最初の200行です。
زيرنويس از مهدي shine021
«شوهر»
این سریال کاملاً تخیلیه
فیلمبرداریِ کودکان با رعایت کاملِ ایمنی انجام شده در برخی صحنهها از هوش مصنوعیِ مولد استفاده شده
قسمت ۱۰
بزن بریم.
آره، دارم میام.
من رزرو کردم.
سوجو یا آبجو؟
- هردوش. - نه بابا... فکر نکنم.
همهشو سر بکش.
جی کامپیوتر
عصر بخیر.
سلام.
ببخشید آقا؟ یه لحظه.
- یه دقیقه... سلام. - اوه، سلام.
- سلام. - سلام.
هی صبر کن... یه لحظه وایسا.
ما یه مدته همسایهایم.
همیشه میبینمت، ولی فکر کنم هیچوقت درستوحسابی خودمونو معرفی نکردیم.
راستش من اون پایین، تو کوچه، یه آرایشگاهِ کوچولو دارم.
کنارِ مرغفروشی.
آها.
- همون تهِ کوچه... - آره، باشه.
هر وقت مو خواستی، بیا پیشم.
باشه.
راستی... خیلی ببخشید.
الان خیلی شیک شدی ها...
ولی اگه جلوی موهات رو یه ذره کوتاه کنی،
خیلی بهتر میشی.
- یه سر بیا. - باشه.
اِ... صبر کن، صبر کن.
فکر کنم نتونم این همه رو تنهایی بخورم.
- بیا اینو بگیر... صبر کن. - باشه.
وای خدا!
نه، این یکی رو بگیر.
هی، صبر کن...
یه وقت اومدی، موهات رو کوتاه کنیا!
باشه.
چه خوشگلِ بامزهایه.
کیم گیونگه!
در رو باز کن!
میدونم تویی.
زود باش!
تا همین الان چراغهات روشن بود. همین الان باز کن، تا هنوز باهات خوبم.
دستِ خالی از اینجا نمیرم.
بیا بیرون دیگه!
قبلِ اینکه در رو بشکنم، باز کن.
وگرنه میکُشمت.
یک...
دو!
بهبه... بالاخره پیدات شد.
تو نصفهشب نمیتونی همینجوری بریزی اینجا.
میدونم امروز پول درآوردی. بده ببینم.
چند روز پیش همهشو برداشتی.
الان پولی ندارم.
اگه یه قرون تو این گودال پیدا کنم، مُردی.
الان آدمحسابت میکنم!
کُونتو بردار بیا اینجا!
لعنتی...
فکر کردی شوخی دارم؟
- بس کن. - نگام کن.
چرا یه بار فقط...
- ولم کن! - گمشو بیرون!
تو بیا اینجا... تو.
چی؟ همونقدر زود یه مرد پیدا کردی؟
ها! جدی جدی مسخرهست.
بیا اینجا.
پس همهی پول رو میدادی به این؟
آره؟ بیا اینجا.
برگرد اینجا! به من پول نداری بدی...
ولی واسه اون داری؟
پس حسابی عشق و عاشقی راه انداختی، هان؟
گفتم بیا اینجا!
صبر کن... وایسا.
گفتم بس کن.
گفتم بس کن!
گفتم بس کن!
گفتم دیگه، نه؟
اِ...
اِ...
اِ...
داری چی کار میکنی؟
به پلیس زنگ میزنم.
هی، نگام کن.
اگه تو این مرد رو نمیکشتی...
من الان مُرده بودم.
از این به بعد... فقط همون کاری رو بکن که میگم.
بیا تو... خیس میشی.
اوه...
حسش خوبه، نه؟
تموم شد.
خب... ممنونم.
که نجاتم دادی.
ممنونم.
«شوهر»
این لیستِ بزرگترین حامیهای مالیِ این بیمارستانه. نگاه کن.
اون یکی هم لیستِ کساییه که تو آزمون قبول شدن.
اسمها دقیقاً یکیه.
لی سونگاوک، پارک دو-هیون او مینسوک
همهچی پول بوده.
تو سهمیهت رو از دست ندادی... از اول سهمی نداشتی.
ولی...
پس چرا بهم گفتن چون سابقهدارم؟
کی اینو گفت؟
کی این دروغ رو گفت... و چرا؟
روزی که آقای ها مُرد، تو همون آسانسور بودی.
تازه... رفتوآمدِ اخیرت با کیم گیونگه...
اینها همهاش اتفاقیه؟
جواب بده.
وقتی خانم کیم گیونگه زندان بود...
من درمانِ روانپزشکیش رو انجام میدادم.
قبل از اینکه بیام این بیمارستان، داوطلبانه انجامش میدادم.
بعد از آزادیش هم چند بار دیدمش.
باهاش غذا خوردم، حالش رو پرسیدم.
آدمِ بدی به نظر نمیرسید.
فکرش رو هم نمیکردم یه همچین کاری بکنه.
همین.
- برای همین ازمون قایمش کردی؟ - آره.
نمیخواستم درگیر شم.
وقتی اینهمه «اتفاق» پشت هم میچینن، یعنی یکی داره دروغ میگه.
پس برو بفهم کی داره دروغ میگه.
و دفعهی بعد...
مدرک بیار، نه اتهام.
آره.
چی؟
الان؟
باشه.
یه وقتِ دیگه ادامه میدیم.
فعلاً خودتو برسون یه جای امن.
نو مانهویی داره میاد بیمارستان.
مرکز پزشکی ووری توگدر
بله، کارآگاه جانگ.
چی شده؟
تماس ورودی شوهر
خانم کو.
خیلی وقته.
آقای کانگ کجاست؟
تماسِ بیپاسخ
تکون نخور، باشه؟
گفتم تکون نخور!
گفتم تکون نخور.
خوبی؟
عزیزم؟
همینجا بمون.
نه! عزیزم بیرون نرو!
خانم کو!
- حالتون خوبه؟ - اِ...
اون رفت اونطرف.
- برو دنبالش! - چشم.
کمکِ پزشکی بفرستید راهپلهی زیرزمین.
ببخشید.
ببخشید!
اون بیرون خبریه؟
ببخشید! میگم اون بیرون چی شده؟
خانم کو، نفسِ عمیق بکشید.
صبر کنید.
چی به سرش اومده؟
توی پارکینگِ زیرزمین پیداش کردیم. شدیداً داره تندتند نفس میکشه.
منم باهاتون میام. چیزی نیست، سِیون.
آروم نفس بکش... آهسته... دَم...
هی رئیس... حدس بزن چی شده؟
همهاش تقصیرِ توئه.
اگه تو...
پولی رو که قول دادی بهم داده بودی...
هیچکدومِ اینا اتفاق نمیافتاد.
کی وادارت کرد؟
کی...
کی گفت زنِ منو بدزدی؟
آها.
این رو میخوای بدونی.
چه بد.
همهشو اشتباه گرفتی.
گفتم که... اشتباه گرفتی.
چی؟
من دنبالِ زنت نبودم.
من دنبالِ تو بودم.
تو همون کسی بودی که میخواستم بکشم.
چی داری میگی؟
من...؟
به دستورِ کی؟ چرا؟
فرق میکنه؟ هر جور حساب کنی مُردی.
زنت هم همینطور.
چی؟
زنت.
قراره بکشنش.
یه بارم امتحان کردن.
یکی خواسته بکشتش؟
به دکتر ها جونگسو گفتن...
زنت رو بکشه.
از کجا میدونی؟
چون من نجاتش دادم.
ولی بازم میخوان بکشنش.
ممنون.
آرامبخشه. تا چند دقیقه دیگه بهتر میشی.
اجرای قانون
آقای کانگ، حالتون خوبه؟
آره، خوبم.
اینجوری تکوتنها نباید دنبالِ اون میرفتید.
مرکز پزشکی ووری توگدر
No comments yet. Be the first to leave one.