最初の200行です。
"پاندورا: زیر بهشت"
هنوز پیداش نکردی؟
دکتر یانگ، اون هرزه کدوم گوری قایم شده؟
!نه
!ته را!ته را
!ته را
!نه!ته را
!کاندیدا پیو- !نه، ته را-
نه
!ولم کنین!ولم کنین
!ولم کنین
پیو جه هیون، حرومزاده بدذات
تمام دنیا از کارهای بدی که انجام دادی خبردار میشه
پلیس خبر میکنم، قربان- نیازی نیست-
!اول به همسرم رسیدگی کنین، فوری
بله...بله قربان
!خانم هونگ، بیدار شین
...برادرت، اون
ته را...ته را، لعنتی
!ولم کنین!ولم کنین
باید ببینم حالش خوبه یا نه
میخوای جه هیون بگیرتت؟ !فکر کن راجع بهش
آقای جانگ دوجین؟ هه سو رو پیدا کردم، زود بیاین
به وضعیت اینجا رسیدگی میکنیم
ها؟اون زن کجاست؟
کجا رفت؟
چه...چه اتفاقی افتاد؟
"قسمت چهاردهم"
خانم هونگ زخمی شده و به بیمارستان بردنش
تقصیر منه
...میخواستم جه هیون رو بکشم ولی
اون سعی کرد ازش محافظت کنه
نگو...نگو که
تو بهش شلیک کردی، هه سو؟
گلوله فقط خراشش داده، نباید مسئله جدی باشه
از اون مهم تر
یکی سعی کرد با کامیون بزنه به جه هیون
چی...چی؟خب ته را چی شد؟ بدجور صدمه دیده؟
میخوام برم بیمارستان
بهت زنگ میزنم
لطفا از هه سو مراقبت کن
خوبی؟
حتما عقلمو از دست دادم
چیزی نمونده بود ته را رو بکشم
اگه خوب نشه چی؟اون وقت چی کار کنم؟
مشکلی براش پیش نمیاد، اتفاقی برای ته را نمیفته
فکر کنم زیاده روی کردم
تمام این کارها برای فهمیدن حقیقت؟
تمامش برای انتقام؟
باید فقط ته را رو به حال خودش میذاشتم
باید میذاشتم توی خوشبختی دروغین و از روی بی خبریش در کنار جه هیون، زندگی کنه
...نه، این
ولی ته را همچین زندگی ای رو نمیخواد
تو فقط سعی داشتی نجاتش بدی، پس هیچ کدوم از این اتفاقات تقصیر تو نیست
هه سو
شکستگی های استخوان و خراشیدگی ها درمان شدن
گلوله با فاصله خیلی کمی خطا رفت اون شلیک میتونست مرگ بار باشه
و وضعیت مغزش چطوره؟
باید نتایج اسکن رو بررسی کنیم
ولی ممکنه وضعیتش به خاطر اثرات افتادنش، تشدید بشه
یعنی، اثرات جانبی تراشه ممکنه زودتر بروز کنن؟
قطعا احتمالش هست
با اجازه
قربان، این زنی که توی صحنه ست
دکتر یانگ سه جین از هچه، درسته؟
زنی که با شما کار میکرده- بله-
یهویی ناپدید شده
...شاید- خودم بهش رسیدگی میکنم-
بیا قبل رای گیری، سروصدا راه نندازیم
مطمئن شو که کارکن ها و محافظ ها دهنشون رو بسته نگه دارن
خبرنگارها اومدن اینجا
...سعی کردیم نذاریم بیان داخل، ولی
یه حرفی بزنید- لطفا، فقط یکی-
!داره میاد بیرون- چی؟-
حادثه ای توی خونه پیش اومده؟- تروریست بوده؟-
یه حمله برنامه ریزی شده؟- خانم هونگ میخواستن ازتون محافظت کنن و صدمه دیدن؟-
مسئله جدی و خطرناکی نبوده، همینطور حمله تروریستی هم نبود
فقط یه حادثه کوچیک بود که یکی از طرفدارهای افراطیم باعثش شده بود
البته که کسی صدمه ندیده
همسرم فقط درحال استراحته، و به خاطر این قضایا وحشت کرده
برای همین ازتون میخوام این قضیه رو زیادی بزرگش نکنین
بهمون گفتن که از اسلحه استفاده شده، قربان
اصلا
خیلی خب، پس
حال همسرتون چطوره، قربان؟- !آقای پیو-
ایشون بیدار میشن؟- ...حالشون خوبه-
"پارک جون هو، وای بی سی"
تک تک کلماتش دروغ بود، حتی ککش هم نگزید
عوضی بی شرم و حیا
مطمئنی حالش خوبه؟
هنوز هیچ علائمی از خودش نشون نداده
منتظر نتایج اسکنش هستن، پس زیاد نگران نباش
هروقت نتایج آماده بشه تماس میگیرم
باید خودم ببینمش
اون الان وضعیت عادی نداره
اگه مشکلی با تراشه توی مغزش پیش بیاد چی؟
وایستا
جه هیون از کنارش تکون نمیخوره، بیا باهم بریم
همسر کاندیدا پیو توی بیمارستانه
شنیدی؟
شایعات میگن یه حمله تروریستی بوده
جه هیون عوضی، نمیتونه واسه خودش دشمن نتراشه
این یه فرصته
...خدایان یه فرصت تکرار نشدنی
در اختیارت گذاشتن
همیشه آینده نگریت رو تحسین میکردم
یه نقشه هوشمندانه توی فکرته؟
تحصیلات کالج رایگان
حمایت کومجو رو داری
طرح کاری جدیدت رو اعلام کن و برنده شو
اگه من اقدام کنم، بقیه شرکت ها هم توجهشون جلب میشه
متوجه شخصیت شریف و برترت اگه رئیس جمهور بشی، میشن
چیزی تا انتخابات نمونده
طرح کاری جدید میتونه نظر عموم رو عوض کنه؟
این طرح کاری یه کاندیداست که عموم یادشون میمونه
همونطور که میدونی، همچین طرح کاری ای تا ابد با من میمونه
میتونی بعد انتخاب شدنت، نگرانش باشی
تا وقتی که اسمت به عنوان رئیس جمهور
توی کتاب مهمانان آرامگاه ملی ثبت بشه
بودجه کمپینت رو تامین میکنم
من، جانگ کومو، هیچ وقت یه معامله ای که تهش باخت باشه رو انجام نمیدم
این بار بهم اعتماد کن
بیدار شدی؟
منو میشناسی؟
چه اتفاقی افتاد، عزیزم؟
یادمه یه کامیون به سرعت سمتمون میومد
چرا این کارو کردی؟چرا اون شکلی پریدی جلوم؟
میدونی که، تقریبا تا دم مرگ رفتی
دیگه این کارو نکن
اگه بدترین اتفاق ممکن بیفته، نمیتونم تحملش کنم
وقت فکر کردن نداشتم، فقط اینو فهمیدم که توی خطری
راستی، اون کامیون رو کی میروند؟
دکتر یانگ بود
چرا دکتر یانگ همچین کاری کرده؟
اخیرا وقتی که داشت اطلاعات اصلی تحقیقات هچ رو میدزدید گیر افتاد
منم اخراجش کردم
فکر کنم بخاطرش ازم متنفره
چه اتفاقی براش افتاد؟
خودم بهش رسیدگی میکنم، تو نگران نباش
فقط از خودت مراقبت کن، باشه؟
من خوبم
راستی
فکر کنم یکم قبل یه لحظه هه سو رو دیدم
چرا اونجا باشه؟مطمئنی اشتباه نکردی؟
...اوه- اوه نه، منو ببخش-
باید استراحت کنی
بگم بازم مسکن بیارن؟
"سونگ چان"
تماسو جواب بده، فکر کنم بخوام یکم بیشتر بخوابم
اوه باشه، نگران هیچی نباش و یکم دیگه بخواب
چیه؟سرم شلوغه
برام مهم نیست چقدر سرت شلوغه، بیا اینجا راجع به دکتر یانگه
الان پیششم
یا شاید بهتره بگم پیش سوجونگم؟
ته را رو تنها گذاشت، داره کجا میره؟
خودت میتونی بری، نه؟
چرا؟- فکر کنم بهتر باشه دنبالش برم-
نه، نرو
فقط همینجا بمون، هیچ کاری نکن
واقعا میترسم
باشه، هرکاری بگی همونو انجام میدم هه سو
خانم هونگ
!بیدار شو
...برادرت، اون
حتما هاجون توی اون آزمایشگاهه
باید موقعیتش رو پیدا کنم
ته را
هه سو؟
چطوری اومدی اینجا؟
اومدم ببینم حالت خوبه یا نه
منو ببخش
به خاطر من کم مونده بود بمیری
واقعا متاسفم
به خودم گفتم دارم این کارو به خاطر تو انجام میدم
چون هیچ وقت با اون خوشحال نمیشی
ولی نمیخوام از دستت بدم
اگه بگی الان خوشحالی، من مشکلی باهاش ندارم
حتی اگه خاطراتت برنگردن
فقط دیگه نمیخوام عذاب بکشی
فقط همینو میخوام
همین
مسخره نباش، گریه نکن
من همه چیزو یادمه
مکالمه هامون
نقشه هامون برای خلاص شدن از دست پیو جه هیون
و اینکه منو بخشیدی
همه چیز رو یادمه
پس چرا بهم نگفتی؟
دیگه نمیتونستم به خطر بندازمت
ولی فکر نمیکردم تا این حد پیش بری
حتما سخت بوده تنهایی باهاش روبه رو بشی، هه سو
منو ببخش
نه، منو ببخش
تقصیر منه
سر راهم به اینجا، همش دعا میکردم
اگه به معنی در امان بودنت باشه، دست از انتقامم برمیدارم
دیگه هیچ کاری نمیکنم
لازم نیست به بهای از دست دادن کسی که برام مهمه، انتقام بگیرم
دیگه میخوام دست بردارم
هه سو
No comments yet. Be the first to leave one.