Family Guy

Family Guy

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 8

リリース情報

Family Guy S8E17 HDTV
解説: breaking bad
گروه ترجمه ایـران فیـلـم | کـیـارش

タグ

HDTV
hdtv
HD
公開日: 2013-09-19
ダウンロード: 36
聴覚障害者向け: Yes

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

عصر بخير ، آمريکا امشب برنامه ي

يک ساعته اي از سريال مرد خانواده نمايش ميديم

که با يه اپيزود خيلي خاص شروع ميشه

و در ادامه بعضي کليپ هاي موزيکالي که تا کنون نديده ايد

درسته

پس ، بدون اينکه توضيح بيشتري بديم

اينم از نمايش "اســتــويــي" و "بــرايــان"

خب ، در واقع اسمش بــرايــان" و "اســتــويــي" هستش"

جداً ؟ نبايد اول اسم انسان بياد بعد اسم حيوان

"مثل "ترنر و هوچ

فکر نمي کنم اون فيلم مثال خوبي باشه

براي هر چيزي

گذشته از اين ، اين منطبق بر الفبا هست

تو ازشون خواستي اول اسم تو رو بيارن ، مگه نه ؟

خانم ها و آقايون ، اينهم از نمايش "بــرايــان" و "اســتــويــي"

رقت انگيزه

عجله کن

بايد قبل از اينکه ببندن يه سري به "ويندهامز" بزنيم

ريلکس باش ، تقريباً تموم شد

حالا اصلاً تو واسه چي بايد يه صندوق امانات داشته باشي ؟

چي توش داري که نميتوني اون رو تو حياط خاک کني

يه چيزايي دارم

يه پرنده مرده اون تو داري ؟

ميخواي باهاش چيکار کني ؟

مي خوام ببرمش خونه

به "لــويــيــس" نشونش بدم تا بهم افتخار کنه

هي ، دارم از گشنه گي ميميرم بريم ناهار بزنيم ؟

نمي تونم ،من تحت رژيم لاغري "جِني کِريگينگ" ام و واسه محصولاتش پول دادم

و اگه بخوام اين ژاکت رو پس بدم ، بايد بجنبيم

.تا ساعت 6 و نيم به "ويندهامز" برسيم ساعت 6 و نيم ؟ -

آره ، بايد قبل از 14 روز برش گردوني تا پسش بگيرن

دوسش دارم ، ولي فکر ميکنم خيلي جسورانه بود

قشنگه ، نه ؟

طراحي "تام براون" ـِ

قيمتش 3 هزار دلار بود

تو بخاطر يه ژاکت 3 هزار دلار دادي؟

به تو چه ؟

اين احماقانه ترين چيزيه که شنيدم تو خيلي کم عقلي

يه متظاهر کم عقل

بي خيال شو به هر حال که دارم پسش ميدم

اصلاً از کجا اونقدر پول آوردي ؟

"به توي لعنتي ربطي نداره" ! از اونجا

ميدوني ، امروز بيرون رفتنمون خيلي خوب شروع شد

ولي طبق معمول تو بايد خرابش کني

من بايد خرابش کنم ؟

آره ، تو

، ميدوني ... در واقع اميدوار بودم که

تو با من در مورد برگردوندن ژاکت ... صحبت مي کني

پس ، تو درست ميگي فکر کنم من خيلي بي عقلم

ميدوني ، يه بار هم که من سر حالم

تو بايد بياي و کاري کني احساس حماقت کنم

...ببين ، من منظوري نـ - حرف نزن ، باشه ؟ -

من بيرون ، زير سايه بون ، منتظر مي مونم

اشتباه خودم بود که فکر مي کردم مي تونم يه سري کارهاي خوب بکنم

من ديگه احساس شادي ندارم

احساس مي کنم خودتم ميدوني

چي بود ؟

باورم نميشه

!آهــاي ؟ !آهــاي ؟

ما گير افتاديم

تو ... تو پوشکت رو خراب کردي ؟

وقتي در بسته ميشه من خيلي ميترسم

گـروه تـرجـمـه ايران فيلم تـقـديـم مـي کـنـد

گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـلــم تـقـديـم مـي کـنـد

گـروه تـرجـمـه ايــران فــيــلــم تـقـديـم مـي کـنـد

گـروه تـرجـمـه ايـــران فـــيـــلـــم تـقـديـم مـي کـنـد

گـروه تـرجـمـه ايــــران فــــيــــلــــم تـقـديـم مـي کـنـد

گـروه تـرجـمـه ايـــــران فـــــيـــــلـــــم تـقـديـم مـي کـنـد

گـروه تـرجـمـه ايـــــــران فـــــــيـــــــلـــــــم تـقـديـم مـي کـنـد

گـروه تـرجـمـه ايــــــــران فــــــــيــــــــلــــــــم تـقـديـم مـي کـنـد

گـروه تـرجـمـه ايـــــــــران فـــــــــيـــــــــلـــــــــم تـقـديـم مـي کـنـد

قــســمــت 17 از فــصــل 8 "بــرايــان" و "اســتــويــي"

! هي

! آهــاي ! آهــاي

! يکي کمک کنه

ما اينجا گير افتاديم

سعي بي خودي نکن

خزانه ي بانک به صورت خودکار بسته ميشه

در آخر ساعت کاري

و ديگه هم تا فردا صبح باز نميشه

خب ، بايد يه راهي باشه ، فکر کن

نميدونم تو خودت فکر کن

خب ، من که نظري ندارم

پس ، تو يه ماشين زمان اختراع مي کني

ولي نميتوني بگي چجوري از اينجا در بيايم ؟

آره ، اون علمـه من که "هوديني" نيستم

نميتونم باور کنم اينجا گير افتاديم

تا فردا تنها چيزي که امروز خورده بودم

انگورايي بود که موقع صبحانه زيرپاي "کــريــس" له شده بودن

نيم ساعت طول کشيد

تا تونستم از رو زمين جداشون کنم

من ناراحتم بايد پوشکم رو عوض کني

من پوشک تو رو عوض نمي کنم

اينجا که پوشک نداريم

اوه ، خدا ، اون بو

داره داغونم ميکنه

اوه ، ممنون از اينکه آگاه ام کردي

من نميتونم اينطوري بمونم

تا فردا ميدوني

خب ، نمي دونم انتظار داري من چيکار کنم

نميدوني ؟

نه نمي دونم

اينطوري به من نگاه نکن

ببين ، ميخوام يه چيزي رو پيشنهاد بدم

و ازت ميخوام که خوب گوش کني

قول ميدي گوش کني ؟

فکر کنم

فکر مي کني گوش ميدي يا گوش ميدي ؟

آره ، گوش ميدم

خب ، نميشه که پوشک من خيس باشه

"تا فردا "بــرايــان هردومون اينو ميدونيم

مشکل پوستي پيدا مي کنم

و ممکنه عفونت کنه اگه اينطوري بمونه

باشه ، خيلي خب من پوشک رو درميارم

اين کمکي به مشکل ما نمي کنه ، ميکنه ؟

چرا ، کمک ميکنه

نه ، نميکنه ، واقعاً

... ببين ، تو ... تو

تو که واقعاً فکر نميکني اين کار چاره ساز باشه

ما هنوز با مشکل بو روبه رو هستيم مي بيني

و ... و ... قطعاً ، ميدوني

بعد من بدون پوشک قراره چيکار کنم ؟

قرار نيست که اينجا بدون پوشک راه برم

من يه پوشک تميز احتياج دارم

گفتم که ، پوشک تميز نداريم

خب ، خب ، نداريم منظورم اينه که در حال حاضر نداريم

ولي اگه شماره دو پاک بشه از روش

نـگـرفـتـم

اگه شماره دو پاک بشه

چــ... چي داري ... ؟ ميخواي به چي برسي ؟

بخورش

چـي ؟ "بخورش ، "بــرايــان

تو کسخل شدي

نه ، تو قول دادي که به حرفام گوش کني

بعلاوه ، مسئله مهمي نيست که ؟

خودت گفتي که داري از گشنگي ميميري

"و ميدوني ، من ديدم که تو قبلاً هم شماره دو خوردي ، "بــرايــان

آره ، مال خودم رو

حالا مگه خيلي فرق ميکنه ؟

مال خودم بود

..حتي تصورش رو هم نميتونم بکـ

! تو مريضي ! تو مريضي

پيش خودت چي فکر کردي که يه همچين درخواستي ميکني ؟

ببين ، باشه ، باشه فقط آروم باش ، باشه ؟

... قرار نيست که فقط داريم صحبت ميکنيم

هنوز که کاري نکرديم

باشه فقط داريم صحبت ميکنيم

و در اين لحظه هيچکس ، هيچکاري نکرده

سگ ها بعضي مواقع فضولات ميخورن

اين که قضاوت نيست يه حقيقتـه

پس ، کاري که ازت ميخوام انجام بدي اينه که ميخوام چيزي که تو پوشکم هست رو بخوري

و پوشک رو کاملاً ليس بزني تا تميز شه شايدم پشتم رو ليس بزني

و دوباره پوشکم رو ببندي

شايدم پشتم رو ليس بزني

آره ، بايد شروع کني به پاک کردم پشتم

امکان نداره ، هيچکدوم از اينها اتفاق بيفته

خب ، من که راه ديگه اي نميبينم ، تو مي بيني ؟

قبل از هر چيز خودم رو با تير ميزنم

خب ، ميخواي به خودت شليک کني ؟

اينجا که تفنگ نداريم

يه تفنگ تو صندوق اماناتت داري ، مگه نه ؟

اســتــويــي" ، بيخيال" تو نميدوني چطوري ازش استفاده کني

اوه ، واقعاً اگه اينطوري بگيرمش چي ، مثل اين سياه پوستا ؟

واو ، واو ، بيخيال پسر سخت نگير ، باشه ؟

نميخوام درد سر ساز شم

هيچ درد سري وجود نخواهد داشت

اگه تو شماره دو منو بخوري

اين اتفاق نمي افته

پس ، مجبورم بهت شليک کنم

بفرما ، هيچ گلوله اي توش نيست

باور نميکنم - پس شليک کن -

شليک ميکنما - بکن -

پس منتظر چي هستي ؟ شليک کن

شليک ميکنم کله ي لعنتيت رو ميترکونم

صبر کن ، تو موبايل همرات نيست ؟

! راست ميگي

اوه ، نه ، باتريش داره تموم ميشه

بايد سريع انجامش بدم

عجله کن

داره بوق ميزنه

اوه ، خدا رو شکر

يالا ، يالا

بله ، سلام مي تونيد منو به طراح لباس مردونه وصل کنيد ؟

ممنون - داري چيکار ميکني ؟ -

يه لحظه بيشتر وقت نميگيره

بده به من - وووو -

سلام ، من "اســتــويــي گــريــفــن" هستم

آه ، دارم با چه کسي صحبت ميکنم ؟

"سلام ، "متـيـو

فکر کنم شما اون فروشنده اي هستيد که به من کمک کرد

که دو هفته پيش ژاکت "تام براون" رو بردارم

بله ، ميخواستم ببينم

اون شب "The Bounty Hunter" در مورد فيلم

خب ، خيلي لذت بردم ، ممنون

حافظه خوب داري

... به هر حال ، ژاکت اندازم نيست و

! اون گوشي لعنتي رو بده من - ! هــي -

تمومش کن

و فکر نميکنم بتونم

قبل از وقت اداري امروز برسم بيام

More Farsi Persian subtitles for Family Guy

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left