Mr. Holmes

Mr. Holmes

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

Mr Holmes 2015 720p BluRay x264-DRONES
Mr Holmes 2015 1080p BluRay x264-DRONES
Mr Holmes 2015 BDRip x264-DRONES
Mr Holmes 2015 720p BRRip x264 AAC-ETRG
Mr Holmes 2015 720p BRRip XviD AC3-EVO
Mr Holmes 2015 720p BluRay x264 YIFY
Mr Holmes 2015 WEB-DL x264-RARBG
Mr Holmes 2015 HDRip XViD-ETRG
Mr Holmes 2015 HDRip XviD AC3-EVO
Mr Holmes 2015 720p WEBRip x264 AAC-ETRG
解説: Toxicity
.:: Toxicity

タグ

hdrip
HDRip
XviD
HD
AC3
bdrip
bdr
x264
BDR
webrip
web
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
公開日: 2015-10-18
ダウンロード: 53
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

« آقای هلمز »

‏نباید اینکارو بکنی

‏زدن روی شیشه رو میگم

‏از کجا می‌دونستید می‌خوام اینکارو بکنم؟

‏پسرم رو ببخشید، عاشق زنبور عسل ــه

،‏اینکه زنبور عسل نیست ‏زنبور بی‌عسل‌ ــه

‏کلاً چیز متفاوتیه

‏خودش بود؟

‏جناب ولخرج بازمی‌گردد

."‏برو بیرون "راجر ‏می‌دونی که اجازه نداری اینجا باشی

‏مثل نگهداری از یه کره‌اسب ولزی میمونه

‏میرید اتاق مطالعه‌تون؟

‏نه، نه فعلاً

‏آره، دوباره اومدم خونه

‏دوباره اومدم خونه

!"‏خانم "مونرو

‏بنظر میاد کاهش جمعیت داشتیم

...‏آقای "هیلی" وقتی نبودم

‏نیومد از کندوها مراقبت کنه؟

‏چرا، ولی دفعه‌ی بعد دیگه نمی‌تونه اینکارو انجام بده

‏- آقای هیلی خودش گفت؟ ‏- نه، دخترش گفت

،‏پدرش رو بُرده پیش خودش ‏گفت خیلی ضعیف شده

‏- خیلی ضعیف شده؟ ‏- به قدر کافی که فرز و سرحال بود

‏- شاید یکم پُرحرف شده بود ‏- با تو؟

‏نه با خودش

‏کلید اتاق مطالعه رو بده

‏- اون نهاره؟ ‏- اهمم

‏واتسون ازدواج کرده بود و ‏من تنها بودم

‏درواقع، همون روزی بود که خیابون بیکر رو ترک کرد

‏که اون پرونده قرار بود آخرین ماجراجویی باشه ‏که شروعش می‌کنم

‏تقریباً 30 سال پیش بود که جنگ جهانی اول تموم شده بود...‏

‏و توریست‌ها به خیابون بیکر برگشته بودند

‏تا بتونن "شرلوک هلمز" واقعی رو ببینن

...‏خداروشکر، در داستان‌هاش

...‏واتسون همیشه اقامتگا‌ه‌های واقعیمون

‏رو اشتباهی می‌نوشت

‏پس آدرس درست رو پیدا کردی

‏- چرا اینکارو کردی؟ قربان؟ -

‏دزدکی رفتی تو اتاق مطالعه‌م

‏اتاق مطالعه‌م حریم و خلوتگاه منه

‏یه جای خصوصیه

،‏قبل از اینکه برید ژاپن ‏دیدم که اون داستان رو می‌نویسید

‏نمی‌دونستم داستان می‌نویسید

‏بله دکتر واتسون اونا رو می‌نوشت

‏برای همین کلید مامان رو قرض گرفتم ...‏و رفتم اتاق مطالعه‌تون

‏و پیداش کردم

‏و چقدر ازش خوندی؟

،‏تا همونجایی که داستان گفته بودین ‏بخش خوبی هم بود

‏مردی که به خیابان بیکر می‌آید

"‏گفتین، "بخاطر همسرت اومدی

‏از کجا اینو میگین؟ اون کارو کردین؟

‏اون کار چیه؟

‏"عصا نشانه‌هایی از یک دندان سگ نمایان می‌کند

"‏چوب از جزیره‌ای در جنوب غربی مادیرا آمده

‏اون کار

...‏بعد تو از کجا میگی

‏که یه مرد اومده درباره‌ی همسرش صحبت کنه؟

‏حلقه‌ی ازدواج دستش کرده؟

‏نه، سرنخ‌ها همشون داخل این صفحه هستن

‏بخوای ‏دقیق بگی، این جمله‌ست

...‏"یک روز، مرد جوانی با لباسی

‏اتو کشیده اما ارزان قیمت وارد اتاق شد

،‏لباس‌هاش اتو کشیده هستن ‏بهرحال مرد جوونی هم هست

‏لباس‌های ارزون قیمت

،‏پس حتماً همسرش اتوش کرده ...‏مردا بلد نیستن

‏و اون مرد پول خدمتکار هم نداره ‏که اینکارو براش انجام بده

‏خیلی خوبه

‏اینطوری می‌دونستین در مورد همسرش بوده

‏خب، نه

...‏وقتی یه کارآگاهی و مردی میاد به دیدنت

‏معمولاً درباره‌ی همسرشه

‏خب چرا از اونجا دیگه ادامه‌ش رو نگفتین؟

‏اون چیزا رو از داروخونه گرفتی؟

‏سفارش دادم، گفت چند روز طول می‌کشه

‏پس ‏صبر می‌کنیم

‏اگه گرفته بودی که خیالت راحت میشد، نه؟

‏آره در حد روز پیروزی اروپا [‏[روز پایان جنگ جهانی دوم

‏دکتر رسید

‏- توی ژاپن سرما خوردین؟ ‏- اینطور بنظر میاد؟

‏فکر کردم بخاطر تموم شدن کارتون برگشتین

‏یکمی هم وزن‌تون کم شده

...‏چیزی که دنبالش بودین رو پیدا کردین

‏اون فلفلی‏ اسرارآمیز؟

‏فلفل ژاپنی [‏‏[نام علمی: زانتکسیلوم پپوریتوم

‏بله ببخشید

‏برای همین اون یارو شما رو به ژاپن دعوت کرد

،‏درسته؟ یه سری چیزا رو پیدا کنین یواشکی بیارینش خونه؟

‏تو چیزایی که تجویز کردی نمی‌تونم دخالت کنم

‏- ولی صدرصد مریضم نمی‌کنه ‏- خودش که نه

‏منظورت اینه که شاید عوارض جانبی داشته باشه؟

‏شاید

‏- مثلاً؟ ‏- امید

‏اون کسی که شما رو به ژاپن دعوت کرد ‏اسمش چی بود؟

‏همین تازگی یه هفته رو باهاش گذروندین

‏و ماه‌ها باهاش در ارتباط بودین

‏اسمش رو به یاد میارین؟

...‏یه اتاق نزدیک اتاق جراحیم هست که

!‏نه

...‏وقتی یادتون نمیاد تلفن رو کجا گذاشتین

‏یا فراموش می‌کنین گاز رو خاموش کنین، چی؟

‏- نمی‌تونین تنها زندگی کنین ‏- تنها زندگی نمی‌کنم

‏خدمتکار دارم

‏این دفتر خاطرات رو داشته باشین

‏هر روزی که یه اسم یا مکان ...‏رو یادتون نمیاد

‏تاریخ اون روز رو علامت بزنید

‏اگه یادم رفت علامت بزنم چی؟

‏نه، نه، نه، نه

‏شاه‌انگبین ــه

‏آره ولی دیگه از اون استفاده نمی‌کنیم

‏بجاش، از این استفاده می‌کنیم

‏- بهش میگن فلفل ژاپنی ‏- غذائه؟

...‏اهمم

‏انگار از ناودون ریخته بیرون

‏از ژاپن اومده

‏خیلی هم خوب

...‏مثل همون ‏شاه‌انگبین توی

‏چای و قهوه بریزش

‏و باید سعی کنی باهاش آشپزی کنی ...‏تا مهارت‌ها رو

‏بالا ببری

‏جناب هلمز؟

‏جناب هلمز؟

‏"تامیکی اومزاکی" هستم

‏به ژاپن خوش اومدید

‏واقعاً باعث افتخاره که دعوت من رو پذیرفتین

.‏امشب رو خونه‌ی من سپری می‌کنیم ‏فردا جستجو رو شروع می‌کنیم

‏کتاب‌تون رو 20 ساله که دارم

‏وقتی اولین بار نسخه‌ی چاپی اومد، خریدمش

‏امیدوارم افتخار بدین و برام یه یادداشت اولش بنویسید

‏بله، البته

...‏جناب اومزاکی، در چه فاصله‌ای از شهر

فلفل ژاپنی رشد می‌کنه؟

‏بیشتر نزدیک دریا یافت شده

‏و چه مسافتی باید طی کنیم؟

‏به گمونم با قطار سفر دو روزه‌ای بشه

‏خیلی مشتاقین؟

‏من درگیر پروژه‌ای هستم که ...مشتاقم تمومش کنم

‏و ذهنم باید در هُشیارترین حالت باشه

...‏می‌خوام در

‏کوتاهترین زمان ممکن به نتیجه برسم

‏- اون مورد ضروریه؟ ‏- متاسفانه بله

!‏شما کارآگاه فوق‌العاده‌ای هستین

‏خیلی ممنونم

...‏برای مادرم سواله که

‏کلاه معروفتون رو آوردین یا نه

‏کلاه لبه‌دار

اون تخیلاتِ فرد توضیح‌دهنده‌ی داستان بوده

تا حالا از اونا نپوشیدم

پیپ چی؟ - سیگار رو ترجیح میدم -

،‏به واتسون گفتم ...‏اگه یه وقتی خودم داستان بنویسم

...‏باید میلیون‌ها تصور غلط که

‏توسط قوه‌ی تخیل، ساخته شده رو تصحیح کنم

‏اصلاً همچین داستانی نوشتین؟

‏ولی الان دارم سعی می‌کنم اینکارو بکنم

‏قبل از اینکه بمیرم باید کارمو با تو تموم کنم

"‏"پس بخاطر همسرت اومدی

"‏"بخاطر همسرت اومدی

"...‏"بخاطر

‏راجر

‏بیا

‏بعد از نهار می‌بینمت

‏برای کار زنبورها یکمی کمک لازم دارم

‏پس آدرس درست رو پیدا کردی

‏یه کارگر خوش‌برخورد مال همین ساختمون 221بی بهم گفت

‏فقط یه داستان کوچیکه که ‏آدمای کنجکاو رو گمراه می‌کنه

‏بنظر میاد بیشترشون آمریکایی باشن

"‏بفرما بشین آقای "کلموت

...‏خب

‏بخاطر همسرت اومدی

‏- از کجا می‌دونستین؟ ‏- مهم نیست

‏هر چیزی که لازمه رو بگو

‏اسم همسرم "ان"ــه

‏مادرش موقع به دنیا آوردنش مُرد

...‏پدرش سرهنگ بود

‏تو وزیرستان در رابطه با همون مسائل شغلیش کشته شد

‏خیلی دوست داشتیم بچه‌دار بشیم

...‏همسرم اولین بچه‌مون رو تو سه ماهگی از دست داد

‏دومیش رو هم تو چهار ماهگی

‏بهمون گفتم خطرناکه اگه بازم تلاش کنیم

‏ان پریشون شده بود

...‏انگار هر کدومشون رو که از دست دادیم

،‏برامون مثل یه بچه‌ی واقعی بودن ...‏در حالیکه اینطور

‏ممنون

...‏برای یه مدت، حتی اصرار داشت که من

...‏دوتا سنگ قبر حکاکی شده بگیرم

...‏و توی آرامگاه خودمون بذارم

‏و جسدهاشون زیر اونا دفن بشه

...‏شدیداً به یه چیزی نیاز داشت

‏تا این اختلال افسردگی خطرناک رو تسکین بده

‏موسیقی رو دوست داشت منم آرمونیکا رو پیشنهاد دادم

‏آرمونیکا؟

‏باارزش‌ترین دارایی پدرم

‏تا قبل از مُردنش، دائماً این ساز رو میزد

‏آوردمش توی خونه

‏و آموزش یه ماهه‌ای رو ترتیب دادم

‏هفته‌ای یک ساعت

...‏خیلی زود ان ازم خواست که

‏تمرین رو بکنیم دوبار در هفته

‏بعد سه‌بار و بعد هر روز

‏پس مشغول کاری شد که ‏امیدوار بودی انجامش بده

‏برای چی اومدین اینجا آقای کلموت؟

More Farsi Persian subtitles for Mr. Holmes

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left