最初の200行です。
×محتواي برنامه ممكن است مناسب افراد زير 15 سال نباشد× ×!!حالا خود دانيد×
...نهايت تلاشم رو ميكنم
تا ازت حمايت كنم
×بودن يا نبودن، همه چي يا هيچي×
!قدم به قدم باهات ميام تا ازت محافظت كنم
×فكر ميكرديم انتخاب كردن راحته×
چرا من نميتونم باشم؟ - چرا من نميتونم باشم؟ -
×اما، خيلي زود فهميديم×
انقدر شلوغ نكن و برو. دانشآموز اينجا نيستي كه
×بين خوب و بد×
انتخاب كن
من يا اون؟
×به جاي انتخاب يكي×
×انتخاب بين بد و بدتر×
دلت کُتک ميخواد!؟
×...خوشحالي×
!بسه - چكار ميكني؟ -
×اغلب اوقات×
انتخاب ميكنم
×قسمت دوم× ::اوني كه دوست واقعيه::
*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "Parnaz" :مترجم
آقا
پيانو شماست؟
پس همه ميتونن استفاده کنن؟
عاليه
يوسول، چند دقيقه صبر كن
بعد از اين كه سوپ رو كشيدم ميام
نه. خودم ميتونم
چاشيك
حداقل دو لقمه بخور - ...تو راه ميخورم -
از اونجايي كه امروز سرم خيلي شلوغه
ديوونه
فكر كرده حالا آدم مشهوري شده؟
وقتي از مدرسه رفتن افتاده چطور ميتونه سرش شلوغ باشه؟
خداي من، چه بوي بدي
×آموزش هنرمندان جهاني×
ها. راستي
امروز اولين روزي نيست كه يوسول بعد از درمانش مياد مدرسه؟
آره
خداي من
حتي شنيدن اسمشم اشكم رو در مياره
...اما
...چرا به جاي اينكه بره مدرسه ويژه
بر ميگرده مدرسه خودمون؟
بعد از اينكه فارغالتحصيل بشه بايد بين آدماي عادي زندگي كنه
چون ميخواد مثل آدمهاي عادي زندگي كنه
از تصميم يوسول حمايت ميكنم
اگه انقدر مصممه چرا ديگه نميخواد پيانو بزنه؟
هرطور شده بايد ادامه بده
حتما براش سخته
عاشق پيانو زدنه
خيلي براش متاسفم
...هي، نكنه
پيانو زدن رو دوست نداشته؟
اصلا منطقيه
چرا اونوقت؟
اونم انسانه. ممكنه پيانو زدن رو دوست نداشته باشه
از همه اينا حالم بهم ميخوره
از اينكه الكي بگم عاشق پيانو زدنم حالم بهم ميخوره
و از اينكه تحقيرت كنم خسته شدم
×سرويس هنرستان هانجو×
بريم - باشه -
جينموك، نمياي؟
هي. هي
كجا ميره؟
×پست پيشتاز×
×كلاس پيانو يوسول×
يه لحظه صبر كن
گوشيم رو نياوردم
...مگه بهت نگفتم
كه خودم تنها ميرم مدرسه؟
يوسول، چرا اينجوري ميكني؟
چون تو سن بلوغي اينكارو ميكني؟
چرا يه دفعه ازم متنفر شدي و ناسازگاري شدي؟
اينطوريه؟
اينكارو ميكنم تا ازت متنفر نشم
چرا ازم منتفر بشي؟
تنهايي ميخواي چكار كني؟
چطور ميخواي بري سر كلاسات؟
!خودم ميتونم
ميتونم از دوستام تو مدرسه كمك بخوام
پس دنبالم نيا
!مامان
گفتم دنبالم نيا
...تنهايي
...مدرسه
ميرم
دوستي نداري
!برگرد. بيگودي به موهاته
بچه لوس
مامان
نذار دوباره بگم
تنهايي ميتونم برم
حتي اگه بيفتم و زخمي بشم
پس بس كن
و تعقيبم نكن
!مامان
دنبالم نيا ديگه
دخترتم
الانشم ميتونم ببينم چه قيافهاي به خودت گرفتي
پس برگرد خونه
نگرانم نباش
چرا بهت ميگه مامان؟
همينو بگو
مامان، هنوزم ميتونم ببينمت
نيا
هي، هي، هي
ديدي جينموك دمپاييها رو براي يوسول جفت كرد؟
نه؟
فكر كنم سكههاش رو كه ريخته بود برداشت
عمرا - درد داره! درد گرفت -
مطمئنم
با چشماي خودم ديدم
چرا همينطور چرت و پرت ميبافي؟
بازي ميكني؟
بيخيال، بريم؟
بريم؟ باشه
جينموك. همه چي رو ديديم
چي رو؟ - ديديم به يوسول كمك ميكردي -
اينكارو نكردي، نه؟ سكههاتو برداشتي نه؟
آره
گفتم كه
چي؟ فكر كردم به خاطر خدا بوده
حتي اگرم دشمن همم باشين، فكر ميكردم عوض شدي
پس فكر كردم بهتره منم با يوسول مهربون باشم
هي
فقط فكر نكن. بايد اينكارم بكني
وقتي معلم براي كمك به يوسول داوطلب خواست
بهتره اعلام آمادگي كني
جزء ساعات كار داوطلبانه محاسبه ميشه
اگه داوطلب شدنم، اتلاف وقت باشه چي؟
برام بده اگه نمرههام افت كنه
احساسات و نمرات دو چيز متفاوتن
واو، خيلي بيرحمي
!خداي من
!هي، داغه
!هي
متاسفم، ببخشيد، صدمه ديدي؟
!نميدونم - ...اوه، نه -
كل لباسم
خيلي مسخرهست
هي، ديدي؟
حالا باورم كردي؟
واو، هي
ويولونت حتما خيلي بزرگه
خيلي باحال به نظر ميرسه
چشه؟
براي رفتن به اين مدرسه بايد چكار كنم؟
گفتم نميشه
چرا نه؟
تو اينترنت ديدم دانشآموزاي انتقالي رو قبول ميكنين
فقط اول سال دانشآموزاي جديد قبول ميكنيم
بازم، اگه جاي خاليم داشتيم
تو رو قبول نميكرديم
اينجا مدرسهاي نيست كه چون دلت ميخواد بتوني ثبتنام كني
آقا
حتما منم حقير فرض كردين
واقعا فكر كردين تنها چيزي كه دارم ارادهست؟
ديگه چي داري؟
استعداد
ديوونه رواني
خدايا
هيچ داوطلبي نيست كه بخواد راهنمات باشه
اگه اوايل سال بود، معلم مخصوص مياورديم
اما وسط ترمه، برا همين سخته
ميفهمم
فكر ميكنم بهتر اينكه مامانت بهت كمك كنه
نه. به هيچ وجه اجازه نميدم
از يه دوست خواهش ميكنم
اگه كسي ميخواست اينكارو بكنه، تا الان داوطلب شده بود
به زودي سال آخري ميشي
ممكنه براشون خيلي سخت باشه كه به تو هم كمك كنن
...پس بذار از مامانت - من راهنماش ميشم -
چي؟
سو جينموك؟
فرم درخواست آوردم
اينو تو ساعات كار داوطلبانههم مياريد، نه؟
براي ساعات كار داوطلبانه اينكارو ميكنم
دليل ديگهاي نداره
فكر ميكردم شما دوتا به خون هم تشنهاين
يوسول، باهاش مشكلي نداري؟
اشكال نداره بهت كمك كنه؟
نه
يكي ديگه رو پيدا ميكنم
اون نه. هيچوقت
اوه، احمق و احمقتر
چرا من نه؟
اصلا ميدوني چكار بايد بكني؟
فكر ميكني ميتوني اينكارو بكني؟
آره كه ميتونم
فقط كافيه اون چيزايي كه رو تخته مينويسن رو بخونم
و از خونه به مدرسه بيارمت و برت گردونم
...اينكارو برات ميكنم - كمكم نكن. نكن -
فقط فكر كردن بهش هم باعث ميشه بخوام يه چيزي رو پرت كنم
خانم معلم
ترجيح ميدم بدون راهنما بيام مدرسه
ميترسم امكانش نباشه
...شنديم تو ناهار خوري افتادي
و سوپ روي بقيه ريختي
بدون راهنما سخت ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.