最初の200行です。
"مرکز فرماندهي سازمان "سيا "لنگلي"، "وي اي"
.آقاي مدير، ايشون مامور "ويويان ديلي" هستند
،تو اين ده سال اخير ...سازمان اطلاعات مرکزي
.به دنبالِ "ولفگانگ براون" بوده - "ولف" -
همونطور که ميدونيد، ما هيچ شناخت قطعي از .اينکه "ولف" چه شکليه نداريم
چيزي که ميدونيم اينه که اون يه شهروند سابق آلماني بوده
که به تروريست هاي سراسر دنيا .مواد اتمي ميفروخته
...جاسوسي تاييد کرده که يک معامله
.هفته ي ديگه در "بلگراد" انجام ميشه
،"مردِ شماره ي يکِ "ولف"، "آلباينو
بمب ميکروبي رو به .خريداران سوريه اي ميفروشه
"بلگراد"، "صربستان"
در حال حاضر گروهي رو براي نابودي خريداران ،فرستاديم
.تا از بمب حفاظت کنن و "آلباينو" رو دستگير کنن
من چه وظيفه اي در ماموريت دارم، قربان؟
."هدف شما "ولفِ
ما دلايلي داريم که گمان ميکنيم .اون هم حضور خواهد داشت
.اون رو پيداش کن و از بين ببر
.بله، قربان
،اجازه بده اونا "آلباينو" رو بگيرن .تو "ولف" رو بگير
...اوه، قربان، ميتونم بدونم
مامور ما اونجا کيه؟
."اتان رنر"
.اون يه محکوم به حبس ابدِ
.اون کار رو انجام ميده
.خريدار ها خنثي شدن
.آفرين، "اتان". آفرين
.رفتن به پايين
.خدمتکار هستم .حوله ي اضافتون رو اوردم
.اين سرما خوردگي داره منو ميکشه
بله؟ - کجايي؟ -
.چه گهي به بار اوردي - ...بله، خوب -
.دارم فکر مي کنم بگم مريض شدم
.بيخيال، توو 32 سالِ يه روزم مريض نشدي
.اسکنِر - ."ممنون، "ياسمين -
اوه... اتاق خوابم رو از اون بطري هاي .کوچيک شامپو پرکن، دوسشون دارم
.همه گروه ها در موقعيت
."تولد زويي"
.ببخشيد
.کارت خوب بود، رفيق
"اوه، تولدِ "زوييه
.يه لحظه واسه تماس وقت ميخوام
."تلفن هاي همراه امن نيستن، "اتان
.آره، ولي خوب، دخترمه
،اون بيرون تلفن پولي پيدا ميکني .پنج دقيقه وقت داري
.بيا اسکن رو ببينيم
هي، هي، گوش کن، ميخوام ...به دخترم زنگ بزنم ولي
پول خورد ندارم، اگه ممکنه يکم از اونارو .قرض بگيرم
.برميگردم و پسش ميدم
.زودباش، زودباش
.حرومزاده
.بسيار خوب، اين خيلي مي ارزه
.يکم از اينارو برميدارم
.برميگردم واسش
.ببخشيد
ما قبلا همديگرو ملاقات کرديم؟
منو يادت مياد، نه؟
!"کراچي"
.ياسمين" به خطر افتاده" !"بايد الان حرکت کنيم، "اکسل
هيچکس به "الباينو" نميره
.تا تمام محتويات جعبه رو کامل بررسي کنيم .زود باش
"آره، آره، آره. ما دقيقا آوريلِ گذشته تو "کراچي .همديگرو ملاقات کرديم
ولي اون موقع به عنوان يه پيش خدمت زن .کار ميکردي
اگه درست به خاطر بيارم؟
.اوه، لعنتي - .تاييد رو گرفتيم -
.اون يه بمب ميکروبيه
.رييس
.لغو
.خوش اومدي، عزيزم
.هي - .سلام عزيرم. پدرتم -
.فراموش نکردي، معنيش اينه احتمالا دوسم داري
."البته که دوست دارم، "زويي
"ميتوني با بلند، بلند خوندن آهنگ "تولدت مبارک .بهم ثابت کني
،خوب، ميتونم عزيزم .اما، الان سر کارم
.بعد از شنيدنِ صداي بوق پيغام بگذاريد
چي...؟
.بسيار خوب
.تولدت مباااارک، تولدت مباااارک
!برو، برو! برو تو موقعيت .منو پوشش بده
!اتان" رو پوشش بده"
!ميريم داخل !ميريم داخل
!اتان" رو پوشش بده" !اتان" رو پوشش بده"
.بسيار خوب، کافيه
.بذارش زمين
.بذارش زمين
.حالا
.حالا بفرستش سمت من
نميخواي منو بکشي، ميخواي؟
نه تا وقتي که مجبور بشم، بسيار خوب؟
.اما ديگه دنبالت نميام، احمق
...اوه
.ديدم که گزارش رو خونديد
."بهش ميگم "گليوبلاستوما - .بله -
يه نوع سرطان مغزيه و .به شُش هات منتشر ميشه
اين نميگه چقد ديگه زمان دارم؟
.سه ماه، شايدم چهار
.آره
پس، امسال کريسمس ندارم، آره؟
.متاسفانه نه
.پيشنهاد مي کنم کارهات رو راستو ريست کني
.ممنون، دکتر
."آفرين براي محافظت از بمب، "اتان
،اما، حالا ديگه قابل استفاده نيستي
.بايد به همکاريمون خاتمه بديم
.حقوق بازنشستگيت رو به حسابت ميريزيم
.سيا" از خدماتِ شما متشکره"
چي؟
.بابا، يه مرد سفيد پوست دم درِ
چطور ميتونم کمکت کنم رفيق؟
تو خونه من چه کار ميکنيد؟ - فرانسوي صحبت نميکني؟ -
...نه، من امريکايي ام. من
.من اينجا زندگي ميکنم - کدوم طبقه؟ -
.نه، منظورم اينه که، اينجا زندگي ميکنم
شما؟ شما صاحب خونه ايد؟
.خيلي خوشحالم که آخر شمارو ملاقات کردم
.به صاحب خونه سلام کنيد .اينجا خونه ي اونه
.سلام، دوست من
.اين همسر من، "ترسا"ست ."پسرم، "اباته
.دخترم "سوميا" تو آشپزخونست .اون بارداره
.اينا عموزاده هاي من هستن .اونا از مالي به ديدنِ ما اومدن
"تا زماني که برن پيش برادرم در "سنت دنيس .بمونن
سنت دنيس" رو ميشناسي؟" - .نه، "سنت دنيس" رو نميشناسم -
تو آپارتمان من چکار ميکنيد؟ - .ما خونه نداشتيم -
.دنبال يه سرپناه بوديم .شما خيلي خوش شانسي که ما اينجا هستيم
.روح خبيث فضاهاي خالي رو پر ميکنه - .آره، اما الان برگشتم -
.و اين خوبه که آخر برگشتيد ."اسم من "جولزِ
."اتان"
وسايلِ من کجاست؟
.همچنين من شروع به رنگ کردنِ اتاق کردم
.همسرم اعتقاد داره که رنگِ شاد خيلي بهتره
از رنگ زرد خوشتون مياد؟ من از کار کردن ."خوشم مياد. مشکلي نيست، "اتان
."حقيقتا، "جولز .مشکلي نيست
.شرمندم
.تا 13 آوريل نميتونيد کاري بکنيد
.از الان چند ماه ميشه
ما قوانيني داريم که طبق اونها از افراد بي سرپناه .در طول زمستان حمايت ميکنيم
.پس فک کنم خودم بايد بندازمشون بيرون
.نه، نه، نه، هي، نه
...فکر خوبي نيست، چون اونوقت
.بخاطر شکستن قوانين به زندان ميريد
...من ميرم هي! من ميرم زندان؟
.صد درصد
بسيار خوب، پس دقيقا بايد چکار کنم؟
.منتظر بهار باش
،مثل پرنده ها، زنبورها
.دخترها و پسرها
واقعا فقط اين رو به من ميگيد؟
!"اتان"، "اتان"
.بايد با پدرت صحبت کنم
!پيست
.لطفا يه دقيقه بهم مهلت بده تا تلفنم رو تمام کنم
."متاسفم، "اتان - .بيا خصوصي صحبت کنيم، "جولز"، تو اتاق من -
ميتونم بهت اطمينان بدم، ما به هيچ کدوم از .وسيله هات دست نزديم
،نميگم که اين کارو کردي ...اما فکر کنم وقتشه که تو و من
.يکم بهتر باهم آشنا بشيم
.چون تو خونه ي يه آدم عادي رو تصرف نکردي
."مشکلي نيست، "اتان .همين الان وسايلمونو جمع ميکنيم و ميريم
.چيزي نيست، "سوميا"، برو
ميخواي با يه بچه ي حامله کجا بري؟
.نميدونم، اما بدون جمع کردن وسايل ميريم
.بشين
،مجبور نيستي حالا بري ...جولز"، حداقل"
.نه تا وقتي که دخترت بچش رو بدنيا بياره
.اما تحت قوانين من اينجا ميمونيد
.منم به قوانين اعتقاد دارم - .قانون شماره 1: ديگه هيچکس تو اين اتاق نمياد -
.هيچکس. مطلقا .يه علامت بزرگتر ميذارم
.درسته، يه علامت بزرگتر بذار
قانون شماره 2: هميشه کاري رو ميکنيد که .من ميگم، هيچ سوالي پاسخ داده نميشه
.بله، البته
و قانون شماره 3: ديگه هرگز اتاق من رو .رنگ نميکني
رنگش رو دوست نداري؟ - .نه -
.به همسرم گفتم زرد رنگ مردونه اي نيست
.نه، زرد رنگ مردونه اي نيست
پس توهم دختر داري؟ - .بله -
."مثه "سوميا
.باشه، باشه، ديگه زرد نه
زيباترين دختر دنيا کيه؟
تويي؟ - !ببين، بابايي -
!خيلي جذابه
!بدو، بدو، بدو
."هي، سلام، "کريستين
.سلام، تو
.هي
.کريستين" صحبت ميکنه" - .سلام، "تينا"، منم -
.من تو شهرم
،الان تو جلسه ام .پس الان زمان خوبي واسه صحبت کردن نيست
.نميخوام صحبت کنم .ميخوام ببينمت
،آره، خيلي سرم شلوغه
.پس، اوه... مگر اينکه خيلي ضروري باشه
،يکم مسائل حقوقي واسم پيش اومده ميخوام قبل از اينکه شهر رو ترک کنم .يه نگاهي بهشون بندازي
چرا؟
داري ازدواج ميکني؟ - نه، چرا؟ تو چي؟ -
.نه، امروز نه
.بسيار خوب، بيرون ميبينمت
.باشه، ميبينمت
واقعا واسه چي اينجاييم، "اتان"؟
.ميخواستم ببينمت
و دخترمون، ميخواي اون رو هم ببيني؟
.آره، آره
.شروع کردم به سرمايه گذاري واسه دانشگاهش
No comments yet. Be the first to leave one.