最初の199行です。
...آنچه گذشت
کارت برای جذب مسا ورده خوب بود
من تو این شرکت، آیندهای هم دارم؟ - با هاوارد صحبت میکنم -
باهام بیا - میخوای چیکار کنی؟ -
بهم اعتماد کن
ویکتور با "ت"ی دو نقطه - و این خانم دوست داشتنی؟ -
...جیزل هستم جیزل سنت کلیر
نیاز به شهادت دادن داری؟ - کیف پولم تو جیباش بود -
...اسلحه رو هم اضافه کن پنج تا ده سال زندان میخوره
ازت میخوام به پلیس بگی که اسلحه برای تو بوده
اونوقت به حمل اسلحه متهم میشم
لازم نیست کلِ دنیا رو برای هدیهای ایدهآل بگردید
دستساز به رسمِ هنرمندانِ باستانی
"حیوانات خانگیِ "چیا
فیلِ چیا، گاوِ چیا و توله شیرِ چیا
راحته، کافیه بذارید در طول شب خیس بخوره ...و بعد دانهها رو پخش کنید
...خواندن اسامی
"آقای "آکایا
ساکنین سرای سالمندان سندپایپر
یا دیگر سازمانهای مرتبط با بازنشستگان
شاید شما واجد شرایط دریافت غرامت باشید
سالمندان بعضی از شعبِ سندپایپر
یا دیگر سازمانهای مرتبط با بازنشستگان
ممکن است برای خدمات و کالاها مبلغ اضافهای پرداخت کرده باشند
با همکاری دفتر حقوقیِ هملین، هملین و مکگیل
دفتر حقوقی دیوس و مین
به افرادی که توسط این سازمانها با گران فروشی مواجه شدهاند کمک میکند
جهت مشاوره رایگان با دفتر حقوقیِ دیویس و مین تماس بگیرید
با شماره 505-242-7700
505-242-7700
ارائهای مشترک از
مترجمین: کیـارش و سپـهر
شما با کیم وکسلر تماس گرفتهاید لطفا پیغام بگذارید
خیلی خب، اینم از این
با این آهنگ، تور یک هفتهای مون به آرام جنوبی به پایان میرسه
خواهش میکنم
فردا سفرمون رو به سمت آهنگهای گروه کارپنترز آغاز میکنیم
البته، آهنگ درخواستی هم قبول میکنم
درسته، تنها کاری که باید بکنی اینه که بهم زنگ بزنی
هر موقع
باشه؟
خداحافظ بهم زنگ بزن
حیائت کجا رفته، خانم نوئن حیا کن
چرا اینجایی؟ هیچی نشده کارت رو از دست دادی؟
شانس بیارم از دست بدمش
کارت رو دوست نداری؟
...آخی، طفلکی
میدونی، بعضیا کار میکنن تا زنده بمونن کسی به ما ماشین مجانی نمیده
حالا چرا اومدی اینجا؟
،پول اینجا رو که دادم به عنوان مستاجرت حق دارم اینجا باشم
همینقدر کافیه بدونی
بوی قهوه میاد؟ قهوه دم کردی؟
چطور مگه؟
میشه پُرش کنی؟
!پول داری خودت بخر
هر چی سریعتر قهوه رو بگیرم سریع تر هم از اینجا میرم
درودهای فراوان، خانمها
...لـعنت
هنوز وسایلت رو نچیدی؟
کوین و پیج اومدن
البته
نمیدونم چاک دقیقا بهت چی گفته
ولی محض اطلاع، ازش نخواستم پادرمیونیِ منو بکنه
!سلام دوستان ببخشید معطل شدید
اشکالی نداره - سلام -
از دیدنت دوبارهت خوشحالم
سلام، کیم
از دیدنت خوشوقتم سلام پیج، سلام کوین
کیم، از دیدنت خوشحالم
لطفا بشینید - متشکر -
کوین، حال نوهات چطوره؟
،دیگه از کنترل خارج شده زده رو دست همهی ما
سلام کمکی از دستم ساخته است؟
میدونی چرا اینجام؟
اون یه جواب ازت میخواد
با احترام، باید بگم جوابم منفیه
مطمئنی؟
همینطوره
عالیجناب، وکیل مدافع درخواست کاملا معقولی داره
که مدارک پزشکیِ شاکیانِ پرونده رو در اختیار ما بذارند
علاوه بر اون، سند قانونی بیمه رو ارائه کنن تا بتونیم خودمون مدارک رو بررسی کنیم
عالیجناب، مدارک پزشکی موکلینِ ما ارتباطی به محتوای این پرونده نداره
مدارک پزشکی کاملا هم مربوط هستند
چرا که مشاجرهی ما در مورد صلاحیتِ اونها برای تشکیل دادخواهی سنخی هستش
این تلاشی برای ارعاب هست، نه چیزِ دیگهای
چطور؟
بسیاری از موکلین ما اطلاعاتی در مدارکشون دارن که ترجیح میدن اون رو خصوصی نگه دارند
اونا وحشت کردند، همونطور که همهی ما، اگه یه عده غریبه بخوان توی پروندههای شخصیمون سرک بکشن، خواهیم ترسید
تازه فشار آوردن برای افشای اطلاعات رو هم بهش اضافه کنید
وکیل مدافع داره روی اینکه اونا کنار بکشن، حساب باز میکنه
عالیجناب، مسئله فقط در مورد اعتبارِ دادخواهی هستش، همین
تا ببینیم از میانِ شاکیها، کسی ...زوال عقلی یا مشکل ذهنی نداشته باشه
یعنی اونا رو فاقد صلاحیت قانونی میدونید؟
میگم با توجه به چنین پروندهای، این حق ماست که هرگونه مدرک در خصوصِ صلاحیتشون رو درخواست کنیم
عالیجناب، بنظر میاد درخواست مدافع دوپهلو باشه
اگه موکلین ما از از زوال عقلی رنج میبرن
پس قراردی هم با اقامتگاهِ سندپایپر امضا کردن، فاقد اعتبار هستش
...خیر، اینطور نیست
وکیل مدافع ادعا میکنن که ساکنان صلاحیت قرارداد بستن رو دارن
ولی اونقدری صلاحیت ندارن که شکایت کنن پس کدوم حرفتون درسته؟
خیلی از ساکنین، سالها پیش قراردادشون رو امضا کردن
و در اون زمان، کاملا صلاحیت داشتن
ولی ممکنه الان اینطور نباشه
مخصوصا وقتی داریم در مورد سالمندان صحبت میکنیم
شاید هم سندپایپر داره برای عدم صلاحیت عقلیِ اونا دعا میکنه
تا از دادن پولشون، شونه خالی کنه
...خانم وکسلر
دارم از موکلینمون در مقابلِ زورگوییای که وکیل مدافع داره میکنه، حمایت کنم
عالیجناب، همانطور که در توضیحاتِ وکیل مدافع که پیش روی شماست، اومده
این یک درخواست استاندارد هست که در تمام پروندههای این چنینی اجازهش صادر شده
قضیه در مورد زورگویی نیست
اجازه دادن برای تعرض به حریم شخصی
باعث میشه موکلین ما بیش از پیش صدمه ببینند
ازتون درخواست دارم درخواست رو رد کنید، عالیجناب
تمایل دارم اجازه رو صادر کنم
اما میخوام اقامهی دلیل و توضیحاتِ وکیل مدافع رو بار دیگه مطالعه کنم
بزودی تصمیم رو اعلام میکنم
جلسه دادگاه بوقت دیگری موکول میشه
تو دفتر میبینمت
خانم وکسلر؟
هی
فقط میخواستم بگم کارتون خوب بود
متشکر، ولی تقریبا مطمئنم که شکست خوردم
البته که خوردید موقعیت قابلِ بُردی نبود
برای همین هم رئیستون زحمت اومدن به خودش نداد
ولی اینکه تسلیم نشدید رو تحسین میکنم
متشکر
برنامهتون برای ناهار چیه؟
احتمالا یه چیزی از دستگاه بگیرم
میتونیم غذای بهتری بخوریم
،آقای شوایکر از دیدنتون خوشحال شدم قربان
چطوری، شان؟ - متشکر خوبم -
میتونم براتون نوشیدنی بیارم؟ همون "مسکو میول"ـه همیشگی؟
قطعا
تو هم میخوای؟ بهترین مسکو میول توی شهر رو دارن
زنجبیل تازه توی پاتیل واقعی
بنظر چیز کمیابی میاد ولی نه، مرسی
فقط آیس تی - مطمئنید؟ -
خیلی خب، پس من میشم تنها منحطی که وسط روز کاری مشروب میخوره
اینم چیز کمیابیه
میارم خدمتتون
چند ساله برای اچ.اچ.ام کار میکنی؟ ده سال؟
آره، آگوست گذشته شد ده سال
از نامهخونه شروع کردی؟
همینطوره، شیش سال اونجا بودم از کجا فهمیدی؟
پرس و جو کردم شهر کوچیکیه
بنظر میاد داری دِینت رو ادا میکنی
من خیلی خوششانس بودم
اچ.اچ.ام وقتی کار میکردم خرج تحصیل وکالتم رو داد
خیلی عالیه که اونا همچین استعدادی رو پرورش دادن
،و تصور میکنم به عنوان بخشی از قراردادت داری پولشون رو برمیگردونی؟
آره، با رضایت کامل
قراردادِ استانداردی هست
...باید اعتراف کنم وقتی امروز تو دادگاه دیدمت
خاطرات گذشته رو به یادم آورد
یه خاطره خاصی رو البته
جدی؟ - آره، یه سال بود که فارغ التحصیل شده بودم -
توی شعبهی بوستون کار میکردم و بالاخره اولین پروندهی مهم خودم رو گرفته بودم
یه پرونده بزرگ در مورد تبعیض میان کارمندان
خرجِ یک دهه از زندگیمون رو داد
به هر حال، اون پرونده بزرگ رو گرفتیم
و فهمیدم من باید کنار یکی از شرکای اصلی در دادرسی مقدماتی بشینم
و با خودم گفتم، خودشه
این چیزی هست که ادامهی زندگی حرفه منو تعریف میکنه
پس، زمانِ دادرسی داشت نزدیک و نزدیکتر میشد
حتی یه کتشلوار گرفته بودم که از پسِ پولش برنمیومدم
با سه تا کارت اعتباری پولش رو داده بودم
گمونم هنوز هم دارم پولش رو پس میدم
پس زود و سرحال رفتم اونجا با کتشلوار جدید، میز رو مرتب کردم
و وکلای طرف مقابل وارد شدن چهار نفر بودن
یه شریک ارشد و سه تا شریک عالی رتبه
،اونا بیشتر از کلِ عمرم فقط طرح دعوی کرده بودند
...ولی با خودم گفتم
"من کارم درسته، رئیسم هم میاد، چیزی نمیشه"
،پس تنهایی پشت میز نشستم منتظر شدم تا رئیسم بیاد
و صبر کردم و صبر کردم
و یهو نوبت ما شده بود ...و فهمیدم که
هیچکس از دفتر ما قرار نیست بیاد ... فقط من بودم
پس با خودم گفتم: "خیلی خب "این لحظهای هست که میخواستی
و رفتم داخل، و طوری بحث کردم که انگار زندگیم به اون وابسته بود
،خیس عرق شده بودم قانون رو زیر و رو میکردم
و داشتم خوب پیش میرفتم آبرومند
ولی جلوی اون چهارتا خمپارهانداز مثل یه تفنگ مشقی بودم
و البته پرونده رو باختم
اجتناب ناپذیر بود
ولی بعدش، به ذهنم خطور کرد که رئیسم اصلا نمیخواسته بیاد
و همه به این قضیه میخندیدن
دلداریم میدادن و میگفتن واسه محک زدن من بوده و این حرفا
و من بهشون لبخند میزدم ...ولی میدونی
هیچوقت نتونستم با اون قضیه کنار بیام
آدم میخواد هواشو داشته باشن
چون آخر سر معلوم شد قضیه در مورد جربزهی من نبوده
رئیسم بازی گلف داشته و نمیخواسته از دستش بده
زیاد اونجا نموندم
میشه بپرسم چرا اومدیم اینجا؟
میدونی، مدتیه حواسم بهت هست
از بعد پروندهی کتلمنها بهترین معامله رو براش گرفتی
و برام سوال شد که چرا کسی که میتونه همچین کاری کنه
داره برای یه موقعیت شکستخورده اونم بدون هیچ پشتیبانیای میجنگه
No comments yet. Be the first to leave one.