最初の200行です。
« ارائهاي از تيم ترجمه ديباموويز »
لطفاً آماده باشید
وقت خواب از راه رسیده
درسهای سفر در زمان
فصل 13
تمام گذشته، آیندهست
وقتی به گذشته سفر میکنید
...بهخاطر داشته باشید زمان حال فقط یک تاریخ نیست
یک احساسـه
در مورد گذشته احساس شرم نکنید
در مورد آینده احساس نگرانی نکنید
هر منفیای ممکنه تبدیل به مثبت شه
به محض اینکه چگونگیـش رو متوجه شید
و خواب. چطور خوابیدی؟
بد نبود
آموزشهات بهخوبی پیش میره؟
تمام کلاسها عالیـه
مثل همیشه
عالیـه
خب، به کار خوبت ادامه بده
یکپارچه هستید؟ !خودتون رو میشناسید! خود واقعیتون رو
مرکز پایدارتون رو پیدا کنید سبد شما رو تماشا میکنه
به سیبیلو اعتماد نکنید
چطور میتونم بیشتر بفهمم؟ ...باکرهی باردار رو پیدا کنید
زمانیکه برخورد الکترونها و فوتونها رو
با استفاده از جنبششناسی نسبی
...مورد بررسی قرار میدین
دلتنگی دشمن شماست
به گذشته فکر نکنید
درحالیکه موسیقی گوش میکنید
هیچ آیندهی بینقصی وجود نداره
زمان یک رودخانه نیست
زمان یک جنگلـه
که مملوء از هیولاهاست
!!!سفرکننده در زمان
ماهی نارنجی را پیدا کنید
چرا آبیـه؟
همیشه آبیـه
،دارید دنبالـش میگردید
عشقهای من؟
چون اون داره دنبالـتون میگرده
پیغامـش رو شنیدید؟ نه؟
اگر مهارتـش رو دارید، میتونید به عقب برگردید و دوباره گوش کنید
چرا آبیـه؟
...همیشه آبیـه
اتوبوس رو دنبال کن...
اتوبوس رو دنبال کن
اتوبوس زرد
اتوبوس رو دنبال کن
اتوبوس زرد
تنها نیستید؟ آرزو نمیکنید که ایکاش دنیا دوباره ساده میبود؟
باکرهی باردار راهـش رو بهتون نشون میده
اتوبوس زرد
!صبر کن
آهای؟
گم شدی؟
دنبال باکرهی باردار میگردم
اسم لازم دارم
اسمـش رو نمیدونم
دیگه داریم مغازه رو میبندیم
صبر کن! ماهیِ نارنجی
سلمن
اسمـش سلمنـه
عالیه. درست به موقع رسیدی
بجنب
منتظرت بودیم
منتظر من؟
منتظر همه
ولی بهخصوص تو
اینجا کجاست؟
مطمئن نیستم
،ملکهام من رو به اینجا آورده
ملکهی برشتوکهای صبحانهی برفکی
قراره بچهدار شیم
اون چیـه؟
صلح. عشق
اون میسازش. اینجا
اون مرد رؤیا محقق کنـه
افکارش جادوست
دعاهاییـه که با رؤیا مخلوط شدهان
روحـش موسیقی و حرف حقـه
معنی اینکه «به سیبیلو اعتماد نکن» چیـه؟
و سبد کیـه؟
و نیروهای تکثیر چی هستن؟
بهزودی. همهچی رو بهت میگه
ولی هنوز آماده نیستی
...ذهنـت باید مثل
یه گُل باز شه
زمان میبره
با اون کلمه آشنایی داری؟
زمان»؟»
اون «اسکرول»ـه
اون کیمیاگر اینجاست
درود، زمینیها
از فازت خوشم میاد
جلوتر از زمانی
جیآیی هستم
نه. اسمـت این نیست
...اسم تو رو میذاریم
«سوئیچ»
و از این بهبعد
اسمـت سوئیچـه
واقعاً یه باکرهای؟
معاف از آلت. 25 سال
اینجا منتظر میمونی
بهزودی خانم اینجا میان
خانم؟
اول خانم و بعدش آقا
،عشق من
ارباب بدبختی
علیاحضرت - ملکهی صبحانه -
ببخشید که معطل شدی
خیلی بد بود؟
نه زیاد
...خب
فراریِ ناراحت
یا دختر لوس بابایی؟
این یه فرقهست؟
بله
شما رهبرشون هستید؟
من لنی هستم
و شما؟
سوئیچ
دو جنسه هستی
واست فرقی نداره؟
از پسرها خوشـم میاد
چرا؟
خیلیخب
مهم نیست
چی میخوای سوئیچرو؟
یه چسب زخم واسه زخمـت؟
من دنبال شما نمیگردم
شما دنبال من میگردید
سفرکننده در زمان هستید؟»
«نیروهای تکثیر به شما احتیاج دارن
اثباتـش کن
به تو نه
به اون ثابت میکنم
سلام
من دیوید هستم
بیا داخل
یکم چای درست میکنم
اینجا دیگه چهجور جائیـه؟
مردم دردهای خودشون رو دارن
قلبهاشون غمگینـه. ذهنهاشون خستهست
من بهشون کمک میکنم
چطوری؟
من مرد جادویی هستم
تنها تقاضام اینه که
بمونن و بهبعدش تنهام نذارن
از خونه مراقبـت کنن
بههمدیگه عشق بورزن
به اون احتیاج دارم
عشق
چطور سر از اینجا در آورده؟
این... غار؟
من ساختمـش
این رو امتحان کن
چشمهات رو ببند
چشمهات رو ببند
و اتاق خوابـت رو تصور کن
تختـت
میتونی ببینیـش؟
واقعاً میبینیـش؟
دیوارها، پنجرهها؟
روشنایی اتاق؟
چشمهات رو باز کن
این یه فضای ذهنیـه
تو تصور میکنی. من به واقعیت تبدیلـش میکنم
تو ذهنـم رو خوندی؟
خبری از راز نیست
این یکی از قوانین ماست
اعتماد چی؟
،همم. امتحانـش کردم
و بهتره که ذهن مردم رو بخونـم
من به فرزندی گرفته شدم
،وقتی بچه بودم
یه هیولا یواشکی وارد سَرم شد
و 33 سال من رو تسخیر کرده بود
ولی الان بهترم
تو چطوری؟
خوب. خوبـم
حالـت چطوره؟
میدونی. بد نیستم
حالـت چطوره؟
بابام رُبات جمع میکنه
رُباتو
یه اتاق توی آپارتمانمون هست
بعضیهاشون اندازهی واقعی هستن
بعضیهاشون اندازهی عروسک
صدها رُبات
بعضی شبها، میرم اونجا
،بدون هیچ حرکتی وایمیستم
و وانمود میکنم که منم یه رُباتـم
حالا این «نیروهای تقسیم» چی هستن؟
چرا یه سفرکننده در زمان احتیاج داری؟
پس قضیه بخاطر یه دختره؟
میخوای به گذشته برگردی و... چی؟
دوستدخترت رو برگردونی؟
بهش فکر کردم
No comments yet. Be the first to leave one.