最初の200行です。
.هی! اون اسپری رو بده به من .الان بهت میدم -
.اما حداقل برو برای خودت چند تا شورت بخر
!بذار فیلمم پخش بشه اونوقت بهت نشون میدم
وسایلت رو مگه برنداشتی؟ .چرا برداشتم -
اولین باره به یه جای انقدر دور میرم
.من تاحالا رفتم
.به کشمیر
.اونجا خیلی سرد بود .اون سگک رو برام بیار -
غذاتو خوردی؟
نه؟
غذا خوردی؟ .نه -
چیه؟
....قربان
همیشه داری با تلفن حرف میزنی، نه؟
.نه اینطوری هم نیست قربان
نمیتونی بی سر و صدا غذا بخوری؟ .چرا -
.چشم قربان
...قربان
!همگی خبردار
!دست ها آماده
!آماده باش
!دست ها به کنار
!پاها باز
.راحت باشید
چند نفرتون برای اولین بار میخوان برن یه ایالت دیگه مأموریت؟
،وقتی برای مأموریت میریم یه استان دیگه باید حواسمون جمع باشه
.باید حواسمون جمع باشه که دیگران دربارمون بد نگن
...چاتیسگار، مادهیاپراکاش
.و بعد از اونا جارکاند
.مأموریت شما در کل 40 روز طول میکشه
.اجازه بدرفتاری، توهین و غیره با دیگران و همدیگه رو ندارید
.وظیفه ماست که اسم پلیس کرالا و دولتمون رو به خوبی حفظ کنیم
.و از اون مهمتر شما باید مراقب دستهاتون باشید
.فقط زمانی که بهشون نیاز داشتید ازشون استفاده کنید
!مراقبت وسایلتون باشید تا بعداً درباره گم شدنشون غر نزنید
.همه شما باید از قوانین انتخابات آگاه باشید
.ما هم قراره توی اون شرکت کنیم
...نه به عنوان کاندیدا
.بلکه به عنوان پلیس
.وظیفه ما همینه
...حرف دیگه ای نیست
.موفق باشید
!همگی خبردار
!دست ها آماده
.سه نفر سه نفر به سمت راست حرکت کنید
!به راست بچرخید
"گلوله" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
.مسافران لطفاً توجه فرمایید
.قطار شماره 22648
،قطار مخصوص از تیرووانانتاپورام به کوربا
.در حال رسیدن به سکوی شماره 2 است
.چیزی رو یادت نره
چک کن ببین همه چیزو آوردی؟
.زود باش عجله کن
بیا. کدوم یکی؟
این یکی؟
!کافیه. تکون بخور
.این اطراف تجمع نکنید !هی گیریش -
کدوم یکی؟
.کیفو بده به من
.اون آبی رنگه
چرا میذاریش بین پاهای من؟
!بفرما
هی رفیق؟
!خودش صبحی داره میاد بین پاهای من
.بلند شو و بیا
چی شده قربان؟
.هیچی، فقط باد معده بود .حتماً بخاطر مسافرت طولانیه -
.هر چند این مسافرت خیلی خوبه
.توی راه برگشت هم باید خوش بگذرونیم
.همه چیزش خوبه .یه صدایی از اینجا میاد -
چی بود؟
.ما اهل کرالا هستیم، برای مأموریت انتخابات اومدیم
.من ماتوکوتی، افسر فرمانده هستم
فکر می کنی خنده داره؟
!نمیدونم اینا دیگه از کجا اومدن سر صبحی ما رو تو دردسر بندازن
!یالا
این کیه؟
بهمون گفتن حفظ حرمت اسم پلیس رو بکنیم !اما به محض رسیدنمون خرابش کردیم
!پس قراره تو راه برگشت بهمون خوش بگذره! می بینمت
!باشه
.حزب ما دو ایده اصلی داره
...اول
.یک هند جدید، جایی که خواهران و برادرانمون در صلح و صفا زندگی کنند
...دوم
...که اجازه کار به زنان داده بشه
.و عزت احترام به زندگی اونها وارد بشه
...دولت ما قول میده شبانه روز کار کنه
.ببین ما الان سه ساعته که اینجاییم
ماشین کجاست؟
.نمی دونستیم شما دارید میایید
.یکم دیگه زمان میبره
...شغل های جدید برای جوانان
.این همیشه جزوی از آینده بینی های دولت ما بوده
برای باد معده قرص دارید؟ .نه آقا -
مانی کجاست؟
.از وقتی رسیدیم ندیدمش
.میرم ببینم کجاست
...اونها یه حرفی رو میگن
.و عملکردشون با اون حرف تفاوت داره
.تمام کشور از ذات دورو و حقه باز اونها خبر دارن
،اونهایی که با کشتن مردم خوشون بر ما حکومت میکنن
چه اطلاعی از پیشرفت کشور دارن؟
.ما به پیشرفت کشورمون امید داریم و در حال کار بر روی اون هستیم
،خواهران و برادارن
.به ما گفتن که بنزین رو به 40 روپیه بهمون میفروشن
.گفتن که پول سیاه رو از کشورمون حذف میکنن
..ما هیچوقت با دروغ و کلک به شما وعده نمیدیم
...از 60 سال قبل تاالان
.دولت ما شبانه روز در حال تلاش و کوشش بوده
...برای ادامه دادن این پیشرفت
،تمام شما مردم
.باید رأی بدهید
،و مثل هر انتخابات
چرا لبخند میزنید قربان؟
.چیزی نیست
.یکی میخواست کیف یه نفرو بزنه
.وقتی منو دید برگشت و بهش پس داد
پس چرا دستگیرش نکردید؟
!عجب دزدیه
.اینجا دزدای بهتری هستن
.درسته
همسرت کِی زایمان میکنه؟
.همین هفته
.ولی هنوز روز دقیقش رو بهمون نگفتن
.الان باید اونجا میبودی
.به معلم گفتم بره و چکش کنه
من خیلی وقت پیش درخواست مرخصی دادم قربان
.من رو لحظات آخر به زور وارد مأموریت کردن
!چیکار کنیم دیگه مرد
.قربان... جناب ماتیو دارن باهاتون تماس میگیرن
.الان میام
دو روز دیگه میری با خانواده من زنجیر و طلا بگیری؟
.نیمی به حرفم گوش کن، اول بیعانه برای طلاها بده .روی عکسم کلیک کن
.هی! بیا ...بقیشو بعداً میتونی به بابا بگی -
.یه لحظه
.نیمی عزیزم، اول تو به من گوش بده
.تو با خانواده من و خودت میتونین برین خرید
ببین فقط قراره ساری و طلا بخرین. من که نمیتونم اینجا رو ول کنم و بیام، باشه؟
!کلیک کن
.تا الان با من حرف نزده
.اون همینجاست، اما از من دوری میکنه .این که بد نیست -
اگه با من حرف نزنه چیکار میتونم بکنم؟
بعد از اومدن به انتخابات، قراره توی خیابونها رها بشیم؟
مانی تو کجا بودی؟
.دو سه روز میشه که خودمو راحت نکردم، اول رفتم اونکارو بکنم
.میتونستی اینکارو توی قطار بکنی !وای نه -
برای باد معده دارو دارید؟
.میخواین؟ الان میارم
چرا از بقیه دور نشستی؟
!هی
...قربان
...قربان... اون کیف
!بشین! بشین
.من باید نگهت دارم
.مادرت قبل از اومدن به اینجا اومد دیدنم
چی گفت قربان؟
.بعداً بهت میگم
.من به اون فضول گفتم منو از این کارا دور نگه داره
!اما اخلاقای عجیبی داره
.وقتی رفتیم اردوگاه بعدی من حواسم بهش هست
.درست و حسابی میزنمش .پاتون رو تکون بدید -
.بسه قربان! اون از اینکه همسرش ترکش کرده ناراحته کِی؟ -
.چند وقتی میشه .بله -
!بذار اون زن فرار کنه
.بسه، بدش به من
که چی قربان؟
اوقات خوبی رو توی سفر داشتیم، مگه نه؟
!عجب سفری بود
میشه اینکارا رو با اطلاع جناب مانی انجام بدیم؟
.باید بدون اینکه بدونه برنامه ریزی کنیم
!اون همیشه از وظیفه حرف میزنه
.بدید... خب قربان بدید به من... باشه
...اینطوری میریزیمش داخل یه لیوان
!و یه نفس میخوریمش! همین
!بسلامتی .بده -
کدوم کانال؟
آسیانت؟
.قربان روی کانال آسیانت هست، دارن تماشا میکنن
.اینجا مشکلی نیست
.اخبار درباره تیم ماست
.توی یه کانال کرالا و آسیانت
،گزارش رسیده که یه گروه از پلیس های کرالا
.باستار شهری که بشدت تحت افکار کمونیستی مائویست است
.میگن کمونیستای زیادی اونجا هستن کونجِتا
.اینجا هیچ کمونیستی نیست
.مشکلی نیست
.تازه رسیدیم اینجا
.منتظر یه سواری می مونیم
.امروز تولد آپوئه، تلفنو میدم به خودش
...آپو
...تولدت مبارک آپوی عزیزم
.بگو ممنونم .ممنونم -
.باید براش یه لباس بخری
.قربان ماشین رسید .باشه -
.خودم بهت زنگ میزنم
!هی! هی
.ماشینمون رسید، بیاین
فهمیدی چی گفتی؟
...بهمون گفتن اسم پلیس کرالا رو سربلند کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.