最初の200行です。
آنچه رخ داد
کیه؟
باب کرکلند از امنیت ملی
شما رو می شناسم؟ نه، ولی من شما رو می شناسم
همه چی رو برام بیارید
جین خیلی از روابط رد جان رو اینجا جمع کرده
خیلی خوبه
چرا این موضوع به امنیت ملی مربوطه؟
یه خورده پیچیده ست
مامور لیزبن، جین. از سی بی آی
فقط پرسنل اف بی آی می تونن بیان
آره ما هم نمی خوایم اینجا باشیم
ولی دعوت شدیم
می تونی به مامور رید اسمیت بگی
که ما بنا به درخواستشون اینجائیم؟
به نظرت اسمیت چی می خواد؟
نمی دونم. تو چی فکر می کنی؟
هر وقتی ما به دیدن یکی از این مظنونای رد جان می ریم
احوالاتم بهم می ریزه
واقعا؟! نمی دونستم...
واقعا؟
اوه
جین، لیزبن، ممنون که اومدین
دلت تنگش شده بود؟ کی می تونه بگه نه؟
چه کمکی از ما برمیاد مامور اسمیت؟
ما یه جسد پیدا کردیم
فکر کردم به نظر شما جالب بیاد
و از کجا به این نتیجه رسیدی؟
شما بگین
این بنجامین مارکس ه
کسی که شما اونو زنده دفن کردین
ببخشید
قاتلی، که من زنده دفنش کردم
و البته، گذاشتم که بیاد بیرون...
بد نبود... تشخیص سختی بود
با توجه به اینکه بیشتر صورتش سوخته بود
به نظرتون چه بلایی سرش اومده؟
شما اف بی ای هستی
مطمئنم جواب این سوالو همین الانم دارین
خیلی خوب
بگو چی تو ذهن من میگذره
خوب، اولین چیزی که شما اشاره کردی
این بود که اون با آتیش
شکنجه شده و با یه چیزی که معمولا واسه
بریدن انگشتا استفاده می شه
و من فکر می کنم چرا اون شکنجه شده؟
خوب، حدس تو می تونه لذت سادیسمی باشه
ولی حدست اشتباهه
البته، اون واسه اطلاعات شکنجه شده...
اطلاعاتی که اون هرگز در اختیار نداشته
از کجا می دونی اون اطلاعاتو نداشته؟
چون اگه داشت
قاتل فقط همون نصف صورتش رو می سوزوند
دیگه چی فکر می کنی؟
خوب، هر کسی که این شکنجه رو کرده، پاش زمان گذاشته
پس می گی که یه جای خصوصی برای انجام این کار داشتن
درسته... و من مطمئنم
تو اون چیزی که به پای مقتول چسبیده هم می بینی
احتمالا به آزمایشگاه فرستاده بشه
و در عرض سه روز اونا بهت می گن
شیره ی درخت کاجه، که خوب معنی هم میده
چون یه شاخه ی شکسته ی کاج اونجاست
که با کف کفش اون نصف شده
آره می بینم
انگار به یه جمع بندی هم رسیدی
که اون یه جایی توی درختا این بلا سرش اومده
قبل از اینکه بمیره و جسدشو بیارن اینجا
خوب بود
خوب، ما برای چی اینجائیم مامور اسمیت؟
مارکس به ضمانت آزاد بود تا زمانی که وقت دادگاهش برسه
به نظر خیلی لذت هم می برده
منظورم اینکه که، تو اونو برای اعتراف گرفتن شکنجه دادی
پس با یه کم وکیل بازی
و یکم شانس، می تونست ازاد شه
ولی شرط می بندم حسابی قایمت کردن، نه جین؟
نه اصلا
این بهترین تئوریه که اف بی آی داره؟
که جین بنجامین مارکس رو کشته و صورتش رو سوزونده؟
ما هر زاویه ای رو گشت می زنیم
اونم یه زاویه ست
ببین! اگه من می خواستم بنجامین مارکس رو بکشم
همون بار اول انجامش می دادم
اون یه ضد اجتماع بود که از بیوه ها و یتیما دزدی می کرد
و به چیزی که حقش بود رسید
ولی من این کارو نکردم
خواهیم دید
بله که خواهیم دید
ممنون که اومدین
چی شده جین؟ هیچی
بهم بگو... گفتم که چیزی نیست
هیچ وقت "چیزی نیست" واسه تو معنی نمیده
فکر می کنی رید اسمیت همون رد جان ه؟
احتمالش هست
خوب، اگه رد جان نباشه، پس یه احمقه
که فکر می کنه تو می تونی ربطی به قتل
مارکس داشته باشی
اون کاملا هم بیراه نگفت
منظورم اینه که، من بنجامین مارکس رو نکشتم
ولی ممکنه باعث کشته شدنش شده باشم
ترجمه از: علی باوی
خوب، رازداری دیگه بسه، بگو ببینم
من با مامورای امنیتی زمانی که
روی لیست مظنونین رد جان کار می کردم زد و بند داشتم
که البته کاملا مخفیانه بود
بله خوب، تو ممکنه بگی گوجه هم قرمزه (اشاره به رد جان)
ولی من می دونم کسانی هستن که تشنه ی این اطلاعاتن
پس من کاری کردم که تو بهش میگی
دادن اطلاعات غلط روی تخته ی اطلاعاتم
پس هر کسی که تخته رو دیده باشه
لیست هفت نفر مظنونای رد جان رو هم داره
ولی اونا مظنونای اشتباهی ان
دقیقا همینطوره، و این حقه کار کرد
یه نفر وارد دفتر کار من شده
از کجا می دونی؟
من یه تله گذاشتم و تله باز شده بود
حالا این فرد یه لیست از مظنونی اشتباهی رد جان داره
و بنجامین مارکس یکی از اون افراد توی لیسته
پس، یه نفر افراد توی لیست تقلبی تو رو
شکنجه می کنه و بعد می کشه؟
خوب، لزوما اینطور نیست
یه نفر، یکی از افراد لیست تقلبی منو شکنجه کرده و کشته
ولی از لحاظ تئوری، مرگ اون با یه چیزی رابطه داره
اون آدم خوبی نبود
من می خوام ذهنم رو فقط متمرکز این موضوع کنم
تو زندگی هفت نفر آدم بی گناه رو به خطر انداختی
نه، هیچکدومشون بی گناه نبودن
مارکس هزاران نفر رو گول زده بوده...
بعد، بی رحمانه یه نفر رو کشته تا کاراش رو مخفی کنه
بهت اطمینان می دم، لیزبن...
همه ی این افراد، خیلی بد بودن
ولی لزوما به رد جان بودن نمی خوردن
فکر می کنی که رد جان اصلی وارد اینجا شده
و بعد مارکس رو کشته؟
خوب، رد جان تنها فردیه که کنار ما حرکت می کنه
اون لیست اصلی مظنونین رو داره
اون تنها فردیه که واسه این کار انگیزه ای نداره
پس کار کی بوده؟
نمی دونم
یه نفر که به اینجا دسترسی داره، با کلی نیرو و منابع
اف بی آی! اونا منتظرن
که دستشون برای یه لحظه هم که شده به پرونده رد جان برسه
اونا وقتی پای امنیت ملی اومد وسط اصلا خوشحال نشدن
درسته
می دونی، من همیشه شک داشتم که اف بی آی منو زیر نظر داره
شخصا
همونقدر که عجیب به نظر می رسه
می تونه معلوم کنه که اونا چطوری دستشون به مارکس رسیده
اما ممکنه اینکارو باهاش کرده باشن؟
و چطور باید جلو بریم؟
من که نمی تونم همینجوری برم اف بی آی و
بپرسم که مارکس رو کشتن یا نه
اگه اف بی آی منو زیر نظر داشته باشه
شرط می بندم یه مقام عالی رتبه ی سی بی آی
اونو تائید کرده، یا حداقل در جریانش هست
باید باهاشون صحبت کنم
برترام، ولی تو عمراَ نتونی بری ازش بپرسی
پس مادلین هایتاور...
هایتاور؟
اون سه ساله دیگه توی سی بی آی نیست
تو فکر می کنی اون به چه نوع اطلاعاتی هنوز دسترسی داره؟
و اگه داشته باشه، چرا باید با تو قسمتشون کنه؟
خوب، رد جان می خواست اون رو بکشه
اون حتما به من کمک می کنه
شایدم تو رو مقصر بدونه
من بهش زنگ می زنم
خیلی خوب
برنامه ت واسه امروز چیه؟
تو که رسما پرونده ای نداری، داری؟
می تونی استراحت کنی
یکی ماساژت بده... مانیکور، پدیکور
نه
من می خوام برم و درخواست مراقبت بدم
واسه اون شش نفر باقی مونده توی لیستت... لیستی که قراره بهم بدی
امیدوار بودم پیشنهاد ماساژ رو بپذیری
نمی تونم باور کنم
بالاخره دوباره خوابید
کارت خوب بود، آقای ریگزبی
و یه ساعت دیگه تا رفتن به کار وقت داریم
واسه گذروندن زمان چیکار کنیم؟
خوب، نمی دونم خانم ریگزبی
اوه... نکن
لیزبن ه
می تونه ده دقیقه صبر کنه
لیزبن ه
باید مهم باشه... جوابشو بده
صبح بخیر رئیس
تو و ریگزبی این چهارتا رو داشته باشین
منم هایباک و لی رو دارم
هایباک همون یارو مال پرونده ی تانک ه نیست
که از دختر کوچولوا عکس داشت؟
چرا، من یه بار باهاش سر و کار داشتم
پس احتمالش بیشتره که با من راه بیاد
جرم تجاوز، مواد مخدر...
قاچاق آدم...
واقعا؟ قراره به اینا کمک کنیم؟
کارمون همینه، قرار نیست انتخاب کنیم
ما باید این افراد رو حساس کنیم که جونشون در خطره
و به اونا پیشنهاد حفاظت بدیم
حالا برین سر کاراتون
داشتم نگاش می کردم که داشت دندوناشو مسواک می زد
No comments yet. Be the first to leave one.