最初の200行です。
برترين هاي سينماي هند در باليوود وان
بيا ، بيا
سريعتر بيا
بيارش پايين - وايسا -
برو جلو ديگه
خودش ـه قربان
مجرم همين ـه - اين هم پرونده ـش -
هي ، برو تو - برو تو -
"صد" ترجمه اي از وبسايت باليوود وان
درست ضربه بزن
محکم نگه دار - 46 ، 47 -
توپُ درست پرتاب کن - خوب بزن -
تو با من شرط بسته بودي - بايد اينجوري پرتاب کني -
بهتر شد
سمت راست - بفرماييد چاي ـتون -
سلام اندي - داداش ، منم ، کومار -
چي شده داداش - توي دانشگاه يه مشکلي پيش اومده -
يه نفر خواهر آنورُ اذيت کرده ، از صبح داره گريه ميکنه
بچه ها
يکي خواهر آنورُ اذيت کرده
سريع چوبهاتونُ بردارين
بايد بريم دانشگاه به حسابش برسيم
هي ! ما فقط 10 نفريم
بنظرت اينجوري ميشه دعوا کرد ؟ - همه ي بچه هاي دانشگاه اونجا هستن -
ساتيا کجاست ؟
اون پسر ـه که خواهر آنورُ اذيت کرده هنوز توي کلاس ـه بريم داداش
اونُ ول کن ، بگو ببينم گردن کلفت دانشگاه کيه ؟
اوني که هميشه دردسر درست ميکنه کيه ؟
با اون چيکار داري ؟
يه دليلي دارم ، کيه ؟
يکي به اسم شاتپوت کارتي
بچه ها من امروز يه کم کار دارم
شما بريد - داداش -
هي ! چيکار دارين ؟
تو شاتپوت کارتي هستي ؟
بچه ها قيافه ي اينُ ببينين
آره خودمم ، من مرد شماره ي يک دانشگاهم
درسته
مطمئني مرد شماره يکي ؟
يکي ديگه نيست ؟
من تمام مشکلات دانشگاهُ حل ميکنم
کسي ميتونه تو روي من وايسه ؟ - نميتونه -
ميدونين بعد از اينکه تحصيلات ـتون تموم شد چيکاره ميشين ؟
گدا ميشن
هي ، شماها کي هستين ؟ - پروفسور -
کي خواهر آنورُ اذيت کرده ؟
اونجاست ، خودش ـه
بچه ها داره فرار ميکنه
فرار ميکني ؟
بگيرش
مگه اون همکلاسي ـت نيست ؟
هي
ما خواهرهامونُ ميفرستيم درس بخونن چون به شماها اعتماد داريم
اگه شما بهشون آسيب بزنين ديگه به کي ميتونيم اعتماد کنيم ؟
داداش ، بيخيال شو ، اينجوري که تو فکر ميکني نيست
اينجوري نيست ؟ ساکت شو بشين
داداش بس کن ديگه - ساکت شو -
تو با اجازه کي وارد دانشگاه شدي که داري بچه ها رو ميزني ؟
... اگه داداش شاتپوت کارتي بفهمه تو داري چه غلطي ميکني
داداش - هي زبون به دهن بگير -
بذار حرفمُ بزنم
عذرخواهي کن و فرار کن
... اگه شاتپوت کارتي بفهمه
کارت تمومه ، اون اينجا رئيس ـه
دارم صحبت ميکنما - اول از همه منُ زد بابا -
پس تو هم کتک خوردي هيچي ديگه ، حرفي نيست
دمت گرم داداش ، من معذرت ميخوام
... از اين به بعد ، نه فقط عايشه
... اگه بشنوم هر دختري رو اذيت کردين
! هي
اومدي توي دانشگاه گردن کلفتي ميکني ؟
ادبت ميکنم ، بيا ببينم
معذرت ميخوام قربان ، ببخشيد
لباسم داره خراب ميشه قربان ، يه لحظه اجازه بدين
هي
آدم باش
وقتي کارم تموم نشده چجوري با شما بيام قربان ؟
تموم شد ، بيا
منُ ببر
قربان
قربان
هي ، احمق
چي ميگي ؟
به اندازه ي کافي اعصاب منُ خرد کردي
چرا رفتين توي دانشگاه دردسر درست کردين ؟
اگه ديرتر ميرسيدم چه اتفاقي ميوفتاد ؟
من فقط صورتشُ داغون کردم ، همين
تو داري پليس ميشي
بايد مراقب باشي
اگه خواهرتُ اذيت کنن هيچکاري نميکني ؟
فقط ميگي من يه پليسم ؟
من نميتونم مثل تو باشم
وقتي پليس شدي خودم درستت ميکنم
تو خودت يه پليس به درد نخوري
حالا بذار من حکم انتصاب ـمُ بگيرم
همه ي مردم ميبينن چه پسر گلي ميشم
هي دني ، درست نميگم داداش ؟ - چرا رفيق -
اگه تو پليس باشي خوش به حال ما ميشه
شماها از راه به درش کردين
مگه چيکار کرديم ؟
يه کم دندون رو جيگر بذار تا حکمت بياد
بيا اينجا
تيناگار
داداش سفارش داريم
چقدر ؟ - هزار گرم -
بهشون بگو
هي ، هزار گرم
هميشه ي خدا داره يکيُ کتک ميزنه - داداش سفارش حاضر ـه -
بدون اينکه به من بگي مواد منُ ميبري ميفروشي ؟ ها ؟
بايد بميري
بمير - داداش تو رو خدا بذار حرف بزنم -
ببخشيد ، اشتباه شده داداش
اشتباه چيه ؟
همه ميدونن
تو رو خدا منُ ببخش - داس -
چيکار داري ؟ - تيناگار يه سفارش داره -
ببر برسون بهش
اين هم بنداز بيرون
بيا ، اينُ ببر تحويل بده
کيه ؟
پيک خانم - پيک ؟ -
بچه ها ، شما آبميه ـتونُ بخورين
من زود برميگردم - باشه بابا -
... نوشيدني ـتونُ بخورين
اما همينجوري که اينجا وايسادين يه کم سرتونُ بچرخونين به سمت شمال خيابون ببينين چه خبره
پس سرتونُ بچرخونين
شمالُ نگاه کنيم
حالا اينکه بابات بخاطر نوشيدني نگران باشه نرمال ـه
ولي ميگه فقط به سمت شمال نگاه کنيم ، اين ديگه نوبر ـه
بابات خيلي مهربون ـه
هي سيت
بيا اينجا
چيه ؟
اونجا رو نگاه کن
گانگستر
چيه گانش ؟ اينها رو براي چي آوردي ؟
پول منُ بده
معذرت ميخوام داداش ، يه دقيقه صبر کن
گانش
بگير
اونها رو از اينجا ببر گانش
زنجير هم بده
بايد بندازمش دور دستم
هي ، آبميوه ها چقدر شد ؟
اونجا چيکار داشتي ؟
هيچي ، آبميوه ها چقدر شد ؟
بهتر ـه بگي
داشتي به ما اشاره ميکردي ، اونجا چه خبر بود ؟
هيچي ، يه کم پول بهش قرض داده بودم
من بهش اعتماد کرده بودم ، اما اون پولمُ پس نميداد
اون از اعتماد من سواستفاده کرده بود
واي خدا
تازه منُ تهديد هم ميکرد
چه بد
من هم اونُ تهديد کردم - چقدر بد -
چطور ؟ - بهش گفتم شما ها گانگستر هستين -
ما ؟ گانگستر ؟
اين پس که هيچ خاصيتي نداره ، بذار حداقل ازش يه استفاده اي بکنم
شما پدر واقعي من هستي ؟
مردم دوست دارن بچه هاـشون درست بزرگ بشه ، بعد شما ميخواي منُ گانگستر کني
بابا حالا چرا به دل ميگيري ؟
دني
امروز درس رياضي رو خيلي خوب ياد گرفتم
سلام
شما بريد ، فردا با هم حرف ميزنيم ، خداحافظ
... مگه نگفتم نزديک مدرسه نيا ؟
دلم ميخواست ببينمت ، اشکالي داره ؟
ما هر روز توي کلاس آموزشگاه همديگه رو ميبينيم
ميخواستم يه چيزي ازت بپرسم
تو واقعاً منُ دوست داري ؟
چرا انقدر اين سوالُ ميپرسي ؟
قسم ميخورم ، کافيه ؟
اين کيه سانديا ؟
گفتي اگه کسي با من ببينت توي دردسر ميوفتي
بعد داري با اين مرتيکه ول ميچرخي ؟
چون من يه پسر زاغه نشين ـم
دليلت همينه ، مگه نه ؟
هي ، تو کي هستي ؟
چرا داري فيلم بازي ميکني ؟ - داداش -
ميگه تو رو نميشناسه ، برو پي کارت
گاو
همه ي اينها زير سر توئه
... اگه يه بار ديگه با اون ببينمت
ميام تو رو ميزنم
بخدا نميدونم اون کيه
من بيمارستانم قربان ، طبقه ي دوم ـه ؟
من توي راهرو وايسادم
زود بيا - دارم ميام -
هي
ببخشيد ، ببخشيد
متأسفم
معذرت ميخوام
تو رو خدا جواب بده
تلفنُ جواب بده
چي شده ؟
خون نياز داريم
اما اهدا کننده نداريم
نميدونم بايد چيکار کنم
مرسي ، خيلي ممنونم
پرستار
No comments yet. Be the first to leave one.