最初の200行です。
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی: @DigiMoviez
بدش به من. خدا حفظت کنه
آلیسون، لطفاً تلفنت رو بذار کنار
زود باش
یالا
چرا باید اون چیز رو پرت کنی سمتش؟
نمیخواستم این کار رو بکنم
نمیخواستم بکشمش
نمیدونستم منفجر میشه
کوکتل مولوتف؟
میخواستم من رو دوست داشته باشی
،احمقانه به نظر میرسه ولی تو عاشق ناتالی بودی
نه
یه مأموریت بود. نمیفهمی؟
تنها راهی بود که تو رو از گروه خارج کنم
...خیلیخب، ما بازیِ
ما بازی کثیفی رو با شما انجام دادیم
ولی باید باور میکردین
و تو؟
تو چی میخواستی؟
مترجم: «علی محمدخانی» کانال تلگرام: AliMK_Sub@
«رابطه» «فصل اول: قسمت ششم(آخر)» «چشم در برابر چشم»
.وقتشـه بری مدرسه میخوای بیاریش مدرسه؟
آره - خاموشش کن -
میخوای بذاریش تو کولهت؟ خیلیخب
بعداً میتونی باهاش بازی کنی
میخوای کولهت رو کدوم طرف بندازی؟
این طرف؟
خیلیخب، بریم. باشه؟
النا اینجاست؟
از پنجره باهام خداحافظی کن، باشه؟
یه بوس اینجوری برام بفرست، خب؟
.متأسفم، خانم کُتش رو یه جا قایم کرده بود
اشکال نداره. برین
!من قایمش کردم - آره، تو قایمش کردی -
یالا، برو مدرسه. بذار در رو باز کنم
روز خوش، خانم - روز خوش -
به مامان بگو خداحافظ. به امید دیدار
دم پنجره منتظرتم
.داریم میریم مدرسه. مراقب پای کوچولوت باش آفرین
یه ببر. اون ببر قشنگ رو میبینی؟
باباتـه
چی میخواد؟ چه ببر قشنگی
چه ببر دوستداشتنیای - ببر رو ببین -
دوستش داری؟ خوشت اومد؟ بگیرش
راننده شما رو میرسونه مدرسه - خیلیخب، قربان. خیلیخب -
ببرت رو نندازی
!پیر! پیر
!النا
!النا
!دیدیر
!پیر! پیر
داری چیکار میکنی؟ کجا میبریش؟
فرستادمش دریا کنار رو ببینه - تنهایی؟ -
با پرستارش. نگران نباش. فقط یه روزه
ما دو تا توی لندن یه جلسه داریم
بهت گفتم رمزهام رو بهت نمیدم
فکرشم نکن
اون واسه قبلِ این بود که پیر رو بفرستم دریا کنار
من خوبم
خب میخوای بگی چی شد؟
میگم
کیم کجاست؟
.اون برگشته پیش مادرش ...اینطوری نیست که
آلیسون
سمیر، مریم، آلبرت
سلام
اون اینجا چه غلطی میکنه؟
میشه به ریچارد زنگ بزنی؟ - جوابم رو بده -
آلبرت، الآن وقتش نیست
.دارن یخ میزنن بچهشون باید لباسش رو عوض کنه
اینجا جامون امن نیست
ببرشون توی اتاقمون
ممنون
اینا خوبه؟
آره، عالیـه. ممنون - آره -
بفرما
این احتمالاً فعلاً رو جواب میده
ممنون - خواهش میکنم -
پس واسه همین ترکم کردی؟
تا صفحههای گرامافونم رو بدُزدی؟
داری چیکار میکنی؟
...گورت رو از اتاقم
!بس کن! گابریل
!گابریل! تمومش کن
!دیگه نمیکشم! دیگه بسه
...وایستا
،توی ۲۰ سال گذشته !همهجا دیدمت. برو بیرون
!برو بیرون! گمشو
!از اینجا برو بیرون
خدا پشت و پناهتون
مسیر امنـه
چطور برگشتین به کشور؟
توی همۀ سواحل کنت آدم گذاشتم
اوضاع طبق نقشه پیش نرفت
نقشههای حملههای انتروپا
محافظتشدهست، ولی سمیر میتونه بازش کنه
چطور تونستی برگردونیش؟
دلاژ
،فرانسویها میترسیدن از پسش بر نیایم واسه همین دلاژ هم اومد
فرانسویها؟
اکاخ. از فلش یه کپی گرفتن
شوخی میکنی؟
گذاشتی فرانسویها به فلش دسترسی پیدا کنن؟
گفتن که یه جاسوس داریم
یکی توی دولتمون با انتروپا کار میکنه
کی؟
نمیدونن
ولی ما سمیر رو داریم
گفت کمکمون میکنه
در عوض چی میخواد؟
امنیت
این رو میتونم بهش بدم
اکاخ من رو مجبور کرد یه قول دیگه هم بهشون بدم
به کارکنان انتروپا چی گفتی؟
رمزهای من هیچ ارزشی ندارن
من فقط یه دسترسیِ جزئی دارم - اینقدر کسشر نگو -
ما فقط یه راه نفوذ به سپر امنیت سایبریِ اتحادیۀ اروپا میخوایم، همین
چطور میتونی پسرت رو وارد همچین چیزی بکنی؟
میخوام با پیر صحبت کنم. همین الآن
مامانـه - !مامانی -
خوبی، عزیزم؟ - !مامانی -
!سلام، مامان - !سلام، مامان -
همهچی مرتبـه؟
آره - دیگه باید بریم -
دوستت دارم پسرم
!خداحافظ! باشه - !ممنون -
اون کی بود؟
دیدیر، اون مرد با النا و پیر کی بود؟ با تو هستم
یه فرشتۀ نگهبان
حالم ازت بهم میخوره
با پدرت صحبت کردم
حالش چطوره؟ - بهتره. نگرانتـه -
در مورد فرانسویها متأسفم، ریچارد
واقعاً چارهای نداشتم - میدونم -
میدونم
کارت عالی بود
خانم سن روک
ممنون برای همکاریتون
باید از دوما تشکر کنی
ایدۀ اون بود روی لپتاپِ سبین جاسوسافزار کار بذاریم
این مرد برای شما کار میکنه؟
توی این عملیات، بله
این مدارک به ما اجازه میده لوزو و تارو رو از کشور اخراج کنیم
تارو به رئیس جمهورِ ما خیلی نزدیکـه
نمیتونیم توی مکان عمومی دستیگرش کنیم
الآن اون و لوزو رو شناسایی کردیم که دارن وارد مقر فرماندهیِ انتروپا میشن
.روی تلفنهاشون شنود گذاشتیم الآن اینجان
،طبق اطلاعات ما ،امنیتشون رو ارتقا دادن
،و مدیر عاملِ فرانسوی، فرانسیس میلر امشب با پرواز میاد
اون کیه؟
باب فورِی. اون جلسه رو ترتیب داده
خب نقشه چیه؟
،ما جاسوس رو میخوایم. توی همچین جلسههایی احتمالاً جاسوسها هم میان
،اگه درست فهمیده باشم کاری نمیکنن
پس یعنی تا قبل از اینکه پیداشون بشه کاری نمیکنین؟
فقط یه فرصت گیرمون میاد
تحت هیچ شرایطی حق دخالت ندارین
فهمیدین؟
البته
هنوزم توی خطریم
.اینجوری جواب نمیده اون زنه، هابز، زیادی جوونـه
،اولین عملیات مهمشـه و میترسه خرابش کنـه
مشخصه ذرهای به تارو اهمیت نمیده
،ولی اگه مُدام صبر کنیم از آخر فرار میکنه
خیلیخب
آماده شو و برو
حالا منم که باید تارو رو خارج کنـه؟
به انگلیسیها چی میگی؟
هیچی
به انتروپا نفوذ کن. اونجا رو ورانداز کن و حواست به تارو باشه
،به محض اینکه فرصتش پیش اومد از اونجا خارجش میکنیم
هرچی بشه ما هوات رو داریم
آره
دیگه نمیبینیمتون؟
اینجا جاتون خوبـه
قول میدم
خداحافظ
باهاش خوابیدی؟
نه
پس چرا هیچوقت در موردش بهم نگفتی؟
چون من آدم خوبی نیستم
،سعی کردم باشم
برای تو
واقعاً سعی کردم
بگذریم، من دیگه میرم
این کار رو نکن
من رو از خودت دور نکن
میدونی دوستت دارم
نمیتونی دوستم داشته باشی
خوشحالیم اینجایی، آقای میلر
از این طرف
چند تا خبر بد دارم، باب
نمیتونیم انتروپا رو نجات بدیم - چی؟ ولی ما نزدیکای امضای توافقیم -
نه. شریکم بهم زنگ زد
انگلیسیها دیگه نمیتونن قرارداد ببندن - چرا؟ -
،چون اکاخ فلش رو پیدا کرده و بر خلاف تو
ازش یه کپی گرفته
اسم انتروپا توی همهجای اون هست
همۀ حملهها، ضدحملهها
No comments yet. Be the first to leave one.