من تازه از لندن برگشتم

با مدونا رفته بودم تور

اون یه سری آنتی پرتره سفارش داد

خب، این محشر به نظر میاد

می‌خوام یه کارِ محشرتر با تو بکنم، مویرا

.بیا، بریم قدم بزنیم .خلاقّیت همیشه سرِ پا شکوفا میشه

بقیه‌ی چیزها مزخرفن

من تازه یه سانکاچینو سفارش دادم

روزِ قشنگیه

و تو سوژه‌ی خیلی خوشگلی هستی

سباستین باید خواهش کنم انقدر ازم تعریف نکنی

به وقتش

یه فرمِ کوتاه دانشگاهی دارم که باید پر کنی

حتماً

این چیه؟

هیچی. فقط نوشته من اینجا کار می‌کنم

آهان. این برای ساعت‌های داوطلبانه‌ست

ولی تو اینجا داوطلب نیستی

تو اینجا کار می‌کنی

ولی من داوطلب میشم اینجا کار کنم

چون این کارته

خیلی خب، ولی برای فارغ‌التحصیلی ...به این ساعت‌ها نیاز دارم

پس به نظر میاد باید یه جایی

برای داوطلب شدن پیدا کنی

خب. فقط فکر کردم ساعت‌های ،خدماتِ اجتماعیم

اعمال بشن، ولی به حساب نمیان

...چون به حکمِ دادگاه بودن. پس

آره، فکر کنم کلاً هدف از داوطلب شدن

اینه که یه چیزی اهدا کنی، مگه نه؟

خیلی خب. حتماً. ولی هر چی که اهدا کنم

باید در عرضِ دو هفته اتفاق بیوفته

خب، شاید یه چیزی واست داشته باشم

ولی... فکر نکنم علاقه‌ای داشته باشی

امتحانم کن

خب، من چند بار در ماه با چندتا سالمند کار می‌کنم

وای. چقدر قشنگ

فقط این که من یه مشکلی با منگوله پوستی و بوی آدم‌های پیر دارم

پس شاید لازم باشه بهش فکر کنم

،خب، ولی امشب خوش می‌گذره .قراره بهشون رقص یاد بدم

پس مجبور می‌شیم بهشون دست بزنیم

!اوه، پیشت! هی، جانی

!بیا اینجا! بیا اینجا! بیا اینجا

هی رولند - !بیا بشین. بشین. بشین -

خیلی خب. حالا وانمود کن داری باهام حرف می‌زنی

خب دارم باهات حرف می‌زنم

نه. اینجوری نه

باید خیلی محاوره‌ای‌تر باشه

...می‌دونی، مثل

«آره هوا سرده»

خیلی خب، متوجه نمیشم

خیلی خب، بهتره

ولی سعی کن یکم صمیمی‌تر باشی - جریان چیه؟ -

باب سعی داره دوباره دورهمی شبونه‌ی پوکرش رو برپا کنه

و می‌خواد منم بازی کنم

و من پولش رو ندارم

خب پس فقط بگو نه، محترمانه رد کن

خب این جواب نمیده، جانی

بهش بگو که امشب یه کاری باهم می‌کنیم، باشه؟

بهش بگو... بگو امشب من رو می‌بری سلمونی

سلمونی؟ - سلام جانی -

رولند - اوه، باب -

نزدیک بود نبینم اونجا نشستی - آره -

فقط داشتم با جانی گپ می‌زدم

خب، فقط می‌خواستم بهت خبر بدم که

،داریم دوباره پوکرِ شبونه رو شروع می‌کنیم

...پس اگه علاقه داری

...خب

من خوشحال میشم بازی کنم، باب

واقعاً؟ - ...خب -

!عالیه

خب، گوش کنید هردوتون رو تو خونه‌ام می‌بینم،

حوالیِ ساعت هفت

ساعت هفت

میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

تو اصلاً می‌دونی الان چه اتفاقی افتاد؟

اوه! دور شدن از زندگیِ شهری خیلی خوبه

قدم گذاشتن تو دنیای یکی دیگه خیلی آرام بخشه

یکی از دلایل این که اینجا رو واسه سکونت انتخاب کردیم همینه

به نظر میاد دیوید حالش خوبه - ...خب -

ببخشید؟

یکم پیش تو مُتل بهش برخوردم

تو مُتل؟

و من رو باش که فکر می‌کردم

خیلی واضح بهت گفتم که مستقیم بری کافه

عجب نامردی هستی

آره، رسیدم اینجا و فکر کردم احتمالاً بهتره که اتاق بگیرم

فقط یه روز به نظر کافی نمیومد

واسه خودت اتاق گرفتی؟

!اوه، چقدر خوش شانسی

معمولاً اتاقِ خالی نیست

حتماً اسمِ ما رو آوردی

ولی سباستین، فکر می‌کردم که تو فقط ...امروز واسه یه مشورتِ سریع اینجایی

هی! چیکار می‌کنی؟

شرمنده، به خاطرِ جوریه که نور روت میوفته

عکس خود به خود گرفته شد

ولی باید دکمه رو فشار می‌دادی دیگه

سباستین نکن، تو رو خدا

ترجیح میدم الان حرف بزنیم و بعداً ازم عکس بگیری

پس فعلاً بهتره ازم عکس نگیری

...خواهش می‌کنم

نگران نباش، فقط دارم ازت برای تنظیم دوربین استفاده می‌کنم

این فقط پس‌زمینه‌ست

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left