最初の199行です。
☔️ زیر چتر ملکه ☔️
اون عوضی کجاست؟- ...خب، بانو-
منتظر چی هستی؟
شما کی هستین که همچین رفتار وقیحانه ای دارین؟
من؟
... کسی که بدون هیچ عقوبتی
میتونه هر کاری که بخواد رو انجام بده
...منظورم اینه که
اگه بخوام میتونم تو رو الان همین جا بدون هیچ عواقبی بکشم
حتی نتونستم خداحافظی کنم- من به جات خداحافظی کردم-
چو وول فقط یه نجیب زاده عادی نیست دوست عزیزمه
دوستی که باهاش خوابیدی؟
دیگه فراموشش کن
چطور میتونم؟
پدر که بیشتر از 10 تا زن داره
چرا من نمیتونم حتی یدونه داشته باشم؟
پس تو هم باید شاه بشی
علیاحضرت
ولیعهد و همسرشون اینجا هستن
واقعا؟
بفرستشون داخل
شب، خوب خوابیدید؟
مادربزرگ
شب، خوب خوابیدید؟
امیدوارم عمر طولانی و با عزتی داشته باشید
بیا اینجا
اوخی
الان مادربزرگت هرچی که آرزوش رو داشت، داره
اگه الان بمیرم
هیچ پشیمونی ندارم
مادربزرگ
لطفا عمر طولانی و در صحت و سلامتی داشته باشید
هیچ ستونی نمیتونه بدون پایه و زیربنا صاف بیاسته
اعلیحضرت برای قوی موندن
به کمک شما احتیاج دارن
بله، یادم می مونه ولیعهد
میخوایین بذارین اون مردم از گرسنگی بمیرن؟
اعلیحضرت
این کار برای جلوگیری از شیوع طاعون ئه
مگه برای این کار روستای سوچون رو قرنطینه نکردیم؟
ولی مردم از روی کینه نسبت به اون روستایی ها خونه هاشون رو آتیش زدن
...اگه بهشون کمک نکنیم
حتما از گرسنگی رنج میبرن
طاعون از اونجا شروع شده
با وجود خطر پخش بیماری کمک به اونا غیر ضروریه، اعلیحضرت
حتی اگه نشه جلوی همه مرگ و میر افراد به خاطر طاعون رو گرفت
من نمیتونم بذارم مردمم از گرسنگی بمیرن
لطفا در نظر داشته باشید که فقط مردم اون روستا مردم شما نیستن
گاهی برای اهداف بزرگ باید قربانی کرد
درسته، اعلیحضرت
اگه به خاطر کمک به روستایی ها قرنطینه رو بشکنیم
حتی ممکنه کل پایتخت به خطر بیفته
میگن ظرف 2 هفته بهبودی ناشی از طاعون حاصل میشه
...میتونیم بهشون کمک ها رو برسونیم
تا وقتی که مقاماتی که به سوچون میرن به مدت 2 هفته در قرنطینه بمونن
هرکسی که وارد اون روستا میشه نباید هرگز اجازه خروج از اونجا رو داشته باشه
...طاعون از سوچون شروع شده
پس باید همون جا هم تموم بشه
منم میخوام همین کار رو بکنم
اعلیحضرت
باید با بعضی از مقامات به طور قاطع برخورد کرد
اگه از من میخوایین قاطعیت نشون بدم
پس همین کار رو میکنم
دستور من اینه
در منطقه ای نزدیک سوچون یک ایستگاه موقت کمک رسانی ایجاد کنید
ولی ما فقط غذا به روستایی ها تحویل میدیم
و هیچ تماسی از نزدیک باهاشون برقرار نمیکنیم
همچنین امنیت اون منطقه رو تقویت کنید
و قرنطینه رو تحت کنترل نگه دارید
چشم، اعلیحضرت- چشم، اعلیحضرت-
چطور پیش رفت؟ همه اومدن جونگاک؟
شاهزاده ایل یونگ هم هنوز خوابن
شاهزاده سونگ نام هم گم شدن
مگه این وطیفه شماها نیست حواستون بهشون باشه من که نمیتونم همه جا باشم
خواسته زیادیه؟
همه دستام پره
!حتی یه روز آروم ندارم
ما رو ببخشین علیاحضرت- ما رو ببخشین علیاحضرت-
پشت سرم بیاین شاهزاده سونگ نام کجاست؟
پس اون کجاست؟
...وای
خواجه کیم
چقدر زود باید اینجا بیایم تا خط اول باشیم؟
شب خیلی نخوابیدم که بتونم ...زودتر از همه اینجا باشم، ولی بازم
من همه ی شب اینجا بودم ولی بازم نفر آخرم
وای خدا
وای
شاهزاده گه سونگ
چرا یکی از افرادتون رو نفرستادید تا به جای شما اینجا بایسته؟
این کار فقط باعث ناراحتی بیشتر میشه به من توجهی نکنین
باید خودتون رو برای دویدن آماده کنین
!مراقب باش
!برو تو
!برو اونور
اونجا جا منه
نزدیک بودا
مدرس هاتون رو از کجا پیدا کردین؟
مدرس ریاضیات کم بود
پس اونو عوض میکنم
هوا برای درس خوندن عالیه
شاهزاده بوگوم
اعلیحضرت و ملکه مادر امروز به جونگاک تشریف میارن
مضطرب نیستید؟
مثل همیشه رفتار خواهم کرد
علیاحضرت
همه جا رو گشتم ولی نتونستم پیداشون کنم
چرا درست باید امروز باشه؟
چرا امروز؟
علیاحضرت، باید عجله کنین
همه شاهزاده ها باید تا نیم ساعت آینده تو جونگاک باشن
بلند شو
همین الان بلند شو- بذار یکم دیگه بخوابم-
!بلند شو
بیداری دیگه، آره؟
بلند شو آماده شو بدوویم- چرا؟-
چرا نداره که باید قبل اعلیحضرت و ملکه مادر اونجا باشی
اگه اونجا نباشم چی میشه؟- اونوقت کار هر دوتامون ساخته اس-
خسته نباشی
بهتر از این نمیتونستی باشی؟
منو ببخشید
شاهزاده هودونگ- سلام، هیونگ-
مادرها دوباره شروع کردن
شاهزاده بوگوم
باید هر از چند گاهی راه برید
بفرمایید خوراکی هاتون
باید غذا بخورید تا سالم بمونین
بیاین اینجا
شاهزاده شیم سو
این قرص مواد مغذی مغز رو تامین میکنه بجوید و قورتش بدین
اگه میتونین تا اون فاصله رو ببینین، خوب دقت کنین که شاهزاده یی سونگ چی میخونه
ببخشید؟ چرا؟
...فکر کنم کتابش
یکمی متفاوت به نظر میاد
میدونستم
اون باید جوجاسو جولیو باشه
اون چیه؟
مجموعه ای از متون کنفوسیوسه که استاد توگی جمع آوری کرده
نمیشه جوجاسو جولیو رو بدون مطالعه ده هاک و نونو درک کرد
پس حتما هردوشون رو خونده
وای خدا
توی جونگاک اینا رو درس نداده بودن کِی تمومشون کرده؟
این اولین بار بعد از تاج گذاری اعلیحضرت نیست که به اینجا سر میزنن؟
درسته
برام سواله چرا هیچ وقت به اینجا سر نزدن
...وقتی برای ما نداشتن چون
شاهزاده ولیعهد توی شیگانگ وون درس میخونن
اعلیحضرت وارد میشوند
...شاهزاده سونگ نام
وای، هنوز نرسیده اینجا
معنی این عبارت رو توضیح میدین؟
معنیش اینه که نتیجه اعمال مستقل از توانایی های آدمیزاده
تعداد کارگزار های شایسته که پادشاه توی دربارش داره اهمیتی نداره
اگه به یه کارگزار نالایق اجازه بده فریبش بده و در نهایت تمام ثروتشو به باد بده
گفته شده که مرد عاقلی که درست رو از غلط تشخیص میده
حتی وقتی از یه نهری که به هیچکس تعلق نداره مینوشه هم، حواسشو جمع میکنه
...پس امروز
میخوایم وظایف یک مرد عاقل رو یاد بگیریم
فکر میکنین وظایف یه مرد عاقل باید چی باشه؟
اگه به کارگزار ناشایستی اعتماد کنه تا کشور رو هدایت کنه
کشور با فاجعه های بزرگی روبه رو میشه
حالا میخوام به عنوان پادشاه یه سوال عجیب
از شما شاهزاده ها بپرسم
...«بینگ»، کلمه برای «یخ»
به سو تبدیل میشه که معنیش «آب» ئه
میتونین توضیح بدین چه اتفاقی افتاده؟
منو یاد کلمه هوان که به معنی «برگشتن» هست انداخت
یخ که در اصل آب بوده
ممکنه به معنی برگشتن به وضعیت اصلیش باشه
جواب من چون ئه، که معنیش «بهار» ئه
طبق قوانین طبیعت، یخ آب میشه
و گیاهان و درخت ها آب رو جذب میکنن
وقتی گیاهان از سرما جون سالم به در میبرن و توی بهار شکوفا میشن
یخ به آب تبدیل میشه
...جواب من
یی ئه، که معنی «تبدیل شدن» میده
چرا این حرفو میزنی؟
وقتی یخ از رودخانه هان برداشته میشه
میتونیم به آب زیرش دسترسی پیدا کنیم
و وقتی یخ به انبار یخ منتقل میشه
میتونه توی تابستون مفید واقع بشه
شاهزاده بوگوم جواب کاربردی ای مطرح کردن
میخوام که شما شاهزاده ها از بند مطالعاتتون آزاد بشین
و عمیقا فکر کنین
تا بتونین مهارت طرح ایده های جدیدتون رو تقویت کنین
آفرین به همگی
اون شاهزاده سونگ نام نیست که همیشه آخرین نفر به جونگاک میاد؟
امروز هم سر کلاس درس آخر از همه اومد
صداتون رو بیارین پایین
صیغه هوانگ
اگه وقت داری، باهم چای بخوریم؟
با کمال میل، علیاحضرت
پس من بیرون منتظر میمونم
خب، من مرخص میشم
نباید یه اقدامی علیه اون
دردسرسازها بکنین؟
منظورتون از «دردسرساز» احیانا
شاهزاده های بزرگن؟
بله
اونا نوه های شما هستن
No comments yet. Be the first to leave one.