最初の200行です。
خبر میخوام آرشامبو
از این به بعد، رو تمام پروندههای جاری
رئیس، این زن داره دهنمون رو سرویس میکنه
کی برمیگردی؟
فقط روی دنده چپِ «دیارد» نرو
وقتی مامور مخفی بودم، مونترآل بودم
عملیات مخفیانهاش باعث فروپاشی شد
یه باند کلهگندهی موتورسوارها
بوم! مُردی... باز هم
چهار بار بهم شلیک کردی، آرش
عزیزم، اگه تردید کنی، کارت تمومه
و چون خیلی برام عزیزی، پس لطفاً نمیر
هاه
بوم. مُردی
خوبه، بهتر شد، ولی باید پیشبینی کنی که حریف
یه کلکِ دیگه تو آستینش داره
موقعیت مکانی آرش رو بفرست
میشه یه لحظه بهم وقت بدی؟
چه خبر؟
فیتز تا حالا موقعیتش رو نفرستاده بود
عجیبه
باشه، حله. برو
چرا داری تعقیبم میکنی؟
کدوم پیام؟
این چیه؟ این دیگه چیه، هان؟
فیتز
چه مرگشه؟ چه اتفاقی داره میافته؟
اسلحه داره! برو دنبالش! آهای
برگرد دنبال کاپشنش بگرد
نه موبایلی، نه کیفی، هیچی
لباساش رو گشتم. اونجا هم چیزی نبود
خب، چی شد؟
چرا اون یارو داشت تعقیبت میکرد؟
نمیدونم، ولی مطمئنم یه جایی دیدمش
داشت یه چیزی بهم میگفت
فرانسوی رو خیلی تند حرف میزد. یه چیزی دربارهی یه پیام
هوم، بودار به نظر میرسه
عجب شروعِ گندی برای روز بود. آره
رانندهی کامیون؟
آره، وینسنت کستیل، از محلیهاست
بیچاره حسابی شوکه شده
این همراه مقتول بود
ببین چیزی ازش درمیاد، مخصوصاً اثر انگشت
خب
حالا چی؟
لباس عوض میکنیم و، امم... میریم سر کار
اثر انگشتهاش رو فرستادم دفترت
تا توی پایگاه داده چک بشه
مواد تو بدنش نبود. ولی این رو ببین
این جای داغه؟
مثل همونایی که به حیوونا میزنن؟
میدونستم قیافهاش آشناست
لابد موقعی که تو مونترآل مامور مخفی بودم، همون دور و برا بوده
میشناسیش؟
نه شخصاً، ولی عقربها
همون باند موتورسواری که توشون نفوذ کردم
عادت داشتن اعضای ارشدشون رو داغ بزنن
فیتز، این یارو
دنبال تو بوده
دقیقاً دنبال چی میگردیم؟
هر چیزی که سرنخی بده چرا این آدم
تو سنت پیر بوده
فکر میکنی فرستادنش اینجا که بکشنت؟
انتقامِ اینکه فهمیدن پلیس بودی؟
اون عملیات خیلی وقت پیش بود. چرا الان؟
منظورم اون ویدیویِ وایرال شده از دستگیریِ
نخستوزیر نیوفاندلنده
عقربها لابد فهمیدن من اینجام
تا اسکنر اثر انگشت کارش رو انجام بده
عکس مقتول رو به هتلها و مسافرخونهها فرستادم
اینجا اقامت داشته
اوه، این رو ببین
این مالِ یه رستوران مرغ سوخاریه
یکی توی «بورین» هست، درست کنارِ اسکلهی فِری
همونی که میارهت به سنت پیر
از اداره ترابری بورین آمار میگیرم
ببینم سابقهای از سوار شدنِ این یارو به کشتی دارن یا نه
احتمالاً رستوران دوربین مداربسته داره
اونا رو هم چک کن
اوه، سلام پتی
یه نگاهی به این بنداز
ببین چیزی پیدا میکنی که به مقتولمون ربط داشته باشه
یه سری چیزها از زمان عملیات مخفیانهام اونجاست
پس
محرمانه بمونه، باشه؟
البته
و، امم، ممنون
قبل از اینکه اتاقِ مقتول رو بگردیم
باید بریم حضورمون رو اعلام کنیم
پیشِ دیارد؟
داشتم گزارشها رو میخوندم
جریان این موتورسوار مرده که بهتون حمله کرده چیه؟
اوه، داریم روی احتمال انتقامجویی تحقیق میکنیم
مربوط به یه عملیات مخفیانهای که قبلاً روش کار میکردم
عملیات اِکو پوینت؟
درسته، آره
نیازی هست قوانینم رو بهت یادآوری کنم؟
تا وقتی مارکوس مرخصیه، باید من رو در جریان بذاری
گزارش رو که خوندی
کل چیزی که داریم همینه
دربارهی عملیات مخفیانهات چی میتونی بهم بگی؟
فرماندار، متاسفم
ولی اون اطلاعات طبقهبندی شدهست
طبقهبندی شده؟ برای من؟
راحت باش، میتونی با رئیس سابقم تماس بگیری
شاید اون بتونه
فقط میخوام کمک کنم. چرا از عملیات کشیدنت بیرون؟
لو رفتی؟
خیلی وقت بود که مخفی بودم
خانوادهام بهم نیاز داشتن. منم به اونا نیاز داشتم
اینکه اینهمه مدت تظاهر کنی کسی هستی که نیستی
میتونه، امم
آدم رو فرسوده کنه
باشه
میتونی مرخص بشی
«میتونی مرخص بشی.»
کی اینطوری با بقیه حرف میزنه؟
خب، آداب معاشرت بزرگترین ویژگیِ دیارد نیست
اون که صد در صد
آره
هیچ نشانهای نیست که کسی تو این اتاق مونده باشه
با صاحبش صحبت کردم
فقط دو تا مسافر پذیرش شدن
یه زوج تازه ازدواج کرده اون تهِ راهرو
و یارویی که این اتاق رو اجاره کرده بود
اسمش استیفن جولی بود
احتمالاً جعلیه
صاحبش گفت کلی چمدون همراهش بوده
من که چیزی نمیبینم
تو ماشینش هم چمدونی نبود
پس وسایلش کجا غیب شدن؟
نمیدونم ولی این تخت راحت به نظر میاد
شاید همین الان یه چرتِ کوتاه زدم
آره جونِ خودت، با یه آدمکش موتورسوار این اطراف
حس میکنم قراره تو خواب تو کلِ اینجا راه بری
آها، آها
دارم بهت میگم، اونا نیستن. سلام
سلام
اتفاقی افتاده جناب سروان؟
نه، فقط میخواستیم چند تا سوال بپرسیم
اسمتون چیه؟
سوفی. اینم شوهرمه، الکساندر
آره، آره تازه ازدواج کردیم
تبریک میگم. ماهِ عسل؟
درسته
یه مسافر اون تهِ راهرو اقامت داشت
میخواستیم بدونیم دیدینش یا باهاش حرف زدین؟
اسمش رو نفهمیدین؟
نه، نه واقعاً، نه
چطور، اتفاقی براش افتاده؟
راستش امروز صبح فوت کرد
اوه خدای من
وای، این... وحشتناکه
احیاناً ندیدین کسی بیاد پیشش؟
چمدونهاش، همهی وسایلش
ناپدید شدن
نه، ما دیشب تا دیروز وقت شام بیرون بودیم
آره، میدونین، ما در واقع
تور پیادهرویِ «آل کاپونمون» به زودی شروع میشه
میشه شمارهتون رو داشته باشیم؟
اگه چیز مشکوکی دیدیم باهاتون تماس میگیرم
البته. حتماً
ممنون
اوه، و بعید میدونم شانس زیادی برای
پیدا کردن زمین گلف تو این جزیره داشته باشین
اوه، آره
من هر جا برم اونا رو با خودم میبرم
محض احتیاط
خب... روز خوبی داشته باشین
فیتز؟
دارم روی همون موردی که گفتی کار میکنم
در جریانت میذارم
ممنون
خب، از مسئول بندر پرسیدم
مقتول دو روز پیش با آخرین فِری اومده بوده
از مبدأ ورودی رسمی وارد شده، پس
پس امکان نداشته بتونه اسلحه رو از گمرک رد کنه
اسلحه رو هم توی همهی پایگاههای داده چک کردم
برحسب اتفاق، مشخصاتش با یه اسلحه سرقتی مطابقت داشت
که چند سال پیش گزارش شده بود
پس اسلحه رو همینجا تو سنت پیر گیر آورده
خب، کی تو این شهر اسلحه غیرقانونی میفروشه؟
یه یارویی هست، یه عوضیِ تمامعیار
سالهاست دارم دنبال راهی میگردم که مچش رو بگیرم
ولی هیچوقت چیزی بهش نچسبیده
لابد داری درباره «گاس» حرف میزنی
صد در صد، خودشه
همیشه بهش شک داشتم که تو سنت پیر اسلحه میفروشه
شاید بد نباشه باهاش گپی بزنیم
باشه
انگار حسابی کاسبی کردی
چقدر خوب که دوباره میبینمت، آرش
ببخشید، اه
نمیتونم بمونم
نه گاس! فرار نکن
بونژور، گاس
دربارهاش چی میدونی؟
اووه، من هیچ نقشی تو مرگش نداشتم
تو از کجا میدونستی که مُرده؟
قیافهاش که شبیه آدمایی نیست که فقط چرت میزنن
No comments yet. Be the first to leave one.