最初の200行です。
آنچه در پرونده هری کبر گذشت
روی دبه نفت اثرانگشت پیدا کردیم
ولی مطابقت نداشت
یعنی کسی بوده که پرونده قضایی نداشته
پرونده نداشته؟
چه اتفاقی واسه صورتت افتاده ؟
تصادف کردم
چرا استرن باید انقدر خودش رو تو دردسر بندازه
حتی شاید یکی رو بکشه
که از لوثر مراقبت کنه؟
اینو هنوز نفهمیدم
! کسخل خر
اینا همه نقاشی های اونه؟
برادر شما ...از مو بلوند دوست داشته؟
خدایا
لوثر ! ترسوندیم ! خدااا
نتایج اومده
دست خط روی دست نوشته
مال لوثر کیلب ـه
ایمیل ت رو چک کن
این چه کوفتیه؟
مادر نولا 1966 مرد
نه سال قبل اینکه نولا ناپدید بشه
یه زن مرده کتکش میزده
کتاب ت یه مشت کسشر ه
شب آتش سوزی
اونجوری که دیوید کلرگان
به پلیس گفت پیش نرفت
باید یه چیزی رو بهت بگم
وقتی آتیش شروع شد مامان تو اتاق ما بود
میدونم
اون بد بود
باید میمرد
به خاطر همین پرده ها رو آتیش زدم
اون دختر بچه
شروع کرد به این فکر که خودش مادرشه
خودش رو تنبیه میکرد
خودش رو شلاق میزد
سرش رو توی تشت آب یخ فرو میکرد
پدرش دیگه نمیتونست تحمل کنه
به خاطر همین تصمیم گرفت هر دو از اینجا به یه جای دور برن
پرونده هری کبر
زیرنویس و ترجمه از palchemi
یا جکم بگیرین
یا از ملک من برید بیرون
من فکر میکنم باید بذاری بیایم تو کشیش
بهتره که هممون بیایم تو
خیلی آروم حرفامون رو بزنیم
آره میدونیم تو آلاباما چه اتفاقی افتاد
تو 1966
در مورد آتیش سوزی میدونیم
شما هیچی نمیدونین
با پدر لوییز حرف زدیم
چرا سعی نکردین براش کمک بگیرین؟
دکتری چیری
می ترسیدم
می ترسیدم که بخوان اونو از من بگیرن
و یه جا زندانی ش کنن
پس گفتین که
گفتین که جن گیری ش کنن؟
چاره ای نداشتم
پدر لوییز گفت باید اون کار رو بکنم
یا اینکه میره به پلیس میگه نولا چیکار کرده
اون کار فقط دختر عزیز بیچاره م رو مریض تر کرد
شروع کرد به تنبیه کردن خودش
در نقش مادرش
پس شما از آلاباما رفتین
به این امید که جا به جایی بتونه درستش کنه
و اوایل همین هم شده بود
اون دیوانگی ها کمتر و کمتر شده بودن
خاطراتش در مورد اون ماجرا انگار داشتن ناپدید میشدن
تا اون تابستونی که هری کبر پیداش شد
اون موقع دوباره حمله های عصبی خشونت آمیز شروع شد
تو اون زمان نمی دونستم چرا
منظره وحشتناکی بود
که ببینم نولا اون کار ها رو با خودش میکنه
میدونی که چرا دارم اینکار رو میکنم
تا بتونم برم بهشت
تو میخوای فرشته باشی ، مگه نه؟
منو ببخش من دختر بدی ام
تو بد نیستی
توبه یک نعمته
! نه مادر
!نه مادر ! تروخدا
!تروخدا مادر ! نه
!نه
دوباره جن گیری ش رو برگزار میکرد
تو اون روزی که ناپدید شد چه اتفاقی افتاد؟
تو 30 آگوست
سالگرد آتیش سوزی
سالگرد مرگ لوییزا
اون روز یکی از حمله های عصبی بد رو داشت
یکی از بدترین ها
سعی کردم آرومش کنم
ولی هیچ کاری جواب نداد
...پس رفتم
رفتم تو گاراژ قایم شدم
و روی اون موتور کوفتی کار کردم
صدای موسیقی رو تا جایی که میشد زیاد کردم
خیلی بعدش
وقتی رفتم تو اتاقش
اون اونجا نبود
میدونین
که چی باعث اون حمله خشن شده بود؟
یه نامه روی تختش پیدا کردم
یه نامه جدایی
هیچ وقت راجع به نامه به ما نگفتین
چیکار باید میکردم؟
نولا ! نولا ؟
یه رابطه نامشروع با یکی داشت
ولی نمیدونستم کی
...ولی نامه
مال یه پسر بچه نبود
نمی تونستم بذارم کل شهر فکر کنن
!دختر بچه من جنده بوده
اینا رو بعد از اینکه ناپدید شد پیدا کردم
زیر یه چوبی که کامل سرجاش نبود
مهر نخوردن
اون حتما خودش اینا رو میاورده
همه از هری کبر ـه
همه اون نامه هایی هستن که کتابش آورده
ریشه های پلیدی
این آخری بود
اونی که برای نولا اومد و قلبش رو شکوند
اجازه هست؟
عزیزم
این آخرین نامه من است
آخرین در آغوش گرفتنی دردناک قبل از جدایی
عشاق جدا می شوند
و هیچوقت همدیگر را پیدا نمی کنند
و اینگونه داستان های عاشقانه اتمام می یابند
ولی ما که به همدیگر عشق ورزیدیم نه با چشمانمان
بلکه با روح هایمان
هیچوقت واقعا از هم جدا نخواهیم بود
من فرای هر امیدی تو را دوست داشتم
فرای هر منطق و فرای هر عهدی
تو همیشه با من خواهی بود
آخرین رویای روحم
هـ
این پایان ریشه های پلیدی ـه
صفحه آخر
چند وقته میدونید
که نولا و هری نامه نگاری میکردن
فقط چند هفته س
یه نسخه از کتاب رو برای اولین بار خریده بودم
باید میخوندمش
که تلاش کنم و بفهمم
اون نامه ها کی اومدن
...میدو
میدونستم قبلا دیدمشون
و اون موقع بود که فهمیدم چه خبره
تو 33 سال گذشته
همیشه برام سوال بود که کی این نامه ها رو واسه دخترم فرستاده
و همه اون مدت
جواب تو همه کتابفروشی های آمریکا نشسته بوده
باورم نمیشه
اون طور که خودش گفته بود
تو هتل منتظر نولا نبوده
یه نامه جدایی واسه ش نوشت
حرومزاده
هیچوقت نمیخواست باهاش فرار کنه
پس کجا رفته؟
چرا باید دروغ بگه؟
گوشی هری قطعه
از کارت ش استفاده نکرده
باشه
باشه بذا من
گوش کن ببین چی میگم
پس هری واسه نولا یه نامه تو صندوق پست میزاره ، درسته؟
یه روز قبل از مثلا فرارشون
دقیقا قبل اینکه اون از شهر بره بیرون ، درسته؟
نولا صبح نامه رو میبینه
بعد میخونه ش و بعدشم رد میده
درسته؟ حمله عصبی بهش دست میده
شروع میکنه خودش رو تنبیه میکنه
صحیح ، پدره
پدره خودش رو گاراژ زندانی میکنه
و بعدش چی ؟
نولا وقتی از پنجره میاد بیرون داره کجا میره؟
پیش هری
ولی تو راه به لوثر برخورد میکنه
و اوضاع خراب میشه
خب ولی بعدش هری چرا یه روز بعد از ناپدید شدن نولا
برگرده سامردیل؟
وقتی تو اخبار راجع بهش میشنوه ، وحشت میکنه
اون نامه میتونسته اون رو مجرم نشون بده
و اینکه هری واقعا اون رو دوست داشت
که همه چیز رو خیلی پیچیده میکنه
آره ، ما
باید بریم پیداش کنیم
فکر نکنم عملی باشه
کنترل مرز ثبت کرده که رفته سمت کانادا
تو دربی لاین ، ورمونت
اوهوم
تو اون پیش نویس چاپ نشده
که تو قفسه ش پیدا کردیم
مرغان دریایی سامردیل
نولا و اون آخر داستان پیش همن ، یادته؟
ولی من هنوز نمیفهمم
از همه اتهامات تبرئه شده
No comments yet. Be the first to leave one.