The Tiger

The Tiger (Der Tiger)

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

The Tiger (The Tank) (2025) 720p WEB-DL YIFY
The Tank 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
解説: shine021
زیرنویس فارسی فیلم تانک(تایگر)

タグ

webdl
公開日: 2026-01-03
ダウンロード: 166
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

زيرنويس shine021

تانک

اتحاد جماهیر شوروی. خط مقدم دنیپر. پاییز 1943

هشت ماه پس از استالینگراد، ورماخت در همه جا در حال عقب نشینی است.

برو! بجنب، حرکت کن!

به راهت ادامه بده!

موضع بگیر!

پشت پل موضع بگیر!

دنبالم بیا. سریعتر!

عقب نشینی!

عقب نشینی! عقب نشینی!

عقب نشینی!

اوه، نه.

حرکت کن. بجنب!

بجنب، بجنب!

همه سوار تانک!

واحد دوم، از پل عبور کنید.

حالا برو! برو!

به راهت ادامه بده!

فرمانده!

نیروهای ما عقب نشینی کردند.

ستوان،

آیا ما هم باید عقب نشینی کنیم؟

ستوان؟

کیلیگ، دارن میان؟

گرفتم. گرفتم.

چه خبره؟

وصل شید. صدامو میشنوید؟

صدامو میشنوید؟

'تی-34'! اونجا هستن.

600، هدف تعیین شد!

آماده و مسلح.

دستور بده، ستوان.

فیلیپ!

فیلیپ!

شلیک کن!

اصابت کرد، هدف نابود شد!

مسلح شد.

-سربازها دارن نزدیک میشن! -مسلسل، شلیک کن!

به سمت راست، یه 'پانزر' دیگه!

-هدف تعیین شد! -شلیک کن.

هدف در حال سوختن.

-هدف نابود شد! -مسلح شد!

مسلسل، شلیک کن. روی هدف بمون!

ما دوتا جلویی رو نابود کردیم و تنها راه خروج مسدود شده.

-بیاین الان بریم بیرون. -شلیک کن!

-فیلیپ، وقتشه بریم بیرون. -مسلح شد!

-باید گوش کنی! -شلیک کن!

مسلح شد!

هنوز خیلی های دیگه هستن.

دارن نیمه شب پل رو منفجر می کنن.

فقط پنج دقیقه مونده.

وقت کافی برای انجامش هست.

شلیک کن!

برو جلو!

وقتمون داره تموم میشه.

هنوز چهار دقیقه و نیم مونده.

-چهار دقیقه و نیم! -طول پل 600 متره!

توپ ضد تانک! ساعت 12!

-من دوباره مسلح کردم. -شلیک کن!

من جامو می گیرم.

مسلح شد!

ما تنهاییم و وقتمون داره تموم میشه، فیلیپ.

اون دستور لعنتی رو بده!

اون دستور لعنتی رو بده، فیلیپ!

توجه، عقب نشینی کنید.

'هامل'، برگرد روی پل.

بله قربان، فرمانده!

سریعتر، سریعتر، سریعتر، سریعتر، سریعتر!

بجنب! چهار دقیقه وقت داریم. چهار دقیقه برای فرار!

'هامل'، گاز بده!

این کافی نیست.

دیگه دنبالمون نمیان.

دیگه شلیک نمی کنن.

منتظرن پل رو منفجر کنیم.

می تونیم انجامش بدیم.

ایلیوشین ها.

نمی تونن چیزی رو که اتفاق می افته تغییر بدن.

-فرمانده! -شلیک کن!

-شلیک کن! -داره میاد تو!

-داره از دریچه ها میاد تو! -داریم آتیش می گیریم!

داره میسوزه! من آتیش گرفتم!

برو، هلموت! سریعتر! سریعتر!

آتیش همه جاست!

-برو، هلموت! سریعتر! -همه جا آتیشه!

-برو! -ادامه بده، هلموت! پاتو بذار رو گاز!

فقط ادامه بده!

فکر کنم می تونیم انجامش بدیم، فیلیپ!

می تونیم انجامش بدیم!

ما تنهاییم و وقتمون داره تموم میشه، فیلیپ.

اون دستور لعنتی رو بده!

ایلیوشین ها!

-داره میسوزه! من دارم میسوزم! -آتیش! همه جا آتیشه!

آتیش!

چقدر دیگه مونده تا برسیم؟

محرمانه

ستاد توپخانه XXIV. 21 سپتامبر 1943

'عملیات لابیرنت'.

'دستور انفرادی بدون پشتیبانی'.

'فون هاردنبرگ'.

پاول؟

عینکمو برداشتم.

بچه ها، همینه!

گاز رو روشن کن.

بده من.

ستوان.

خوش اومدی.

ممنون، کریستین.

مردها!

ستوان.

ستوان.

رئیس.

پس چی به سر 'تایگر' ما اومده؟

فقط یه کم زخمی و کوفته شده.

اما به زودی آماده میشی.

خوبه.

و شما؟

ما هم همینطور، یه چند تا خراش، چند تا سوختگی.

چیز جدی ای نیست.

ماموریت جدید؟

آره، هست.

و ما امروز بعد از ظهر بسیج میشیم،

دستور از سرهنگ 'ریختر'.

-مرخصی ما چی؟ -لغو شد.

امروز میریم؟

امروز.

کجا؟

به جبهه شرقی، انتهای 'پسل'.

-پیش 'ایوان'ها؟ -بینشون.

منطقه بی طرف.

تو این ماموریت،

ما باید محل سرهنگ 'فون هاردنبرگ' رو مشخص کنیم

و اونو برگردونیم.

'فون هاردنبرگ'؟ شنیدم که مرده.

منم همینطور شنیدم.

اما بدون شک بقیه فکر می کنن ما سقوط کردیم..

-کدوم واحد ما رو همراهی می کنه؟ -تنها میریم.

دستور اینه که فقط ما باید اونو بیاریم.

اعتقاد بر اینه که اون تو یکی از پناهگاه های ما در شرق 'نووی یار' هست.

لعنت.

خیلی محرمانه است.

چرا ما رو می فرستن نجاتش بدیم؟

دستور، دستوره.

اگه قرار بود بدونیم، بهمون می گفتن.

اما آیا یه 'تایگر' تنها از پسش برمیاد؟

من میگم اونا فکر می کنن اگه هر واحدی بتونه این نجات رو انجام بده،

اون واحد ماست.

'تایگر' رو آماده حرکت کنید.

بزن بریم، بچه ها.

دوباره راه افتادیم.

'گرگ به لانه روباه'،

ما داریم به مدت 48 ساعت به سمت لابیرنت میریم.

گرگ خارج میشه، تمام.

هلموت! فندک!

بهترین تانکی که تا حالا ساخته شده.

با این حال، برای راننده، دیدن هیچی ممکن نیست.

و شماها که پاچه خوارید فقط می تونید به آفتاب نگاه کنید.

وقتی طراحیش می کردن، حتما می دونستن

که همه راننده تانک ها چقدر زشتن.

'فون هاردنبرگ'، قبل از اینکه بقیه عقب نشینی کنن، با لشکر ششم تو استالینگراد بود.

این یه معجزه است که اون از جنگ های آخر جون سالم به در برد.

یکی از دستاش جون سالم به در نبرد چون خودش قطعش کرد.

من کل ماجرا رو شنیدم.

اون زیر آوار کارخونه تراکتورسازی دفن شده بود.

دستش گیر کرده بود.

و بعد از پنج روز...

با چاقوی خودش، یه جوری قطعش کرد.

تا خودشو آزاد کنه.

من گفتم.

هلموت، من هنوز این فندک تو رو دارم.

اما الان مال منه.

اگه اون از اون ماجرا جون سالم به در برده، الان حتما یه جاسوس روسی شده.

به همین دلیله که می خوان برش گردونن.

ظاهرا، اونا گفتن که اون تونسته از زیر آوار بیاد بیرون

و یه زن جوون بهش رحم کرده، اونو برده پیش خودش.

و چند هفته بعد، در حالی که لباس یه کشاورز رو پوشیده بود،

دوباره به سمت ما اومد.

و اونا دوباره کونشو فرستادن به جبهه، اما با یه دست.

یه بدبخت بدشانس.

و حالا دارن کون ما رو مجبور می کنن بریم اونجا برای نجات.

من هر روز بیشتر به این فکر می کنم که اون یه جاسوس روسی هست.

افسرهای ستاد، همه اونجا یه دستشون کمه.

چی باعث شده اون انقدر مهم باشه؟

فقط به خاطر اینکه یه 'فون' داره؟

طبق دستور ماموریت، اون داره روی یه نقشه مخفی عقب نشینی کار می کنه.

اون شامل همه موقعیت های ما، فرکانس های رادیویی و انبارهای اسلحه میشه.

اگه به دست روس ها بیفته،

همه درها به روی رایش باز میشه.

اسم رمز ماموریت ما هست...

'عملیات لابیرنت'.

و اونا احتمالا سعی نکردن از طریق رادیو باهاش تماس بگیرن؟

از وقتی که پل روی دنیپر منفجر شد، دیگه جواب نداده.

تو استالینگراد...

دستورها از طرف اون بود، مگه نه؟

اون موقع افسر فرمانده بود، آره.

اسمیتچ، داری چیکار می کنی؟

تو تانک من بازی یه دستی ممنوعه.

منظورت چیه؟

من همه چیزو می بینم.

'5 کیلومتر تا خط مقدم.'

More Farsi Persian subtitles for The Tiger

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left