Cougar Town

Cougar Town

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 6

リリース情報

Cougar Town S06E12 A Two Story Town 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 12 Cougar Town 2009 زیرنویس فارسی سریال

タグ

webdl
公開日: 2025-12-28
ダウンロード: 8
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

تیشرت قدیمی «جشنواره‌ی خرچنگ» بابی

اون تو آشپزخونه‌ی ما چیکار می‌کنه؟

اوه، بابی هیچ‌وقت نفهمید

که هر کشویی واسه یه کاریه

واسه همین وسایلشو همه جا پخش می‌کرد

خیلی عجیبه

پسرخاله‌م «چسنات» هم همین‌جوری بود

البته قبل از اینکه خوک‌های خودش بکشنش

خب، ممکنه خوکا کشتنش باشن

ولی «قتل» نبوده. قتل یعنی از قبل براش نقشه کشیده باشن

اوه

نه، به قتل رسیده. قراره براشون دادگاه بذارن

خوکا وکیلِ خوکی دارن؟

نه، وکیلای آدمیزاد دارن

خوکا و آدما چطوری با هم حرف می‌زنن؟

مترجم دارن

رو دو پا راه می‌رن یا چهار پا؟

تو دادگاه رو دو پا. بی‌خیال بابا

تنشون از اون لباس‌های سرهمیِ زندان می‌کنند؟

خیلی خب، تمومش کنین. قبلاً هم این بحثِ

مسخره رو داشتیم

مطمئنی؟ مگه اینکه قبلاً

یه جای دیگه در مورد «خوک‌های قاتل در دادگاه» حرف زده باشم

آره، مطمئنم

بعد از شش سال و صدها تا داستان

طبیعیه که بعضیاشون تکراری بشن

و این خیلی خوبه

تا وقتی آدمایی که داری براشون تعریف می‌کنی رو دوست داشته باشی

دارم بدجوری احساساتی می‌شم

و حس می‌کنم یه هفته واسه این کارا زوده

عزیزم، این هیچ‌وقت تمومی نداره

آره خب، پسرخاله «چسنات» هم همین فکرو می‌کرد

قبل از اینکه خوکا بهش شلیک کنن

جولز، بابات می‌دونه

اینجا نمی‌تونه مشروب قاچاق بفروشه، نه؟

احتمالاً نه، ولی اونا گروهِ نوازنده‌های کوزه‌زنشن

استخدام شدن که فردا شب تو «پلازا» اجرا کنن

هی بابا

هیجان داری که فردا

با گروه «کوزه‌های گنده» بترکونی؟

خب، اولاً که «کوزه‌ها» اهلِ راک نیستن

ما فوت می‌کنیم. دوماً، همین الان از هم پاشیدیم

چی شده؟

خواننده‌ی مرحوممون، «ارور»، مُرد

اوه، خیلی متاسفم

اشکالی نداره. به مرگ طبیعی مُرد

تو سن و سال ما، هر صبحی که بیدار می‌شی

خودش یه سورپرایزِ دلپذیره

«واز»، پسرِ ارور، جاشو گرفت

که تا اینجاش مشکلی نبود

تا اینکه اصرار کرد نامزدش رو هم بیاریم تو گروه

استعداد نداره؟

اون یه دختره

ما مردیم

«کوزه‌ها» همیشه مرد بودن

حالا افتادیم تو این وضعیتِ «یوکو اونو»‌ طوری

اوه، مثل اون نوشیدنی شکلاتیه؟

وازِ احمق

از مردم متنفرم

از همه‌ی مردم یا فقط بعضیا؟

فقط از آدمای عوضی و لوده‌ها

احمق‌ها، گاگول‌ها و نپخته‌ها

«نپخته» دیگه چه صیغه‌ایه؟

صداتو ببر، ابله

«چیک» بدجوری ضایعت کرد

خفه شو مرتیکه. م‌م

فکر کنم یه دوستِ صمیمیِ جدید پیدا کردم

اوه، تام اونجاست. هی تام

تام

آخ

اوه، سلام بچه‌ها. اِم، ببخشید. داشتم فقط

آره، داشتی دنبال قربانیِ بعدیت می‌گشتی؟

اوه، اون مـ... مِریه

اون خواهرِ بیماریه که

ماه پیش روش عمل «ونتریکولوستومی» انجام دادم

تمام مدتِ دوره‌ی نقاهت، کنارش نشسته بود

دستشو می‌گرفت و آواز می‌خوند

حتی وقتی که خواب بود

اون مثل یه فرشته‌ست

دلم می‌خواد ببینمش. هی، مری

هی فرشته کوچولو، اینوری رو نگاه کن

تام، باید از اون دختره دعوت می‌کردی بری بیرون

نمی‌تونم

شاید براتون عجیب باشه

ولی من گاهی اوقات پیش زن‌ها یه حسِ... چندش‌آوری می‌دم

نه بابا، این‌طوری نیست

تو؟ داری پیازداغشو زیاد می‌کنی

واقعاً همین‌طوره

جدی؟ نه، اصلاً امکان نداره

بی‌خیال! نه نه، جدی می‌گم

به هر حال، دیگه قبول کردم که قراره تنها بمونم

من مثل شماها خوش‌شانس نیستم

شماها همه‌تون کسی رو که قراره تا ابد باهاش باشین پیدا کردین

حالا ببینیم چی می‌شه. م‌م

اوه تام، تو لیاقتِ داشتن یه آدمِ خاص رو داری

که باهاش بخندی

یکی که باهات شوخی‌های مسخره بکنه و بگه

«هی، ما هردومون دختریم.»

چی؟

این دیگه خیلی با جزئیات و عجیب بود

عجیبه

تام، کجا رفتی؟

یا اون پایین مچاله شدی و داری غصه می‌خوری؟

مچاله شدم. خب تام، گوشیتو بده

می‌خوایم مری رو دعوت کنیم

خیلی خب لوری، تو تو پیام دادن استادی

ووهو! حله. واژه‌ی باحالی بود جولز

تام، اگه جلوی زن‌ها انقدر دست‌وپاتو گم می‌کنی

پس چطوری ازدواج کردی؟

من و همسرِ خدابیامرزم تو مهمونی شب سال نو آشنا شدیم

آهنگ و رقص بود

و یه جورایی با هم جفت شدیم

داشتیم می‌رقصیدیم و همون نیمه‌شب، همدیگه رو بوسیدیم

بعد از اون، باهاش کاملاً احساس راحتی می‌کردم

بهترین لحظه‌ی عمرم بود

آخی. منم اولین بوسه‌م با جولز یادمه

بهترین بوسه‌ای بود که تا حالا داشتم

آره، بوسه‌ی فوق‌العاده‌ای بود

قطعاً واسه من

هشتمین بوسه‌ی برتر بود

گفته بودی هفتمم که خیلی ضایع بود، ولی باهاش کنار اومدم

چطوری سقوط کردم؟

لوری و الی داشتن با هم مسابقه می‌دادن

که ببینن لبای کی نرم‌تره

و به یه داور نیاز داشتن، واسه همین یه ساعت بعد

لوری و الی مشترکاً شدن نفر اول

و تو سقوط کردی به رتبه‌ی هشتم

دلیلش اینه که من هر روز صبح

یه ساعت بیت‌باکس تمرین می‌کنم

ورزشِ لب خیلی مهمه

هر کاری می‌کنی، جواب می‌ده

ماچ

خب، خب. این چطوره؟

«هی دختر، دکتر تی هستم، طبیبِ رویاهات

نظرت چیه بیام خونه معاینه‌ت کنم؟»

قطعاً اینو نفرست

الان که فکر می‌کنم

شاید بهتر بود قبل از اینکه دکمه‌ی ارسال رو بزنم

نظرتون رو می‌پرسیدم

هشتم! من نمی‌تونم هشتم باشم

آروم باش. فقط یه بوسه‌ست

تو هنوز تو مهم‌ترین دسته‌بندی نفر اولی

اوه

و، اِم، چه دسته‌بندی‌ای؟

ای بابا! کاش یه چیزی آماده کرده بودم

مری فکر کرد پیامم خنده‌داره

گفت فردا باید بریم بیرون

تام، عالیه

باورنکردنیه. ولی از اینجا به بعد همه‌چیز خراب می‌شه

استرس می‌گیرم و عجیب غریب می‌شم

فکر می‌کنه آدم‌ حسابی نیستم و وسط قرار ولم می‌کنه

و اونوقت مجبورم خودمو بکشم

شاید بهتر باشه کلاً کنسلش کنم

تام، سخت نگیر

قد و قواره‌ت مثل نردبونه. واو

این قرار خیلی خوب پیش می‌ره

فقط باید برسونیمت به اون اولین بوسه

تا بتونی آروم بشی و خودت باشی

چطوری برسم به بوسه؟ من داغونم

هیچ مهارت عاشقانه‌ای داری که بتونی رو کنی؟

بذار ببینم. با لاک‌پشت‌ها رابطه‌م خوبه

خیلی خب

اِم، یکی از زانوهام به هر دو طرف خم می‌شه

اوه، به زبان «گاتنیش» مسلطم

که یه گویشِ نوردیکِ خیلی قدیمیه که منقرض شده

رقصم هم عالیه. همین

عالیه! صبر کن. گاتنیش یا رقص؟

خب، قرار این‌طوری پیش می‌ره:

میری دنبال مری

خیلی هم جذاب برخورد می‌کنی چون من یادت دادم

که چی بگی

گریسون هم همون نزدیکیاست که اگه شروع کردی به عجیب‌ بازی درآوردن

یه دوچرخه‌سواری عاشقانه تا شهر می‌کنین

و اگه خواستی یه حرفِ مزخرفی بزنی

فقط تندتر یا کندتر رکاب بزن تا ازش دور بشی

میرین یه فیلم عاشقانه می‌بینین که اصلاً توش حرف زدن نباشه

از کنارِ مردی رد می‌شین که نیاز به کمک داره

و با مهارت‌های پزشکی‌ت، مری رو انگشت‌به‌دهن می‌کنی

بعدش هم برای نوشیدنی میرین میخانه پیشِ دوستات

منم یه داستان خنده‌دار تعریف می‌کنم که همه رو بخندونه

وقتی یه آهنگ عاشقانه از دستگاه پخش شد

تو و مری با هم می‌رقصین

و بعدش می‌بوسیش و می‌گی:

«تمام عمرم منتظرت بودم.»

دیدی گفتم جواب می‌ده؟

صبر کن، یعنی بخشی از تخیلاتت اینه که

بیای پیش من و پُز بدی که نقشه‌ت جواب داده؟

آره دیگه

ولی من که نگفتم جواب نمی‌ده

پسر، این موضوعِ تامه. به خودت ربطش نده

آره، صداشو ببر قهرمان. واسه یه بارم که شده این موضوع به من مربوطه

در واقع، انقدر براش برنامه‌ریزی کردم که

فکر کنم یه جورایی به من مربوط می‌شه

اوه، می‌دونم عزیزم

خب تام، چه حسی داری؟

عالی. قراره بترکونم تو قرارم

منظورم اینه که، قرار رو داغون کنم

کمتر حرف بزن

همون پیرهنی که برات گرفتم رو پوشیدی؟

اـ... البته. حله. شلوار چی؟

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left