The Other Boleyn Girl

The Other Boleyn Girl

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

The Other Boleyn Girl[2008]- Blu-ray Realease
解説: cross_road

タグ

Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
公開日: 2009-02-04
ダウンロード: 101
聴覚障害者向け: Yes

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

دختر ديگر بولين

. آن

. مري

. صبر کنين

. برام صبر کنين

... امروز يه درخواست ازدواج دريافت کردم

. براي آن از طرف خانواده کاري...

. ويليام ، پسر بزرگشون

. اوه ، اين فوق العاده ست

. من اون نپذيرفتم .به جاش مري رو بهشون پيشنهاد دادم

. مري

هر کسي جايگاه خانوادگيش رو .از طريق دخترانش بهبود ميبخشه

به نظرم آن ميتونه فرد به مراتب بهتري .از پسر يک تاجر بدست بياره

و مري نميتونه؟

.ـ به نظرم تو اونرو دست کم گرفته اي .ـ نه ، نه ، اينطور نيست

،به نظرم نسبت به هم اون مهربانتر .و احتمالاً تا حدي دلپذيرتره

،براي پيشرفت در اين دنيا ...تو به چيزي بيشتر از ظاهر دلپذير

. و يک قلب مهربان نياز داري...

.شکستت ميدم ، شکستت ميدم

. هي

. خيلي خوب ، آن . خيلي خوب ، بچه ها

.به نظر... به نظر شايسته مياي

. اميدوارم ، خيلي شايسته به نظر نيام . امروز روز خواهرمونه

. قرار نيست کسي بيشتر از اون بدرخشه

مري ، ميتونيم بيايم داخل؟

. نگاهش کن

. جوانتر از من . بسيار زيباتر از من

. قبل از من داره ازدواج ميکنه. من رو حسابي محو کرده . من دختر بعدي بولين هستم

. بسختي ميشه اين رو گفت

خب پس از حالا اين ، خانم کاري ـه؟

ما بايد...؟ ما بايد از حالا تو رو از دست بديم ، براي هميشه؟

. نه ، به هيچوجه.من فقط دارم ازدواج ميکنم ، همين

، به غير از اين .هيچ چيز ديگه اي تغيير نخواهد کرد

.بيا ، جرج ، بذار خواهرمون رو تنها بذاريم . اون نياز داره تا خودش رو زيباتر کنه

يک پسر بود؟

. مرده به دنيا اومد ، سرورم

برادري نتونستم برات بيارم .تا بدين وسيله اين کشور به آرامش برسه

. متاسفم

. به اعليضرت خبر بديد

. اعليحضرت

. اعليضرت

. واقعاً متاسفم

خوشحال هستي؟

. هستم

اين خواسته رو نداشتي که با فردي با جايگاه والاتر ازدواج کني؟ فردي داراي عنوان؟

.من شوهري رو ميخواهم که دوستم داشته باشه

کسي که من رو اولين چيز در صبح .و آخرين چيز در شب بدونه

. پس تو مرد مناسبي رو پيدا کرده اي

. اون از خيره شدن به من دست بر نميداره

ـ کي؟ . ـ هنري پرسي

خب ، چرا اون بايد به تو علاقه نشون بده؟

...تو از يه مرد مجرد که وارث ثروتمندترين

ملاک در انگلستان هست چي ميخواي؟...

. اوه ، از اين موضوع آگاهي نداشتم . من حقيقتاً از چهره اش خوشم مياد

اوه ، واقعاً؟

. ـ خب ، اون نامزد کرده . ـ نامزد کرده ازدواج که نکرده

هنوز راه درازي تا زانو زدن .در محراب در پيش داره

. ـ خواهر . ـ سلام ، برادر

. توماس

. ـ براي شما روز فرخنده ايه . ـ بله

اعليضرت چطورند؟

.دوران سختيه ، توماس

، پادشاه و ملکه ... بعد از يک ازدواج فرخنده

. اکنون به ندرت صحبت ميکنند...

شکست در بدست آوردن يک وارث ذکور .آنها را از پا انداخته

، ملکه مجدداً يک فرزند ديگر رو از دست داد . يه پسر

تصور ميکنم زمان زيادي طول نخواهد کشيد .که براي تسلي خاطر به دنبال معشوقه جديدي بگردد

... در اين فکر و انديشه هستم

که کدام دختر هاواردي رو ميتونم.... به طرفش بکشونم

ميتوني تصور کني چه ثروت و جايگاهي ميتونيم بدست بياريم؟

اگر بتونيم در اين موضع حساس به پادشاه کمک کنيم؟

آن" چطور؟"

،ميدونم ، به عنوان يه بولين ... اون رسماً يک هاوارد نيست

.اما به عنوان دختر خواهر تو وضع فرق ميکنه...

،اما ، توماس ، اون بچه اول توئه .و همينطور فرزند مورد علاقه ات

آيا ترجيح ميدهي که اون يه ازدواج ساده و پيش پا افتاده داشته باشه؟

همانند مري؟

،اگر آن هم يک دختر ساده ...و پيش افتاده مثل مري بود

. ميگفتم بله. اما اون اينگونه نيست...

. اون چيزي غير از اينه

ترسيد ه اي؟

. کمي

بايد ميتونستم که بهت بگم .امشب برات چطور پيش ميره

.بهت پيشنهاد بدم که چه بايد بکني

. به عنوان يه خواهر بزرگتر نا اميدت کردم

هيچ کس نمي تونست خواهري .به خوبي تو برام باشه

.و صبح همه چيز رو برام ميگي

ـ قول ميدم .ـ جزييات رو از قلم نندازي

. به پشت دراز بکش

. ـ آن . ـ پدر

. دايي

. ميخواستيد من رو ببينيد

. فرصتي طلوع کرده است

،فرصتي که از طريق اون ... چنانچه موفق بشي

...ميتوني براي خودت و براي خانوداه ات...

.ثروت و موقعيت هنگفتي رو تضمين کني...

.در ازدواج شاه مشکلي ايجاد شده است

در چنين شرايطي ، يک مرد .گاهي آسايش رو در جايي ديگر جستجو ميکنه

...بواسطه دوستي داييت با اعليضرت

.ما تنها کساني هستيم که از اين امر مطلعيم... ...نبايد بگذاريم زمان بگذره

پيش از اينکه ديگر خانواده ها... ...از حقيقت مطلع بشند

و دخترانشون رو در معرض ديدگان... .شاه قرار بدهند

، پيش از آنکه شاهد منفعت بردن کس ديگه اي باشيم ...ما مجبوريم که خيلي زود

چي؟

ـ از من ميخواهيد که با اون همخوابه بشم؟ ...ـ نه ، اون... اونطور نيس

. بله

. دقيقاً

التفات اون متوجه ما خواهد شد ، منظورم متوجه... .تو خواهد شد ،اگراز تو خوشش بياد

معشوقه پادشاه انگلستان بودن .بدين معني نيست که خودت رو خوار کرده اي

و وقتي کارش با من تموم شد؟

.اعتبار و آرزوهايم خراب خواهد شد

. بخاطر کشورمون

، تحت چنين شرايطي ... وقتي زمانش فرا برسه

،که برات شوهري انتخاب کنيم... .حداقل يه مارکيز يا دوک برات در نظر گرفته خواهد شد

اين چالش رو خواهي پذيرفت؟

. در اين باره مخالفت نکن

پادشاه و همراهانش .ماه آينده دو شب رو اينجا خواهند گذروند

. برادرت مقدمات اونرو چيده . همه چيز انجام شده

. خب ، من از اينکار خوشم نمياد ...هزينه زيادي بايد صرف بشه تا اين خونه

. براي يک ملاقات سلطنتي آماده بشه .پولي نياز هست که ما نميتونيم از عهده تامينش بر بيايم

و چي ميشه اگر اون از " آن " خوشش نياد؟

و چي ميشه اگر تو نيمه پر ليوان رو نگاه کني ، فقط براي يکبار هم که شده؟

. اگر ريسکي نباشه ، منفعتي هم بدست نمياري . آن " اين رو درک ميکنه "

.آن " هيچي رو درک نمي کنه " . اون هنوز بچه ست

به من بگو ، از کي تا حالا مردم حرص و طمع رو ...به عنوان يک گناه در نظر نميگيرند

و اونرو به عنوان يک فضيلت قبول کرده اند؟....

. گفتنش براي تو آسونه

.تو در تمام طول زندگيت مقام و ثروت داشتي

. تا زماني که با تو ازدواج کردم ، توماس . و خوشحالم که بخاطر ازدواج با تو اونها رو واگذار کردم

خب شب زفاف ، چطور بود؟

. خيلي رضايت بخش بود

،واقعاً؟ پس ويليام کاري .يه عاشق خوبه

. بله

. اوه ، خدا . اون حسابي عجله داشت

. ـ و خر و پف ميکنه . ـ نه

اون وسط شب از خواب بيدار شد ...و از لگن کنار تخت

استفاده کرد... . افتضاح بود

. نه

. من هم حرفي دارم که بايد بهت بگم

، ديشب ...پدرمون اعتمادش رو معطوف من کرد

. و بهم يه ماموريت داد...

. بگو ، بگو

. که شاه رو متوجه خودم بکنم

،خود شخص پادشاه انگلستان . در بازديدش از اينجا

اونرو متوجه خودت کني؟

.اونرو متوجه خودم کنم . اغفالش کنم .افسونش کنم

. اون همسر داره

. ميدونم اما کي ميدونه چه اتفاقي ميفته؟

, اگه از من خوشش بياد . بعدش ميتونم با يه دوک ازدواج کنم

. ميشم يه دوشس خوشبخت

. پادشاه

. پادشاه

. پادشاه تا چند لحظه ديگر اينجا ميرسد

. پادشاه . ـ عجله کنيد

. پادشاه

. سر جاهاتون بايستيد

. يالا ، همگي ، آماده باشيد . پادشاه

.اسبها رو ببر به محوطه و آماده باش

آجودان کجاست؟ اون کجاست؟

. برو اونطرف

فکر ميکني از من خوشش بياد؟

. البته که خوشش مياد ، خواهر

چطور ميتونه خوشش نياد؟

. سر توماس

. اعليضرت . خوش آمديد

. بانو اليزابت

.اجازه هست دخترم ، آن ، رو معرفي کنم

يه دختر؟ .کسي در مورد يه دختر به من حرفي نزده بود

, اگر ميدانستيم .زودتر به اينجا مي آمديم

. اعليضرت

. آن , آن . برو بخواب ، خوب استراحت کن

. فردا برنامه شکار داريم . بايد اونموقع اونرو مجذوب کني

. همه چيز به اون بستگي داره

. صبح بخير ، آن

. صبح بخير ، سرورم

ـ چه کسي در سواري تو رو همراهي ميکنه؟ .ـ خودم تنها ، سرورم

خودت تنها؟

.الان زيني جديد هست که اين اجازه رو ميده

... اما اگر هيچ مردي نباشه که اونرو نگاه داره

چگونه ميخواي روي اسب خودت رو نگه داري؟...

. همانطور که شما خودتون رو نگه ميداريد ، سرورم

. با ران هايم

. برو

چه چيزي باعث تاخيرشون شده؟

اونها کجا هستند؟

کسي آسيب ديده؟

. خداي من ، اون پادشاه ـه

پادشاه ؟ چي ؟ چه اتفاقي افتاده؟

گوزن به طرف جنگل رفت .و ما رو با خودش به شياره عميق رودخانه کشوند

همه آماده شده بودند که از دست رفتن شکار .رو بپذيرند و بگذارند که حيوان بره

. " همه به غير از " آن

اوه ، نه . چي؟ .اون که اون شياره رو ميشناسه

.اون هزاران مرتبه اون قسمت سواري کرده

، و شاه دنبال اون رفت و از اسب سقوط کرد؟

. اوه ، خدا

ـ چه اتفاقي افتاد؟ . ـ اون سقوط کرد

. شاه از چند جا مجروح شده

اگرچه گمان ميکنم .غرورش بيشتر دچار آسيب شده

. تقصير من بود

. ـ آن ـ چطور تونستم؟

More Farsi Persian subtitles for The Other Boleyn Girl

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left