最初の200行です。
دنبال یه بابایی میگردم که یه چاقوی بووی همراهشه...
که روی دستهاش یه چشم حکاکی شده.
گفتم که نمیشناسم.
به خدا قسم!
اگه میگفتی میشناسی...
شاید میذاشتم زنده بمونی.
جایزهبگیرِ تخمسگ!
کون لقت!
«فصل اول: قسمت اول» «وزن یک سر کمتر از بدن است»
همینقدر واسه اسبها بسه.
ای گُه بگیرنش.
میشل، اسبها نیستن.
ما هم میتونیم بیاییم.
بهت که گفتم تنهایی زودتر برمیگردم.
پس اینم با خودت ببر.
نه، مال خودت و دوریانه.
نگران نباش. بازم پیدا میکنم.
تا شب سوار براونی میشی برمیگردی، خب؟
قول میدم.
آهای جناب. هنوزم توی گرینویل طلا پیدا میشه.
بیا ببین.
اگه آب داری باهات تاخت میزنم.
- سلام استیو. - سلام کلانتر.
دوتاشون قهوهای بودن. یکیشون هم...
دو رنگ سفید با...
خودم اسبهات رو یادمه استیو.
میخوای چیکار کنم؟
اگه برین سراغ برادرهای ویلسون...
یعنی تامپسون دزدیدهشون؟
واسه اون کار میکنن.
مگه نگفتی همین که سر زدی...
دیدی غیبشون زده؟
مطمئنم کار خودشه کلانتر.
استیو میدونم از طرف خوشت نمیاد.
میدونم خیال میکنی کار خودشون باشه.
ولی با این کمبود دامی که پیش اومده...
ممکنه کار هرکسی باشه دیگه، نه؟
طرف دنبال دام نیست.
دنبال زمین منه.
بهت که گفتم داره پا رو دمم میذاره...
تو هم همینطوری نشستی سر جات.
آخه...
اسبهام رو میخوام کلانتر.
باید زمینم رو شخم بزنم.
چرا؟
مگه پنج سال اخیر یه قطره بارون هم اومده؟
امسال بارون میاد.
لابد چون خدا حکم کرده.
آره.
استیو، تو مزرعهداری دیگه، نه؟
کارت مزرعهداریه. منم درکت میکنم.
ولی اگه طرف انقدر حاضره...
واسه زمینهای آشغالت هزینه کنه، پس چرا نمیفروشیش بره؟
بزن از این شهر برو.
برو یه جای دیگه واسه خودت زمین بخر.
از اول شروع کن. همه که از این شانسها ندارن.
منم نمیخوام از اول شروع کنم.
خود خدا داره بهمون یه شانس دیگه میده.
میتونیم دقیقاً اوضاع رو عین قبل هجوم طلا بکنیم.
مزرعهداری کنیم.
من هر روز زمین خشک رو شخم میزنم...
تا موقعی که بارون بیاد.
چی شده؟
بهتره خودت بیای ببینی.
تا ببینم چی میشه.
همینجا منتظر میمونم.
حدس میزدم بمونی.
چه کمکی از دستم برمیاد؟
کوئین برگشته کلانتر.
- آها، کوئین برگشته. - بله.
خودت قول دادی دیگه مزاحممون نمیشه.
مزاحم دخترت هم شد؟
- نه ولی... - پس منم نزدم زیر قولم.
چرا یه قدی علم نمیکنی کلانتر؟
مگه من گفتم نمیخوام قد علم کنم؟
شما سرتون به کار خودتون باشه، منم کار خودم رو میکنم.
گرفتین؟
دفعه بعد هم که حرفی داشتین...
یکی دو نفر رو بفرستین، نه که کل شهر رو بسیج کنین.
حالا برین دیگه.
کلانتر حرفش رو زد. برین دیگه.
چوب خط کوئین دیگه پر شده.
حالا برنامه چیه؟
برنامه اینه که میریم سراغ...
پول مفتی که مردم واسمون گیر آوردن.
منم قراره بیام دیگه؟
نوچ.
کلانتر اذیت نکن دیگه. منم میتونم عین...
معاونهای تازهکار سرکشی نمیکنن، اطاعت میکنن.
گرفتی چی شد؟
گرفتی؟
بله.
پس الآن چیکار میکنی؟
منتظر دستور میمونم.
همینه.
یه روزی کلانتر خفنی میشه.
اگه نیفته بمیره.
کارت درسته بچهجون.
سلام آقای تامپسون.
این یکی سه متر زمین رو سوراخ میکنه.
این یکی تا شیش متر هم سوراخ میکنه.
ولی از اونجا به بعدش با معدنچیهاست.
دیگه معدنچی نداریم.
فرانسیس، باید خودم...
تا عمق زمین برم داخل.
تنهایی.
آها.
اینها از آلمان اومده.
اسمش زیر محلوله.
از نیتروگلیسیرین پایدارتره.
بنزن قاطیش کنی چی میشه؟
اگه با بنزن قاطی بشه که...
ممکنه صاف برین اون دنیا، جناب.
پس هرچی ازش داری میخوام.
این از همون معتدلکنندههای فشاره؟
درست گفتین جناب.
با تزریق خون کار میکنه.
حالا کار هم میکنه؟
خودم هم مطمئن نیستم.
کلا دو تا از اینها وجود داره.
یارویی که اونیکیش رو خرید هم دیگه زنده نیست.
عجب.
اصل جنسه.
سال ۱۸۳۳ توی ساردینیا ساختنش.
به احتمال زیاد...
اولین هفتتیر تاریخ بشریت همینه.
اینم از طرف خودم.
نه، فرانسیس. نمیتونم قبول کنم.
خواهش میکنم.
شما و پدرتون از اولین مشتریهای بنده بودین.
اون زمان که اعتباری نداشتم، شما به محصولاتم اعتماد کردین.
با کمال میل حاضرم تقدیمتون کنم.
دفعه بعد که گذرت افتاد این سمتی...
بالا تا پایین واگنت رو طلا میگیرم.
حالا تا اونموقع...
آقای ویلسون، برو اون دو تا اسب خوشگلهایی که...
دیروز از مزرعهداره گرفتیم رو بیار.
اینم از طرف من.
حالا همین مواد منفجره چقدر شد؟
کوئین؟
آهای کوئین.
ماجرای ماره رو یادته؟
برمیگرده لونه خودش، یه مار دیگه میاد میکشش.
عجلهای نیست.
هرموقع خودش خواست میاد بیرون.
از دست تو مککوی. ترجیح میدم تیر بخورم...
جای این که توی این گرما ول معطل بمونم.
بریم کارش رو تموم کنیم دیگه.
کلانتر تویی یا من؟
هرموقع من گفتم میریم داخل.
مرتیکه...
تو دیگه کی هستی؟ کوئین کجاست؟
کوئین رو میگی؟
توی سه تا شهرستان به جرم تجاوز و قتل درجه سه تحت تعقیبه.
خودشه.
تو کیسهست.
شما کی باشی؟
اسمم رد بیله.
اسمش رد بیله!
زحمت بردن سرش کمتر از بدنشه.
مراقب باش کلانتر. اگه صورتش خراب بشه...
پس چهطوری شناسایی بشه؟
واسه چی شناساییاش کنم؟
که پول جایزهاش رو تحویلم بدی.
شوخی میکنی دیگه؟
نه، قانون همینه.
توی آگهی نوشته بود زنده یا مُرده.
کجای قانون نوشته راه بیفتی...
سر ملت رو واسه خودت قطع کنی؟
اینها که آدم نیستن کلانتر.
لابد خودت هستی؟
من که خلاف قانون کاری نکردم.
حالا میتونی به این دو تا وردستت بگی...
که اسلحههاشون رو بگیرن پایین.
ما اینجا زیاد از جایزهبگیرها استقبال نمیکنیم.
مخصوصا از اون دسته که...
مزاحم انجاموظیفه ما میشن.
پس نعش خودت و اون یارو رو...
با این کیسهای که دستته جمع کن و...
چیزی که میخواستم رو گرفتم.
مگه نشنفتی چی گفتم جناب؟
تو سرت به کار خودت باشه کلانتر.
منم سرم به کار خودمه.
دیگه نبینم اطراف حوزه قضائی من سبز بشی.
فهمیدی؟
حرومزاده.
بیایین.
خب.
ای گُه بگیرنش.
خوب گوشهاتون رو باز کنین.
خودمون کوئین رو کشتیم.
گرفتین چی شد؟
آره.
هنری تو لاشههاش رو جمع کن.
ما هم برمیگردیم سمت شهر.
خیلی با خودت حال میکنی؟
که به اصطبلهای من دستبرد میزنی؟
ابزارم رو نابود میکنی قیمت زمینم رو بالا میبری؟
تو دیگه چی میخوای؟
No comments yet. Be the first to leave one.