最初の200行です。
پشتیبانی فنی ساینداین. سوزان هستم. چطور میتونم کمکتون کنم؟
پشتیبانی فنی ساینداین. ریچل هستم. چطور میتونم کمکتون کنم؟
الیوت هستم. چطور میتونم کمکتون کنم؟
اوه، عجب
آره، باشه. یه لحظه اجازه بده اینجا پیدات کنم
کامپیوترم امروز یه کم کُند کار میکنه
بیدار شو رفیق. آها، پیدات کردم
خب، مدل دستگاهت ۵۷۳۲ هستش
مگ رم و ۲۷ گیگ هارد دیسک ۱۲۸
خوبه، خوبه. گفتی هر وقت میخوای پرینت بگیری، سیستم هنگ میکنه؟
عجب! خیلی خب، مشکلی نیست
میتونی دو ثانیه گوشی رو نگه داری؟
کارول! کارول
نمیدونم بهت چی گفتن خانم کوچولو
ولی بقیه ما از ساعت نه شروع میکنیم
شوخی کردم، فقط شوخی بود. صبح بخیر
هی دَن، رفیقِ من! چه خبر داداش؟
آره، بزن قدش! ایول. آره
خب، امروز بسکت میزنیم؟ پایه هستین با بچهها بعد از کار بریم یه کم توپبازی؟
راستش هنوز نمیدونیم الیوت
هنوز مطمئن نیستم، باشه؟ خیله خب، مشکلی نیست. فقط بهم خبر بده
چون من پایهام رفیق. آره دیگه، چون من عاشقِ توپ و تورم
واسه همینه که بهم میگن «الیوتِ پرنده»
آره! باشه
حتماً یادت باشه زمان دقیقش رو بهم بگی
چون هفته پیش گفتی ۶:۳۰
ولی وقتی من رسیدم شما داشتین میرفتین
یعنی بگو ببینم، چقدر ضایع شدی؟
خیلی ضایع، الیوت
خیلی خب دنی. ایول
هی دانیال. هی پسر، چطوری؟
خوبم، خوبم. تو چطوری رفیق؟
هی باب
چه خبر؟ هی الیوت
امشب با اکیپت میرین کافه؟
«اکیپم»؟ نه
راستش همهشون درگیرِ اون قضیهی
گردنت چی شده؟ اوه، هیچی
بخاطر حرکات تکراریه. آسیب ناشی از هدستِ کارِ
خب نظرت چیه من و تو بریم یه گلویی تازه کنیم
و یه دوری بین دخترا بزنیم؟
الیوت، من متاهلم، یادت رفت؟
میخوام برم خونه پیش زنم باشم
اوه
پس داری میری به قلمروِ زنذلیلها
هر دفعه این کارو میکنی خندهدارتر میشه
نکن، نکن، نکن
هی جری
جری، جری، جریجری، جریِ گلپری
هی، چه خبر برادر؟
دارم میرم یه جلسه مهم. اوه، آره
آره. هی، صبر کن
نه، فکر کنم از این خوشت بیاد
چون جفتمون خوره لوازم صوتی هستیم
اینا رو ببین رفیق. اینا مدل جدید «اینگبریتزن» هستن
درسته. باندهای XVC
بیا اینجا نگاه کن. این پشتِ باندِ چپه
و اینم جلوی باندِ راسته
بسیار عالی، عالی، عالی
این جلویِ چپه... نه، این راسته
فکر کنم... ای بابا
چیه؟ الیوته
کی بهش گفت ما اینجاییم؟
ای لعنت بهش. تو بهش گفتی ما اینجاییم؟
سلام
بچهها
بهت گفتم که نگو
بهبه، میبینم که جمعتون جمعه، چه سورپرایز بزرگی
فکر کردم همه گرفتارن
یه تغییر برنامه کوچیک پیش اومد الیوت
اوه، که اینطور؟
راستش یه کم از دستتون شاکیام
فکر کنم سعی کردین منو بپیچونین. شاید اصلاً نیام پیشتون بشینم
ما کاملاً درکت میکنیم، پس فردا میبینیمت
فعلاً الیوت. شوخی کردم بابا
جاتو با من عوض کن. نه، جام خوبه
چی؟ اوه، ای داد بیداد
شوخی میکنی دیگه
لطفاً، تو رو خدا بهم نگو
که از الیسون گاردنر خوشت میآد
ای بابا! بیخیال پسر
اون اصلاً در حد و لول تو نیست
مگه با اون پسره تو بخش تحقیق و توسعه نیست؟
برایان، همون که دندوناش گنده بود
برایان؟ همون دندوندروژه
نه، اونا سه ماهه که با هم تموم کردن
آره؟ تو از کجا میدونی؟ من خیلی چیزا دربارهش میدونم
مثلاً میدونم بیگل رو با کره دوست داره، ولی نه برشته شده
واو. چه جزئیاتی
میدونم با هر رنگی خوشگل میشه
ولی وقتی آبی میپوشه
انگار با هم رفیقِ صمیمی هستین
خب، ما چهار ساله که داریم
توی یه شرکت با هم کار میکنیم
آدم وقتی وقتشو با بقیه میگذرونه، اونارو میشناسه
راست میگه، پس اصلاً نباید برات سخت باشه
که پاشی بری اونجا و بهش یه سلام بگی
الآن با یکی دیگهست. فردا بهش میگم
بیخیال بابا! وایسا الیوت
راستشو بگو
تو تا حالا حتی یک کلمه هم با الیسون گاردنر حرف نزدی، مگه نه؟
معلومه که زدم
گفتم "ضایع"؟ واقعاً که ترحمبرانگیزی الیوت! جداً میگم
باشه، انگار شماها امشب نمیذارین من آروم بگیرم
تا نرم اونجا و یه سلام بهش بگم
ظاهراً که نه. آره
خب، اگه اینجوری خوشحال میشین. فکر میکنین من داغونم
بهم دست نزن. برو جلو ببرِ خسته
موفق باشی
سلام. سلام
من شما رو میشناسم؟
اوه، امیدوارم که بشناسین
ما چهار ساله که توی شرکت ساینداین با هم همکاریم
من الیوت ریچاردز هستم
قبلاً با هم حرف زدیم
متاسفم، یادم نمیاد
هفتهی اول ژوئن، سه سال پیش بود
بهت گفتم بیرون خیلی خیسه
توی لابی ایستاده بودیم و من گفتم بیرون واقعاً خیسه
اون موقع داشت بارون میبارید
حدس میزدم
آره
خب، باز هم داریم با هم حرف میزنیم
آره
خب، موفق باشی
من اینجا با دوستام هستم و میخواستم بدونم اگه دلت بخواد
خدای من، هر چی بخوای میدم تا اون دختر مال من باشه
سلام. های
داشتم فکر میکردم
که آیا این
اونجا ایستاده بودم و
خیلی چربزبونی. شرط میبندم مخزنِ حرفهای هستی
خب... تنها اومدی؟
نه
با چندتا از رفیقای کاریم اینجام
دیدم داشتی با یه خانم حرف میزدی
آره، ولی با اون نیستم
ولی دلت میخواد باشی، نه؟
چطور این حرفو میزنی؟
نمیدونم
وقتی یه مرد میگه هر چی بخوای میده
تا یه زنِ خاص توی زندگیش باشه
منم فرض میکنم که اون زن براش خیلی مهمه
تو چطوری صدامو شنیدی؟
من اونور ایستاده بودم... گوشهای خیلی تیزی دارم
و کلی استعدادِ خیرهکنندهی دیگه
ایول بابا
بیا بریم یه جای خلوت تا بتونیم حرف بزنیم
باشه... چی؟ میخوای با من حرف بزنی؟
مشکلی هست؟
از من خوشت نمیاد؟
نه
به نظرم خیلی جذابی
عزیزم، تو اصلاً روحت هم خبر نداره
بوسم کن. چی؟ اینجا؟
از کشف افقهای جدید نترس
اوه
بچهها، میشه دو ثانیه ما رو تنها بذارین؟
آره، میشه دو ثانیه به ما وقت بدین؟
حتماً
هر چی شما بگین
گوش کن
به نظر آدم خیلی خوبی میای
به یه جورِ مقتدرانه
و ترسناک
ولی دوستام احتمالاً منتظرم هستن
پس من دیگه باید برم
خیلی استرس داری الیوت
اسم منو از کجا میدونی؟
غیبگو هستم
ضمن اینکه روی کارتِ اسمت نوشته شده
آیکیو
خب حالا، فقط میخوام یه لحظه راجع به بیزنس حرف بزنیم
اوه، من اهل این کارا نیستم
منظورم اینه که تا حالا واسه رابطه پول ندادم
بجز اون یه بار... که یه قضیهی اینترنتی بود
دست خودِ آدم نیست، هر بار که وصل میشی، همش حرفِ سکسه
من هرزه نیستم پسرِ نادان. فقط میخوام یه سوال ازت بپرسم
دلت میخواد یه تصمیمِ ساده بگیری
که زندگیت رو برای همیشه تغییر بده؟
اوکی، خوشحالم که ساینتولوژی برات جواب داده، ولی
فقط گوش کن
اگه بهت بگم که قدرتِ مافوقِ طبیعی دارم
تا هر چی که همیشه تو رویاهات بوده رو بهت بدم، چی میگی؟
تو کی هستی؟
قول میدی به کسی نگی؟
باشه
دستتو بذار رو قلبت و قسم بخور؟
آره
من شیطونم
باشه
فکر کنم یه نفر یه کم زیادی مِی زده
من شیطونم. ساتان، لوسیفر، بعلالذباب
شاهزادهی تاریکی
یا بهتره بگم، پرنسسِ تاریکی
اینم کارتِ ویزیتم
اوه
«شیطون». بله
حالا همه چی روشن شد
الآن دیگه باورت کردم
No comments yet. Be the first to leave one.