Cocaine Trade Exposed: The Invisibles

Cocaine Trade Exposed: The Invisibles

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Cocaine Trade Exposed The Invisibles S01E02 The Gray Ghost 720p AMZN WEB-DL DD 2 0 H 264-playWEB
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Cocaine Trade Exposed: The Invisibles 2020 زیرنویس فارسی سریال

タグ

webdl
公開日: 2026-02-04
ダウンロード: 18
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

کوکائین با مقادیری بیش از هر زمان دیگری در حال تولیده

«نامرئی‌ها» آینده‌ی تجارت کوکائین هستن

اونا یوزی با روکش طلا نمی‌خوان

اونا حتی نمی‌خوان به یه کیلو کوکائین دست بزنن

اونا متوجه شدن که بهترین راه محافظت از خودشون

اینه که اصلاً در رادار هیچ‌کس نباشن

درصد بسیار بالایی

از افرادی که توی تجارت مواد مخدر دست دارن، هیچ‌وقت دستگیر نمی‌شن

هیچ‌وقت شناسایی نمی‌شن و هیچ‌وقت مورد پیگرد قانونی قرار نمی‌گیرن

همه درباره‌ی کارتل «مدلین» می‌دونستن

همه پابلو رو می‌شناختن

اما این آدم، اصلاً در رادار کسی نبود

اون واقعاً یه «نامرئی» بود

یکی از لقب‌هاش «شبح خاکستری» بود

اون کارش رو خیلی خوب انجام داد

که اسم واقعی‌اش رو به هیچ‌کس لو نداد

چهره‌های اصلی، بقیه بودن

و این وسط، اون خیمه‌شب‌بازی بود که همه‌شون رو کنترل می‌کرد

اون بزرگ‌ترین قاچاقچیِ

مواد مخدر در جهان بود که هیچ‌کس تا حالا اسمی ازش نشنیده بود

اگه درآمد حاصل از تجارت قاچاق مواد مخدر رو

با هم جمع بزنید، متأسفم آقای بزوس

اما شما حتی به حساب هم نمی‌آیید

معمولاً وقتی مواد توی کلمبیا تولید می‌شه

از آمریکای مرکزی عبور می‌کنه

و در نهایت از مکزیک رد می‌شه

و مواد توی ایالات متحده فروخته می‌شه

حالا قاچاقچی با یه مشکل بزرگ روبروست

برگردوندن اون پول خیلی سخته

ارزان‌ترین و مؤثرترین راه

هرچند که حجم خیلی زیادی ایجاد می‌کنه، اینه که

فقط پول نقد بفرستن

کافیه چند تا کانتینر پیدا کنن، گاهی با اطلاع

شرکت کشتیرانی و اغلب بدون اطلاع اونا

پول‌ها رو توی کانتینرها بار می‌زنن

و بعد به صورت انبوه به کلمبیا می‌فرستن

و بدون داشتن یه گزارش محرمانه، محاله متوجهش بشید

۱۰ توی کلمبیا برای آمریکا کار می‌کردیم و روزی

یا ۲۰ گزارش محرمانه از منابعی دریافت می‌کردیم

که اطلاعاتی درباره‌ی پول‌شویی

قاچاق مواد مخدر و این‌جور چیزها داشتن

با مأمورها تماس گرفته شده بود

توسط یه مخبر در اسپانیا

و راستش رو بخواید، ماه‌ها بود که اونا

این مخبر رو دست‌به‌سر کرده بودن

اونا گزارش‌ها و اطلاعات خیلی زیادی دریافت می‌کنن

اما این مخبر خیلی سمج بود

اطلاعات این بود که میلیون‌ها

دلار داخل کیسه‌های بزرگ

سولفات آمونیوم جاسازی شده

این یه نوع کوده

شرکت‌های قانونی داشتن این کود رو از

مکزیک به بوناونتورا در کلمبیا حمل می‌کردن

من مشکوک بودم و با خودم گفتم اینم احتمالاً یکی دیگه

از اون ادعاهای الکیه

اما رفتیم به بندر بوناونتورا و بله، درست بود

همون‌جا بود

میلیون‌ها دلار پول نقدِ انبوه اونجا بود

این یه روش فوق‌العاده برای سازمان بود

تا مبالغ کلان پول نقد رو قاچاق کنه

چون گمرک آمریکا نمی‌تونه اون رو با اشعه ایکس تشخیص بده

و حتی وقتی بررسی‌اش می‌کنید، اون‌قدر در عمقه که

دستتون بهش نمی‌رسه

میلیون دلار پول نقد ۴۰

این بزرگ‌ترین توقیف محموله‌ی پول نقد در کانتینر در تاریخ آمریکا

مکزیک و کلمبیا، و احتمالاً در کل جهان بود

پس اونا می‌دونستن که با مورد بزرگی طرفن، احتمالاً یکی

از بزرگ‌ترین «نامرئی‌ها»ی تمام دوران

و به همین خاطر سراغ من اومدن

من به عنوان متخصص شماره یکِ پول‌شویی شناخته شده بودم

با دو مأمور امنیت داخلی نشستم و اونا گفتن

ما بیش از ۴۰ میلیون دلار توقیف کردیم

عظمت این سازمان

و حجم موادی که تولید می‌کنه رو تصور کنید

اما از اینجا به بعد باید چیکار کنیم؟

تماسی از یه وکیل کلمبیایی دریافت کردم

که قبلاً باهاش کار کرده بودم

بهم گفت: «سه تا موکل دارم که باید بیان پیشت.»

«اونا تازه ضربه‌ی بزرگی از توقیف مبالغ هنگفت پول خوردن...»

«و جونشون در خطره.»

گفتم: «همون‌هایی هستن که توی بوناونتورا ضربه‌ی سنگینی خوردن؟»

و جوابش این بود: «از کجا فهمیدی؟»

گفتم: «خب، بیارشون...»

«تا همه‌مون بفهمیم جریان چیه.»

اونا به نوعی در منگنه قرار گرفته بودن

یه نفر قرار بود

به خاطر اون ۴۰ میلیون دلارِ از دست رفته بیاد سراغشون

از طرف دیگه، مأمورهای قانون آمریکا

سایه به سایه تعقیبشون می‌کردن

اونا باید تصمیم می‌گرفتن

کدوم یکی براشون خطر بیشتری داره؟

و در نهایت با کسایی همراه شدن که من دوست دارم

اونا رو «آدم‌خوب‌ها» صدا کنم

بعد از اینکه توافق کردن، به کلمبیا برگشتن تا طوری رفتار کنن

که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

و باید یادتون باشه، خودشون هم نمی‌دونستن

پول چه کسی رو دارن می‌شورن

اون یه «نامرئی» بود

بنابراین دستورالعمل ما به اونا این بود: اول، آروم باشید

دوم، تا جایی که می‌تونید اطلاعات

درباره‌ی گروهی که باهاشون کار می‌کردید جمع کنید

و از همه مهم‌تر، سعی کنید اسم‌های واقعی رو برامون پیدا کنید

یکی از لقب‌هاش «شبح خاکستری» بود

وقتی اولین بار در سال ۲۰۰۴ زمزمه‌هایی درباره‌اش شنیدیم

من مأمور ویژه‌ای از طرف سازمان DEA بودم که

به منطقه‌ی کارائیب و اقیانوس اطلس

و سازمان‌های حمل و نقل مواد مخدر که در

اطراف اون مناطق فعالیت می‌کردن، مأمور شده بودم

ما با یه سری شناورهای ماهیگیری مواجه بودیم که

بین ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ کیلو کوکائین بارگیری کرده بودن

وقتی خدمه‌ی قایق‌ها می‌اومدن

هر بار که باهاشون صحبت می‌کردیم، یه اسم خاص مدام تکرار می‌شد

«دون لوئیس»

برای اونا اون یک «دون» بود، یعنی مظهر احترام

و «لوئیس» هم اسم کوچکش بود

بنابراین این آدما بهش می‌گفتن «دون لوئیس»

اون زمان، اسم‌های دیگه‌ای توی کلمبیا سرشناس‌تر بودن

دون لوئیس اون‌طوری که ما می‌شناختیمش

توجه زیادی رو به خودش جلب نمی‌کرد

اما می‌دونستیم اگه ۱۱ تا قایق مختلف رو

حامل ۲۲۲ تن مواد که می‌دونستیم متعلق به اونه، گرفتیم

پس اون هدف بسیار مهمیه

هدف اصلی ما این بود که بتونیم شناسایی‌اش کنیم

و واقعاً از سازمانش سر در بیاریم

و بفهمیم چقدر گستردگی داره

من و همکارهام هر سنگی رو که می‌تونستیم زیر و رو کردیم

به کل آمریکای مرکزی و جنوبی سفر کردیم

تا سرنخ‌ها رو پیدا کنیم

پس ما واقعاً دنبال شکار بودیم

سال ۲۰۰۶، ۲۰۰۷ اطلاعاتی به دستم رسید

که اون آدمِ پشت پرده‌ی

تیم فوتبال بوگوتاست که توی تیم سرمایه‌گذاری کرده

و هزینه‌ها رو پرداخت می‌کنه

اون مالکش بود، اما نه روی کاغذ

درباره‌ی بعضی چیزها مطمئن نبودیم کدوم شایعه‌ست

و کدوم واقعیته

و می‌دونید، این کار برامون تبدیل به یه هدفِ دلی شد

انگار که حتماً باید این آدم رو شناسایی می‌کردیم

و حتماً باید بازداشتش می‌کردیم

اطلاعاتی به دستمون رسید

که نام خانوادگی اولش «کایسدو» هست

اما می‌دونستیم «لوئیس کایسدو»

اسم خیلی رایجی توی کلمبیاست

بنابراین مجبور شدیم حسابی تحقیق کنیم

تا نام خانوادگی دومش رو پیدا کنیم

و در نهایت تماسی از یه منبعِ

موثق دریافت کردیم که اون قبلاً افسر پلیس بوده

بعد باید می‌فهمیدیم توی کدوم سازمان کار می‌کرده

و مربوط به چند سال پیشه

افرادی رو توی کلمبیا داشتیم

که اون پرونده‌ها رو بررسی می‌کردن

و این کار باعث شد نام خانوادگی دوم رو پیدا کنیم

«ولاندیا» نام خانوادگی مادرش بود

و پیدا کردن اون اسم کار سختی بود

به معنای واقعی کلمه ظرف چند ساعت تونستیم

عکسی از یه درخواست ویزا پیدا کنیم

که اون دو تا اسم، یعنی کایسدو ولاندیا، کنار هم بودن

ما از منابع اطلاعاتی‌مون توی کلمبیا

اطلاعاتی می‌گرفتیم که اون به «دون لوچو» معروفه

کریس کاسیو

اون و آدماش قبل از هر کس دیگه‌ای «لوچو» رو شناسایی کرده بودن

اونا یه کیفرخواستِ مواد مخدر علیه لوچو صادر کردن

مشکل این بود که اصلاً نمی‌دونستن کجاست

یا چطور دستگیرش کنن

اونا در واقع گزارشی درباره‌ی شخصی به نام «مکس» به ما دادن

مکس یکی از اعضای بلندپایه‌ی

سازمان قاچاق

مواد مخدر مستقر در بوگوتا بود

اون در رأس سلسله‌مراتب نبود

اون از رئیس، یعنی سرکرده‌ی کارتل، دستور می‌گرفت

ما با همکاری

پلیس ملی کلمبیا داشتیم سعی می‌کردیم مکس رو شناسایی کنیم

چون هویتش رو نمی‌دونستیم

اما بعد از تعقیب کردنش و انجام مراقبت‌های تاکتیکی

فهمیدیم که اون یکی از مهره‌های سطح بالای سازمانه

این عضو بلندپایه تصمیم گرفت خانواده‌اش رو

برای تعطیلات به ایالات متحده ببره

ما به برنامه‌ی پروازش دست پیدا کردیم

بنابراین به محض اینکه توی میامی فرود اومد، تونستیم

توی فرودگاه به استقبالش بریم

و خودمون رو به عنوان مأمورهای فدرال معرفی کنیم

و بهش بگیم که بازداشته

فکر نمی‌کنم اصلاً روحش هم خبر داشت

که کسی دنبالشه

شوک بزرگی بود

دون لوچو

وقتی مکس به ما گفت رئیسش کیه

لوئیس کایسدو، ملقب به «دون لوچو»

خیلی خوشحال شدیم

این آدم داشت

برای مدت طولانی بدون اینکه لو بره فعالیت می‌کرد

نمی‌خواستم خیلی هیجان‌زده بشم

چون چندین سال بود

که دنبالش می‌گشتیم

اون هدف خیلی بزرگی بود

و سال‌ها بدون اینکه کسی چیزی

درباره‌اش بدونه، کار کرده بود

بعد از جلب همکاری مکس، اون تمام

تشکیلات رو برای ما فاش کرد

کل کارتل رو

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left