Back to School

Back to School

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

Back To School 1986 720p BluRay x264 YTS AG
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian back to school 1986 زیرنویس فارسی فیلم

タグ

bluray
公開日: 2026-02-05
ダウンロード: 30
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

ثورنی

به این می‌گی کارنامه؟

این چه نمره‌هاییه؟

با این نمره‌ها چطوری می‌خوای بری کالج؟

من نمی‌خوام برم کالج

می‌خوام تو مغازه پیش خودت کار کنم

می‌خوای تو مغازه پیش من کار کنی، آره؟

گوش کن ببین چی می‌گم

یه بار گفتم بازم می‌گم

برام مهم نیست یه آدم چقدر پولدار یا موفق باشه

اگه تحصیلات نداشته باشه، هیچی نداره

سعیمو کردم بابا، نمی‌تونم. خب بیشتر سعی کن

هر کاری که بخوای تو زندگی بکنی، می‌تونی

یادت باشه... تو یه «ملونی» هستی

سلام. شما هم درشت‌هیکل هستید؟

یک‌کم تپل مپل؟ شایدم یه کمی سنگین‌وزن؟

خب، بیا رک باشیم. چاقی؟

وقتی می‌دوی، زمین زیر پات چاله می‌شه؟

موقع عشق‌بازی باید کروکی بکشی؟

تو باغ‌وحش، فیل‌ها برات بادوم‌زمینی پرت می‌کنن؟

به منوی رستوران که نگاه می‌کنی، فقط می‌گی «قبوله»؟

خب، حالا دیگه هر چقدر دلت می‌خواد بخور

چون توی فروشگاه‌های «قدبلند و چاق» ثورنتون ملون

ما هواتو داریم

درسته... کت‌وشلوارهای پشمی درجه‌یک و ترکیبی

و کت‌های اسپرت تو همه‌ی سایزهای بزرگ

درشت، هیکلی، خیلی گنده و خط تولید جدید «هیندنبورگ»

و برای شما خانم‌ها، قفطان و پیراهن‌های گشاد داریم

و مدل‌های اختصاصی خودمون در تمام رنگ‌ها و طرح‌ها

بله، ما کیلومترها پارچه داریم

پس حرف ثورنتون ملون رو باور کنین

اگه می‌خوای لاغر به نظر بیای، با آدم‌های چاق بگرد

«قدبلند و چاق» ثورنتون ملون... با ۱۵۰ شعبه در سراسر آمریکا

لو، تبلیغ جدید رو دیدی؟

آره، دیدمش

توش چاق افتادم؟

یه چند کیلویی جا داری کم کنی

باید بازیگرهای گنده‌تری بیارم

پوکوهانتس، چطوری؟ اوفلیا، فعلاً تلفن‌هامو وصل نکن

بله قربان، آقای ملون

صبح همگی بخیر

صبح بخیر

یه کم آروم‌تر، می‌شه؟

به دیوارها هم نپاشین

خب رفقا، چه خبر؟

آقای ملون، یه پیشنهاد جدی داریم

برای ملک تجاری‌تون توی فلوریدای جنوبی

و فکر می‌کنیم بهتره بفروشیدش

نه. یه سال دیگه نگهش دارین تا از کسر استهلاک استفاده کنیم

بعدش سند رو بزنین به نام شرکت کالیفرنیا

به عنوان سود سرمایه‌ای ردش کنین. کلی سود می‌کنیم

دیگه چی؟

بخش اسباب‌بازی یه ایده‌ی جدید برای عروسک داده

که با خط تولید لباس بچه‌مون هماهنگ باشه

اسمشو گذاشتیم «بچه‌های جالیز ملون»

حالا، رقبا روی این ایده مانور می‌دن

که عروسک‌هاشون یتیم هستن

ولی «بچه‌های جالیز ملون» یتیم نیستن

اونا سر راهی‌ان

فکر می‌کنیم می‌ترکونه

باشه، همین کار رو بکنین

فقط قیمت تموم‌شده‌ی هر واحد زیر ۵ دلار باشه

پارسال سر اون اسباب‌بازی‌های «تپلی‌های حموم» کلی ضرر دادیم

جیسون پشت خطه. جیسون

خب همگی، یه استراحتی بکنین

ببخشید آقای ملون، ولی کارهای زیادی داریم که باید بهشون برسیم

بعداً. پسرم پشت خطه. اما آقای ملون

بزن به چاک، بچه

جیسون، چطوری؟

چه خبرها؟ شیرجه چطور پیش می‌ره؟

اوه، عالیه. همین الان تمرینمون تموم شد

آفرین، ادامه بده! از انجمن برادری چه خبر؟

حتماً تو انجمن کلی خوش می‌گذرونی، نه؟

چی فکر می‌کنی؟ آره، عالیه

اوه، خیلی هم خوب

خیلی به خودت فشار نمی‌آری که؟ درس می‌خونی؟

خب، الان بین دو ترم هستیم

واسه همین کلاس‌ها تا یه هفته‌ی دیگه شروع نمی‌شه

کلاس نداری؟ خب بیا خونه

امشب من و مامانت یه مهمونی بزرگ داریم

پنجمین سالگرد ازدواجمونه

بیخیال بابا. اون مامان من نیست، زنِ توئه

فکر هم نمی‌کنم دلش بخواد من اون دور و بر باشم

باشه، باز دوباره شروع نکن

می‌دونی چیه؟ خودم می‌آم اونجا که ببینمت

نه. اصلاً فکر خوبی نیست

یه مسابقه‌ی شیرجه‌ی بزرگ در پیش دارم

باید تمرین کنم. وقتی ندارم که با هم بگذرونیم

وقت خیلی بدیه. باشه، درک می‌کنم

ببین بابا، قول می‌دم

تعطیلی بعدی حتماً می‌آم پیشت، باشه؟

حله؟ گوش کن، من دیگه باید برم

باشه جیسون

مراقب خودت باش. دوستت دارم

آره، منم دوستت دارم. فعلاً خداحافظ

ملون، بهت گفتم کمد منو تمیز کن

اگه برات سخته

یه حوله‌بیارِ جدید استخدام می‌کنیم

درسته. ببین چاز، متأسفم. هر چه زودتر ردیفش می‌کنم

هیچ‌جا خونه‌ی آدم نمی‌شه

من خونه‌ی قبلی رو بیشتر دوست داشتم. منم همین‌طور

زنِ قبلی رو هم بیشتر دوست داشتم

گیر نده به ونسا. اون استادِ سردرد دادنه

لو، باورم نمی‌شه. پنج سال از ازدواجمون گذشت

انگار همین دیروز بود

خودت هم که می‌دونی دیروز چه روز مزخرفی بود

لطفاً لباس‌هاتو روی صندلی «بروئر» ننداز

چرا همه‌ی وسیله‌های خونه‌ی ما اسم دارن؟

من اصلاً هیچی ندارم بپوشم

شش تا کمد پر از «هیچی ندارم بپوشم» داری

داری می‌گی من خیلی خرج می‌کنم؟

تو؟ خیلی خرج می‌کنی؟ نه بابا

خیلیا برای تعمیر ساعتشون می‌رن سوئیس

تو اصلاً سلیقه نداری، ثورنتون

راست می‌گی. با تو ازدواج کردم دیگه، نه؟

وقت ندارم باهات بحث کنم

دوستامون هر لحظه ممکنه برسن

منظورت دوستای خودته

اونا دوستای منن و دلم می‌خواد حفظشون کنم

پس لطفاً امشب بچه‌ی خوبی باش

نگران نباش. اگه کباب خوب باشه، بازم می‌آن

جنیفر، خیلی زیبا شدی

و پیتر، فکر کردم هنوز تو پورتوفینو هستی

چرا زنگ نزدی؟

دختر دوست‌داشتنی‌ایه. اوه، بله که هست

اوه، رامون، عالی به نظر می‌رسی

فکر کردم هنوز تو تیجوانا هستی

ببخشید سینیور؟ هیچی، مهم نیست

یه آبجو بده به من. متأسفم سینیور

فقط مارتینی و شامپاین داریم

تو خونه‌ی خودم هم نمی‌تونم یه آبجو بخورم

خانم ملون دستور اکید دادن... آبجو ممنوع

مشکلی نیست. خودم می‌رم برمی‌دارم

هی! عجب زوج «آدم و اهریمن»ای

آقای ملون

ما فقط داشتیم

دنبال دستمال کاغذی می‌گشتیم

کجا؟ زیر لباسش؟

تو غیرقابل‌تحملی

تو هم که کارت راحته

من عاشق کارهای «کلیمتم»، شما چی؟

آقای ملون، همسرتون داشت «کلیممت»ش رو به ما نشون می‌داد

به شما هم؟ آره، داره به همه نشون می‌ذه

خیلی بهش افتخار می‌کنه. منم به مالِ خودم افتخار می‌کنم

ولی تو مهمونی‌ها به در و دیوار نمی‌کوبمش

این یه تابلوی استثنائیه. اوه، تابلو رو می‌گین

آره. بزن به بدن و حالشو ببر، خب؟

از این فینگرفودها متنفرم، می‌دونی؟

هی رفیق، یه لحظه بیا اینجا

دستتو بذار دقیقاً اونجا، خب؟

اینبو تو اروپا یاد گرفتم

برین کنار، دارم می‌آم. داغه، بپایین

می‌خوام با آقا و خانم «استایوسانت» آشنات کنم

درسته، درسته

از آشنایی‌تون خوشبختم. ثورنتون

چطوری؟

سلام قربان. حال شما چطوره؟

بیخیال. من خودم اینجا دارم، مشکلی نیست

میلیسنت، خیلی دلربا شدی. عاشق لباستم

مگه نه ثورنتون؟

عجب رنگ سبز قشنگی داره

آره. اگه اون لباست جیب داشت، شبیه میز بیلیارد می‌شدی

باید یه سری به فروشگاه‌های «قدبلند و چاق» من بزنی

به دل نگیریا

می‌شه یه لحظه باهات خصوصی حرف بزنم؟

هوای ساندویچمو داشته باش، خب؟

دیگه نمی‌تونم این وضع رو تحمل کنم

به دوستامون توهین کردی، به من توهین کردی

و هر کاری از دستت براومد کردی که این مهمونی رو خراب کنی

مهمونی؟ شوخی می‌کنی؟ اون بیرون بیشتر شبیه نمایشگاه سگ‌هاست

دوستات فقط واسه شکم‌چرانی و مشروب مجانی میان اینجا

و اینکه چاپلوسی کنن تا بهشون پول کمک کنی

ثورنتون، تو اصلاً باکلاس نیستی و من دیگه خسته شدم

من طلاق می‌خوام

طلاق؟ می‌دونستم بالاخره تو یه چیزی با هم تفاهم داریم

بیا، اینا رو امضا کن

متأسفم عزیزم، ولی به این راحتیا نیست

این برات کلی خرج برمی‌ذاره... خیلی زیاد

اوه، واقعاً؟

بذار یه دقیقه درباره‌ی «کلاس» حرف بزنیم، باشه؟

این عکس تو و جورجیوئه توی اتاق مهمون

خیلی باکلاسه، مگه نه؟

اینم تو و جورجیو توی اتاق بازی

اینم یکی دیگه از اون باکلاس‌ها، نه؟

از این یکی سر درنمی‌آرم. تو اینجایی، جورجیو هم اونجاست

این کوتوله این وسط چی می‌گه؟

هی وایستا! بازم دارم

اون تو چه خبر شد؟

چی شد؟

از شر ونسا راحت شدم. انگار همین الان از زندان آزاد شدم

می‌دونی چی اذیتم می‌کنه؟

گذاشتم بین من و جیسون فاصله بندازه

لو، چمدون‌ها رو ببند

داریم می‌ریم همون کالجی که پسرم هست

وای، جیسون حسابی غافلگیر می‌شه

نگاه کن، حروف یونانیه. حتماً خودِ خونه‌ست

این یه «آمیگوئه» یا تک‌شاخ؟

نمی‌دونم. تو مگه یونانی بلد نیستی؟

تنها یونانی‌ای که می‌شناسم، یه کافه تو خیابون استیت داره

جیمی پیتسوس، یادته؟ یه زنِ زشت داشت

More Farsi Persian subtitles for Back to School

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left