最初の200行です。
- هی! - بدو! بجنب، بجنب، بجنب! یالا!
بزن بریم دیگه!
یالا، تکون بخور!
برو، برو، برو!
هی، هی، هی! بجنب!
به هلیکوپتر برسید! مواظب باش، مواظب باش!
سوار شید! یالا!
تو، تو!
زيرنويس از مهدي shine021
مـــونارک: میــراث هیـــولاها
- من کجام؟ - لطفاً یه کم آروم باش.
تو یه مرکز درمانی 'مونارک' هستی.
نه. وای نه.
- نه، نه، نه. - خواهش می کنم آروم باش.
- نه، هیروشی کجاست؟ - آروم باش.
خواهش می کنم. پسرم کجاست؟ هیروشی کجاست؟ اون کجاست؟
نه، نه! ولم کن! ولم کن! خواهش می کنم.
ولش کن. اون که جایی نمیره.
هیروشی!
خروج
مادر.
حالت خوبه؟
ما کجاییم؟
این میراث توئه.
نمی فهمم.
این 'مونارک' است.
تلفات چقدره؟
شانزده نفر کشته تأیید شده، حدود دوازده نفر تو بیمارستان، دو نفرم حالشون وخیمه.
یا حضرت عیسی.
خیلی خب، ببینیم چه خبر شده.
فقط 'کونگ' نیست.
یه چیزی همه موجودات جزیره رو به جنون کشونده.
چه غلطی اونجا کردین؟
ما آدمای شما رو برگردوندیم.
- قرارمون این بود. - واقعاً نمی دونین چرا 'کونگ' حمله کرد؟
- نه. - ببین، اون جزیره اونه.
تنها دلیلی که میذاره ما اونجا بمونیم اینه که دردسر درست نکنیم.
خب، ما دردسر درست کردیم.
- آره، چه گندی زدیم. - تو اونجا بودی که جلوی این اتفاق رو بگیری.
تو رابط 'مونارک' با 'ای پکس سایبرنتیک' بودی.
مسئولیتت این بود که مطمئن بشی پروتکل ها رعایت میشن.
رعایت شدن. ما کلی تست انجام دادیم.
'کونگ' فقط اونجا نشسته بود و ما رو نگاه می کرد.
یه خبراییه.
چرا ما رو زندانی کردین؟
چرا ما رو زندانی کردین؟ شما حق ندارین.
آروم باش، 'کی'.
- نه، نمیذارم بری! - ممنونم…
- نه. - …از همه چی.
نه، 'لی'! 'لی'!
اینجا چه خبر شده؟
همه لطفاً یه کم آروم باشین.
میخوام بدونم مسئول کیه.
خب، 'ای پکس' مسئول برگردوندن تو هستن. من...
اسمم ناتالیا وردوگوئه.
من معاون مدیر 'مونارک' هستم.
معاون...
میبینی که تو این مدتی که نبودی خیلی چیزا عوض شده.
میدونم.
تو نیاز به استراحت داری.
من خوبم.
- فقط یکم سرم گیج میره. - این نتیجهی مدتیه که تو...
تو 'محور جهان' بودی، همونطور که تو بهش میگی. باید برطرف شه.
خانم معاون مدیر،
کی برمیگردیم که 'لی شاو' رو بیاریم؟
ما برنمیگردیم. الان نه.
چی؟
- چرا؟ - 'کونگ'.
ما معتقدیم که خشمش ممکنه ربطی داشته باشه به...
عملیات تو پایگاه 'ای پکس'.
متاسفم که سرهنگ رو از دست دادیم.
اون گم نشد. اون موند عقب تا ما بتونیم فرار کنیم.
الان پا گذاشتن تو اون جزیره یه جور خودکشیه.
من 'لی شاو' رو میشناسم.
اون هیچوقت هیچکدوم از ما رو جا نمیذاشت.
اون زندهست. من میدونم. خواهش میکنم.
- متاسفم. - خواهش میکنم! خواهش میکنم.
نه، نه، نه. اون فلز خورد، یادتونه؟
درسته. درسته. اون یه چیزی بین...
بین خرس و...
- یه ببر بود. یه فیل هم بود... - یه کرگدن. و خیلی بزرگ بود...
- 'پاگ... پولگاساری'. - "پولگاساری"!
و به خوبی تو اسطورهشناسی کرهای ثبت شده.
درسته. و چقدر وقت صرف کردی که تو کره بگردی...
دنبال اون بگردی؟
فقط به خاطر اینکه من ندیدمش دلیل نمیشه که وجود نداشته باشه.
بله، عزیزم.
و الان ما اینجاییم تا ثابت کنیم که مارهای دریایی وجود دارن.
خب، طبق اسنادی که من تو بایگانی دریایی تو 'سانتیاگو' پیدا کردم،
گزارشهایی از گردابهای خشن و دیدن موجودات دریایی عظیم وجود داشته.
درست همین نزدیکی، از ۲۰۰ سال پیش.
پس،
اینجا هیولا هست.
اگه خوششانس باشیم.
ممنون، کاپیتان...
این کافیه؟
اوکی. باشه.
حس میکنم یه چیزی میدونه که ما نمیدونیم، ها؟
شاید اونا هم میدونن.
حس خوبی نسبت به اینجا دارم.
پس بقیه کجان؟
رفتن ماهیگیری.
اوه، اینجا چی داریم؟
'فروشگاه'
این چیه؟
خونه؟
- شاید اینجا جاییه که صیدشون رو تمیز میکنن؟ - آره.
- چطوره؟ - شاید...
شاید بهتره تو بیرون منتظر بمونی، ها؟
میخوای بیرون منتظر بمونی؟
اوه، این دیگه چیه؟
بیلی. بیلی، بیلی...
سلام، این چیه؟ این...
این از دریای همین اطراف میاد؟
- مشکلی نداری؟ باشه. - هی، هی، هی.
هی. اوه. وایسا. هی.
تو جوری میای اینجا انگار صاحب جایی؟
- ما تو رو نمیشناسیم. - من فقط میخوام یه عکس بگیرم.
پول میخوای؟
- ما تو رو نمیشناسیم. - نه، نه، نه.
نیازی به این کارا نیست، دوست من.
من دوست تو نیستم.
و تو هم اینجا جایی نداری.
چاقو رو بذار کنار، توماس.
- ما قصدمون توهین کردن به کسی نبود. - هی، هی، هی.
بسه!
دیگه کافیه!
من مطمئنم دوستای ما اینجا منظوری نداشتن که مشکلی درست کنن، درسته؟
درسته.
- نه. - نه.
فقط بذارش کنار.
باید یاد بگیری چطور جو رو بخونی، ملوان.
بیا تو.
هی. اگه میخوای یه کم آب هست.
ممنون.
اون بیرون چه خبره؟
داریم کارا رو جمع میکنیم.
بعدش تو رو میبرن توکیو.
و بعدش؟
تستهای پزشکی بیشتر، گزارشدهی، و بعدش هر چی که بخوای.
بعدش هم سوارت میکنن یه هواپیما ببرنت خونه، فکر کنم.
تو چی؟
الان دیگه این دنیای توئه؟
کار کردن با بابا؟
من وقت نکردم بهش فکر کنم، میدونی؟
برای دو سال، وظیفه این بود که تو رو برگردونیم، و حالا تو برگشتی، پس...
همهمون که نه.
اینطوری نیست که ما میخواستیم ترکش کنیم.
شنیدی وردوگو چی گفت...
تو نمیدونی اون پایین چه خبر بود. شاو این کارو برامون میکرد.
نمیدونم. واقعاً میکرد؟
کنتارو، ما هیچوقت نمیفهمیدیم که بابا حتی زنده است
اگه اون نبود که...
چون به نفع خودش بود.
اون هیچ وقت به ما دروغ نگفت.
ما ازش خواستیم بهمون کمک کنه پدر رو پیدا کنیم، و اونم کمک کرد.
تو اصلاً نمی دونی زنده هست یا نه.
منظورم اینه، 'می' گفت دیده که اون حداقل 100 فوت سقوط کرده.
می تونی شرط ببندی که حالش خوبه.
من بیخیال نمیشم.
حالش چطوره؟
آروم بخش شده.
به خاطر اینه که مدت زیادی تو 'محور جهان' بوده.
مثل یه غواص دریایی که خیلی سریع به سطح میاد.
اون به زمان نیاز داره تا عادت کنه.
اون تا چند ساعت دیگه خوب میشه.
من دارم برمیگردم دنبال 'شاو'.
برمیگردی؟
به اون جزیره؟
'کنتارو' میگه اونجا یه جور نقطه اتصالِ.
این فقط یه فرضیه است، ولی مهم نیست.
سازمان 'مونارک' عملیات ما رو تعطیل کرده.
ما اجازه نداریم پامون رو توی اون جزیره بذاریم.
تو کی به قوانین عمل کردی؟
هی، صبر کن، صبر کن، صبر کن.
تو نمی دونی داری چیکار می کنی.
تو خودتو به کشتن میدی. - پس کمکمون کن.
اون بهش نیاز داره.
اون ما رو داره.
من اجازه نمیدم.
بعد از 'جی-دی' تو به مدت یه سال غیب شدی.
یه سال. حتی یه تلفن هم نزدی که بهمون بگی زنده ای.
خب، اون یه اشتباه بود.
ولی این بهونه نمیشه که تو یه کار دیوونه وار انجام بدی.
من ازت اجازه نمیخوام.
پس منم باهات میام.
امیدوارم مزاحمت ایجاد نکرده باشم.
'محور جهان' و برگشت سالم.
چه آسایشی. / چی می خوای؟
قبل از اینکه برم، می خواستم ببینم حالت چطوره.
نه، نمی خواستی.
برات مهم نیست.
من دو سال رو گذروندم
و حتی بهت نمیگم چقدر پول دادم تا تو رو از اونجا بیارم بیرون.
من ماموریت رو تایید کردم.
من نظارت کردم، پس در واقع برام مهمه.
'کورا'، 'ای پکس' در آستانه اینه که بفهمه چطوری با این تایتان ها زندگی کنه.
و تو میتونی ما رو از خط پایان عبور بدی.
تو.
دیگه 'جی-دی' نباشه.
No comments yet. Be the first to leave one.