最初の200行です。
آنچه در دستگیری دیدید
پس اون رسما شده مایکل ثورن؟
اون به تازگی سه کارت اعتباری جدید گرفته
شریکت چه حسی
درباره کار کردن با افبیآی تو این مورد داره؟
ما کارآگاههای خصوصی هستیم رازی بین هم نداریم
درسته
- ما یه اعتراف میخوایم - مایکل ثورن
چرا منو هدف قرار دادی؟
من تو رو هدف قرار ندادم مردمی که براشون کار میکنم دادن
ازش بخوا خصوصی تو رو ببینه
باهات تماس میگیرم
موعد پرداختمون الان رسما رد شده
ما دو گزینه داریم
پرداخت کنیم یا
بمیریم
ما درخواست مهلت داریم
من پیامرسان نیستم
من گردآورنده هستم
واقعا امیدوارم مجبور نشم تو رو بکشم
شما دو تا چقدر به بدست آوردن پول نزدیکترین؟
جمعه پنج عصر تو گرند پارک
فقط افرادتو بیرون نگه دار تا من اعترافمو بگیرم
میخواستم همهچیو بهت بگم
چیزی که بینمون بود واقعی بود
و من دوست دارم
همهِ مامورها٬ برید داخل
میتونم ببینمت؟
تو نباید با من تماس بگیری
پیاممو جواب ندادی
درسته٬ ندادم
نمیخوای منو ببینی؟
به چه دلیل؟
فکر میکردم جواب میخواستی
و اگه حقیقت رو بهم بگی چه فرقی برام میکنه؟
خودتو نشون بده تا بفهمی
پلههای "دیزنیهال" سر ظهر
به یه شرط
تو در موقعیتی نیستی که درخواست بکنی
این دفعه میکروفن بهت وصل نباشه
نگهبان از افبیآی و مامور دائو هم نباید باشه
گرفتم
مامور دائو نخواهد بود
ظهر میبینمت
خدا رو شکر که حاضر شدی
فلیسیتی تا الان دو پیام گذاشته
که مهربانانه بهم یادآوری کرده شش ساعت از مهلتمون مونده
پس هیچکدوم از ما این اتاقو ترک نمیکنه
تا بفهمیم چطور باید ده میلیون دلار جور کنیم
پس من میخوام همه
گزارش هزینهکردشون رو در دوازده ماه گذشته بهم بدن
و مطمئن بشم هر هزینهای
به شماره پروندهی موکلمون مربوطه
ما میخوایم کاملا شفاف عمل کنیم بچهها
درود٬ من میخوام یکم ناهار سفارش بدم اگه میشه
یه سالاد اسفناج میخوام ...که کنارشم
و صبر کن٬ کجا میری؟
تا یکم هوا بخورم و با یه نقشه برگردم
تو نمیتونی منو تو این وضعیت اینجا تنها بذاری
خب٬ برمیگردم
یه همبرگر برام سفارش بده
چداربرگر با پیاز سرخ شده که خوب مخلوط شده باشه
کجا میری؟
اون نشست با موکل اون کار خیر واسه موکلمون
میخواستم دربارش بهت بگم
مسئلهِ مهمی نیست
ساعت دو با ویلیام اثریج ملاقات داریم
- تا اون موقع برمیگردم - میخوای باهات بیام؟
نه مشکلی نیست٬ از پسش بر میام ممنونم به هر حال
من اینجایم
داری دیر میکنی
میخوام اینجا بکارمت تو بهم دروغ گفتی
درباره چی حرف میزنی؟
گفته بودی افبیآی رو با خودت نمیاری
نیاوردم
پس مامور دائو اینجا چیکار میکنه؟
کجاست؟
تو خیابون گرند
سمت خیابون از طرف تو اونور شونهِ راستت
تو کجایی؟
رفتم
من چیزی بهش نگفتم٬ قسم میخورم
تیم ترجمهِ ایران فیلم تقدیم میکند ترجمه از ناصر
- هی - هی٬ ناهارت چطور بود؟
ناهار نخوردم
برنامهای هست که اجرا کنیم
تا بفهمیم موبایلم هک شده یا نه؟
حتما٬ ولی چطور هک شده؟
یکی میدونه من کجایم
و قراره کی کجا باشم
- یکی مثل...؟ - یکی مثل مامور دائو
بسپارش به من
- باشه - آلی
- ویلیام اثریج - درسته
متاسفم
دوست من اینارو گرفته
رنی رو تو رستوران دیده٬ خواست بهش درود بفرسته
و بعد... دید که دستشو گرفت
پس بهجای درود فرستادن
اون عکس گرفت و برات فرستاد؟
اگه باهاش عشقبازی میکنه٬ ترجیح میدم بدونم
اینارو به رنی نشون دادی؟
نه
اول باید حقیقتو بدونم
تا اون دیگه نتونه به من دروغ بگه
من میخوام بدونم اون کیه این قضیه چه مدته ادامه داره
اگه چیزای دیگهای هم هست باید همه چیزو بدونم
ویلیام٬ مسئله اینجاست ...ما میخوایم کمک کنیم٬ ولی
رنی موکل ماست - ما تو ستاد اون کار کردیم -
نمیتونین فقط اینو برام پیدا کنین که این مرد کیه؟
خواهش میکنم
بذار بین خودمون در میون بذاریمش و پیشت برگردیم
باشه؟
باشه٬ ممنونم
رنی قبلا هم خیانت کرده؟
به ویلیام نه
یازده سال پیش ازدواج کرده٬ دو بچه داره
مدیر مدرسهست
اون نمایندهی شهر لسآنجلسـه
برای با واقعیت جور در اومدن زیادی خوبه
اون یه نابغهست
وقتی میخواست نمایندهی شهر بشه براش کار کردیم
ما درباره رقباش اطلاعات جمع میکردیم کارمنداشو بررسی صلاحیت میکردیم
اساسا٬ ما هنوز براش کار میکنیم
اون سه سال پیش بود
میتونم یه نگاه سریع
به کارتهای اعتباری و اطلاعات تلفنش بکنم
میتونم یه مراقبت کوچولو ازش بکنم
نه بچهها٬ باید با رنی صحبت کنیم
میخوایم این چیزا رو بهش بگی؟
میخوایم چه بهش بگیم؟
اون داره برا انتخاب مجدد آماده میشه
حداقل باید بفهمیم هنوز براش کار میکنیم یا نه
- بهش زنگ میزنم و باهاش جلسه میذارم - باشه
نه عزیزم
نیاز نیست نگران چیزی باشی
تو زمان استراحتم تو اتاقم میبینیمت
آره٬ البته که پول داریم
آره٬ به زودی میبینمت
اون مجبوره ما رو بکشه
خب٬ اول باید ما رو پیدا کنه
حیلهِ بخور و در روی قدیمی؟
حیلهِ بخور و در روی قدیمی
چه مشکلی هست آقا؟
شرمآوره٬ ولی ترکیبش یادم نمیاد
...اگه کاری هست که میتونین بکنین
مشکلی نیست
ما یه کد بازیابی برای این داریم
کاملا استاندارده
- شما یه ناجی هستید - ممنونم
اول نوبت کیه؟
زوج خوشبخت اتاق ۴۳۶
انگار یه روز عاشقنه رو بیرون هتل برنامهریزی کردن
میشه چشمتون به کیف دستی منم باشه؟
میخوام برم دستشویی٬ خیلی ازتون ممنونم
- بعدش؟ - اتاق ۳۰۱
بعدش؟
اتاق ۵۱۸
اتاق ۶۱۲
اتاق ۲۹۱
اتاق ۳۲۷
ممنونم عزیزم
همه جا دنبالش بودم
برای بخور و دررو زیادی نیست؟
هی سوفی
چیزی از گوشیم درآوردی؟
هنوز نه
...جدی؟ چون
چون نمیتونم گوشیتو پیدا کنم
چی؟ سوفی
...تو جیبم بود٬ و
اون گوشی همهِ تماسها٬ و همهِ پیامهایی که من و اون
میدونم٬ اون اینجاست باید اینجا باشه
پیداش میکنم
دنبال این میگردی؟
وال
تماسهای بسیار از شمارههای ناشناس
میتونم توضیح بدم
و بعد این پیامها٬ که ایناهم ناشناسن
میخواستم بهت بگم
هی من فقط فقط سعی میکنم ازش سر در بیارم
و میخوام بفهمم
چطور میتونی بازم این مرد رو ببینی
چطور؟
من با مامور دائو کار میکردم تا کریستوفر رو بگیرم
چی؟
...و بهت نگفتم چون
چون میدونستم سعی میکنی منو از این کار باز بداری
میدونستم
و من با صحبت بیخیال این ماجرا نمیشم وال
نمیشم
باید بفهمم
باید بفهمم چرا این بلا سرم اومد
و اگه این سر تو اومده بود
بهت قول میدم تو هم همچین نیازی میداشتی
...پس
میشه لطفا گوشیمو برگردونی؟
بچهها٬ رنی اثریج اینجاست
باید بهت بگم٬ من ناامید شدم
No comments yet. Be the first to leave one.