最初の200行です。
سلام به همه رفیقای جایزهبگیر خودم تو سیستم
حال و احوالتون چطوره؟
" من و "پانچ .امروز واستون یه شکار خوب داریم
درسته "جودی"! یه بمبگذار روانی داره .سیاره ونوس رو با خاک یکسان میکنه
نه یکی، نه دوتا، بلکه سه تا
ساختمون عمومی رو در عرض .ده روز گذشته فرستاده هوا
و مردم تو کوچه و خیابون میگن که
این استادانفجار، فقط یه دست داره و یه .یادگاری که بهش بخوره هم به جا میذاره
.بقیه ویدئو رو ببینین
.برید عقب
.لعنت بهش
شاید داره سعی میکنه یه منظور رو برسونه، ازکجا معلوم؟
.هدف نابیه، گاوچرونها
.دو میلیون ولونگ هم جایزشه
پانچ، دو میلیون؟
یکی از بزرگترین جوایز ما .تو این مدت طولانیه
.البته که همینطوره جودی
...پس - .پس برین سراغش -
.این دیالوگ من بود
.فقط میگم مراسم لازم نیست
یه راست بری سراغ پذیرایی .مردم خیلیم خوشحالتر میشن
.همه هدف کار، مراسمه - .نه، نه -
.آهنگ عالی، بار آزاد و غذا، هدف اینه
میتونم کل روز رو تو پذیرایی .عروسیا سر کنم
میشه لطفاً تمرکز کنی؟
احیانا میفهمی که این بابا داره نصفه شبا
ساختمون هارو میفرسته هوا؟
.میفهمم
که معنیش اینه که بمبگذاری
.وقتی انجام شده که ساختمون باز بوده .یعنی در طول روز
...ما پول کارو لازم داریم
کجا میری؟ - .دستشویی -
.بهت گفتم دیگه چایی ونوسی نخور
.همینجوری که میره پایین میسوزونه
.ممنون مامان
.عذر میخوام، ببخشید
میشه یکم بجنبی؟
.دارم با نهایت سرعت کار میکنم
.خب یه کاری کن سریعتر بره
.مهمونای بیشتری تو راهن
و باید چشم بگردونی واسه .آدمای مشکوک
،دوست ندارم بزنم تو ذوقت، جت
.ولی از همه مشکوکتر اینجا، خودتی
خواهش میکنم، من یه سال با بوتلاگرز .مخفیانه کار کردم
.فقط بگم که، بلدم همرنگ جماعت شم
.جت، هزارتا ساختمون تو ونوس هست
سعی برای پیداکردن اینکه کدومش قراره منفجر بشه
.عین پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه
.و با این حال پاشدیم اومدیم عروسی
.تو کار ما حدس و گمان خیلی مهمه
ولی هی! اگه نمیخوای من از .تنها کارکردن هم راضیم
و عاشق اینم که تنها برم سراغ اون بار .که پر از نودل مجانیه
بار نودل؟
.هیچوقت یه حدس رو دست کم نگیر
داری زور میزنی؟
.همه روزو که وقت نداریم
الو؟
اسپایک؟
الو؟
.لعنت خدا و پیغمبر بهش
.اسپایک؟ یه چیزی دستم اومده
.هی، رفیق
میدونی اون کیه که ارزشش دو میلیونه و واسه دیدنش تو دستبند پول میدم؟
.لعنتی
لعنت بهت، اسپایک، کجایی؟
!تکون بخورین! برید! برید
کی تورو فرستاده؟
اتحادیه؟
،بُکُنت
.اون منو فرستاده
.:: ارائهای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
ترجمه از Mohammad Alpha & ParisaShiva
.یه جوری میگی انگار تقصیر من بود
!خب تقصیر تو بود لعنتی .لازمت داشتم و پیدات نبود
.ببین، بابت صورتت و اینا متاسفم خب؟
خبر خوب اینه که حدست درست بود
،مگه اینکه مرده باشی و من نفهمیده باشم بریم پی کارمون؟
.هنوز نمردم
.و از شانس خوبت، اینو گیرآوردم
.هیچی بهتر از یه دست اضافه بکارم نمیاد
.کصخل، این مدرکه
بمبگذار باید یه جوری مواد منفجره رو حمل میکرده، نه؟
.اوهوم - .پس اثراتی روش هست -
.همم
دستگاه تشخیص مواد شیمیایی .بهمون نوع ماده منفجره رو میگه
بعدش میتونیم رد کسایی که بهش تجهیزات .میدن رو بزنیم
.آره
.اها
.اسپایک
اصلاً حواست با منه؟
...آره. آره. اه
،آره، مواد منفجره و بعدشم تجهیزکنندهها درسته دیگه؟
به نظرت چقدر طول میکشه؟
.یه چند ساعتی
.همم
.میرم نودل بگیرم - .عمراً --
.باید اینو تشریح کنیم - این دقیقاً یعنی چی؟ -
.اعلامیه بمبگذار رو
،اگه قراره پیداش کنیم
.باید بفهمیم چجور کصخل مشنگیه
.صحیح
یه دردسرساز، تروریست، یارویی که هیچوقت .با آتش درست کردن مدال و نشون گیرش نیومد
.ام، آره، من حین پرواز نمیخونم چیزی .تهوع میگیرم
.ما که پرواز نمیکنیم، اسپایک
.من قراره بکنم
.همونطور که گفتم، نودلمو نگرفتم
.اسپایک
!اسپایک
.وسط کاریم خیرسرمون
.باشه
.بیا
.غروب خوبی داشته باشی
.همیشه داریم عزیزم
خب خب، خانوم لانگفورد! مثل همیشه .جذاب و نفسگیر بهنظر میرسید
.و تو، خودتم تیکه خوب و جذابی هستی
.همیشه اذیت میکنی، گرن
،موسیقی تازه شروع شده بریم خوشگذرونی؟
.اوهوم
خوشحال میشی بدونی که
.میز 8 رو برای امشب رزور کردم
.عالی. جلو و مرکز
تیراندازا اونجارو میخواستن .اما دلم به شما دوتا بود
.اوه، گرن بدجنس
حتماً وقتی نیستیم پشت سرمون .اینا رو میگین
.فقط حرفای خوب
.همم
...من، آه، یه شایعه شنیدم
"ریتا لئونتین" .امشب نمیاد
خجالتی نباش، هممون میدونیم .رو همین سیارهاس
.اون ساعتهایِ بعد کارشو میره عشق و حال
و خب البته، چه جایی برای عشق و حال بهتر از مکان آناشونه؟
.اوهوم
.پرنده ها هروقت نباید، جیغ جیغ میکنن
.همم
،نباید تایید یا تکذیب کنم
اما
اگه میخواین یه بطری دیگه سفارش بدین .تا کله سحر رزرو کنین
.حتماً بیارشون
.مفسد فی الارض
بابام فکرمیکرد شماها !عین مرد وایمیستین
.فراموش کردین کجا هستین
توری، اولین دستور آنا چیه؟
.تفاوت ها دم در میمیرن
حالا فرض کنین چی میشه به سانتیاگو بگم که شماها
داشتین تو مکان من دعوا میکردین؟
.ببرش بیرون - .بریم -
.تخماش میرن تو ظرف شیرینی
.شب شماهم بخیر، کاراگاه
...ولی او
.باشه، میرم
.ما رفتیم
.بفرستش
.سورپرایز
...اونا گفتن که
.گفتن تو مردی
.عیبی نداره
.حالم خوبه
.هی! من خوبم
.اوه - .سه سال -
.سه سال کاری کردی باور کنم مردی
.سعی کردن منو بکشن، آنا
معلومه سعی کردن! هیچکس از .اتحادیه خارج نمیشه
.حتی تو
.حرف بزن
"غذا، آب و تحصیلات حالتی" "از کنترل ذهن هستن"
،مردم فقط همونقدر میتونن هل داده بشن" "ولی بازهم کافی نیست
و همه حلقه نور فرشته را درحال درخشش" " درآسمان خواهند دید
.چرت و پرته
.همهاش
اجازه هست؟
.حتما، راحت باش
اوه. لگد نمیزنی؟
پات چیشده؟
.پیر شدم
.اه. بفرما اینجاست
.به سلامتی
.ممنون
خب چی تورو بعد سه سال از دنیای مردهها برگردوند؟
.هفته پیش یه کار انجام دادم
.درگیر مزخرفات اتحادیه شدم
چه جور کاری؟
.یه جایزه برای شکار
.نکن. تمومش کن
تو یه گاوچرونی؟
میخوای دیگه چیکار کنم؟
.یه کاری که به قیمت جونت تموم نشه - .باشه -
پس هیچیو ناتموم نذاشتی؟ - .نه -
.پس چیزی برای نگرانی نیست
.آره. منم همین فکرو میکردم
.تا وقتی که امروز یه آدمکش اومد سراغم
دفعه اولی نبود که یه جایزه ...افتاده بود دنبالم، اما
.امروز فرق میکرد
.یارو تعلیم دیده اتحادیه بود
.همونی که فرستاده بودن مسئله رو حل کنه
بگیم موافقت میکردم که کمک کنم ...که البته نمیکنم
،چون رهام کردی تا فکرکنم مُردی .تا برات سوگواری کنم
حالا فرض میکنیم که قلب سیاه من .بتونه تورو ببخشه
چرا اومدی پیش من؟
.تا بتونی کاریو بکنی که توش حرف نداری
.میتونی گوش بدی
No comments yet. Be the first to leave one.