最初の87行です。
« مـادر » اثر ماکسيم گورکي
« مــــادر »
پـدر
.جرأت نداري به مادرم دست بزني
.محل استراحت آن ها پس از کار
.صدتاييِ سياه
اگه اين کار رو انجام بديم .دو برابر اين گيرمون مياد
.اونا مردمو تحريک مي کنن
.اون حرومزاده ها مي خوان اعتصاب کنن
!بذارين امتحان کنن
.بهشون نشون مي ديم
.اينو بگير و بهم يه گيلاس وُدکا بده
.به درد من نمي خوره
...ولاسيو اين .شايد به درد ما خورد
.بايد سعي کنيم اونو به راه بياريم
.دوست من
.خونه ي من تحت نظره
.اينو پيش خودت مخفي کني بهتره
.فردا صبح زود
.باهات ميام کارخونه
.بي سر و صدا بريد تو مغازه هاتون
.اعتصاب ساعت 9 شروع مي شه
.وقتشه
توي کارخونه
.اينجا يه نمايش کوچيک خواهيم داشت
...اگه يکي طي اين ماجرا صدمه ببينه
.ولاسيو، يه مکانيکه
.مثل يه گاو قدرتمنده
.نگاه کن، داره شروع مي شه
!دارن ميان
.تو تله افتاديم
.بي سر و صدا برگرديد تو مغازه هاتون
.از ديدنت خوشحال شدم
!بزنديدشون
!پاول
!بزنيدشون
!بريم کمک، بچه ها
!برگردين عقب، حرومزاده ها
!وايستا
!وايستا، حرومزاده
!تو هم يکي از اونايي پس
.يه آشوبگر
.براي حفظ امنيت و آرامش به راه افتادن
به پسرت نگاه کن .همه ي اينا کار اونه
.موجب نابودي خودش و بقيه خواهد شد
.سلاح ها رو تو خونه ي تو گذاشتن خيلي خطرناکه
.داره شروع مي شه
.الآنش هم شروع شده بود
کي اونو کُشت؟
.يکي از رفقاي تو
.يکي از اون آشوبگرها
!اينکارو نکن
!اونا تو رو هم مي کُشن، پاول
!مي کُشنت
...سربازها .دارن ميان اينجا
تو "پاول ولاسوف" هستي؟
.بله
.ولاسوف منم
.خودشه، قربان
.اگه همه چيزو بهمون بگي برات بهتره
اعلاميه ها کجاست؟
و همين طور سلاح ها؟
،سعي نکن چيزي رو پنهان کني .اين طوري برات خيلي بد مي شه
اگه همه چي رو اعتراف کني .بعدش آزادي که بري
.من هيچ چي نمي دونم
!خونه رو بگردين
.يه خبرچين
.ولاسوف برگشته
.نبايد بذاريم از چنگمون فرار کنه
.اون يه آشوبگره، قربان
.چيزي پيدا نکرديم قربان
.اين دفعه قِسِر در رفتين
.چيزي پيدا نکرديم، فرمانده
.بايد ولاسوف رو دستگير کنيم
!بگيريدش
براي چي اينکارو مي کنيد، قربان!؟
.اون از حرف زدن سرباز زد
!ببندينش اين حرومزاده رو
!خواهش مي کنم قربان، خواهش مي کنم
.بذارين اول همه چي رو بگه
.بعداً آزادش مي کنيم
.اون چيزي رو مخفي نمي کنه
.اونا رو بده بهشون پسرم
!قربان خواهش مي کنيم
.روز دادگاه فرا رسيد
.دو تا ستون دارد
.عدالت و شرافت
No comments yet. Be the first to leave one.