最初の200行です。
...چاگ، چاگ، چاگ، چاگ
جونِ من ولش کن، ولش کن، ولش کن
کریس؟ کریس؟
...لعنتی! لعنتی! وای وای، خدای من
سیا
بچهها، بچهها، بچهها، گوش کنین
بچهها، پدر مادرم دارن برمیگردن میشه لطف کنین فوراً برین بیرون
بیرون. خیلی متأسفم، بچهها
خواهش میکنم، ببخشید ببخشید، مهمونی تمومه
مهمونی تمومه. میشه برید لطفاً؟ !بفرمایین بیرون. برین
...مراقب باشین، مراقب باشین، مراقب باشین
باشه. چیزی نیست. بابا اینجاست
همه چی رو درست میکنیم
وای، خدا. وای، نه
نمیدونم چطور اتفاق افتاد نمیدونم. واقعاً نمیدونم
باید به پلیس زنگ بزنیم جوجو، باید به پلیس زنگ بزنیم
موادم بود؟
چیزی فروختی؟
موادِ کوفتی فروختی؟
آره
پلیس بی پلیس
:حقایق اینا هستن
یه مهمونی، مواد، ناگهان یه نفر میمیره
!سیا؟ سیا
....تمامِ چیزایی که داریم
این خونه، خونهمون، آبرومون قراره به فنا بره
تو، میری زندان - جوجو -
میخوای ماست مالیش کنم؟ یه جسد تو باغچهست
محکوم میشه. پخشِ مواد، یکی اُوردوز میکنه این حداقلش پنج سال زندان داره
،قبلش برای در اختیار داشتنِ مواد که پیش میاد، شاید بیشترم بشه
مدرسه هم پا پیش میذاره حادثه به خاطر کوکائین
همهی اینا روشن میشه و میگن اون مسئوله
خب، نظرت چیه؟ چیکار کنیم
!جوجو
،خب، اگه پلیسها رو خبر کنیم کار همهمون ساختهست
آبرومون میره
بچهی مُرده؟ این ننگ فراموش نمیشه
کی دیگه باهامون رابطه برقرار میکنه؟ هیچکس نمیتونه تو چشمهامون نگاه کنه
!ولی اون مُرده
و هیچی باعث نمیشه زنده شه
والدینش، که دلم به حالشون میسوزه قرار نیست پسرشون رو پس بگیرن
ولی شاید، شاید، بتونیم بهشون امید بدیم
پسرِ گمشده، امید
شاید فرار کرده؟ شاید یه جایی اون بیرونه؟
پسرِ مُرده، امیدی در کار نیست زندگیشون نابود میشه
نه، نمیتونیم اینکارو بکنیم
نمیتونیم؟ پس بهتره به پلیس زنگ بزنی
!بفرما تو، بفرما
خب، چی برات بیارم؟ چای، قهوه، براندیِ خفن
نیازی نیست - اشکالی نداره -
!سیا
مدیر ارشد خونه هم که از راه رسید
لورن، ایشون تام هستن پدرِ جنی، یکی از دوستای سیا
تو مراسم جمعآوریِ کمک به مدرسه همدیگه رو دیدیم
فکر نکنم. ممکن نیست چنین مرد خوشگلی رو فراموش کنم
.ما خونه نبودیم ،سالگرد ازدواجمون بود
برگشته بودیم جایی که ازدواج کردیم تجدید خاطره میکردیم
کاری باهام داشتین؟
نه، واسه دلخوشیم از این پایین اسمت رو صدا زدم
تام دلینی، پدرِ جنی میخواست بدونه دیدیش یا نه؟
جنی؟ نه. مشکلی پیش اومده؟
اون نیومده خونه
دوست پسرش رو هم نمیتونیم پیدا کنیم ازش بزرگتره، کریس چاهال
خب، با آقا حرف بزن
دیشب کجا رفتی؟ اون دو نفر رو دیدی؟
...جوجو
،اگه اون اینجاست و جنی گم شده
...به این فکر کردی که
اون اُوردوز نکرده
جنی قبلاً جسدِ پسره رو دیده
یا اون پسره رو کشته؟ اون کجاست؟
تیمهای ترجمهی وب سایت رسانه کوچک و دیبامویز با افتخار تقدیم میکنند
:ترجمه و تنظيم زيرنويس sin«سـينـا»cities
پیت، منم. کجایی؟ جنی پیش توئه؟
.میدونم که دیدیش. فقط بهم زنگ بزن به محض اینکه تونستی بهم زنگ بزن
!پیت، باز کن
!پیت
سوفی
باید ببینمت
آره، فقط یه لحظه، تام
بله؟
نیل چاهال؟
بله خودم هستم
کارآگاه اِما کسل. همسرتون بازداشت شدن
من مجوز قانونی برای جستجوی خونهتون رو دارم. اجازه هست؟
بازداشت؟ به چه جرمی؟
بهتره داخل خونه در موردش صحبت کنیم
هی، اون ماله منه
اون به گوشیش جواب نمیده
آره. آخرین بار کِی دیدیش؟
صبح. سر کار
...لعنتی! لعنتی، لعنتی. این
اون بهترین دوستمه ...اون همچین
مطمئنم که یه توضیح منطقی وجود داره
میدونم که از آمار متنفری
پس آماری بهم نده
از هر ده مورد گمشده نُه تاش به آشنایان ارتباط داره
خب، این همون یه دونهست، همون استثنا
من متهمش نمیکنم - من میکنم -
،نمیخوام اینکارو بکنم ولی چرا نباید بهم زنگ بزنه؟
،اگه من دخترِ دوستم رو آخر شب سوار میکردم
بهشون زنگ میزدم. بهشون میگفتم
"ولی اونیکی قسمتِ مغزم میگه، "نه
تو آدمها رو میشناسی، میشناسیشون
اون کنارم بود
...حتی وقتی
بابا، کجایی؟ باید بیای خونه
بیا اینجا
اون میدونست اون حسش کرده بود
نه، نه، نه، نه، اون نمیدونست
ما با هم خدمت کردیم امکان نداره
تام، تنها چیزی که از کارم یاد گرفتم اینه که هیچکس واقعاً کسی رو نمیشناسه
پس باید پیداش کنیم
من برمیگردم اداره تا روش کار کنم پیت رو پیدا میکنم
آخرین همخوانی که دارم مربوط به سه ساعت پیشه
ماشینِ پیت میفیلد
نزدیکِ پارکینگ مسافرخونهی لیکساید دیده شده
هتلِ ارزون قیمت
اون از جلوی دوربین بعدی رد نشده
...و از اونجا هم برنگشته، پس
پس احتمالش زیاده که هنوز اونجا باشه
آره - آره، مرسی -
سوفی، میریم از معلم بازجویی کنیم
میتونه بمونه برا بعد
تو خونه چیزی نیست خب، در هر حال، چیز مشخصی نیست
،ما آیپدش رو برداشتیم، دوربین دیجیتالش دفترچهی خاطراتی که داره
و شوهرش چطور بود؟ - مات و مبهوت -
راستش، نه، عصبانی بود
همش داد میزد "مسخرهست، مسخرهست"
خب، کنار اومدن باهاش کار سختیه
اون به پسرش اشاره کرد؟ - نه -
درسته، خب، پسرش گم شده اون خبری ازش نداره، نه؟
بهش اشاره نکرد
...خب، این یارو، پیت
اون آخرین کسیه که با دختر دیده شده؟
آره
صحیح
وکیلتون اینجاست
خب دنبالِ چه ماشینی میگردیم؟
یه مرسدس چهاردرچهار سبز رنگ تعدادشون نمیتونه زیاد باشه
اوناهاش - مطمئنی؟ -
آره، داره میره
کسی تو ماشین باهاشه؟
وای، داره میره
لعنتی، گمش کردیم
نمیتونم ببینمش تو همین جاده موند؟
اوناهاش
وایسا، پیت چرا واینمیسی؟
سوفی - یعنی چی؟ چرا در رفتی؟ -
کِی؟ - ما پشت سرت بودیم. تو یهو گاز دادی -
من شما رو ندیدم
جنی کجاست؟ - نمیدونم -
اشکالی نداره یه نگاه به داخل ماشین بندازیم؟
چرا، اشکال داره. ببخشید، موضوع چیه؟
کسی همراهت بود؟
جنی دلینی دیشب گم شده
احتمالاً تو آخرین کسی بودی که اون رو دیده
جنی گم شده؟
میخوام به تام زنگ بزنم
لازم نیست به تام زنگ بزنی فقط به من بگو و من به تام میگم
میدونم لازم نیست، ولی دوست دارم پس، من بازداشتم؟
نه
پس کاری رو که دوست دارم انجام میدم
پیت
ببخشید، رفیق، گوشیم رو خاموش کرده بودم پیشِ سوفی هستم
جنی اونجاست؟
نه. گوش کن، نمیدونستم اتفاقی افتاده
وگرنه زنگ میزدم، قسم میخورم
تو دیشب سوارش کردی
آره، آره، ولی فقط همین
سوارش کردم و رسوندمش خونه کنار ورودیِ دروازه پیادهـش کردم
رسوندیش خونه؟
ساعت چند؟
دیروقت. نمیدونم، شاید 11:30
چرا اینکارو کردی؟
اون بهم زنگ زد. تو یه خونهای بود
یه مهمونیِ بزرگ چند مایل دورتر
آره، ما ازش خبر داریم
اون مست بود منظور، دوستاش مست بودن
داشتن سوارِ یه ماشینی میشدن راننده بدجوری مست بود
برای همین بهم زنگ زد که برم برسونمش خونه
ولی چرا تو؟
باشه، تام، میخوام تمام اتهامات رو بذاریم کنار
من هرگز آسیبی بهش نمیزدم
میدونیم
بهش آسیب نمیزدی، ولی رابطهای بیشتر از دوستی بینِ شما بود؟
منظورت چیه؟
علاقه
من همجنسبازم
تام، باید زنگ میزدم حرفهاش رو شنیدم
باشه؟ اون و دوستاش چند ماه قبل
داشتن از رانندگی تو مستی حرف میزدن
میخندیدن و مسخرهـش میکردن انگار شوخیه ،و تو گذشتهی من رو میدونی
اتفاقی که برای پدرم افتاد
برای همین بردمش یه گوشه و مجبورش کردم بهم قول بده
هیچوقت اونطوری سوار ماشینی نشه
گفتم، "چه شب چه روز بهم زنگ بزن "!و میام برت میدارم
و اون هیچوقت زنگ نزد، تا دیشب
و تو رسوندیش خونه؟
آره، درست کنار دروازه پیادهـش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.