Imperfect Women

Imperfect Women

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Imperfect Women S01 ATVP WEB 30nama ARZ 110 SUB Fa
解説: PersianSUB
سی‌نما تقدیم می‌کند ‫‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB

タグ

webdl
apple_tv+_synced
公開日: 2026-05-20
ダウンロード: 13
聴覚障害者向け: No
FPS: 23.976

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

‫این‌که اسمش رو بذایم دوستی ‫اصلاً خوب توصیفش نمی‌کنه

‫یه چیز دیگه بود. ‫یه‌جور احساس نزدیکی و خویشاوندی بود

‫از اعماق قلب‌مون

‫می‌تونستیم هر مشکلی ‫که پیش بیاد رو حل کنیم

‫به شرطی که همدیگه رو داشته باشیم ‫و همیشه برگردیم پیش هم

‫قرار بود تا لحظه‌ی مرگ کنار هم باشیم

‫رابطه‌ای که داشتیم… خیلی قدرتمند،

‫و اساسی بود،

‫و قرار بود تا ابد پایدار باشه

‫اما اصلاً این‌طور نبود

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫« زنـان نـاقـص »

‫آخرین باری که مرحوم رو دیدی کِی بود؟

‫دیشب با هم شام خوردیم؟

‫انگار مطمئن نیستی

‫نه، هستم. ‫ببخشید، مطمئنم. فقط…

‫اصلاً ممکن به نظر نمی‌رسه ‫که فقط یه روز ازش گذشته باشه

‫می‌دونید، الان همه‌چیز… ‫خیلی با قبل متفاوته

‫می‌تونم بپرسم چطور؟

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫ازش سرقت کردن؟

‫بهش تجاوز کردن؟

‫فعلاً نمی‌تونیم اون اطلاعات رو ‫به اشتراک بذاریم

‫امیدواریم تو بتونی بهمون کمک کنی

‫آره. هر طوری که بتونم

‫چی… چیکار می‌تونم بکنم؟

‫ممکنه تو آخرین کسی باشی که ‫قبل از ضارب با دوستت صحبت کرده باشی،

‫پس هر چیزی که ‫از دیشب یادته رو بهمون بگو

‫باشه، باشه، باشه

‫شروع کنیم

‫ایول! ممنون، ممنون، ممنون

‫می‌خوام از همکارهای تیم جنوب آسیاییم ‫تشکر کنم چون اجازه دادن برنده بشم

‫[ نانسی: می‌شه زود بیایی به دیدنم؟ ‫باید باهات حرف بزنم! ]

‫و باید از رهبر نترس‌مون اِلِنور تشکر کنم،

‫به خاطر این دو سال که از بقیه‌ی سال‌ها ‫باارزش‌تر و چالش‌برانگیزتر بودن

‫- می‌تونم یه چیزی بگم؟ ‫- البته

‫خب…

‫این بازی تقریباً مسخره‌ی «چاله‌ی ذرت» ‫یه هدفی هم پشتش هست

‫و فقط آوردن شادی و نشاط

‫به این کار سخت اما حیاتی نیست

‫که همه‌تون دارید ‫در سراسر کشور انجامش می‌دید

‫این لحظات همچنین ‫نماد یه مسیر هستن

‫پس «کومال»، امروز لیوان‌های تجزیه‌پذیرمون رو ‫به افتخار تو بالا می‌بریم

‫چون خیلی به تمام دستاوردهات

‫در بخش امداد و نجات افتخار می‌کنیم

‫و حتی بیشتر به کارهایی ‫که قراره انجام بدی افتخار می‌کنیم

‫- ممنون ‫- ممنون از تو

‫به افتخار کومال!

‫همه لطفاً بخورید!

‫نمی‌خوام هیچ غذایی دور ریخته بشه

‫ممنون

‫- سخنرانی خوبی بود، رئیس ‫- چی؟

‫فقط ازت تعریف کردم

‫اون کار رو نکن

‫- چه خبر؟ ‫- وقت داری صحبت کنیم؟ ‫

‫وقت ندارم. ‫خیلی شرمنده، وقت ندارم

‫- اما شاید بتونیم بعداً وقت پیدا کنیم؟ ‫- آره

‫آره؟ بعداً می‌بینمت؟ باشه ‫

‫حواسم هست

‫صبر کنید. من… مجبورم این کار رو بکنم؟

‫- آره ‫- یه سنته

‫- آره ‫- از زمان دانشگاه

‫وقتی جوون بودیم ‫و سلیقه‌مون بد بود

‫- اِل، کمکم کن ‫- من قوانین رو وضع نکردم

‫- تولدت مبارک! ‫- تولدت مبارک!

‫خدایا، نه

‫بدتر شده

‫- آره ‫- حال به هم زنه

‫واقعاً بده

‫خیلی‌خب، عزیزم، امروزت چطور بود؟ ‫به اندازه‌ی کافی پرستیده شدی؟

‫قطعاً. آرتمیس ساعت ۶ صبح بیدار شد ‫تا پرستیدن من رو شروع کنه

‫با دستور درست کردن پنکیک!

‫نه، دخترها خیلی گوگولی بودن، ‫و هاوارد بهشون گفته بود شعر بنویسن

‫- چقدر بانمک ‫- آره، می‌دونم

‫یه‌کم لوسه

‫- شخصیه ‫- نانسی

‫سزاوار اینه که یه عالمه ‫کادو به پاش بریزن

‫ببخشید

‫گالت‌های کوچیک سیب‌زمینی ‫با گوجه‌فرنگی پخته

‫در کنار شامپاین. ‫هدیه‌ای از طرف سرآشپزه

‫ممنون. لطفاً از طرف من ‫از مارکو تشکر کن

‫چشم، خانم بوشه

‫ممنون

‫شگفت‌انگیزه

‫خیلی خوبه

‫همون سیب‌زمینی سوخاری‌ان دیگه، نه؟

‫نه، سیب‌زمینی سوخاریِ ‫خیلی شیک و گرون‌قیمتی‌ان

‫بی‌ادبی نکن

‫خیلی کیف می‌کنم ‫وقتی با سرآشپزها رابطه داری

‫اوضاع با اون همکارت چطوره؟

‫- اون هنوزم… ‫- آره، هنوز توی رابطه‌ایم

‫- بعضی‌وقت‌ها. می‌دونی؟ ‫- آره

‫اما خیلی غیررسمی و بدون تعهده

‫- اون هم در جریانه؟ ‫- آره

‫- نانسی، خوبی؟ ‫- عالیه

‫- چی؟ ‫- همه‌چیز مرتبه؟

‫آره!

‫خانم‌ها، می‌خواستم بگم…

‫قراره طولانی باشه؟ ‫چون دستشویی دارم

‫- نه ‫- باشه، فقط می‌خواستم بدونم

‫می‌خواستم بگم… خیلی خوش‌حالم ‫که کنار دو تا از آدم‌هایی‌ام

‫که از همه بیشتر دوست‌شون دارم، ‫و حس می‌کنم من رو خیلی دوست دارن

‫- وای. عزیزدلم! ‫- واقعاً دوستت داریم

‫یه ضرب‌المثل ایرلندی هست که…

‫- یا خدا. لطفاً تمومش کن ‫- شوخی می‌کنم

‫- برو ‫- تولدت مبارک، عزیزم

‫ممنون

‫خیلی‌خب، سریع برمی‌گردم

‫- میزتون آماده‌ست، خانم بوشه ‫- عالیه. ممنون

‫نانسی، قضیه چیه؟ ‫حالت خوبه؟

‫آره. نه…

‫- چی شده؟ ‫- بازم اون یاروئه

‫هنوزم ادامه داره

‫- چی؟ ‫- می‌دونم

‫فکر کردم می‌خواستی ‫باهاش به هم بزنی

‫سعی‌ام رو کردم. می‌دونم. ‫ولی پیچیده‌ست

‫یعنی چی؟

‫مری نمی‌دونه

‫می‌شه چیزی نگی؟ من…

‫نمی‌خوام ناراحتش کنم

‫اما من ناراحت بشم اشکال نداره؟

‫خب، تو خودت هم آدم متعهدی نیستی

‫نانسی، اگه این قضیه رو ‫به رابرت می‌گفتی،

‫اون‌طوری اشکالی نداشت

‫ازدواج‌های باز این روزها ‫مثل آشپزخونه‌های باز زیاد شدن

‫- همه این کار رو می‌کنن ‫- رابرت چنین چیزی رو دوست نداره

‫اما این کاری که انجام می‌دی، ‫اصلاً آزادی‌بخش نیست

‫- فقط بیچاره‌ت کرده ‫- می‌دونم، می‌دونم. من…

‫آخه وقتی پیش اونم ‫احساس ناتوان بودن می‌کنم

‫یادته بهم چی گفتی

‫در مورد فرق بین عشق و هوس؟

‫چی گفتم؟

‫گفتی عشق آدم رو کامل می‌کنه، ‫ولی هوس آدم رو تهی می‌کنه

‫مطمئنی من گفتم؟

‫- آره ‫- بیشتر شبیه حرف‌های مری‌ـه

‫نه، خودت بهم گفتی. ‫در مورد رابرت هم گفتی

‫روزی که ازت خواستگاری کرد

‫بعضی‌وقت‌ها فکر می‌کنم ‫زندگیم رو از خودم واضح‌تر می‌بینی

‫- نه، من فقط… ‫- سلام! خیلی خوشگله!

‫مگه نه؟

‫در مورد چی صحبت می‌کنید؟

‫در مورد گرفتاری‌های اِلِنور

‫خب… توی دستشویی ‫بهم کوکائین تعارف کردن

‫چی؟

‫نگرفتم، اما خب این‌که ‫بهت تعارف کنن هم خوبه

‫هنوزم خیلی خفنی!

‫ممنون

‫- سلام ‫- اِلِنور، منم رابرت

‫شرمنده که دیروقت یا صبح زود ‫مزاحمت شدم

‫اشکالی نداره. چی شده؟

‫خب، نانسی دیشب نیومد خونه،

‫و جواب گوشیش رو هم نمی‌ده

‫بعد از شام با تو که خونه نیومده؟

‫می‌شنوی؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، آره

‫ببخشید، تنها نیستی؟

‫نه، نه…

‫می‌شه یه لحظه بهم فرصت بدی؟

‫خیلی‌خب…

‫نانسی هنوز خونه نیومده؟

‫نه، و یه عالمه پیام ‫و پیغام براش گذاشتم

‫اصلاً جواب نداده

‫خیلی نگرانم

‫آره، نمی‌دونم، رابرت

‫شام خوردیم و اون رفت

‫و بهت گفت قراره بیاد خونه؟

‫دقیقاً این‌طور که نگفت، ‫اما حدس می‌زدم…

‫[ اِلِنور: آهای؟ بهت مشکوک شده! ‫می‌شه لطفاً زنگ بزنی؟ ]

‫دیگه کافیه. دارم پلیس رو خبر می‌کنم

‫- نه، رابرت. اون کار رو نکن ‫- باشه، پس…

‫چی؟ می‌دونی کجاست؟

‫دقیقاً نه

‫اِلِنور، قضیه چیه؟

‫بذار لباس بپوشم و بیام پیشت

‫نیازی نیست

‫اگه می‌شه فقط بهم بگو…

‫رابرت، بس کن! بس کن. ‫تا حرف نزدیم پلیس رو خبر نکن، باشه؟ لطفاً

‫- باشه، باشه ‫- خیلی‌خب

‫دارم میام

‫گندش بزنن!

‫هی، جوردن

‫می‌تونم شلوارت رو ببرم؟

‫- آره ‫- باشه

‫به این زودی داری می‌ری؟

‫آره، اما اشکالی نداره ‫چون من اصلاً این‌جا نبودم، یادته؟

‫سلام

‫دیگه من رو نمی‌خواد؟

‫می‌خواد ترکم کنه؟

‫قضیه همینه؟

‫نمی‌دونم چی توی سرش می‌گذره، ‫و چنین چیزی نگفته

‫چی؟ خدایا، اِلِنور

‫این همه راه رو تا این‌جا اومدی. ‫بهتره حقیقت رو بهم بگی

‫با کس دیگه‌ای توی رابطه‌ست؟

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left