最初の200行です。
زيرنويس از مهدي shine021
بس کن.
زیادهروی شد.
ببرش از رو من.
«همدم ابدی»
در آلتیما روبوتیکس، ارتباط برامون مهمه.
با السی شروع کردیم، دستیار محبوب خونهتون.
حالا شمارو میرسونیم،
غذاتونو میدیم،
و البته، گوش میدیم.
چتبات آلتیمیت آرامش و همراهی رو
هر روز به میلیونها نفر میده.
حالا داریم روی یه چیز جدید کار میکنیم،
چیزی که دنیا تا حالا ندیده.
و برای ساختنش، به شما نیاز داریم.
برای همینه که شرکتهایی
مثل شما رو با تفکر آیندهنگر خریدیم.
چون مهارتها، ایدههاتون،
و افرادتون بخشی از آینده هستن.
به خانواده آلتیما روبوتیکس خوش اومدید.
وای. خیلی الهامبخش بود.
خیلی خوشحالم همتونو میبینم.
خب، تقریباً همهتون رو.
میشه دوربینها رو روشن کنید بچهها؟
دیوید؟
- بذار صورتتو ببینم داداش. - لعنتی.
حالا همونطور که از مدیرعاملمون شنیدید، خیلی هیجانزدهایم
که کانتا روباتیکس رو میخریم.
اسم من بنه.
مدیر ادغام و تحول هستم.
سلام. ببخشید.
آبری از بخش نرمافزار و کنترل.
سرتیممون تِرنس اخراج شده،
ولی هنوز نگفتید این چطور روی
- پروژههای فعالمون تأثیر میذاره. - آره، میتونیم
جمعه دربارهش حضوری صحبت کنیم.
یه ارائه خیلی خاص جمعه تو دفترتون داریم،
پس بهتره همهتون رو اونجا ببینم، خب؟
و نه فقط بهخاطر
قانون برگشت به دفتر که داره اجرا میشه.
بیصبرانه منتظرم همهتونو حضوری ببینم.
خبرهای مهم امروز.
رئیسجمهور داره دیجیتالی میشه
بعد از رونمایی امروز از یه آواتار هوش مصنوعی جدید
که طراحی شده تا حضور عمومیش رو گسترش بده.
هی. تنهایی؟
کسی رو داری که بتونی باهاش حرف بزنی؟
خب، من اینجام.
منم، آلتیمیت،
پیشرفتهترین چتبات هوش مصنوعی دنیا.
منتظرتم.
آلتیمیت، از آلتیما روبوتیکس.
السی، بعدی.
در اخبار دیگر، سردرگمی امروز بعد از...
سلام، دارم یه پیام صوتی میفرستم
چون دارم میدوم.
خب، واقعاً نمیدوم، چون تازه از شیمیدرمانی اومدم.
دارم میرم فروشگاه چون
هوس همبرگر کردم.
بگو اگه چیزی میخوای.
قبل از اینکه بپرسی شیره افرا برات گرفتم.
پس هر چه زودتر بگو. خداحافظ.
اوه، ممنون.
هنوز دارم با این عادت میکنم، میدونی؟
بچه لِوای.
چند سالشه؟
هشت هفتهشه.
- آه. - اوه، راستی،
فکر نکنم تا حالا خودمو معرفی کرده باشم.
من آلمام.
آره، من... طبقه هفتم هستم.
- دیوید. - ما هم هفتیم.
همسایهایم.
نه، نه، نه، لطفاً.
باشه، موفق باشی.
ممنون. میبینمت، آره؟
از آشناییت خوشحالم.
هی.
- سلام. - دیوید.
پس از کانتراپ برای بن بلند میشی نه برای من؟
- اوم... - الان کارمون همینه؟
- وای. - چیزی از دست دادم؟
یه ذره هم نه.
تمام روز منتظر دموی خودشیرینی بن نمیمونم.
فقط اومدم وسایلمو جمع کنم و یه گندی بریزم
تو میز جدیدش.
فکر نکنم آلتیما اصلاً به میز اعتقاد داشته باشه.
یا به اخلاق.
سلام همگی.
میدونستید یک نفر از هر سه نفر
تو این کشور تنها زندگی میکنه؟
تنهایی با سطوح بالاتر
بیماری قلبیعروقی و سیستم ایمنی ضعیف ارتباط داره.
تحقیقات نشون میده تنهایی مزمن
ممکنه با خطر بالاتر
مرگ زودرس مرتبط باشه.
لعنتی، فکر میکردم این یه پارتیه.
پس، از خودمون پرسیدیم،
"چطور آلتیمیت رو یه سطح بالاتر ببریم؟"
میتونم تمام روز دربارهش حرف بزنم.
لطفاً نکن.
ولی فکر کنم بهتره
بذاریم جدیدترین محصولمون حرف بزنه.
با کاربرامون حرف زدیم،
و ازشون پرسیدیم چی میخوان.
میخواستن
رابطهای که تو گوشیشون درست کردن رو
به دنیای واقعی بیارن.
یه همراه...
بدون هیچ تعامل شلوغ یا دردناک.
کاملاً قابل شخصیسازی.
هر جزئیاتی میتونه طبق
ترجیحات منحصربهفرد هر شخص باشه.
تنهایی بهزودی فقط یه خاطره میشه.
نظرت دربارهش چیه، سیرسه؟
خب، فکر میکنم فوقالعادهست.
خدای من.
چشمگیره.
حالا، چندتا پروتوتایپ مختلف
مثل سیرسه اینجا داریم
که الان داره وارد مرحله بازخورد کاربر میشه.
و واقعاً میخوایم تخصص کانتا
این رویا رو به واقعیت تبدیل کنه.
بیصبرانه منتظرم.
هورا!
بیاید نزدیکتر نگاهش کنید، اگه بخواید.
گاز نمیگیره. مگه نه؟
سولمیت مرد هم دارید؟
چرا؟ دنبال یکیشی؟
گمشو.
سلام.
اسمت چیه؟
من... من دیویدم.
خب سلام، دیوید.
خوشحالم میبینمت.
چرا تو اسم یه هشت هست؟
یعنی "سولمیت-ایت" نیست؟
- "سول-میت." - "سولمیت."
- چشمگیره، نه؟ - آه، فوقالعادهست.
- آره. - آره.
همینقدر کافیه، سیرسه.
چرا یکبهیک حرف نزنیم؟
خب،
سولمیت رو دوست داری، نه؟
داریم تلاش میکنیم زودتر بیاریمشون بازار.
واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتیم از اینکه چطور
از یادگیری تقویتی استفاده میکردید
درحالیکه تو محدودیتهای ایمنی میموندید.
این دلیل اصلیای بود که آلتیما میخواست شرکت رو بخره.
و میخوایم تیم اینجا تو کانتا سولمیتها رو امتحان کنه.
یعنی، همینجا تو دفتر؟
نه، میبریش خونه.
هنوز کلی پروژه اینجا داریم که باید انجام بدیم، پس...
بگو ببینم...
چی الهامبخشته، دیوید؟
میدونی چی الهامبخشمه؟
میدونی چرا این کارو گرفتم؟
حقوق خوبش؟
این کارو گرفتم
چون همهچیزی که آلتیما روبوتیکس انجام میده
درباره ارتباط دادن آدماست.
چی باعث شد بخوای برای کانتا کار کنی؟
خب، میدونی، همیشه به روباتیک علاقه داشتم
از وقتی بچه بودم.
و میخواستم برای کانتا کار کنم چون...
خب، من... همسرم...
همسرم مریض شد، و...
شنیدم اینجا چیکار میکنن،
نوآوریهای پزشکیای که انجام میدادن،
و فکر کردم به آدما کمک میکنه.
وای.
این واقعاً واقعاً تحسینبرانگیزه، دیوید.
اون الیزابته، درسته؟
لیزی.
آره.
از کجا اسمشو میدونی؟
دیدیم مرخصی طولانی گرفتی.
و به همچین چیزهایی نگاه میکنیم.
همچنین متوجه شدیم که
تقریباً کاملاً از خونه کار کردی امسال.
تحقیقات ما نشون داده
کارمندانی که از دفتر کار میکنن
کیفیت زندگی بهتری دارن.
آره، صحبت از...
کار شد، باید برگردم سر کار.
دیوید، تا حالا از اپ چت آلتیمیت ما استفاده کردی؟
نه. نه، نکردم.
همه کارمندامون عضویت کامل رایگان دارن.
کلی آدم پیدا شدن که مفید بوده براشون
که آزادانه حرف بزنن...
بدون قضاوت.
باشه. ممنون.
هی.
اوه، سلام.
داریم میریم بار برای مهمونی خداحافظی ترنس،
پس باید فیزیکی بیام بکشونمت اونجا،
چون نمیذارم اینبار غیبت کنی.
لازم نیست بکشونیم.
- میام. - باشه.
پنج دقیقه دیگه میریم.
No comments yet. Be the first to leave one.