最初の200行です。
یا خدا!
«رز نوادا»
زيرنويس از مهدي shine021
برگشته.
میدونم سخته، ولی...
باید تصمیم بگیریم.
تینا؟
آقای ریچاردز؟
امیلی؟
چیه؟
اوه، خانم ریچاردز!
بفرمایید. بریم تو.
خوبی؟
سلام!
حالت چطوره؟
امیدوارم عالی باشی.
من که هستم.
میدونی چرا؟
چون...
وقت ساختنه!
محبوبترین وقت هفتهامه.
گوش کن...
پسرم داره میاد خونه.
پس دوباره امتحان میکنیم؟
میکنیم؟
این بین خودمون میمونه.
خدمه کیا هستن؟
کسی نمونده، مایک.
ببخشید!
اینم اومد.
خب، خانم ریچاردز.
نیک میرسونتت خونه.
گذشته و حال رو قاطی میکنه.
اون روز ماهی خوبی گرفتن.
اون موقع اینجا فرق داشت.
بندر پر بود از قایق، کامیون، آدم.
پر از زندگی.
لوک سه سال روی اون قایق بود.
دیگه هیچوقت نرفت.
زندگی زیر سایهی گناه سخته.
حالت خوبه؟
تا وقتی فردا آفتاب بزنه، خوبیم.
به گذشته نگاه نکن، پسر.
ببخشید، آقا!
آقا!
ناخدا لازم داری؟
کیه که میپرسه؟
منم.
میشناسمت؟
میشناسی؟
شاید.
آلن چطور آدمی بود؟
آزادروح.
یا اگه بخوای بدبینانه نگاه کنی،
ترسویی که تمام عمرش
فرار کرد.
هرچند، لحظههای خوبی هم داشت.
خیلی دوستت داشت، لینزی.
سلام جس. - خوبی؟
یه چیزی برات دارم.
مال بابات بود.
از بین یه سری وسایل
از اون قدیما پیداش کردم.
بهت میاد.
هوم...
باشه.
خوبی؟
چه خبره؟
فکر کنم راه طولانیتر برم خونه.
باهات میایم.
نه.
برید اینا رو بذارید تو فریزر.
خوبی؟
امروز میرن؟
هنوز یه نفر کمن.
میخوای چیکار کنی؟
صبر میکنم.
با خدمهی ناقص نمیریم.
مگه نه؟
چرا خودت نمیری، مایک؟
من تاجرم، تینا.
نه ماهیگیر.
میتونم پیشپرداخت بگیرم؟
پیشپرداخت؟
آره، یه کمی.
تا قایق راه نیفته، پولی نیست.
ببخشید؟
میتونم نسیه بذارم؟
متأسفم، رفیق.
کار دارم.
فقط هنوز حقوق نگرفتم.
چه کاری؟
ماهیگیری.
آها؟
خدمهام.
یه نوشیدنی بهت میدم، آقا ماهیگیر.
ممنون.
بذارش رو حساب من.
جس، تو حساب نداری.
میتونم باز کنم؟
نه، جس.
اوه، یه کم قرض بده
چه پررو!
بابام ماهیگیر بود.
مگه نه، مامان؟
ولی ازش حرف نمیزنیم. مگه نه؟
وقت خونه رفتنه، جس.
خب...
وقتی برگشتی یه نوشیدنی میزنیم.
لیام.
اگه برگشتی.
حالا باید برگردی.
آره؟
آره.
آره؟
چون کلاهمو میخوام پس بگیرم.
مواظب خودت باش.
باشه.
ممنون!
فکر کنم دوباره میخوان ماهیگیری کنن.
جدی؟
یه چیزی داره میشه.
قایق مال کیه؟
نمیدونم.
از بالاشهره؟
نمیدونم.
چرا، میدونی.
نمیدونم.
برف نمیاد.
همیشه میدونی.
کریسمس باید برف بیاد.
همه چیز میدونی.
یه دایرهالمعارف مزخرف واقعی هستی.
چی؟
فقط میدونم که این قایق زود جایی نمیره.
چرا؟
خدمه ندارن.
دارن.
ندارن.
اون یکی شبیه خدمه بود.
هنوز یه نفر کمن.
نه، ندارن.
باهات میایم.
نمیخوام بیاید.
میخوایم بدرقهات کنیم.
نمیخوام.
همینجا گرم بمونید.
چند روز دیگه برمیگردم.
روزشماری میکنم.
خداحافظ.
خداحافظ.
در رو ببند.
اون قایق غرق شد.
یادته.
با خدمهی ناقص رفت زیر آب، نه؟
ناامیدشون کردی.
هیچوقت خودتو نبخشیدی.
پسر قشنگم.
دوباره این بلا رو سرمون نیار.
من و بابات دیگه تحملشو نداریم.
همه پشتتن، مرجی.
دریای آروم.
ماهی بیار برامون.
حالت خوبه، رفیق؟
طناب دماغه رو بگیر!
گرفتم.
زود برمیگردم، عزیزم.
همینه دیگه.
بعدش چی؟ - بعدش...
امیدواریم...
سر ماهیها باشیم.
تور پر بیاد بالا.
اون یکی رو بچرخون.
کار تیمی، بچهها.
به همین سادگی.
اونا چی؟
از اونا استفاده نمیکنیم.
از چی استفاده میکنی؟
به تو ربطی نداره.
کارد شکمدری.
از سر تا دُم میبریم.
فهمیدی؟
از سر تا دُم.
ماهی... میره تو جعبه.
یخ.
خیلی زیاد.
وقتی تموم شدن،
اونور ردیف کن.
وقتی تا سقف پر شد، میریم خونه!
خب پس بزنیم به کار.
صبر کن، رفیق!
ماهی تا بعد از چای غذا نمیخوره.
ممنون، دِکی.
روزی یه زن خوب
میشی برای یکی.
ازدواج کردی؟
چند بار.
آدم خانوادهای هستی؟
پیچیدهست.
خوشبختانه اینجا همه چیز سادهست، بچهها.
No comments yet. Be the first to leave one.