King Arthur: Legend of the Sword

King Arthur: Legend of the Sword

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

King Arthur Legend of the Sword 2017 720p BluRay DD-EX 5 1 x264-LoRD
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian King Arthur: Legend of the Sword 2017 زیرنویس فارسی فیلم

タグ

bluray
公開日: 2026-02-02
ダウンロード: 18
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

اوتر، فکر نکنم بتونیم توی این جنگ پیروز بشیم

من موردرد رو می‌شناسم. تسلیم رو می‌پذیره

تاج رو نگه دار

و محکم نگهش دار

خونشون رو بنوشید

جنگ

بذارید فراموش نکنیم که قبل از موردرد

جادوگرها در صلح و صفا بین ما زندگی می‌کردند

رابطه‌مون با اونا همیشه مسالمت‌آمیز بود

اون مال قبل از این بود که طعم قدرت رو بچشن و اون موجودات جنگی رو بسازن

اما اون فقط موردرد بود، نه مردمش

پس چرا داریم قتل‌عام‌شون می‌کنیم، وورتیگرن؟

مگه شاهزاده زمانی با جادوگرها دوست نبود؟

مگه خودش پیش موردرد آموزش ندیده بود؟

منظورت چیه؟

پدرم من رو به عنوان نشانه‌ای از دیپلماسی فرستاد تا پیش اون درس بخونم

ما فقط می‌خوایم به اعلی‌حضرت یادآوری کنیم

که این مرلینِ جادوگر بود که اون شمشیر بزرگ رو به شما داد

روشنایی

اگه مرلین و جادوگرهایی که کمکش کردن نبودن، ما الان کجا بودیم؟

الان کجان؟ چرا خودشون رو نشون نمی‌دن؟

خودت می‌دونی کجان، لرد مرسیا

اونا دارن برای جونشون فرار می‌کنن! بسه دیگه

رها کنید

دیگه هیچ کشت‌وکشتاری در کار نخواهد بود

دیگه پاکسازی‌ای انجام نمی‌شه. متوجه شدی برادر؟

حالا تنهام بذار

صلح؟

فعلاً برای یه مدتی

به موقع رسیدیم که شما رو از دست همدیگه نجات بدیم؟

تنها کسی که نیاز دارم از دستش نجات پیدا کنم تویی

من به خاطر اون بچه اومدم، نه تو

پس برای داشتنش باید با من بجنگی

برادرم امروز خودش نیست

مراقبش باش

فردا می‌بینمت

مردها آماده‌ان؟

بله، آماده‌ان

سرورم، از این کار مطمئنید؟

گوش کن زن، ازت می‌خوام هر چی می‌گم انجام بدی

چه خبره؟

باید تو و پسر رو از اینجا دور کنم

و خودم هم در اولین فرصت بهتون ملحق می‌شم

می‌ترسم، اوتر

شمشیر دست منه. عجله کن

عشقم، تو از کجا اینجارو می‌شناسی؟

باید بهم بگی کجا داریم می‌ریم

چرا جوابم رو نمی‌دی؟

بهم بگو این پایین داریم چیکار می‌کنیم

عزیزم، بهم بگو قضیه چیه

بهم بگو چیه تا تمومش کنم

چیزی نیست، خوبه

طناب قایق رو باز کن

شاه وورتیگرن

حرکت کنید

هی

بیا اینجا

زود باش! بیا دیگه

بدو پسرم

برای پادشاه راه رو باز کنید

بفرستشون سر کار

قربان

گروهبان! آدمشون کن

هنوزم جذابی، پادشاه من

چرا سطح آب پایین اومده؟

چرا شمشیر الان خودش رو نشون داده؟

من هنوز آماده نیستم، برج هم کامل نشده

همون‌طور که قدرتت زیاد می‌شه، نیروهایی هم که باهات مخالفت می‌کنن بیشتر می‌شن

تعادل قانونیه که نمی‌شه ازش تخطی کرد

پادشاه برحق بالاخره می‌آد

این اجتناب‌ناپذیره

ما با هم قرار داشتیم

وقتی خونِ عزیزی توی این آب‌ها ریخته بشه، باید خواسته من برآورده بشه

سرورم، هیچ ابهامی وجود نداره

ما به سهم خودمون از عهد و پیمان عمل کردیم

این تو بودی که بچه و شمشیر رو گم کردی

مگه من به اندازه کافی فداکاری نکردم؟

و مگه حس نکردی که قدرتت بیشتر شده؟

با هر پادشاهی‌ای که فتح شد، با هر طبقه‌ای که به برُجت اضافه شد

وقتی نوک برج با نقره‌های «گُل» پوشونده بشه، به چیزی که می‌خواستی می‌رسی

پسره رو پیدا کن

بکشش

و اون وقت شمشیر فقط به فرمان تو خواهد بود

اگه کمک بیشتری می‌خوای

خودت می‌دونی قیمتش چیه

امروز صبح به پست وایکینگ‌ها خوردم

اصرار داشتن که این رو بهت بدم

همراه با عذرخواهیِ صمیمانه‌شون

برو به خودت برس

آرتور، این مسئولیت تو نبود

حرف بی‌خود نزن

شما دخترا خیلی بیشتر از اون چیزی که من مراقب شما بودم، هوای من رو داشتید

من همه‌چی رو به شما مدیونم

چی انقدر خنده‌داره؟

فقط می‌خوام بدونم چطوری از وایکینگ‌ها پول می‌کشی

خب بهشون می‌گی بدن

در رو باز کنید! هی

به نام پادشاه در رو باز کنید

بازش کنید

بله آقایان؟

یه فراری از این طرفا اومده. داریم همه خونه‌ها رو می‌گردیم

هی، آروم باش تازه‌وارد، قبل از اینکه پات گیر کنه و بخوری زمین

چی گفتی؟

به خاطر این حرفت، دستات رو قطع می‌کنم

گروهبان

درباره این مکان بهت چی گفته بودم؟

قربان، اون بهم دست زد

خب، باید خودت رو خیلی خوش‌شانس بدونی

بیشتر مردم بابت این کار باید پول بدن

حالا توله‌سگ‌هات رو بردار و بزن به چاک

جکِ چشمی

اینجا چی می‌خواست؟

نیروهای مقاومت دوباره به جنب‌وجوش افتادن

به یکی از قایق‌های باربری در بالای رودخونه حمله کردن

کسی توی خونه هست که نشناسی؟

خب، مطمئن نیستم جک. مردم میان و می‌رن

ولی ما قاطی این بازیا نمی‌شیم

آه، خب، ممکنه اینطور باشه

بالاخره هر کی یه راهی رو انتخاب می‌کنه

این اراجیفِ «پادشاه برحق» برای هیچ‌کس نون و آب نمی‌شه

اشکالی نداره یه نگاهی بندازم؟

داره ازش خون می‌ره

موقع فرار تیر خورده

چه بلایی سر کسی می‌آد که به قایق پادشاه تو بالای رودخونه حمله کرده؟

خب، خودت می‌دونی چی می‌شه

و مرگش هم سریع نخواهد بود

چه بلایی سر آدمایی می‌آد که به چنین کسی پناه دادن؟

خب، همون رفتاری باهاشون می‌شه که با اون آدم می‌شه

جدی؟ اینطوریه؟

رفیق، فکر نکنم اینجا زیاد جات امن باشه

الان دیگه دست آدمای مطمئنی هستی، لازم نیست نگران باشی

همین الان برو توی اتاق پشتی

جک، قضیه چیه؟ به ما چه ربطی داره؟

اصلاً می‌دونی اون یارو کیه؟

برای کسی که انقدر مشهوره، عجیبه که نمی‌شناسمش

گوس‌فت بیل

می‌شناسمش. این لقب رو به خاطر این بهش دادن

چون مدام از بین میله‌های زندانی که توش می‌ندازید لیز می‌خوره و در می‌ره

اون توی این ملک پیدا شده و این اصلاً برات خوب نیست

چه خبره؟

کجا چه خبره؟

آرتور، اوضاع برات خطری شده. اسمت مدام همه‌جا شنیده می‌شه

توی چه جمع‌هایی؟

توی جمع خیاطیِ مامانم

احمق، من گروهبان «بلک‌لگ» هستم. فکر می‌کنی چه جمع‌هایی؟

حالا، برام داستان اون دختری به اسم لوسی رو بگو

یه وایکینگ به اسم ریش‌خاکستری

و یه سری شعارهای شورشی که روی این دیوارها رو کثیف کرده

داری کتاب می‌نویسی؟

بهم بگو. با تمام جزئیات

ما یه گپ دوستانه با چند تا از این وایکینگ‌ها داشتیم

برید عقب! عقب

گفتم که، از همون اولِ اول

از خواب بیدار شدم

بعدش؟

خب، بعدش لباس پوشیدم

رفتم طبقه پایین، دخترا رو دیدم. لوسی نبود

لوسی کجاست؟

دختر خوبیه. دختر نازیه

اینجا کار می‌کنه. خب، بعدش؟

بعدش من و بچه‌ها

رفتیم پیِ یه سری کار و بار

یه کم به اوضاع سر و سامون دادیم

همه‌چی همون‌طوری هست که باید باشه؟

اینا غنایمِ توی قایق‌هاست

بعدش؟ بعدش شنیدیم که

دیشب دوباره برای جرج مشکل پیش اومده

خیلی خب، جلوی ساختمون منو ببین

کدوم جرج؟ جرجِ پادشاه؟ جرجِ عصبانی؟

جرجِ اژدها؟ شفاف حرف بزن، آرتور

کدوم جرج؟ جرجِ خودمون

جرجِ چینی، جرجِ کونگ‌فوکار

جرج؟ آرت

شنیدیم با این... وایکینگ‌ها به مشکل خورده

خب، هیچ‌کدومشون بویی از تمدن نبردن

فکر کردم بهشون هشدار دادی. دادم

انگلیسیشون خوب نیست

اونا از تو بهتر حرف می‌زنن

صبر کن، صبر کن. برگرد عقب

مطمئنی قبل از اینکه جرج رو ببینی، کس دیگه‌ای رو ندیدی؟

صبح بخیر، آرت

مایک رو دیدیم

چطوری، مایک؟

مایکِ میخی؟ مایکِ حلال‌خور؟ کدوم مایک؟

داری سردردم می‌دی

مایکِ دماغ‌پهن

داشت از محدوده ما پوست قاچاق می‌کرد، بدون اینکه حقِ ما رو بده

بارِ مفصلیه، از همیشه بیشتره

آره، لحظه آخری عوض شد. یهو افتاد گردنِ من

هر چی بیشتر، بهتر

مایک، همیشه هر چی بیشتر، بهتر

مایک، قطعاً هر چی بیشتر، بهتر. سودِ خوبی کردی

ببخشید آرت. دیگه تکرار نمی‌شه. قول می‌دم

کارت درسته مایک

وقتی آدم می‌تونه دوست داشته باشه، چرا دشمن بتراشه؟

پول‌ها رو کجا گذاشتی؟ کدوم پول‌ها؟

پول؟ چه پولی؟

قایمش کردی پیش بقیه گنجینه‌هات؟

پرت و پلا می‌گی. اصلاً نمی‌تونی سوالات رو درست و حسابی بپرسی

دارم برات داستان تعریف می‌کنم، اونوقت تو مدام می‌پری وسط حرفم

More Farsi Persian subtitles for King Arthur: Legend of the Sword

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left