Raised by Wolves

Raised by Wolves

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 2

リリース情報

Raised by Wolves S02E01 720p WEB x265-MiNX
Raised by Wolves S02E01 WEBRip x264-ION10
Raised by Wolves S02E01 XviD-AFG
Raised by Wolves S02E01 720p WEB H264-CAKES
Raised by Wolves S02E01 WEB x264-TGX
Raised by Wolves S02E01 WEB x264-TORRENTGALAXY
Raised by Wolves S02E01 480p x264-mSD
Raised by Wolves S02E01 The Collective 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Raised by Wolves S02E01 The Collective 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Raised by Wolves S02E01 720p HEVC x265-MeGusta
解説: thegreatssh
█⫸ صــادق هاشمی و محمدعلی | Digimoviez.com ◀◀

タグ

web
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
公開日: 2022-02-03
ダウンロード: 49
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

‫- زندانی‌ها، لطفا میوه رو ‫از عتیقه‌ها جدا نگه دارید.

‫"تراست" قدردارن توجه شما،

‫و تعهد شما به کار خوبه.

‫اعتقادتون به ‫میترائیسیسم رو رها کنید

‫و تفکر بی‌خدایی پیشه بگیرید. ‫- گه توش.

‫اون از کجا اومد؟

‫- تکنسین رو بیار.

‫- هی، بیا اینجا!

‫- می‌تونی وضعیت این چیز رو ارزیابی کنی؟

‫- قطعا ساخته میترایی‌هاست.

‫- کار می‌کنه؟

‫- نیروش تخیله شده. ‫- تا وقتی شارژ نشه نمی‌فهمیم.

‫چیه؟

‫یه انسان‌نما پیدا کردیم، میترایی بنظر میاد، ‫و چندتا تیکه از یه سطح‌نشین سقوط کرده.

‫- آره، مام همین الان یه انسان‌نما بازیابی کردیم. ‫- مامان، ببین.

‫فکر کنم مال داخل سطح‌نشینه.

‫- شبیه زیست‌فناوریه.

‫شاید یه چیزیه که میترایی‌ها ‫از زمین با خودشون آوردن.

‫- اون مرده...

‫میگه می‌دونه چطوری ‫کوله‌های بمب رو خنثی کنه.

‫- ما کلی مدل خدماتی داریم. ‫باید بسوزونیمش.

‫واسه افزایش روحیه خوبه. ‫- تصمیمش با تراسته.

‫بهتره قبل از اومدن سیل‌های عبوری حرکت کنیم.

‫چطوری یه سطح‌نشین به اینجا آوردن؟

‫نمیشه تو منطقه گرمسیری پرواز کرد.

‫- هی، من فقط اینجا کار می‌کنم.

‫- اینو کجا می‌بریم؟

‫- اجازه برای روشن کردن انسان‌نماها

‫برای بارگیری حافظه.

‫اجازه داده شد.

‫- شروع کن ببین می‌تونی روشن‌شون کنی یا نه.

‫- خسته نشدی هربار ‫می‌خوای یه کاری انجام بدی،

‫باید از اون چیز اجازه بگیری؟

‫- نه. ‫- من که شدم.

‫- خیلیامون شدیم. ‫- خب، همین که به این نتیجه برسه که آماده‌ایم،

‫مسئولیتش رو بهمون واگذار می‌کنه، ‫و خودمون می‌تونیم کارا رو انجام بدیم.

‫- هیچوقت قرار نیست فکر کنه ما حاضریم. ‫لعنتی از ما متنفره.

‫- اون یه ماشینه.

‫از چیزی متنفر نیست.

‫من که خوشحال میشم باقی عمرم ‫رو با دستور گرفتن از اون بگذرونم.

‫- ممکنه به آرزوت برسی.

‫کارت تموم شد؟

‫- من هیچ پردازنده‌ای این تو حس نمی‌کنم.

‫گه توش، این یه مدل خدماتی نیست.

‫همه‌چی مرتبه، کلیور.

‫به دیدن من بیا، لامیا.

‫- منو ببر پیشش.

‫سلام، خواهر.

‫بعضی از فایل‌های حافظه‌ت رمزگذاری شدن.

‫- آره.

‫اون فایل‌ها خصوصین.

‫- من هیچ پروتکل امنیتی‌ای حاضر در

‫در سیستمت شناسایی نکردم.

‫- پروتکل امنیتی نیست.

‫من چیزایی احساس می‌کنم...

‫یه سری میل.

‫و یکی از اون میل‌ها اینه که...

‫تا بخش‌هایی ازم رو که ‫آزرده‌خاطرم می‌کنن بپوشونم.

‫- داری شرم انسانی رو توصیف می‌کنی.

‫- آره، اما دلیلی برای سوءظن نیست.

‫گذشته از همه اینا، خالق ما یکیه.

‫- من با سوءظن انگیزه نمی‌گیرم،

‫بلکه فقط با کمیت سنجی ‫داده‌ها انگیزه می‌گیرم.

‫- بله، کوانتوم شش فسادناپذیر.

‫تراست.

‫بی‌خدا تصمیم گرفتن تا ‫اگه در جنگ پیروز شدن

‫تو رو مسئول زمین کنن.

‫موجود زنده دیگه‌ای اون بیرون پیدا کردی؟

‫یه موجود بومی با ما

‫تو سطح‌نشین بود.

‫ممکنه خطرناک باشه.

‫- سطح‌نشین نابود شده ‫بود، و به نظر میومد

‫هرچیزی که داخلش بوده باهاش نابود شده.

‫- خوبه.

‫من باید بچه‌هام رو پیدا کنم.

‫- ما اونا رو کمی قبل به همراه یه زن بزرگسال

‫که داشت بهشون کمک می‌کرد، یه مرتد بی‌خدا

‫پیدا کردیم و آوردیم.

‫جاشون امنه.

‫اونا رو بهت میدم،

‫و می‌تونید همه باهم به اجتماع ملحق بشید.

‫- خوشحال میشم.

‫- به لطف تو، ‫تنها چیزی که از

‫تهدید میترایی‌ها باقی ‫مونده یه تروریست تنهاست

‫که به زودی از بین میره.

‫3000 مایل آن‌طرف‌تر از منطقه گرمسیری

‫- بمب‌انداز آنلاین شد.

‫- مشتاقم به سفینه مادر برسم.

‫لطفا، منو ببر اونجا.

‫- سیستم‌های نیروی محرکه توی سقوط آسیب دیدن.

‫انتظار کارایی کمی داشته باشید.

‫اما سفینه مادر دیگه پرواز نمی‌کنه.

‫- پس فرود اومدن؟ ‫- مدتی میشه.

‫- کجا؟

‫- تو مرز منطقه گرمسیری،

‫تو نقطه اتصال مستعمره اول بی‌خدایان.

‫- ممنون، سول.

‫- بمب‌انداز یک، شما اجازه ‫نزدیک شدن ندارید. تمام.

‫بمب‌انداز یک، تکرار می‌کنم، وضعیت‌تون چیه؟

‫فکر می‌کنم تروریسته یه بمب‌انداز دزدیده.

‫- موشک‌ها رو مسلح کن، همشون رو.

‫- منفیه، سیستم‌های اسلحه در سقوط آسیب دیدن.

‫- بمب‌انداز یک، وضعیتت چیه؟

‫تمام. بمب‌انداز یک.

‫- لعنت بهش.

‫- می‌خواد بکوبه بهمون.

‫- متشکرم، سول.

‫هیچ‌چیز نمی‌تونه در برابر من بایسته،

‫چون در روشنایی تو، من شکست‌ناپذیرم.

‫- اجازه برای شلیک موشک‌های هوشمند.

‫- نیازی نیست. ‫آماده باشید.

‫- من زره میتراس و روشنایی به تن کردم.

‫من از هرچیز آسیب‌زننده‌ای در امانم.

‫چه وضعشه؟

‫- من کنترل سفینه رو به دست گرفتم.

‫لطفا بی‌حرکت بمونید

‫و منتظر دستورالعمل‌های بعدی باشید.

‫- رفت توی آب اسیدی.

‫- عجب جایی واسه رفتنه،

‫حتی برای یه میترایی.

‫اوه!

‫مـــتـــرجـــمــــیــــن ‫::. صادق هاشمی و محمدعلی sm .::

‫- سول را ستایش می‌کنم.

‫- مادر.

‫به نظر میاد دارم گیجی ‫عظیمی رو تجربه می‌کنم.

‫میشه توضیح بدی تا سر در بیارم؟

‫- ما رو به یه اجتماع بی‌خدایی راه دادن.

‫الان دارن بچه‌ها رو برامون میارن.

‫ماموریت از دست نرفته، پدر.

‫کمپیون. ‫- مادر.

‫فکر کردم دیگه نمی‌بینمتون.

‫- دلم خیلی برات تنگ شده بود.

‫صدات نیم اکتاو بم‌تر شده.

‫- ممکن نیست.

‫من دیدم که سقوط کردین تو گودال.

‫- اما اون یه گودال معمولی نبود.

‫یه راه زیرزمینی بود ‫که ما رو به اینجا رسوند.

‫- سو، خیلی ممنون که در امان نگه‌شون داشتی.

‫دوباره یه خانواده شدیم. ‫- پس پال چی؟

‫بهمون گفتن که قبل از اینکه تسلیم بشیم

‫دستگیر شده بود.

‫- پال قرنطینه شده.

‫اون گفته که چیزایی می‌شنیده، ‫واسه همین تراست نگران شده که

‫شاید مریض شده باشه، ‫اما میگن که حالش خوبه

‫و بزودی بهمون تحویل داده میشه.

‫- مادر، چه بلایی سر شماره هفت اومد؟

‫- شماره هفت به محض

‫اینکه به دنیا اومد، مرد کمپیون.

‫تمپست، زنده نگهش داشتی.

‫ازش محافظت کردی. ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

‫- دلم برات تنگ شده بود. ‫- ویتا.

‫- لطفا بهم بگو که ما رو از اینجا می‌بری.

‫- نه.

‫آره، بیاید تا نظرشون ‫عوض نشده بریم.

‫نه، این چیزیه که ‫همیشه می‌خواستیم

‫یه مستعمره بی‌خدایان، ‫بهش میگن، اجتماع.

‫کامپیوتر کوانتومی‌ای ‫که اینجا رو اداره می‌کنه،

‫توسط خالق من، کمپیون استرجس درست شده.

‫ما خواهر برادریم.

‫بدون چشمام، دیگه نمی‌تونم تضمین بدم

‫که جامون امنه، پس اون بهم اطمینان داد

‫که ما رو در امان و محفوظ نگه میداره

‫همراهم بیاید، بچه‌ها.

‫خونه جدیدمون منتظرمونه.

‫- پرنده‌ها.

‫تو زمینم همین شکلین؟

‫- نمی‌دونم.

‫قبل از به دنیا اومدن ما منقرض شده بودن.

‫- اوه، هوا حس خوبی میده.

‫اینجا خیلی گرمه.

‫- اینجا تا وقتی که

‫بخشی از اجتماع باشیم مال ماست.

‫- فکر کردم قراره خودمون بسازیم.

‫- عاو، یه آشپزخونه واقعی.

‫اینجا رو داشته باشین.

‫- اتاق خواب داره.

‫- بازیای هولوگرامی داره!

‫نکرو-کُش!

‫- خیلی واقع‌گرایانه نیست، مگه نه؟

‫- خب، برای تو هست.

‫منظورم اینه که تو الان فقط ‫یه انسان‌نمای معمولی هستی.

‫- بله، همونطور که باید باشم.

‫- این چیز خوبیه، مادر.

‫دوباره شدی خود قدیمیت.

‫- بله.

‫شدم خود قدیمیم.

‫- بنظر میاد این سمت سیاره قصد کمتری

‫برای کشتن بچه‌هامون دارن.

‫تقریبا... مهمون‌نوازه.

‫- بله.

‫هنوز نسبت به من حس عصبانیت داری، پدر؟

‫- گرچه من...

‫همونطور که کمپیون میگه، خود قدیمیم نیستم،

‫نسبت به ادامه شراکت‌مون

‫بی‌تفاوت هم نیستم.

‫- و خاطراتمون از ‫زمانی که با هم گذروندیم،

‫هنوزم می‌خوای پاکشون کنی؟

‫- بنظر میاد که در مسیر موفقیت هستیم.

‫دلیلی نداره که...

‫به قول معروف، ‫کشتی‌هامون رو غرق کنیم.

More Farsi Persian subtitles for Raised by Wolves

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left