Temptation

Temptation (誘惑)

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

Temptation 1957 JAPANESE 1080p WEBRip x265-VXT
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian Temptation (Yûwaku) زیرنویس فارسی فیلم

タグ

webdl
公開日: 2026-02-01
ダウンロード: 11
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

محصولی از نیکاتسو

۱۹۵۷ شرکت‌کننده در جشنواره ملی هنرهای سال

وسوسه

تهیه‌کننده: ماسایوکی تاکاگی | داستان اصلی: سی ایتو | فیلمنامه: سانکیچی اوهاشی

مدیر فیلمبرداری: یوشیهیرو یامازاکی | نورپردازی: یاسوئو ایواکی | صدابرداری: ماساکازو کامیا

طراحی هنری: تاکاشی ماتسویاما | تدوین: ماسانوری تسوجی | موسیقی: توشیرو مایوزومی

دستیار کارگردان: آکینوری ماتسوئو | مدیریت تولید: آکیرا یاماشیتا | مشاوران گل‌آرایی: سوفو تِشیگاهارا و کوسوکو سومورا

با نقش‌آفرینی

ساچیکو هیداری، ایزومی آیشیکاوا، ریوجی هایاما

یوکیکو تودوروکی، شوجی یاسویی، کوریا سندا

سانائه ناکاهارا، میساکو واتانابه، تومومو کو، تروکو ناگائوکا، تایجی تونویاما

هیدئاکی نیتانی، یوکیهیکو سوگی، شوایچی اوزاوا، شوسی موتو، جو شیشیدو

کارگردان: کو ناکاهیرا

سوگیموتو

رادیو مسکو گزارش داد که یکی از پروفسورهای دانشگاه ایالتی لنینگراد

اعلام کرده که سفرهای بین‌سیاره‌ای تا سال ۱۹۶۲ امکان‌پذیر خواهد شد

آمریکا و شوروی در رقابتی تنگاتنگ هستند

تا اولین انسان را به فضا بفرستند

بابا

اشکالی نداره اگه این ماه اون مهمونی رو راه بندازم؟

نه، این عادت بدیه

با لک انداختن روی میز، خدمتکار رو به زحمت می‌اندازی

این چه وضعیه، خیلی بی‌ادبیه

اگه مامان بود حتماً دعوات می‌کرد

آتیش می‌خوای؟

این مهمونی برای تو هم هست

برو رقص بلوز یاد بگیر

هنوز یادمه چطوری باید رقصید

بابا، مگه تو بلدی برقصی؟

کجا و کی یاد گرفتی؟

وقتی ۵۵ سال زندگی کنی، خیلی چیزها یاد می‌گیری

مامان اصلاً نمی‌دونست بلدی برقصی

حالا چون بلدم برقصم منو نزن

یعنی دخترها حسادت مادرشون رو به ارث می‌برن؟

چه حرفایی می‌زنی‌ها

راستی بابا، خودت رو بیمه عمر کن. احساس بی‌‌پناهی می‌کنم

بیمه عمر؟

توی سن و سال من نمی‌صرفه. حق بیمه‌ام خیلی زیاد می‌شه

تو پولش رو می‌دی و من دریافتش می‌کنم

هیچ تضمینی نیست که توی آزمایش‌های پزشکی قبول بشم

شاید فشار خونم بالا باشه. یبوست هم که زیاد می‌گیرم

شایدم سرطان مراحل اولیه باشه

این‌طوری منو نترسون دیگه

حالت خوبه. حتی هنوز می‌تونی ازدواج کنی

این نه‌تنها برای تو، بلکه برای من هم نویدبخشه

میتسوکو بهم گفت که تو شبیه "شوالیه" هستی

میتسوکو؟ همون دختره که خیلی جلب توجه می‌کنه؟

آره، همون هیکلیه

انگار جدی گرفتی‌ها

امروز درباره نوسانات بازار در ماه اوت صحبت می‌کنیم

بعد از کلاسم یه سری به مغازه می‌زنم

اون هنر گل‌آراییِ عجیب و غریب؟ آره، ولی "عجیب و غریب" نیست

تو هنر خوندی، اونوقت داری مسخره‌اش می‌کنی؟

دخترِ کالیپسو

میچی‌کو هامامورا برای هر اجرا ۵۰ هزار ین می‌گیره

نقاشی‌های ریوزابورو اومِهارا حداقل ۲۰۰ هزار ین می‌ارزن

رمان‌های سئیچی فوناباشی صفحه‌ای ۱۰ هزار ین هستن

تو فقط به فکر پولی

بله. "هنر یعنی پول"

همه‌اش برمی‌گرده به تبلیغات. "زندگی یعنی سکس"، "هنر یعنی پول"

خیلی ساده است. توجه رسانه‌ها همه‌چیزه

"هنر یعنی پول"، هوم؟

ما تو اون سن و سال آرزوهای پاک‌تری نسبت به هنر داشتیم

بزازیِ سوگیموتو

صبح بخیر. صبح بخیر

صبح بخیر

برقکار اومده؟

هنوز نه. ۳ تا گچ‌کار، ۲ تا نجار و یه حلبی‌ساز اینجان

اینم از جمع فروش دیروز

واریزش کردم به بانک

خیلی خب، خوبه

صبح بخیر

کلی خاطره رو زنده می‌کنه، مگه نه؟

آره واقعاً. از کجا پیداش کردی؟

دیروز توی انباری پیداش کردم

عالی نیست؟ چه احساس عمیقی داره

اون روزا یادش بخیر، چه دوران خوبی بود

آره، واقعاً

صدای خش‌خش سوزن گرامافون هم خیلی دلنشینه

آره، همین‌طوره

"آن سوی تپه‌ها"

حدود ۲۷ یا ۲۸ سال پیش

این آهنگ تو کلِ توکیو شنیده می‌شد

۱۹۳۱ سال

همون موقعی که از ایکو میتانی جدا شدم

متأسفم، شوکیچی

اشکالی نداره. درک می‌کنم. تقصیر منه

وقتی ازدواج کردی، منو فراموش کن

و یه زنِ خوب برای شوهرت باش

شوکیچی

ایکو

نه. ایکو

این کار درست نیست

ایکو

چی شده؟ هیچی

بفرما. اونجاست

"شوکیچیِ عزیزم،"

"روز عروسیِ من نزدیکه."

"وقتی فکر می‌کنم دیگه هیچ‌وقت قرار نیست ببینمت،"

"قلبم از فکرش تکه تکه می‌شه."

"چرا اون یه بار منو نبوسیدی؟"

"با اینکه مقاومت می‌کردم،"

"دلم می‌خواست حتی به زور هم شده، یه بار منو ببوسی."

من ایکو رو از دست دادم چون نتونستم درسم رو تموم کنم و هیچ شغلی نداشتم

هیچ هدفی برای زندگی نداشتم و فقط روزگار می‌گذروندم

کالپیکو میل داری؟

ممنون

اوه، حالت خوبه؟

خیلی رنگت پریده

خوبی؟

آشناییِ من و یوکو این‌طوری شروع شد

من ۲۵ سال با یوکو زندگی کردم

و در کنارش مرد خوشبختی بودم

اما حالا یه مرد ۵۵ ساله‌ی زن‌مُرده‌ام

اینم باقیِ پولتون

بیا بریم خونه

سلام قربان. اوهاشی کجاست؟

رفته جنس بیاره

یهو چقدر گرم شد

خوش آمدید

بلوز نایلونی دارید؟

فعلاً تموم کردیم

کی میارید؟

اصلاً معلوم نیست

عذر می‌خوام. سریع موجودش می‌کنیم

این‌طوری نمی‌شه. اون بیش از حد بداخلاقه

کارش درسته و قابل اعتماده

اما شاید دلیل از سکه افتادنِ کاسبیِ ما، همون باشه

به نظرت بهش بگم لااقل یه کم آرایش کنه؟

انتقاد کردن کار سختیه

خانم تاکه‌یاما

باید باهاتون صحبت کنم

چرا؟

مگه چیزی شده؟

نه، من

باشه برای بعد

خوش آمدید

یعنی فکر کرد می‌خوام اخراجش کنم؟

این اواخر انگار خیلی نسبت به روحیاتِ من حساس شده

صبح بخیر. صبح بخیر

صبح بخیر. خسته نباشید

به نظر می‌رسه کارها خوب پیش می‌ره

از وقتی زنش فوت کرده، رئیس با من مهربون‌تر شده

لبخندی که الان زد، واقعاً دلنشین بود

شاید

"با من ازدواج می‌کنی؟"

خسته نباشید

واقعاً تحقیرآمیزه که آدم خودش بره دنبالِ جنس

رئیس باید پولِ پیک رو بده

رئیس برگشت. چی؟

"کالیپسو جو" نمی‌تونه مالیاتش رو بده

آموزشگاه گل‌آرایی هیجیکاتا؛ سنتی و مدرن

سلام

رنگ‌ها و شکل‌ها از طریق ظرف و گیاهان با هم هماهنگ می‌شن

ما زن‌ها با این حسِ هماهنگی به دنیا اومدیم

واسه همین هنرِ گل‌آرایی کاملاً برازنده‌ی زن‌هاست

ببخشید

همون‌طور که می‌گن: "گل، نشون‌دهنده‌ی شخصیتِ آدمه"

هر چیزی که از طریق گل‌ها یاد می‌گیرید

توی شغلتون به دردتون می‌خوره

توی خونه و حتی توی روابطتون

هیدکو

هیدکو

بازسازی چطور پیش می‌ره؟

گالریِ جدید بابات رو می‌گم

کارهای بازسازی در چه حاله؟

تا بیستم ماه آینده تموم می‌شه

آیابه، می‌شه یه کم ساکت باشی؟

آیابه

بله؟

تامی

میچی

اوبایاشی

بچه‌ها گوش کنید. درباره نمایشگاهمون

نمایشگاه ما؟ بله

چرا یه نمایشگاه راه نندازیم تا به این قدیمی‌های سنتی نشون بدیم هنر یعنی چی؟

حتماً، اگه بشه عالیه

پدر هیدکو داره یه گالری جدید باز می‌کنه

امیدوارم اجازه بده نمایشگاه افتتاحیه مالِ ما باشه

منظورت اینه که مجانی باشه؟ نه، مجانی نه

بابا روزی ۵ هزار ین می‌خواد، ولی من ازش ۳ هزار ین درخواست می‌کنم

خیلی خب، پس یه تخفیف حسابی می‌گیریم

منظورت تظاهرات بود. اوه، آره، همون

اما پولش رو چطوری جور کنیم؟

این دیگه وظیفه‌ی شما مرداست که یه فکری براش بکنید

حداقل ۲۰ هزار ین لازم داریم

من یه گروه هنری می‌شناسم، بیاید باهاشون همکاری کنیم و مجبورشون کنیم نصف پول رو بدن

"گروه رنگین‌کمان"؟

اونا که از ما هم گداترن

شاید خانم هیجیکاتا کمک کنه؟

عمراً. مادربزرگم به‌شدت خسیسه

ببخشید

گل‌ها، ظرف‌ها و مهارتِ گل‌آرا

فقط زمانی ارزشمند می‌شن که مردم رو جذب کنن و اونا رو تحت تأثیر قرار بدن

ببخشید

اگه کارهامون شناخته بشن، می‌تونیم توی تئاتر کار بگیریم

آره، ولی سینما و تئاتر که نون و آب نمی‌شه

ولی چقدر رؤیاییه

می‌تونیم با نویسنده‌های مشهور و ستاره‌های سینما معاشرت کنیم

هی

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left