最初の200行です。
ریدم تو هر چی تعطیلاتـه
...هوم
کریسمستون مبارک
آخه واسه شام کریسمس این لباس رو پوشیدی؟
یعنی یه لباس مجلسیِ شیک هم نداری؟
من خوبم، مامان. مرسی که پرسیدی
خونه خیلی قشنگ شده
خب، خاله سوزانـت بابانوئلِ مرکز خرید رو برداشته آورده خونه
و خواهرزادهتـم همینالان توی «خونهی مسیح» دستشویی کرد
،ای بابا. یه پیپیِ کوچیک بود
و قبلشـم که بچه مسیح رو جابهجا کرد
سلام - سلام -
کریسمست مبارک
بیسکوییت زنجبیلی؟ - !عه -
عجب - میگما -
رادنی گفت بهش زنگ نزدی
شرمنده، ولی من نمیتونم با کسی که شغلش دلقکبازیـه، دوست بشم
خواب برام نمیذاره
.ای بابا، اسلون، 6 ماه میشههـا .دیگه باید برگردی تو میدون
چطور انتظار داره با کسی آشنا شه
وقتی کل روز رو با پیژامه نشسته تو خونه؟
اسمش دورکاریـه، مادرِ من
،تا وقتی که کارمـو درست انجام بدم دیگه واسه رئیسم مهم نیست چی پام باشه
،البته، زیاد میگه که به مامانت بگو انقدر تو ساعتهای کاری باهات ویدئوکال نکنه
هنوز که سیگار نمیکشی، ها؟
نه خیر، مادرم. هنوز سیگار نمیکشم
راننده اسنپـم سیگاری بود
خب ببین، میدونم که ،تعطیلات میتونه استرسزا باشه
ولی هیچ مردی دوست نداره با ...یه زنِ سیگاری ازدواج کنه
که دروغ هم میگه
خب، هیچ مردی هم یه مادرزنِ سلیطه نمیخواد
پس بهگمونم، گیماُور شدیم
،وقتی خواهرم تنهایی میاد خونه آدم میفهمه که عیده
تیکه ننداز. معلومه ناراحته - بس کن -
من ناراحت نیستم
مطمئنی؟ خیلی ناراحت بهنظر میای
نوچ
من ناراحت نیستم
بــوم! خونهی مسیح ضدّعفونی شد
عه.. اسلون
به رادنی زنگ نزدی؟
میبینی چه مرد خوبیه؟
هوم - تو مرکز خرید باهاش آشنا شدم -
باورت نمیشه تو مرکز خرید میشه با چه مردهای درجهیکی دوست شد
والا بعید میدونم
آروم باش بابا
حالا نمیخوام که باهاش ازدواج کنم
اون فقط «زیدیلات»ـمه
زیدیلات؟
میدونی دیگه، یه زید مخصوصِ تعطیلات
بدون هیچ تعهدی
میخوای بپرسم ببینم دوستی چیزی هم داره یا نه؟
« میدان لوگان »
« شهر شیکاگو »
« اوینستون »
استرس نداشته باش. عاشقت میشن
مامانوبابات میدونن این کلاً سومین قرارمونـه دیگه، نه؟
ای خدا. بهت که گفتم چیز مهمی نیست
اصلاً فکر نکنم بدونن تو داری میای
!سلام! کریسمس مبارک - !کریسمس مبارک -
عه.. شما هم باید جکسون باشید
از عکسهات هم خوشتیپتری
عکسهام؟
اینم اولین باره که بردیمش رو پای بابانوئل بشینه
قشنگ شاشید به شلوار بابانوئل
...اینم اولین اجرای بالهش و
!آها
اینم روزیـه که واسه اولینبار پریود شد
چه جذاب
...راستی، این یکی هم
«جایزهی دختر شایستهی «اوینستون
،راستی عزیزم
من و پدر کارلی هیچ مشکلی نداریم که
شما دوتا امشب با هم اینجا بخوابید
نه بابا. نیازی نیست
امشب اینجا نمیمونم
تعارف نکن بابا
تو عملاً عضوی از خانوادهمونـی
اسیر شدیم
اسلون - بله؟ -
بچه نشو. بیا سر میز جا باز میکنیم
.نه، مرسی .من میزِ سینگلها رو ترجیح میدم
،خیلهخب، بچهها بیاید بریم کادوها رو باز کنیم. بدوئید
...خب
خاله اسلون، چرا به رادنی زنگ نزدی؟
خودت چرا به رادنی زنگ نزدی؟
چون من خودم دوستپسر دارم
،اسمش لیوایـه
و هر روز، تو زنگ تفریحها از آبمیوهش به منم میده
خوشا به حالت، دیزی
،تا وقتی که میتونی لذت ببر
،چون یهروزی میری بیرون
و مچِ لیوای رو میگیری که ،داره آبمیوهش رو میده
یکی از باریستاهای استارباکس بهاسم «پارمیدا»، بخوره
آره اون روز، روز جالبی نیست، دیزی
دردناکـه
قلبت رو سیاه میکنه
،و بعد به خودت میای و میبینی
،نزدیکِ سی سالگیتـه
،و نشستی سر میز بچهها و داری با ودکا به دردات تسکین میدی
!خدایا، مامان بابام عاشقت شدن
فازت چیه تو؟ ...بهشون گفتی
به مامانبابات گفتی ما زوجیم؟ - بیخیال بابا -
خودت میدونی که از من خوشت میاد
اگه از من خوشت نمیومد که تو همچین عیدِ مهمی
پا نمیشدی بیای اینجا - ...آخه -
با دست فعال میشه؟
ببین، من که بهت گفتم مامان بابام رفتن استرالیا
...برنامهی دیگهای
نداشتم...
!عه
لباس راحتی - !آره -
با خودم گفتم لباس راحت و نازی میشه مثلاً برای.. یه دورهمی دخترونه
!عه
شلوار - !شلوار ارتشیـه -
چون گلفبازها عاشقِ شلوار ارتشیان دیگه، نه؟
سایزت رو نمیدونستم واسه همین سایز 3 گرفتم، ولی میتونی عوضش کنی
...شلوار
بههمراه یه مأموریت
!مرسی
...شرمنده. من
فکر نمیکردم قراره کادو بازی کنیم
اونوقت برای چی؟
،چون خودت گفتی قرار نیست کادو بازی کنیم
!عه
صحیح. پس تو انقدری منو میشناسی ،که آبتـو بریزی تو دهنم
ولی انقدری صمیمی نیستیم که واسهم کادوی کریسمس بگیری؟
..خب
.میتونم یهکم پول نقد بهت بدم ...فکر کنم
چقدر دارم؟ چهل دلار خوبه؟
چهل دلار؟
ببینم، مگه من فاحشهام؟
!نه بابا! وای نه
...معلومه که نه. چی
هشتادتا قبولـه
عمراً هشتادتا بهت بدم
،ولی ما خیر سرمون سکس کردیم !جکسون! اونم دوبار
!باورم نمیشه که برام کادوی کریسمس نگرفتی
منم باورم نمیشه که
اینطوری جلوی مامان بابات !واسهم تله بذاری
نه اتفاقاً میدونی چیه؟ باورم میشه
!چون دخترا تو تعطیلات رَد میدن
.شب فوقالعادهای بود، بچهها .شام هم عالی بود. کریسمستون مبارک
قربانِ شما
میشه لطفاً همه توجه کنن؟
من میخواستم یه چیزی بگم
کی دسر میخواد؟
...الیزابت کیمبرلی چن
بگو که شوخیه
میدونم که کلاً سه ماه
،و 6 روزِ بهشتی گذشته
ولی من حس میکنم تمام عمرم میشناختمت
منو خوشبختترین مرد دنیا میکنی
و زنم میشی؟
!خدای من
!بله
!بله، زنت میشم
!دو تا فرستادیم خونهی بخت، یکیش مونده - مبارکه -
!بهترین کریسمس تاریخ شد - !ای جان -
اوف، واقعاً.. عالی شد
داداش کوچیکهام داره ازدواج میکنه
...وای! واقعاً که
من عاشقِ این لباس راحتیام
« زیـدیـلات »
چرا انقدر لفتش میدن؟ - واقعاً مسخرهست -
من الان بیشتر از ...نیم ساعته تو صفـم. لطفاً
شرمنده، بدون رسید فقط میتونم بهتون اعتبار فروشگاهی بدم
من اعتبار فروشگاهی نمیخوام
من میخوام دیگه پامـو تو این فروشگاه نذارم
لباسای قشنگی داریمـا. تا حالا جینهای چسبون اورجینالمون رو پا زدید؟
!ببخشید
!بدو دیگه
،کانگوروی عزیز
یهسریمون باید بریم سرکارهـا
!کانگورو. اصلاً هم خز نبود
.وایسا ببینم چرا فکر میکنی من بیکارم؟
خب، چهارشنبه پا شدی اومدی مرکز خرید
شلوار ورزشی پس بدی
این شلوار ارتشیـه، عزیزم
آدمای شاغل زیادی شلوار «ارتاشی» میپوشن
ایشالا که منظورت همون شلوار ارتشیـه که بازم برام مهم نیست
.سلام عرض شد .من میخواستم سریع یهچیزی رو پس بدم
!هی
رسیدتون؟ - رسید روش نبود -
فقط این فرض روش بود که من تا ابد تنها میمونم
و ظاهراً به اندازهی بامشاد خپل میشم
زدن تو خال
میدونی چیه؟ کریسمسِ من بهقدر کافی ریدمان بود
پس میتونی بری !یهجای دیگه بزنی تو خال
من باید برم اینا رو چک کنم
واسه اون شلوار ارتشیات، بهت چهل دلار و یه ژتون پیراشکیِ یکی بخر دوتا ببر، میدم
این شلواره حداقل 80 دلار میرزه بابا
عمراً
ببین، اگه خوشحالت میکنه باید بگم که
من کل عید رو یه پلیور کریسمسِ ،بیریخت پوشیده بودم
و با آدمایی مشروب میخوردم که فکر کنم عضو یه فرقه بودن
پلیور کریسمس بیریختت ،رو منم تجربه کردم
،بهعلاوهی نشستن سر میز بچهها
،نامزدیِ داداش کوچیکهام
و دیدنِ بابانوئل در حال لیسزدنِ کلوچهی خالهام
No comments yet. Be the first to leave one.