Somebody Somewhere

Somebody Somewhere

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 2

リリース情報

Somebody Somewhere S02E03 1080p 720p WEB H264-CAKES
解説: Mohammad_Alpha

タグ

web
720p
720
1080
x265
HEVC
webrip
x264
BRip
480p
480
公開日: 2023-05-10
ダウンロード: 42
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

‫اون صدای چیه؟

‫این یکی؟

‫آره، همین.

‫پوف پنیری‌ـمه.

‫- چیته؟ ‫- پوف پنیری‌ـمه.

‫- پوف پنیری؟ ‫- آره، پوف پنیریم.

‫- دوست دارم بمکم‌ـشون. ‫- معلومه که دوست داره.

‫یالا جول، نوبت توـه.

‫- نوبت اون بوده. ‫- هنوز موندم چی کار کنم.

‫- جول، یالا دیگه. ‫- وای خدای من.

‫اصلاً راجع به این که مردم ‫توی خونه‌ـت چی کار می‌کنن، فکر کردی؟

‫خب، می‌دونی... جول یه لیستی ‫از قوانین درست کرد، برای همین...

‫- برای همین؟ ‫- دقیقاً.

‫هیچ‌کس توی یه خونه اجاره‌ای، ‫به قانون توجهی نمی‌کنه که.

‫وایسا ببینم، جدی؟

‫آره، جدی میگم.

‫فکر نکنم کسی توجه کنه، مثلاً...

‫- کاری کنه... ‫- چی؟ مثلاً...

‫- توی تختت سکس کنه؟ ‫- قطعاً توی تختت بکن‌بکنی راه انداختن.

‫- و همین‌طور مبلت. ‫- و همین‌طور اُپن آشپزخونه‌ـت

‫همون جایی که توش ساندویچ ‫مربا و کره بادوم زمینی درست می‌کنی.

‫اه اه اه، چندش! نه!

‫کس دیگه‌ای هم مگه دعوت کردی؟

‫سلام!

‫مهمونی این جاـه؟

‫- سلام! ‫- سلام!

‫خیلی هیجان انگیزه ‫که بالاخره می‌تونم گروه رو ببینم.

‫- میشه بغلم کنین؟ خب، اول... ‫- اول من.

‫- باید فرد رو بغل کنم. ‫- سلام، عزیزم.

‫چه اتفاقی داره میوفته؟

‫- سلام! ‫- خیلی خب.

‫- سلام! ‫- سلام. وای خدای من!

‫- این دیوونه‌واره، مگه نه؟ ‫- اوهوم. آره.

‫مسیر طولانی داشتم.

‫میرم یه آبی به دست و صورتم بزنم ‫و بعدش می‌تونین راهم بدین تو.

‫عزیزم، می‌خوای منم باهات بیام

‫- و کمکت کنم جاگیر شی؟ ‫- نه نه نه، عزیزم.

‫- تو همین جا بمون. ‫- مطمئنی؟

‫- فقط چند دقیقه نیستم. ‫- باشه.

‫جول. هنوز نوبت توـه.

‫- ام، «عزیزم»؟ ‫- عزیزم؟

‫- اون کی بود؟ ‫- اون دیگه کی بود؟

‫سوزان، نامزدم.

‫- ببخشید؟ ‫- چی؟

‫چی‌ـته؟

‫چیه... هیچ‌وقت راجع بهش نگفتم؟

‫اه، باورم نمیشه!

‫بالاخره شما بچه‌ها هیچ‌وقت ‫به حرف‌هام گوش نمیدین، دلیلش همینه.

‫وای‌، خدای من.

‫این خیلی مارموزانه‌ـست! ‫یعنی، تبریک میگم،

‫اما میشه در جریان بذاریمون؟

‫آره، بعد از این که نوبتت رو بری.

‫- اوه... باشه. ‫- ما...

‫ما می‌خوای همین‌طوری پاسور بازی کنیم ‫و وانمود کنیم که همچین اتفاقی نیوفتاد؟

‫- نگرانش نباش. ‫- وای، خدای من، خونه کامل.

‫وای، گمشو بابا!

‫بیخیال. کی یه ریاضی‌دان خوشگل دوست نداره؟

‫- وای، فرد. ‫- چیه؟

‫اون زنی که اون‌جاست هستش؟ ‫شبیه مستانگ‌ـه.

‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ‫به دستش بیارم.

‫زمان‌بندی هیچ‌وقت خوب نبود.

‫من با یکی قرار میذاشتم، ‫بعد فرد در دسترس نبود...

‫فکر می‌کردم این سفرهایی که میری،

‫- برای دیدن مامانت بود. ‫- خب...می‌دونی...یه جورهایی.

اما برای حساب و کتاب‌ـم به کمک نیاز داشتم.

‫- خب، شماها کی همدیگه رو دیدین؟ ‫- اوه،

‫اولین بار تحصیلات عالی بود، عزیزم؟

‫- ام، چی؟ ‫- صبر کن.

‫شما... شما با همدیگه ‫تحصیلات عالی رفتین؟

‫آره، تو تحصیلات عالی ‫با همدیگه دوست بودیم،

‫و بعدش... یکم بیشتر شد.

‫اما بعدش، با یه یارویی نامزد کرد،

‫و بعدش باز یه یاروی دیگه‌ای نامزد کرد.

‫وای، واقعاً اشتباه بود.

‫- خوک کثیفی بود. ‫- دریافت شد.

‫اما بعد... می‌دونی، من...

‫من لیز خوردم و اومدم تو، ‫و گذاشتم تو بغلم گریه کنه.

‫- آره، معلومه که کردی! ‫- تیفانی!

‫واقعاً این‌طوری اتفاق افتاد؟

‫همیشه فرد رو دوست داشتم.

‫نمی‌خواست که خود واقعیم رو قایم کنم، ‫برای همین مجبور شدم که گرایشم رو به بابام بگم.

‫بهش گفتم: «با یکی دارم قرار میذارم ‫که برام مهمه.

‫اون ترنس‌ـه و می‌خوام که بدونی.»

‫- واقعاً زیباست. ‫- خیلی قشنگ بود.

‫بیخیال، دیگه داره 50 سالم میشه!

‫دیگه نمی‌خوام با افراد مختلفی قرار بذارم.

‫به علاوه، این جا هم ‫که همچین وضعی دارم.

‫سوزی، باید بگم

‫که هر روز صبح اون بهم ‫کمک می‌کنه که بندم رو ببندم.

‫به این میگن عشق.

‫- باشه، نظرتون چیه چند تا پیک بزنیم، بَروبَچ؟ ‫- بزنیم!

‫لطفاً، بزنیم.

‫پیک، پیک، پیک، ‫پیک، پیک، پیک!

‫- پشمام. ‫- پشمام، کاملاً به‌جاست.

‫باورم نمیشه فرد این رو تا الان ‫ازمون مخفی کرده بود.

‫می‌دونم.

‫و داره ازدواج هم می‌کنه!

‫می‌دونم!

‫به نظر من که دختره خیلی خوب بود.

‫اه، بد نبود.

‫یکم کسل‌کننده‌ـست، اما...

‫چیه؟

‫نمی‌دونم، فقط...

‫فکر می‌کنم یکم سریعه، همین.

‫تقریبا 25 ساله که با همدیگه‌ـن...

‫آره، اما با بقیه قرار گذاشتن، ‫از این چرت و پرت‌ها.

‫و الانم، همین‌طوری داره ازدواج می‌‌کنه؟ ‫چه کوفتیه خب؟

‫من که فکر می‌کنم معرکه‌ـست.

‫خیلی به همدیگه میان. ‫واقعاً هم به‌نظر میرسه که خوش‌حالن.

‫براشون خوش‌حالی، درسته؟

‫معلومه که براشون خوش‌حالم.

‫فقط نمی‌خوام که اون دختره

‫- هر هفته باهامون پوکر بازی کنه. ‫- سم!

‫چیه؟

‫دارم شوخی می‌کنم.

‫نگران نباش.

‫همیشه بند کفشت رو برات می‌بندم.

‫وقتی جنده بازی در میارم، ‫باهام مهربون رفتار می‌کنی؟

‫گند میزنه به حس و حالم.

‫- هشدار لحظه محبت‌آمیز. ‫- اه!

‫صدای گوز، صدای گوز. ‫من رو از این جا در بیار.

‫سریال «یه کسی یه کجا» ‫فصل دوم - قسمت دو

‫دیر کردی.

‫کلاً پنج دقیقه دیر شد.

‫اگه زود بیای، سر وقتی. ‫اگه سر وقت بیای، دیر کردی.

‫وای خدای من. ‫یه شماره دوزی می‌کردی خب.

‫- چرا نمیری داخل؟ ‫- چون قرار نیست برم.

‫خب، منم نمیرم!

‫- دفعه قبل من رفتم. نوبت توـه! ‫- سم!

‫لطفاً، من فقط... ‫برای سر و کله زدن

‫با همه این‌ها، الان خیلی حساسم! ‫نمی‌تونم!

‫نمی‌تونی فقط... یعنی...

‫با همدیگه میریم تو. ‫رخت‌ها رو بده به من.

‫قول، اما اگه چیزی بگه، میرما.

‫- منم همین‌طور. ‫- خب، من اول میرم.

‫سلام. مری جو میلر.

‫اوه. ام، سم‌ـی؟

‫نه، سم اونه.

‫اه، شما رو توی لیست «ملاقات ممنوع» گذاشت.

‫اوه، فقط من؟

‫- آره. متاسفم. ‫- نه نه نه نه.

‫می‌تونی توی سیستم ‫ویرایشش کنی؟

‫- اه... ‫- مدیری هست این جا بتونم باهاش صحبت کنم؟

‫- چون... ‫- کارن، آروم باش.

‫دیدی؟ دختر مورد علاقه‌ـشی.

‫اگه یکم سخت‌تر تلاش کنی،

‫مطمئنم تو رو هم توی ‫اون لیست «ملاقات ممنوع» بود یا هرچی، میذاره.

‫مجبورش می‌کنم تو رو از تو لیست برداره.

‫فردا بر می‌گردی.

‫وای خدای من، گاهی اوقات زندگی میاد

‫و بهت میگه که اون هم دوست داره. ‫ممنون.

‫- سلام، حالتون چه‌طوره؟ خوبه. ‫- خوب.

‫فکر می‌کنی این‌ها چی‌ـن؟ ‫جربیل یا سگ دشتی؟

‫- قبلاً همچین ستی ندیده بودم. ‫- اون‌ها سنجابن.

‫- یا شایدم موش آبی باشن. ‫- موش‌آبی‌ـن! اوه آره.

‫خیلی خب، قربان.

‫این هم از «توست فرانسوی‌»ـتون،

‫و...واه...بقیه سفارش‌هاتون ‫به زودی آماده میشه.

‫باشه ولی کی رو فرستاد؟

‫شـ...شما سفارش دادین، خـ...

‫شوخی کردم.

‫- امروز هنوز قهوه نخوردی؟ ‫- نه.

‫یکم باید بخوری.

‫- خدایا، دلم برات تنگ شده بود. ‫- می‌تونم یکم ازش بخورم؟

‫معلومه، برای کل میز سفارش دادم! ‫دستت درد نکنه.

‫خب بچه‌ها، بگین ببینم.

‫نظرتون راجع به سوزان چی بود؟

‫من دوستش دارم. ‫خیلی دوستش دارم.

‫- شما رو با همدیگه خیلی دوست دارم. ‫- ممنون.

‫- خیلی قشنگ‌ـین. ‫- آره، قطعاً.

‫نمی‌تونم تا روز عروسی صبر کنم. ‫راستی، روز بزرگ کیه؟

‫خیلی خب، خیلی خب، وایسین. ‫قبل از این که به اون برسیم،

‫می‌خوام که جفتتون بخشی ازش باشین.

‫حالا، جول، می‌خوام که تو عقد کنی،

‫و سمی، تو باید بخونی.

‫- یعنی... توی خود عروسی؟ ‫- آره.

‫مطمئنی؟

‫معلومه که مطمئنم، دیوونه‌ها!

‫از کی جز شما بخوام؟

‫من...من نمی‌خوام گند بزنم به روز بزرگت.

‫نمی‌تونی گند بزنی بهش.

‫- خیلی خب، تف توش، پایه‌ـم. ‫- باشه، خوبه.

‫ام، چی تو فکرته؟ ‫نمی‌دونم، می‌تونم مثلاً

‫- «عین توفان تکانت می‌دهم» رو می‌تونم بخونم. ‫- آهنگ خوبیه،

‫اما سوزان یه چیز دیگه تو ذهنشه،

‫- رفتم خونه برات می‌فرستم. ‫- باشه.

‫منم می‌تونم، مثلاً، خوش‌آمد گو باشم،

‫یا کسی که مراقب هدیه‌هاست، یا...

‫کسی که مراقب هدیه‌هاست؟

‫- خب، می‌دونم، از دست دزدها. ‫- جول، بیخیال.

‫تو جزئی از خانواده‌ای.

‫می‌خوام اون بالا پیش من وایسی، باشه؟

‫- رفیقت بهت نیاز داره. ‫- باشه.

‫حالا، بچه‌ها.

‫باید تیکه‌های بزرگ رو بخورم.

‫باید بدنم رو برای روز بزرگ نگه دارم.

‫نمی‌دونم برای دیابتم خوبه یا نه.

‫فرد!

‫با تمام احترام،

‫امروز دنبال چی می‌گردیم؟

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left