最初の200行です。
!لـعنت به شما جندههای لـعنتی
.هی
.هی
.خواهش میکنم
.خواهش میکنم
.خواهش میکنم نکنید
.خواهش میکنم
.خواهش میکنم، خواهش میکنم
.نزنید. خواهش میکنم بس کنید
.خواهش میکنم، خواهش میکنم
.خواهش میکنم بس کنید
.نزنید
...خواهش میکنم
!بس کنید
...خواهش میکنم
...بس
تقدیم میکند تــیــم تــرجمـه
ارائــه ای از کـیـارش
بــازمانــدگان
دارن کجا میرن؟
،هر اتفاقی که افتاده .منم میخوام کمک کنم
!از سر راه برو کنار، لـعنتی
."متشکر، "بِـرد
"اینجا، از اردوگاه فرقهی "مرتدینِ بهشت در "نوما"ی فلوریدا براتون گزارش میدهم
.آتش گشودند "ATFEC" که اخیراً بروی مأمورین
تنش میان فرقه و این سازمان در روزهای اخیر ...افزایش یافته و این اتفاق از زمانی رخ داد که
.صبح بخـیر
.هی، من ده دقیقه دیگه میرم
میخوای برسونمت مدرسه؟
لباسهای سفید من رو ندیدی؟
.نه
مطمئنی؟ - .آره -
."صبح بـخیر، آقای "گاروی
میخواین قهوه درست کنم؟
!هی
شما دیشب زنگخطر رو خاموش کردید؟
.نخـیر
.روشن نبود اصلا
.چرا، روشن بود .گذاشته بودمش رو آمادهباش
.سنـسور حرکتی غیرفعال شد
.مثکه توش استاد شدی
کجاست؟
تعجـب کردی؟
ما میخوایم چیزی رو به یاد بیارن .که میخوان فراموشش کنن
همینطوری ما رو به حال خودمون که نمیذارن، درسته؟
.دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره
...گمونم باید ترسیده باشم، اما
.نترسیدم
چیز عجیبیه؟
.اوه، لـعنت
.امیدوارم زیاد درد نکشیده باشه
حالت خوبه؟
.طاقت بیار
.چیزی نیست
.لـوری"، چیزی نیست"
."لـوری" .اوه، خدای من
!به کمک احتیاج داریم
،لـوری"، چیزی نیست" .چیزی نیست
.چیزی نیست
.نمیتونه نفس بکشه
،چیزی نیست .چیزی نیست
!کــمــک
.چیزی نیست
!خواهش میکنم یکی کمک کنه
هی، داری چیکار میکنی؟ !هـی
حواست به سنگه هست؟ - چـی؟ -
.سنگ
نگاه، قبل اینکه برشون دارید .باید از موقعیتشون عکس بگیری
.درسته .باشه، شرمنده
سر به سرم نذارید دیگه، باشه؟ .اون حدود یه ساله که با شماست
کسی رو نداره که در مواقع اضطراری باهاش تماس بگیریم؟
".خانوادهای نداره"
.خب پس به گمونم زیر بوته بار اومده
اظهارات همهی گروهشون رو گرفتی؟
بله، قربان. "مایک" هم رفته فروشگاه .بازم براشون از این کاغذ زردا بخره
.میخوام تو خیابونها نـرید
.اونقدری نیرو ندارم که ازتون محافظت کنم
.میدونم، آره .بگو برم گم شم، فهمیدم
.اوه، خوبه
.متشکر
هی، رئیس، یکی از شاهدین میگه
.باید بره وگرنه کلاس رقصش دیر میشه
مشکلی نیست بذارم بره؟
میخواین تفنگ من رو پس بدین یا نه؟
.سنگ شلیک نمیکنه
اینجا چیکار میکردی؟
،آبجـو میخوردم
.ستارهها رو میشمردم
هی، میتونستی گواه حرفام باشی .اگه دست به سرم نمیکردی
."هی، "دیـن
."بـرت"
.ما یه قراری داشتیم
.کنتـرل جمعیت
!اوه، لـعنت
!هی، مراقب باشین لـعنتیها
.عجب وضع وحشتناکی
کار دیگه بلد نیستی باهاش بکنی؟
،ببخشید مزاحم شدم میتونم با دخترم صحبت کنم؟
.مشکلی نیست
.جیـل"، "جیـل"، عزیزم"
جیـل"، چی شده؟"
جیـل"؟ "جیـل"؟" .صبـر کن
.فقط بهم بگو
بگو چه بلایی سر مامان اومده؟
چه بلایی سرش اومده؟
.اوه، نه، نه، مامانت خوبه .مامانت حالش خوبه
پس چرا اومدی اینجا؟
،دیشب به زنی که عضو بازماندگان گناهکار بوده حمله شده
.میخواستم اول از زبون خودم بشنوی که نگران نشی
.لطفا به دوستات حرفی نزن
.میخوام قبل اینکه هوا تاریک بشه بیای خونه
.تو و "ایمی" پیتزا سفارش بدین .من تا دیر وقت کار میکنم
ممکنه تا صبح نیام خونه، باشه؟
.بهت پیامک میدم
.خیلخب، باشه
.نبـاید گریه میکردم
.اگه اون بود واسه من گریه نمیکرد
.خب آماده؟ بریم
.متوجه شدم، صبح سختی رو داشتیم
.بخاطر صدا متأسفم
.استخونش از جا در رفته
.خیلخب، نتیجه آزمایشهات رو دیدیم
.همه چی بنظر نـرمال میاد .بیا حالا بشـنوم
.خیلخب
ممکنه بپرسم که روزی چندتا سیگار میکشی؟
خیلخب، اتفاقی که برات افتاد .به حمله عصبی شبیه هستش
،و اگه دوباره اتفاق افتاد .دو تا از اینها رو بخور
اگه بیشتر احتیاج داشتی، باید .نسخه از روانپزشک داشته باشی
خیلخب؟ .میتونی بری
آیا مقتول عضو سازمانی با عقایدِ# .مذهبی مستقل و تأیید نشده بوده؟ بلی
آیا تعداد اعضای این سازمان بیش از 40نفر است؟# - .تصمیمش با تو نبود -
...بلی. #آیا الگویی از وقایع خشونت بار
میدونم چه گُهی توش نوشته شده !چون منِ لـعنتی امضاش کردم
!بلی
...اگر چنین شرایطی برقرار است، هرگونه" - میخوای بازم بخونی؟ -
یه عالمه اصطلاحات تخصصی توش هست !که توی شاسگول حتی نمیفهمی یعنی چی
،در حوزهی اداره مبارزه با مشروبات الکلی..." !مواد مخدر، سلاح گرم و محترقه و فرقهها است
"!تقاضا میشود فوراً با این اداره تماس بگیرید
!فـوراً
!چطوره منم اینو فوراً بکنم تو کونت؟
!"رئیسپلیس "گاروی
!چاقال لـعنتی
چی شده، آقایون؟
کارآگاه "ویتلو" سرخود زنگ زده به پلیس فدرال
.که بیان پرونده رو ازمون بگیرن
...من با پیروی از دستورالعمل فقط به وظیفهام عمل کردم
لـو"؟" - بله؟ -
صحبت کردی؟ "ATFEC" خفه خون بگیر. حالا با کی تو
...مأمور
."شاؤن کِـلینی"
خیلخب، لطفا اطلاعات تماس مأمور "کِـلینی" رو
.به رئیست بده تا بتونه گندی که زدی درست کنه
.ممنون
چیزی ازم میخوای؟
.حکومت نظامی
.کسی شب از خونه خارج نشه
،ببین، مردم ممکنه واکنش نشون بدن
،اگه بازماندگان گناهکار بیان بیرون .میتونیم دستگیرشون کنیم
.برای فردا با شوراء جلسه میذارم
میتونی بیای اونجا براشون توضیح بدی؟
.الآن که توضیح دادم
."فـرمالیته هست، "کویـن
.من بهت اعتماد دارم
.ولی اوضاع گندی شده
.نگاه خیلیها به ماست
...تو که تحت تأثیر
موقعیت خانوادگیت قرار نمیگیری؟
.نه
.قرار نمیگیرم
.با "مستر کارت" همه جا میشه رفت
.دو ساله که پرواز نکردیم
.بیخودی نگو همهجا
.بیخودی نمیگم که
.چرا، بیخودی میگی - چرا همش اینو میگی؟ -
...خیلخب، صبر کن. اوه
میتونی کیف رو از صندلی جلو بیاری؟
.باشه، باشه - آوردیش؟ -
.آره، آوردم
.آماندا"، زل نزن"
.تو هم همینطور
.برو
.تماس گرفتید "ATFEC" سلام، با "شاؤن کِـلینی" از اداره
.پیغام بگذارید تا با شما تماس بگیرم
مأمور "کِـلینی"، رئیسپلیس "گاروی" هستم ."از "مِیپلتون"، "نیویورک
یکی از مأموران تحقیقِ ما باهاتون در مورد ،احتمال یه حادثه مرتبط با فرقهها صحبت کرده
،اما ارزیابی ایشون درست نبوده .پس خودمون تحقیقات رو انجام میدیم
.ممنون میشم اگه باهام تماس بگیرید، متشکر
!هی! هی
!هی .شرمنده
.صداشون زیاده ولی بیخطرن
!هی، هی
.مشکلی نیست
این دیوونهها رو میپایی، ها؟
.میخوان خونه منو هم بخرن
!گمونم دارن جا کم میارن
.شنیدم کلیسا رو هم که خریدن
.آره
یکیشون کشته شده، هان؟
ببخشید ولی اجازه ندارم در موردِ .تحقیقات با کسی صحبت کنم
.خیلی سخت نگـیر
No comments yet. Be the first to leave one.