最初の200行です。
قبلاً
دیشب بهم زنگ زدی؟
دیگه به کی زنگ بزنم؟ مگه تو شریک من نیستی؟
.فکر کردم مشکوکه
.وقتی قلبم داشت از کار میافتاد، به تو فکر کردم
اونوقت به جای خوشحال بودن، تو مشکوکی؟
اون ساختمون متروکه
انجمن جهانی علم و دانش
.اونو به عبدالله چرن فروخت
چی؟
...و رئیس هیئت مدیره حین فروش
.رحمی گورنر
.خب، گوش میکنم
ببخشید؟
برای یه شام رمانتیک که زنگ نزدی، درسته؟
.نه، نه
.کمال
.تو نمیتونی دروغ بگی
.گونس رو پیدا کردم
.پسرمون رو پیدا کردم، سمیحه
.برادران و دوستان اهل دل دعوت هستند
.هر پنجشنبه - ۲۰:۳۰، کادیوران لژ، خیابان کادیوران
چند روز پیش
ازم پرسیدی که آیا طریقتهای انحرافی قرون وسطایی هنوز وجود دارن یا نه؟
.بعضیهاشون هنوز وجود دارن
پناه میبرم به پروردگار سپیدهدم
از شرّ آنچه آفریده است
و از شرّ تاریکی هنگامی که فراگیرد
...و از شرّ
.لطفاً خودتون رو به زحمت نندازید
شما هم منتظر آقای دکتر هستین؟
.بله
.رضا اونجیل. من در نووارتیس کار میکنم
.یک شرکت سوئیسی و آلمانی
خیلی بده، آقا؟
ببخشید؟
دردتون؟
.درد من از هفته پیش داره بدتر میشه
.خصوصاً تو زمستون دیگه قابل تحمل نیست
.سرما خیلی روش تأثیر بدی داره
...باید زیاد حرکت نکنید و گرم نگهش دارید، اما
.این ممکن نیست
.طبیعت شغل من مسافرته
سال پیش این کار رو بهم دادن. ۳۲
.درست بعد از اینکه از سربازی برگشتم
.اونا یک دستگاه ردیاب بین مهرههای T6 و T10 در ستون فقراتم کاشتن
.چه کار میتونم بکنم؟ باید تحمل کنم
.چون مردم به ما نیاز دارن
.به آدمهای برگزیدهای مثل ما نیاز دارن
.حداقل... باید برای دخترتون زندگی کنید، آقا
.خدا حفظش کنه
.خوش آمدید، آقای رضا. ممنون، آقا
.لطفاً خودتونو به زحمت نندازید. اصلاً
.با اجازه شما، من یه جلسه دارم
.اگه مایلید، میتونید تو اتاقم منتظر بمونید
.حتماً، آقا
.بفرمایید. بفرمایید تو، لطفاً
.من منتظر میمونم
.آقای رضا از همه اینجاییها قدیمیتره
اون معتقده که برای یه سازمان مخفی کار میکنه
.که هدفش رفاه و آسایش دنیاست
.وقتی که نماینده پزشکی بود، اینجا بستری شد
.به درمان پاسخ میده
،اما وقتی از دنیای فانتزی خودش خارج میشه و با واقعیت روبرو میشه
.دچار افسردگی شدید میشه
.متاسفانه سرطان مثانه پیشرفته داره
و ما تصمیم گرفتیم که دنیای فانتزی اونو به هم نزنیم
.تو روزهای آخر عمرش بهترین کاره
اصلاً این دنیای تلخ واقعیت چه سودی داره، مگه نه؟
.بفرمایید
.ارتباط بیمار در معاینه روانپزشکیاش محدود بود
.به همین دلیل، نتونستیم درک و فرآیند تفکرش رو ارزیابی کنیم
.خلقش معمولاً در هم شکسته است
.احساساتش کُند شده
.تشخیص بالینی اسکیزوفرنی کاتاتونیک است
اصلاً چیزی گفت؟
.چیزی جز چند کلمه عربی
.مشابه آیات قرآن
چیزی در مورد هویتش دارین؟
آیا قبل از این سابقه مشابهی تو بیمارستان دیگه ای هست؟
.نه، متاسفانه
چیز غیرعادی یا جالبی که توجهتون رو جلب کرده باشه، متوجه شدید؟
،تو رادیوگرافی شکم که استخوان رانش رو هم بررسی کردیم
.آثار سوختگی درجه دوم در تمام بدنش پیدا کردیم
.با بخش پوست مشورت کردیم
خب؟
.سوختگیها قدیمی هستن اما عمیق
،و بعضی از لایههای درم
.و تقریباً تمام اپیدرم آسیب دیده
اون سوختگیها میتونستن بر اثر آتیش باشن؟
.ممکنه. چون خیلی بزرگ و وسیعه
و گزارش بخش پوست
.میگه به جای جوشیدن، مستقیماً در معرض آتیش بوده
.میتونم ببینم؟ البته، بفرمایید
.اگه میخواین، میتونین نگهش دارین
.من یه کپی دارم
.اگه چیزی گفت، با این شماره به من زنگ بزنید
.صبح بخیر، رفقا
.صبح بخیر. صبح بخیر، ستوان
ستار هنوز نیومده؟
نه، ستوان
گزارش بررسی صحنه جرم مربوط به قایق حاضر شده؟
تا ظهر حاضر میشه، ستوان
.ستوان، با خانم نییره هم صحبت کردیم
پرسیدیم چیزی راجع به اون آدم خل و چل توی قایق میدونه؟
.اون مرد دوست قدیمی نصرت ایشیکه
.اما بعدش از لحاظ روحی بهم ریخت
.و شروع کرد به زندگی کردن تو قبرستون گؤکسو
.نصرت ایشیک نتونست قانعش کنه که بره بیمارستان بستری بشه
.اصرار داشت که مرده و جاش قبرستونه
،و از سر دلسوزی
.نصرت ایشیک اجازه داد گاهی اوقات روی قایق بمونه
.یا از سر عذاب وجدان
.چون اون تو آتیش سوزی باعث زخمی شدنش شده بود
.روزتون بخیر، بچهها
آه، ستوان؟ دارید میرید بیرون؟
.بله
میشه اینا رو بدم شما؟
اینا چیه؟
.بیسیمهای جدید. واسه سروان و شما
.از بخش فناوری اطلاعات میان و بعداً نصبشون میکنن
.میگن برد خیلی بالایی دارن
.امیدوارم مثل اون شب از کار نیفتن
اون شب؟
.در واقع سروان
ببخشید؟
.سروان ستار شبی که غش کرد از ما کمک خواسته بود
.اما متاسفانه نتونست موقعیت رو بهمون بگه
.یعنی امیدوارم با این مدلهای جدید اون مشکل رو نداشته باشیم
.منم امیدوارم، فلیز. ممنون
ستوان؟
.سلام ریحان
بله؟
.به فیلم دوربینهای مداربسته شهر نیاز دارم
.ستوان، شرمنده
.من فقط کارهای مربوط به صدا رو انجام میدم
.آها
.متاسفم
.شوخی میکنم. شوخیه، شوخی
.به نوشته روی در توجه نکن، من هر کاری میکنم
.نمیذارم خودتو با اونا اذیت کنی
دنبال چی هستی؟
.فیلم دوربینهای مداربسته شهر
.فانوس دریایی آناتولی
چه خبر کمال؟
انقدر دلت تنگ شده بود؟
"نه مریض چشم به راه صبح میماند"
"و نه گور برای تازهمردهای"
"و نه شیطان چشم به راه گناهی"
"به اندازهای که من منتظر تو بودم."
.امیدوارم زیاد بیرون منتظرت نذاشته باشم
.و متاسفم، چیز دیگهای برای پذیرایی ندارم
.ممنون
.میخواستم ببینم چطوری
.و داشتم فکر میکردم که اونا همین الان هم دنبال بهانه هستن
.و من افتادم، دیگه هیچ کس ذرهای برام اهمیت قائل نیست
.قبلاً بهت زنگ زدم
.اما گوشیت خاموش بود
...راستش، امروز میومدم اداره، اما
.خسته بودم
.فقط دارم استراحت میکنم
خب، چه خبره؟ چه خبر؟
.حتماً اسم رحمی گورنر رو شنیدی
آره. چطور اتفاق افتاد؟
.بسته نشده بود
.قبل از اینکه بکشتش، چشماشو با همون ابزار درآورد
شاید چیزی دیده که نباید میدید؟
.شاید
.طفلک
.و ما با اون مرد صحبت کردیم
الان چیکار میکنید؟
.داریم ارتباط بین... رو عمیقتر بررسی میکنیم
.فایق اهلات کاراجا و رحمی گورنر
.دیشب دوباره به گؤکسو رفتید و یه مرد روی قایق پیدا کردید
اون کی بود؟ فهمیدید؟
.ظاهراً همه چیزو شنیدی
.مثل اینکه کانالهای خبری دیگهتون مثل رادیو نیستن
.دنیا کوچیکه
.خبرها سریع پخش میشن
.فقط یه بیخانمان
.مثل اینکه سوار قایق شده تا از سرما پناه بگیره
.فکر نمیکنم ربطی به پرونده داشته باشه
برام هدیه آوردی؟
.فلیز دادش به من
.بیسیم جدید
با همون قدیمی هم کارم راه میفتاد. واقعاً لازم بود؟
.اینا برد فرکانسی وسیعتری دارن
.باید از هر جایی آنتن بده
.مثل اون شب تو فانوس دریایی از کار نمیفته
.فلیز بهم گفت که کمک خواسته بودی
.اون شب تو فانوس دریایی آناتولی
خب؟
چرا به من نگفتی؟
چرا باید بگم؟
.با چیزایی که بهت ربطی نداره ور نرو، انگلیسی
.یه حیوون کیف یه زنو دزدید و فرار کرد
.من شنیدم و دنبالش کردم
،و وقتی تو مخمصه افتادم
.و میدونی که تو جواب ندادی
.الان میرم
No comments yet. Be the first to leave one.