The Haunting of Hill House

The Haunting of Hill House

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

The Haunting of Hill House S01E08 Witness Marks 720p NF WEB-DL DDP5 1 X264-NTG
解説: Mahya14

タグ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
480p
480
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
公開日: 2019-04-07
ダウンロード: 56
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

مـــترجم : محیا Mahya14

سوال اصلی اینه که دوست دارین درمانتون چقدر قوی باشه؟

خیلی قوی نمیخوایم بیشتر از این وقتو از دست بدیم

چند وقته دارین تلاش میکنین...دو سال؟

و چهارماه

...روی تخمک‌گذاریم نظارت میشه

...سطح موکوز و دمای بدنم رو اندازه میگرفتم

روابط جنسی قدم به قدم و برنامه‌ریزی شده داشتیم

خیلی عاشقانه بوده

پس دنبال لقاح مصنوعی یا درون‌کاشت مصنوعی هستیم

درون‌کاشت مصنوعی کمترین دخالت جراحی رو داره - و بستری شدن هم نداره-

درون کاشت مصنوعی...؟

مگه اونو نخوندی؟ بهت گفتم بخون

کاشت داخل رحمی. اسپرم مستیقما تزریق میشه به داخل رحم

و بله، نیازی به بستری نیست - بیاین از همونجا شروع کنیم -

سی و نه سالته، استیون؟ - آره -

خیلی خب، اسپرمت رو برای شمارش و درصد قدرت حرکت آزمایش میکنیم

و چقدر به پریودت مونده، لی؟

غیرقابل پیش‌بینیه یه هفته، شاید ده روز

چرخه‌ی قاعدگیت غیرقابل پیش‌بینیه؟

مشکلیه؟

ممکنه باشه، ممکنه هم نه

چرخه‌ی قاعدگیت و سنت همشون فاکتور به حساب میان

بعد از 35 سالگی، وضعیت سخت‌تر میشه

ولی اغلب اوقات قابل کنترله

...ولی احتمالش هست که بر اساس نتایج آزمایشتون

مستقیما بریم سراغ آزمایشگاه

بیمه کمکی میکنه؟ - ...اکثر شرکت‌ها لقاح مصنوعی رو پوشش نمیدن -

ولی معمولا هزینه‌ی تست ژنتیک آقایون رو میدن

منصفانه به نظر میاد

خیلی خب استیون، برنامه‌ی آزمایشات رو برای چه تاریخی بذاریم؟

کدوم آزمایش‌ها؟

...یه مجموعه آزمایش خون برای تشخیص کروموزومی

و نمونه از مایع منیت

آخرین انزالت کی بود؟

یه هفته پیش

شایدم کمتر

نه، دو هفته‌ست

...وقتی که

باید برای یه وقت دیگه دوباره برنامه‌ریزیش کنیم

باید کمتر از 3 تا 5 روز بعدش بیاین

مشق شبه، عزیزم

باید باهم حرف بزنیم

درمورد چی؟

استیو؟

!استیو

استیو

!استیو

اوه. معذرت میخوام

...من فقط - میتونم درستش کنم -

نه،نمیخوام کارتمو باطل کنم، فقط میخوام اخطارِ استفاده دریافت کنم

پس دفعه بعدی که ازش استفاده بشه بهم پیامک میزنین؟

باشه ممنون

هنوز از کارت استفاده نکرده

هروقت استفاده کنه بهم پیامک میدن

میتونم از روی اون محلشو پیدا کنیم

...خدایا، امیدوارم اون

فقط بره سراغ عابربانک و کارت رو با ماری‌جوآنا عوض نکنه

رمزتو داره؟

شوخی میکنی؟

پس چرا باید بره عابربانک؟

ببخشید استیو تو پیشنهاد بهتری داری؟

...کارت رو برده تا ازش استفاده کنه

و حالا اگه استفاده کنه می فهمیم

لازم نبود خونه رو خراب کنه

نه، فکر نکنم کار اون باشه

منم همینطور

کسی نظر تورو خواست، تئودورا؟

ببخشید

اگه کار لوک نبوده، پس کی بوده؟

شایدی یکی از بچه‌هات

آره با عقل جور درمیاد

احتمالا کار بچه‌هامه

...یا شایدم همونیه که الان یه ماشین رو دزدیده

تا یه سوزن فروکنه توی دستش

من نگرانیم چیزای خیلی بدتریم

منظورت چیه؟

منظورم اینه که خودکشی ...میتونه توی خانواده‌ها همه‌گیر بشه

مخصوصا توی دوقلوها

...اگه یکی از قل‌هارو از دست بدن

احتمال خودکشی بیشتر میشه

ممکنه برنامه نداشته باشه بیاد خونه

کجا...کجا ممکنه رفته باشه؟

میتونه هرجایی باشه

وقتی اینجا زندگی میکرد، چندباری از خیابون مَس جمعش کرده بودن

"مسیر متادون"

چی هست؟ - خیابون مَس. جنوب مرکز شهر -

اساسا یه بازار آزادِ موادفروشیه

یادمه کجاست

میرم دنبالش - اینطوری بنزینت رو هدر میدی -

ممکنه هرجایی باشه - آره، منم باهات میام -

خودم حلش میکنم

فقط یکم صبر کنین

می بینیم که از کارت استفاده میکنه یا نه - اگه استفاده کرد بهم زنگ بزن -

چی کار میخوای بکنی؟ دایره‌ای رانندگی کنی؟

امیدوار باشی که یه گوشه واستاده باشه؟ - شاید،نمیدونم -

واقعا قرار نیست بهشون بگیم چی دیدیم؟

لعنت بهت، لوک

میریم یا نه؟

فقط میخوام کمک کنم

فقط میخوام کمک کنم

...ببین رفیق، میدونم که میخوای

ولی میخوام اون پایین از یه سری مواد ...شیمیایی خیلی قوی استفاده کنم

و کار خطرناکیه

پس میتونم توی کار دیگه‌ای کمک کنم

...ببین رفیق

تا الان تا جایی که پولم رسیده ...کمک استخدام کردم

فقط برای اینکه تا آخرتابستون بقیه‌ی کارها تموم بشه

ولی میتونی توی یه چیزی بهم کمک کنی

واقعا؟ - آره -

...ببین، مامانت چند روز دیگه میره پیش خاله جانت

و یه مدت میمونه

شاید یه هفته

چرا؟

خب میدونی، اون کل تابستون رو ...توی این خونه مونده بوده

بگذریم، میدونم خیلی ...کار هیجان‌انگیزی نیست

...ولی واقعا به کمکت نیاز دارم

که تاوقتی اون نیست مراقب خواهر و برادرات باشی

باشه

باشه، فهمیدم

خوبه

مامان؟

منظورت چیه، عزیزم؟

البته که پیش من در امانی

مامان

حالت خوبه؟

...کجا

دوقلوها کجان؟

طبقه پایین

البته

مطمئن...؟ - من خوبم عزیزم، خوبم -

باشه ممنون

خب اون...توی بیمارستان هولی فمیلی نیست

خب قرار نیست بلافاصله اوردوز کنه که

میخوای به تک تک بیمارستان‌های بوستون زنگ بزنی؟ نقشه اینه؟

چیه، میخوای فقط رانندگی کنی و امیدوار باشی توی شهر 700 هزار نفری پیداش کنیم؟

من دنبال اون نمیگردم ...دنبال یه جیپ درب و داغون سبز میگردم

که روش نه یکی، بلکه دوتا عکس تبلیغاتی ...از "آنی دفرانکو" زدن

و دارم جایی دنبالش میگردم که میدونم لوک قبلا اونجا مواد میخریده

باید یه کاری بکنیم

آره همینطوره

...خب

چه خبر؟

هوم؟ - از تو و لی چه خبر؟ -

منظورت چیه؟

...خب منظورم اینه که

ازدواجتون چطوره؟

داری شوخی میکنی، آره؟

...توی خونه‌ت زندگی نمیکنی

...و نتونستم دقت نکنم که توی خاکسپاری

جدی جدی که این سوالا رو نمیپرسی - ...خب آره، من -

خدایی من، بابا، خط قرمزو رد کردی

ممکنه یه مدت توی ماشین بمونیم ...برای همین با خودم فکر کردم

"از پسرم درمورد زندگیش میپرسم" این کجاش ایراد داره؟

روشش اینطوری نیست، بابا

من و مادرت 15 سال زن و شوهر بودیم

قبل ازدواج هم 5 سال با هم بودیم

مادرت میگفت اون بادبادکه منم نخ بادبادک

اون... موجودی از ابرها بود

و... منم موجودی از زمین

...و میگفت که بدون من، اون از طناب رها میشد

...و به سمت بالا پرواز میکرد

... و بدون اون، من فقط...میدونی

...سقوط میکردم، مستقیما میخوردم زمین

و، میدونی

...ولی...در کنار هم

...ما

میدونی، ما جدا شدیم

تو احتمالا خبر نداشتی

یه مدت کوتاه از هم جدا شدیم تو یک سالت بود

احمقانه‌ترین کاری بود که به عمرم کردم

میدونی، یه سری حرفای احمقانه زدم و کار خراب شد

دو هفته

دوهفته. حتی نمیدونم چطوری کارمون به اونجا کشید. فقط میدونم دعوامون شد

،نمیدونم دعوامون سر چی بود ... ولی بالاخره من سر عقل اومدم و

با خودم فکر کردم: "چه غلطی میکنی، احمق عوضی "مگه تو دیوونه ای؟

...پس میدونی، برگشتم و در زدم

...اون جواب داد و بازوهاش رو دورم حلقه کرد

...منو بوسید و با چشماش منو بخشید و

تو رو داد دست من

تتو توی یه دستم بودی و اون توی دست دیگه‌م وهمین

دوباره برگشتیم

...و بعدش شرلی اومد پیشمون و

از اون لحظه به بعد، ما توی یه تیم بودیم

...میدونی، هنوزم گه‌گاهی دعوا میکردیم

...ولی

این بار فرق داشت. با عشق دعوا میکردیم اون اینو بهم یاد داد

با عشق دعوا میکنین

...آره وقتی

حتی وسط دعوا هم با هم توی تیم هستین

...موقع دعوا

تو... تو بخشیده میشی

هیچ ترسی وجود نداره. هیچ خطری وجود نداره در امانی

واقعا امیدوارم تو هم یه روزی اینو تجربه کنی

...روشِ

روشِ زیبایی برای بودنه

...میدونی، ببین، ما کامل و بدون عیب نبودیم

ولی همیشه مهربون بودیم

و به شدت همدیگه رو دوست داشتیم

امروز هم به اندازه‌ی روز اول عاشقشم

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left