最初の200行です。
آقای دو مین ایک؟
شما کی هستید؟
خوشبختم، ورونیکا پارک هستم
تو ورونیکا پارکی؟
عالیه
پس اولین دیدارمون همچین جاییه
منظورت از اولین چیه؟
...یعنی داری میگی
...ورونیکا پارکی
و اولین باره همدیگه رو می بینیم؟
تو کی هستی دیگه؟
تو کی ای که وانمود می کنی ورونیکا پارکی؟
وانمود؟
!شازده
،من تنها دختر گروه بزرگ پارک
...و رئیس سینه پارکم، ورو
تکون نخور از اینجا
تکون؟
!هی
!پسره ی بی ادب
!آقا - !متاسفم -
!موهام گیر کرده
بله، رئیس
یه چیزی رو باید بهتون گزارش بدم
هوی، عقل نداری تو؟
دیدیش؟
بله، ریش هاش رو زده بود و مدل موهاش فرق داشت
اما کاملا خودش بود
باشه
،تقاطع بیمارستان سانگمو ساعت نُه و ده دقیقه
زنگ بزن مرکز کنترل ببین دوربینا گرفتنش یا نه
ها، راستی
اون زنه
رئیس دو - ها؟ -
منم، منشی جونگ
کجا بودید؟
بعدا درباره اون حرف می زنیم
ندیدی یه زن جیغ جیغو اینجا ایستاده باشه؟
کی؟ - یکم پیش این زنه رو دیدم -
و می دونی چی بهم گفت؟
خوشبختم، ورونیکا پارک هستم
میدونم تو دنیایی زندگی می کنیم که پر از کلاهبرداریه
اما آدم دیگه چقدر می تونه پررو باشه؟
معلوم بود اولین باره منو می بینه
ما خیلی همدیگه رو دیدیم
... حتی بوسید
به هرحال
یه کلاه عجیبی شبیه پرده پوشیده بود
تو برو داخل دنبالش بگرد من بیرون رو نگاه می کنم
نه ، صبرکن
حتما رفته دیگه
دستش رو شده
واسه همین امکان نداره هنوز اینجا باشه
پس حداقل باید بهش بگم
به کی؟
به نظرت؟ ورونیکا پارک واقعی
... رئیس دو ، واقعا فکر نمی کنم لازم باشه
رئیس دو، باید برم دستشویی
زندگی دوگانه ی ورونیکا
لباسم خراب شد
تو کی هستی دیگه؟
تو کی ای که وانمود می کنی ورونیکا پارکی؟
معلومه یکی داره وانمود می کنه منه
،چطور جرئت می کنه منو ... ورونیکا پارک واقعی رو
الکی جلوه بده؟
صبر کن دستم بهش برسه
تیکه تیکه ش می کنم و ... موهاش رو از کله ش می کنم
و ازش فرنی درست می کنم
ورونیکا پارک صحبت می کنه
عالیه
میگی یکی داره وانمود می کنه منه؟
صبرکن دستم بهش برسه
تیکه تیکه ش می کنم و ... موهاش رو از کله ش می کنم
و ازش فرنی درست می کنم
عالیه
الو؟ الو؟
... رئیس پارک؟ رئیس
شاید نباید بهش درباره این قضیه می گفتم
چرا منشی جونگ برنمی گرده؟
چه داستانی اینقدر جالبه آخه؟
اون کسی که اینقدر وقیح بود که ... ادای من رو
در بیاره، جونگ گال هی؟ تو بودی؟
متاسفم، رئیس پارک
...واقعا
نمی دونم چی بگم
شرمنده ام
... از اونجایی که چند سال واسم کار می کردی
و با پسرایی که باهاشون قرار می ذاشتم ... سروکله می زدی
می فهمم چطور تونستی صدات رو شبیه من بکنی
اما صورتم چی؟
اگر اسمم رو سرچ کنی عکس هام همه جا هستن
... پس چه دعا و جادویی سر هم کردی
که فکر کنه من صورتم این شکلیه؟
...خب، چیزه
... اگه بخوام توضیح بدم
منشی جونگ
داخلی؟
منشی... منشی جونگ
،اگه تو نمی تونی بهم جواب بدی
مجبورم خودم ازش بپرسم
رئیس... رئیس پارک
ببخشید
ببخشید تو اولین برخورد ... همچین چیزی می پرسم اما
اولین برخورد؟
رئیس دو
چرا اینقدر طولش دادی؟
چون رفتی نتونستم مامانم رو پیدا کنم
اون سمت
،ده متر فاصله دارن و دارن میان این سمت
یه کت و شلوار مشکی پوشیده و کیف آبی دستشه
باشه
مامان
چرا اینقدر دیر اومدی؟
متاسفم، مجبور شدم برم دنبال یکی
الان کاملا فهمیدم قضیه چیه
... رئیست
صورت آدم ها رو نمی بینه؟
اولش فقط یه شوخی بود
از دیدنتون خوش بختم من ورونیکا پارک هستم
سرکار فقط یه آدم ساده بودم
... اما وقتی خودم رو به عنوان
،وارث گروه پارک جا زدم
رفتارها خیلی باهام عوض شد
... اولش از سر کنجکاوی بود
... دومین بار اتفاقی بود
تا اینکه با رئیس دو رفتم سر قرار
آخرش هم عاشقش شدم
... و وقتی همیشه می دیدم
،وقتی فکر می کرد شما ام چقدر دوستم داره
...حتی با اینکه می دونستم اشتباهه
دوست داشتم بازم ببینمش
بالاخره معما حل شد
... پس فکر کنم واسه همینه
که مدیر شیم فکر می کنه رئیس دو من رو دوست داره
... و احتمالا رفته به
مامانم گفته
... منم برای اینکه فیلم هایی که می گیرم
،تشویق و تمجید بشه مردم رو بزرگ نشون میدم
اما این دیگه یه چیز دیگه ست
از الان برات احترام قائلم
متاسفم، رئیس پارک
...اینقدر متاسفم که
دوست دارم زمین دهن باز کنه من برم توش
... فردا همه چیز رو به رئیس دو میگم
و تمام و کمال مجازاتم رو قبول می کنم
... فردا رو
بزار برای مجازات
... می دونی که
... خوب بلدم از آدم های ضعیف
برای منافع خودم استفاده کنم، نه؟
... تمام شب رو بهش فکر می کنم
و با یه مجازات درست و حسابی میام سراغت
واسه همین، فردا صبح بیا دفترم
الان
یه آدم سمج هست که باید ازش مراقبت کنم
فکر کنم دخترتون نیومده
اون هیچ وقت همچین جاهایی نمیاد
مدیر شیم
یک لحظه
مدیر کیم
خیلی ممنونم که با دخترم قرار می ذاری
فکر کنم دخترتون هنوز چیزی بهتون نگفته
... رابطه مون یکم
چی شده؟
دوباره داره یکی دیگه رو می بینه؟
می دونستید؟
دختره ی گیس بریده
... چشم های سفیدش رو از حدقه در میارم
تا دیگه چشمش به پسر دیگه ای نیوفته
لطفا این کارو نکنید
زمان سختی رو دارم می گذرونم
اما سعی می کنم فراموشش کنم
... یعنی
هنوز دوستش داری؟
خیلی دوستش داشتم
ای وای، داماد جونم
خانم، صبر کنید
طبق تجربه های چندساله ام که باهاش دارم
هر وقت می افتاد دنبال یه پسری حداقل یه هفته طول می کشید
و وقتی میگه آخرین عشق زندگیشه یه ماه طول می کشه
هرکاری از دستم بر بیاد انجام میدم ... تا اون گیس بریده
باهات بره خونه بخت
لطفا تا آخرش تحمل کن
... خانم پارک
چی شده؟
در مورد اون حقوق انحصاری سینه پارک
به دخترم میگم همین هفته قراردادش رو امضا کنه
جدی می گید؟
اون بالاخره مین ایک رو رئیس کرد
مگه نه، مین ایک؟
ممنون که مثل همیشه تا دیر وقت کار کردی
دارم با ماشین مامانم میرم خونه تو هم برو خونه
بدون تو کاری از دستم برنمیاد
ببخشید دیگه
... و
... ممنون که همیشه
عه... منشی جونگ، چی شده؟
چون متاسفم
خیلی حس بدی دارم
ای خدا، منم خیلی متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.