最初の200行です。
بچهها، هفته بعد امتحانهای میانترمتون شروع میشه
در کل از چهارتا درس امتحان دارین و به دو نفر برتر هر کلاس
یه ستاره میدیم
هر کس هم نمرهی مردودی بیاره اخطار میگیره
پس این نکته رو مد نظر داشته باشین
حالا برگههای امتحان تاریخ اون روزتون رو بهتون میدم
آلیس پولت
آنیا، موقع امتحان دلشوره نمیگیری؟
ادوارد پرکشایر
مشکلی ندارم
این اواخر حسابی درس خوندم
آنیا فورجر
خوب نیست. بعد از مدرسه بمون برای کلاس جبرانی
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
عجب پوزخندی زدین، جناب دامیان
حالیش کردین چقدر خنگه
از پسر دوم متنفرم ولی یه فکر بکر دارم
کلاس جبرانی
اگه بتونم ذهن پسر دوم رو موقع امتحان بخونم، نمرهام خوب میشه
فورجر! داری به چی میخندی؟
بهت مشق اضافه میدم تا ادب بشی
،آقا معلم بدجنسبازی درآورد حالا دیر میرسم خونه
آقا ماهه سرک کشیده بیرون تا سلام کنه
!بابایی
خوش اومدی
چرا انقدر ترسیدی؟
بابایی، آقا ماهه قراره تا دو هفته توی آسمون باشه؟
منظورت ماه گرفتگیه؟
تا دو هفته دیگه ماه نو میشه
رفته بودین رصد ستارهها؟
میدونستم
راستی، دو هفته دیگه امتحانهات شروع میشه، مگه نه؟
خیلیخب. بیا قبل از شام یکم درس بخونیم
جاهایی که بلد نیستی رو مرور میکنیم
آهای خانم؟ بیا درس رو شروع کنیم
...آنیا، ابر تلهپورتی که دنیا رو نجات داد
حتی آنیا هم یه نقطه ضعفهایی داره
بچههای کلاس علوم بهش میگفتن خسوف یا همچین چیزی
همیشه یک روز از ماه آقا ماهه میره
قدرت ذهنخوانی آنیا هم میره
امتحانها دقیقا توی اون روزه
...و این یعنی آنیا
!نمیتونه تقلب کنه
نه... با بزرگترین بحران زندگیم روبهرو شدم
فهمیدم! باند، آینده رو ببین و روز نتیجه امتحان رو نشونم بده
«ترجمه از:فاطیما موسوی» Fatima
!همبرگر
!شام امشب همبرگر بابا پزه
!آخ جون
تعجب میکنم از کجا میدونی
توی یخچال سرک کشیدی؟ میتونیم شام رو شروع کنیم
واسه امتحانهام چیکار کنم؟ از خستگی بیهوش شده بودم
واسه همین دیروز گفتم بیا درس بخونیم
امروز بیکارم، پس تموم روز توی درسهات بهت کمک میکنم
امتحان میانترمش از چهارتا درسه
و این یعنی ممکنه یهویی چهارتا اخطار بگیره
خیلی وقته بیخیال گرفتن چهارتا ستاره شدم
اگه امتحانهای نهایی هم حساب کنیم سر جمع هشتتا اخطار میگیره
باید قبل از اینکه از مدرسه اخراجش کنن وارد گردهماییهای اجتماعی بشم
واسه همین باید دانش پایهاش رو ببریم بالا
بعد وارد گردهماییهای اجتماعی میشم
ذهن بابا خیلی مشغوله نمیتونم تمرکز کنم
هنوز نمیدونم چه درسی براش سخته
اون روز از یوری خواستم که بشه معلم خصوصی آنیا
به نظر میرسید اون هم بدش نیومده
بهش زنگ بزنم؟
اشکالی نداره؟
!دایی
یوهو! من اینجام، آبجی
...چه سریع
خوش اومدی، یوری
خیلی وقته ندیدمت، یوری
شاید بهتره دیگه ادای زوج خوشبخت رو در نیاریم
تو اینجا چیکار میکنی، لوید فورجر؟
روزهای تعطیلت هم برو سرکار
یوری برادر بزرگترمه، آنیا
پس این تخم جن بچه فورجر ملعونه
من، آنیا، بچهی بابام هستم
از دیدنت خوشحالم
پلیس مخفی؟ یعنی ترسناکه؟
آبجی فرشتهست
.آبجی اون روز مثل ماه شده بود امروز هم همینطوره
آبجی
شاید لوید فورجر رو کشتم و آبجی رو پس گرفتم
از روزی که آبجی رو هفتهای یهبار میبینم دارم از دلتنگی میمیرم
به نظر میرسه آبجی کنار اون بچه حالش خوبه
!آبجـــــی
یالا خودت رو معرفی کن
آنیا سوزش معده داره
عزیزم، حالت خوبه؟
قبل از اینکه درس رو شروع کنیم یکم دور هم بشینیم؟
حال و احوالت چطوره؟
حتما توی اجلاس وزارت خارجه اوضاع خیلی بهم ریخته بوده
جمعآوری اطلاعات
...درسته
حتما سرویسهای امنیتی فهمیدن اون وزیرقلابی گرگومیش بوده
خیلی خطرش بالا بود ولی ضروری بود
داره ما رو بهخاطر تاخیر ناشی از حمله تروریستی مسخره میکنه؟
فکرش هم نکن بتونی من رو جلوی خواهرم خراب کنی، مردک احمق
حالا بهت میگم
باید حواسم رو جمع کنم
...جاسوس در مقابل پلیس مخفی !چقدر خفن
.دایی نمیدونه هویت اصلی بابا چیه بابا برنده میشه
معلومه که حالت خوبه پس درس رو شروع کنین
میرم بیرون خرید
باشه
حالا وقت دارم برم سر یه ماموریت دیگه
...ولی آخه رو در رویی
بیاین شروع کنیم
چون آبجی گفت اومدم اینجا
ولی چرا زحمت این تخم جن باید بیفته گردن من؟
این معما رو حل کن
توله جن، تو همیشه پیش آبجی هستی
الان بهش سوالهای سخت میدم تا حساب کار دستش بیاد
چی؟ همه رو درست حل کردی؟
!خدای من
شاید نیاز به مطالعه نداری
نه
روز امتحان نمیتونم تقلب کنم پس باید این رو جدی بگیرم
.همهاش شانسی بود جوابها رو حدس زدم
.البته که همینطوره غیر از این امکان نداره
نه! اشتباهه
چقدر کودنی؟
بازی در نیار
در نمیارم
یوری، یکم با مهربونی بهش درس بده
نمیخوام آنیا اخراج بشه
...من دوست دارم برم مدرسه
این آرزوی همسر مرحومم بود
.لطفا، یوری روت حساب کردم، باشه؟
آبجی
آبجی
آبجـــی
آبجی
آبجی
آبجی
آبجی
...باشه، ولی درسهای پایهش
آنیا تموم تلاشش رو میکنه
آنیا دانش آموز ممتاس میشه و میشه یه آدم مهم
پس میتونه به مامان کلی چیزهای خوشمزه بده
عجب فرشتهای
خدای من
این فرشته رو از کجا آوردین؟
دانش آموز ممتاس چیه دیگه؟
آنیا جونم، الان برات چای و تنقلات میارم
آخ جون
...خیلی با آبجی مهربونه نه، آروم باش
!این هم بچهی همون مردک آبجی دزده نذار گولت بزنه
اما اگه این تخم جن بهخاطر آموزشهای من ...نمره بالا بگیره
"اونوقت آبجی میگه" عاشقتم، یوری
باشه، بهت درس میدم
یه اشتباهه دیگه داری
اشکالی نداره
مهم اینه که بدونی اشتباهت کجا بوده
.خیلی سخت نگیر فقط روی فعلش تمرکز کن
من رو یاد گذشته میندازه
آبجی، اینطور حلش کن
آسونه، نه؟
یالا، میتونی
از درس خوندن بدت میاد؟
بدترین چیز دنیاست
دایی، تو واقعا از درس خوندن خوشت میاد؟ یه چیزت میشه ها
به من نگو دایی
...من شخصا
وقتی بچه بودم خیلی از دست خودم ناامید بودم که چرا انقدر ناتوانم
میخواستم هر چه زودتر به آبجی کمک کنم
واسه همین خیلی درس میخوندم
هر بار که به جواب درست میرسیدم ذوق مرگ میشدم
انگار با هر جواب درست یه سانتیمتر بزرگتر میشدم
توی درس زبان خیلی تلاش کردم
فکر میکردم اگه روزنامهنگار یا وکیل بشم
دنیای آبجی رو به جای قشنگتری تبدیل میکنم
توی درس شیمی و زیستشناسی هم خیلی تلاش کردم
درسهای مربوط به مواد دارویی و بدن رو خوب یاد میگرفتم
فکر میکردم اینطوری میتونم زخمها و بیماریها آبجی رو خوب کنم
توی درس ریاضیات و فیزیک هم همینطور
چون فکر میکردم اینطوری آبجی یه زندگی ثابت و راحتی خواهد داشت
در آخر رفتم توی وزارت امور خارجه
ولی درسهایی که براشون زحمت کشیده بودم هنوزم توی زندگی بهم کمک میکنن
یه روز یه آدم خردمندی گفت "دانش، قدرت است"
اگه میخوای آدم به در بخوری بشی
باید با درس خوندن پتانسیل ذهنت رو نشون بدی
نشون دان قدرته؟
نه
اگه درس بخونم میتونم دارو درست کنم؟
آره که میتونی
راکت هم میتونم بسازم؟
معلومه
میتونم دنیا رو فتح کنم؟
خب... البته
...وایسا ببینم چرا میخوای دنیا رو فتح کنی؟
خیلیخب، نمونه سوالات بعدیت رو بیار
!خوب گوش کن این امتحان مهم نیست
بهجاش به موفق شدن در امتحان آینده فکر کنم
!چشم، قربان
به لبخند زیبای آبجی در آینده فکر کن
چشم، قربان
لطفا چیزهای عجیب و غریب بهش یاد نده
خب؟ این درس دستور زبان رو یاد گرفتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.