Tale of the Nine Tailed 1938 (Gumihodyeon 1938 / 구미호뎐1938)

Tale of the Nine Tailed 1938 (Gumihodyeon 1938 / 구미호뎐1938)

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

TaleOfTheNineTailed1938 E07 HDTV Sunflowermag
解説: sunflowermag

タグ

HDTV
hdtv
HD
公開日: 2023-12-16
ダウンロード: 31
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

✨ افسانه روباه نه دم 1938 ✨

"قسمت هفتم"

گوانگ هوامون؟

چی؟ ما توی سلسله چوسانیم؟

هر زمانی که باشه، اول هونگ جو رو پیدا میکنیم

ای بابا، واقعا که

...چی

!مو یونگ، نه! نفس نکش

!این چیه؟هی

!هی، مو یونگ- !نمیتونم طناب ها رو باز کنم-

وای، خداجون

خانوما، نه بیاین باهم صحبت کنیم، ها؟ نه، نه نه

!بیاین حرف بزنیم!یالا

!هی، مو یونگ

ما نمُردیم این چیه دیگه؟

این خون مصنوعیه

حیفه همچین شمشیر گرونی که کند شده رو بندازیم بیرون

بفرما

فقط یه چندبار روی این تیغه تیزکن متحرک، بکشینش

!واو!عین یه شمشیر نو شده

"شمشیر تیز کن جادویی"

...این طراحی خوش دست، دسته محکمی داره و

بدون احتمال سرخوردگیه- !و کات!اوکی

!بریم برای صحنه بعدی، زود باشین

"در حمایت از عروس ببر جانگ سان"

!بیاین بلند بشیم، ده دقیقه دیگه ادامه میدیم

اونو بده من

"عروس ببر جانگ سان؟"

صحنه فیلمبرداری سریال تلویزیونیه حتی سلسله چوسان هم نیست

پس این دنیاییه که اون ساخته؟

بیا اول از شر این فیلمبرداری لعنتی خلاص بشیم

سریال تلویزیونیه یا یه تبلیغ لعنتی؟

!فیلمنامه اش مزخرفه، و حتی کامل هم نیست

یه سطل پر خون دیگه میخوایم- برام شربت ذرت و ماده رنگی بیار-

جزئیاتو ببین، عین یه صحنه فیلمبرداری واقعیه

ولی این چطور ممکنه؟

یه شیطان هرچقدر هم قوی باشه، نمیتونه از زمان عبور کنه

هونگ جو کجا میتونه باشه؟- خدایا، لعنت بهش-

هی، بازم بازیگر اصلی خانم دیر کرده؟- تازه رسیده، قربان-

بازیگرهای درجه یک فکر میکنن دنیا حول اونا میچرخه، آره؟

لعنتی، چطوری پیداش کنیم؟بیا بریم اونجا رو بگردیم

خوش اومدین، خانم

!هونگ جو- چقدر خوشحالم جات امنه-

چی شده؟

اینا کی ان؟

اینا بازیگر مرد شماره 4و5ان

از کِی تاحالا بازیگرهای فرعی میتونن با من حرف بزنن؟

معذرت میخوام، خانم اینا تازه واردن، ببخشید

ببرشون- ...نه، هونگ جو، اینطور نیســــ-

!هی- لطفا برید-

...خیلی عذر میخوام خانم

اون هونگ جوئه، نه؟- چرا مارو نمیشناسه؟-

ببر جانگ سان جادوش کرده؟

این فایده نداره، بیا بکِشیمش بیرون

ولی اون چرا نقش اصلیه، اونوقت من یه بازیگر فرعی ناچیزم؟

چرا تو شماره 4ای اونوقت من شماره5ام، ها؟

الان این مهمه؟- !معلومه مهمه-

...ببر جانگ سان، اون عوضی

!حاضر، اکشن

الان کجاییم؟- چرا اینجاییم؟-

...هی، لباس هات- کلاه..وای، این دیگه چیه؟-

کی اونجاست؟

هونگ جو

هونگ جو

منم مو یونگ- مو یونگه-

مو یونگ؟- چرا منو نمیشناسی، منی که دوستتم؟-

بعد افتادن توی دریاچه فراموشی گرفتم

دیگه به اندازه کافی دیدم، هی این مزخرفاتو ول کن و با ما بیا

نمیام، نه، نمیتونم- چرا؟-

چون اون تنها داماد منه

!خودتو جمع و جور کن، ورپریده ببر جانگ سان جادوت کرده، با ما بیا

!کات!فیلمبرداری رو متوقف کنین

!وای خدای من- !هی-

!اوه خدا- این چیه دیگه؟-

از کدوم آژانس اومدی ها؟ !چطور جرات میکنی بازیگر خانمو بزنی

خدای بزرگ، این احمق ها رو از کجا پیدا کردی؟

ببخشید خانم، بیاین یه بار دیگه این صحنه رو بگیریم- !خیلی عصبانی ام-

کی اینو میگه؟

نمیام، نه، نمیتونم

چون اون تنها داماد منه

این همون صحنه یکم قبله؟- آره انگار-

!ای لعنت...این مزخرفات بسه دیگه- !کات!برداشت سوم-

نمیام، نه، نمیتونم- هیس-

!کات!برداشت چهار

نمیام، نه، نمیتونم

چون اون تنها داماد منه

!دارم روانی میشم دیگه چرا داریم دیالوگ هارو تکرار میکنیم؟

هی، این یه فیلمنامه ست

چون اون تنها داماد منه- آره"-

ببر جانگ سان از ما قوی تر و زیبا تره

"ولی ما برای نجاتت اینجاییم- این فیلمنامه چیه دیگه؟واقعا که-

فقط بخونش

مو یونگ، نباید به خاطر خوشبختی هونگ جو، از اینجا بریم؟"

پرانتز باز، درحال گریه صحبت میکند، پرانتز بسته

"هونگ جو، تو به اینجا تعلق داری- ...این نه-

شاید دوست های من بودین

ولی تو تقلبی ای و تو هم یه آدم شروری

فکر میکنی من تقلبی ام؟

دوتا لی یون هست

و اون معتاد افیون منچوری، یون واقعیه

دوتا لی یون هست

و اون معتاد افیون منچوری، یون واقعیه

...هونگ جو:دوتا لی یون هست

چی؟این دیالوگ چطوری توی فیلمنامه هست؟

اون حرومزاده بیشتر از اونی که فکر میکردیم درباره ما میدونه

حس بدی داره، بیا ببریمش از اینجا

...دردِ فرستادن اونا

باید با خوردن این مکگولی خودمو آروم کنم

مکگولی خدای کوهستان، ساخته شده از 100درصد برنج" "ساخت داخلی

روش تخمیر-رسیدن الکل در دمای پایین و طولانی مدت

مخمر های تازه رو حفظ میکنه

!تازه، خبری از آروغ زدن یا خماری نیست

!و کات!خیلی خب- عالیه-

!آفرین، خانم- ای خدا، این واقعا خیلی سنگینه-

خسته نباشین، خانم

!یالا- !گرسنمه، از سرراهم برید کنار-

چی کار کنیم؟

هونگ جو توی همچین وضعیتیه، تازه ما هم نمیتونیم خودمون از اینجا بریم بیرون

از اونی که فکر میکردم خیلی قوی تره- هی، بیا کل این صحنه رو آتیش بزنیم-

مشکلی نداره؟- معلومه نداره، بهرحال که این یه توهمه-

آتیشو روشن کن

چی کار میکنی؟- نمیتونم آتیش روشن کنم-

تو سعی کن- ای خدا-

لعنت!چه خبر شده؟

برق، صاعقه...هیچی کار نمیکنه- قدرت هامون اینجا کار نمیکنه-

وایستا، صبر کن

اسم برنامه "عروس ببر جانگ سان"ـه

...اگه هونگ جو عروسه

اونم باید اینجا باشه

بیا اول اون عوضیو بگیریم

یون و مو یونگ چی کار کردن؟

چطور جرات کردن بی پروایانه توی همچین جایی بپرن؟

چه جور جاییه؟- ببین-

این دنیای زندگانه، اینم دنیای مردگان

مسیر نفرین شده ها بین این دوتا دنیا قرار داره

با نگاه اول عین واقعیت میمونه

!ولی زمین بازی شیاطین چند هزارساله ست

!جاییه که نه ما، نه خدایان با بی دقتی واردش نمیشیم

علاوه بر اون؛ ببر جانگ سان هم هست

و این یارو دقیقا کیه؟

یه مقلد

روزی روزگاری، یه ببری توی جانگ سان زندگی میکرد که

استعداد تقلید از دیگران داشت

اولش، صدای هیولاها رو تقلید کرد و بعد، صدای انسان ها رو

و در آخر، شروع به تقلید از خدایان کرد

...از خدا، منظورت- به جایگاه خدای کوهستان حسادت میکرد-

میخواست خدای کوهستان بشه؟- اون فقط صدا رو تقلید نمیکنه-

میتونه هرچیزی که یکی میبینه، میشنوه یا میگه رو تقلید و شبیه سازی کنه

از جمله خاطرات یک نفر رو

یون چطور میخواد برگرده؟

یه نخ ابریشمی بهش متصله و کلافش دست ارباب لی رانگه

مسیرش باز میمونه؟

!شما دیوونه ها- چرا؟چی شده؟-

اون سعی میکنه از اون دنیا بیاد این طرف

!لی رانگ توی خطره

چی؟

الو؟الو؟

کو شین جو؟- !ارباب لی رانگ!اون داره میاد-

منظورت چیه؟- وقت نداریم، با دقت بهم گوش بده-

!خونت رو روی نخ بریز، یالا

خیلی خب، انجامش دادم

پس همه چیز حاضره، آره؟

حاضر برای چی؟

تا بتونم به اون دنیا وارد بشم

!اون شین جو نیست

جواب نمیده؟- خط اشغاله، میرم چک کنم-

برو بهش بگو هرکار هم میکنه، نباید روی نخ خونشو بریزه

!براشون مثل یه دعوت میمونه- بله، قربان-

اگه نخ رو ول کنه

مسیر برگشت ناپدید میشه- ارباب لی رانگ هیچ وقت ولش نمیکنه، هرگز-

باورم نمیشه ببر جانگ سانه

بچه ها تصادفی با اون روبه رو شدن؟- مطمئنم کار مو یونگ بوده-

برای درست کردن بدنش به ببر جانگ سان نیاز داره

...درحالیکه به نفرت عمیقش از خدایان کوهستانی، بی توجهه

عزیزم، بچه هارو چی کار کنیم؟

چاره ای ندارن جز اینکه خودشون حلش کنن

برای برگردوندن هونگ جو از اون دنیا

...در نهایت

باید همدیگه رو نجات بدن

من یکی میگیرم- آره-

ببخشید

راستش، برام سوال بود کی این فیلمنامه رو نوشته؟

خود کارگردان نوشتن

کارگردان؟- بله-

کارگردان، قربان- آره؟-

خب، تو ببر جانگ سانی؟- راجع به چی حرف میزنی، ابله؟-

اگه نمیدونی، پس اول بیا یه کتک کاری کنیم یادت بیاد

چی گفتی، احمق؟

حقت بود

کی بهت گفت این فیلمنامه مزخرفو بنویسی؟ها؟

قربان، من فقط کاری رو کردم که بهم گفته بودن- کی بهت گفت این کارو بکنی؟-

...کارِ

کار کی بود؟

ببر جانگ سان کیه؟- ببر جانگ سان؟-

!هی، هی

رانگ، اونجایی؟

لی یون؟

لی یون؟

نه، تو لی یون نیستی مگه نه؟- !منم-

!بذار بیام تو، زود باش به مویونگ حمله شده

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left