最初の200行です。
«این فیلم براساس واقعیت ساخته شده است»
!برو، راه برو
اون یکی پدرمونو درآورده
خب چون چشماش کوره
«کوه مغیله - تونس»
هی، راه برو
.: «ارائهشده توسط «آیهدُسینما :.
راه برو
یالا
دیگه سروصدا نکن
پاتو بذار جای پای من - باشه -
نترسیا، ولی حواست به مینها باشه
از اینور میریم
!یالا
هی کور، راه برو
تکون بخور
،ساکت اشرف صداتو بیار پایین
همینجا استراحت میکنیم
،اینجا آب هست غذا هم خودشون پیدا میکنن
دیدی این چه بامزهس؟
ببینم
مامان عنترش بهش غذا نمیده
یه عنتریه مثه خودت
برو پیش بقیه
بابا و عمو قبلا هر روز با حیوونا میومدن اینجا
،اونا همه جا میرفتن اینجا، اون پشت، اونور
،همش واسه خودمون بود کسی بهشون امر و نهی نمیکرد
تا حالا اینجاها نیومده بودم
تا حالا از مسیر مِجری جلوتر نرفته بودم
به مامانت که نمیگی، نه؟
نه بابا
قول میدی اشرف؟ کسی نباید بفهمه ها
نگران نباش - آفرین -
!آب میخوای؟ بیا رحمه حرفمو باور نمیکرد
بیا یه جای باحال بهت نشون بدم
!هول نده
قشنگه نه؟
آره
،مامان میگه اونا همه جا هستن توی کل کوهستان
نترس
اونا الان اون طرف قایم شدن
کون لقشون، عوضیا
آره
،میلیونها سال پیش اینجاها محل زندگی ماهیها بود
قبل از اینکه مامانت یه اسکول مثه تو رو بدنیا بیاره
تمام اینجاها دریا بود
بهش میگفتن تاتوس
تاتوس؟
!حالا هرچی ...تاتوس، توسا، تسی
مثه بچه گربه؟ - آره، که ماهی میخورن -
برگردیم پایین؟
اینجا چیکار میکنی تخم سگ؟
این حرومزاده کیه باهات؟
بچههه به هوش اومده؟ - مهم نیس -
نزار
اینو برگردونین پیش مامانش
اینجوری یاد میگیرن دهنشونو ببندن
«مسیر سرخ»
!اونجا رو، اشرف حامله شده
اشرف بیا بازی کنیم
باید برم خونه
بیا دیگه
بابا ولم کنین
بازیو خراب نکن دیگه
وقت ندارم
بیا دیگه، سه به سه
کیفتو بده من - دستتو بنداز -
چی توشه؟ - هیچی -
چرا خونیه؟
،باشه، ولی زیاد بازی نکنیم وسایلمو میذارم همینجا
!یالا پاس بده
بده پشت سرت
آها ایول
پاس بده اشرف
!پاس! پاس
چرا اینجوری بازی میکنی اسکول؟
،گمشو بابا، تو اسکولی !نمیتونی با ما بازی کنی
ریدی
!گمشو
نباید بهش میگفتی بیاد بازی کنه
!سیکتیر بابا، اصن تو هم برو گمشو
!نخیر نمیرم
!دیوس
برو پیش مامانی
با این کفشای کوچولو چه بامزه شده
ببین چقدر نازه
چه پسر خوش خنده ای
!خوشگل پسر
بیا به مامان بزرگ بوس بده
صبح بخیر اشرف
پسرعموت بیداره، قهوهشو واسش ببر
!هر هر هر، نزار
!مسخره ها
!رحمه
!اشرف
اونجا چیکار میکنی؟
نزار کجاس؟
تو جنگل منتظرمه
داره یواشکی یه چیزایی میسازه
نمیدونم چیه، ولی الان دیگه کارش تموم شده
میخوام به تو نشونش بدم، فقط به تو
چرا به من؟
همینجوری - چی هست حالا؟ -
از کی تا حالا چیز میز میسازین؟
زودباش، بگو
بیا رحمه
،اشرف من خسته شدم برمیگردم خونه
وایسا، رسیدیم
خرابه ها؟ همینو میگفتی؟
بگو نزار کجاس وگرنه برمیگردم
گفتم که، داره میاد
!وای، چه خوشگله
،مامانش ولش کرده اگه میخوای نگهش دار
خیلی بامزهس
اسمش چیه؟
تاتوس - تاتوس؟ -
،چه اسم عجیبی تو خیلی نازی تاتوس
ببین چقدر نازه
بسه، داری اذیتش میکنی
چته تو؟
دیگه نمیخوام اینجا بمونم، برمیگردم خونه
...رحمه
منو تنها نذار
نزار تو رو دوس داشت
...همیشه میگفت آرزوش اینه که
من عمرا باهاش ازدواج نمیکردم
،اینجوری نگو راجب نزار اینجوری نگو
مردهها همه چی رو میدونن
دروغ گفتن فایده ای نداره
یه بار بهم گفت "یه روزی باهاش شنا میکنم"
ولی تو دوسش نداری
تو دوسش نداری
بیا اشرف
،من این سنگو همه جا با خودم میبرم پیش خودت نگهش دار
در برابر همه چی ازت محافظت میکنه
،باید بریم بزرگترا خودشون میدونن چیکار کنن
خداروشکر
اونا گذاشتن برگردی پیشم
وای خدایاشکرت
زخمیت نکردن؟ !اونا نکشتنت
،قلبم داشت وایمیستاد همینجوری که میدوییدم دعا میکردم
میگفتم "نکنه یه وقت تو هم...؟"
...ببخشید، امبارکا
بخاطر پسرم ترسیده بودم
،اونا قلبتو از جا کندن !خواهر سیاه بختم
اونا توی کوهستان سر برادرمو بریدن
میدونم این کار ممنوعه، آقای صلاح
این حرف چه کمکی به من میکنه؟
!ما میخوایم جلوی اون حرومزاده ها ازمون محافظت بشه
باشه، ما اینجاییم، منتظر شماییم
ولم کن
نمیخوام تکون بخورم
میخوام بمیرم
میخوام بمیرم
میخوام بمیرم
امبارکا، صبور باش
این خواست خداس
مامان، پلیس بزودی میاد اینجا
،براش طلب آمرزش کن فردا خاکش میکنیم
میخوای سر برادرتو خاک کنی؟
سر نزارو؟
پسرم کامل از شکمم اومد بیرون
حالام باید کامل خاکش کنیم
،دلم میخواد غسل بشه خوشبو بشه، و کامل خاک بشه
کامل
میشنوی مونیر؟
دیگه نمیدونم بهش چی بگم
،بهشون زنگ بزن مونیر بگو جسدو برامون بیارن
!اونا به ما هیچ اهمیتی نمیدن
ما به هیچ جاشون نیستیم
دولت راجب اینجور جرمها هیچ کاری نمیتونه بکنه
!تو برو ببینیم به حرفت گوش میدن یا نه
آقای صلاح بهت زنگ نزده؟
نه، حتی دیگه جوابمو هم نمیده
من به مامانم دروغ گفتم که آرومش کنم
نمیتونم تو همچین وضعی ببینمش
پس کجان؟
"اونا امشب نمیان، گفتن "فردا
،الکی دلت خوشه حاجی فکر کردی بخاطر جسد یه چوپان میان؟
،وقتی رسیدم اونجا همشون راجب قضیه خبر داشتن
"گفتن "فردا
هیچ حرف دیگه ای نزدن
،ولی صداشونو شنیدم میترسیدن بهشون حمله بشه
و راستشو بخوای، حق داشتن
پس چرا بهمون گفتن منتظر بمونیم؟
اونا نمیخواستن ما بریم
نمیخواستن ما بریم
فکر کن یه خونواده بخاطر یه جنازه ...از کوه بره بالا
دولت بدردنخور
مونیر، دوباره زنگ بزن به آقای صلاح
بدن نزار زیاد دووم نمیاره
گرگا و خرسا میخورنش
بیاین
نزار؟
!اشرف
اینجا چیکار میکنی؟
اشرف کجاس؟ - اونجاس -
برو پیش عموت
چیکار میکنین؟ ساعت 3 نصفه شبه
فردا امتحان دارم - الان وقتش نیس -
No comments yet. Be the first to leave one.