Sanctuary

Sanctuary (サンクチュアリ -聖域-)

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Sankuchuari seiiki S01E08 Episode 8 1080p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 8 Sankuchuari -seiiki- 2023 زیرنویس فارسی سریال

タグ

webdl
公開日: 2025-11-26
ダウンロード: 7
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の99行です。

اصطبل انشو

مراسم قطع گیس بازنشستگی اِنیا

ممنون که اومدین.

حالا مراسم دانپاتسو-شیکی رو برای کوموسوبی سابق، شینوبو اِنیا، شروع می‌کنیم.

بیدار شو.

از همه‌ی شما برای حضورتون امروز اینجا تشکر می‌کنم.

باعث افتخاره که قیچی رو دست شما می‌سپاریم

تا آخرین گیسوی اُیچوی اِنیا رو کوتاه کنیم.

حالا مراسم رو شروع می‌کنیم.

و حالا، هر کدوم از مهمان‌ها رو به اسم صدا می‌زنیم.

اول، رئیس انجمن حامیان اصطبل انشو

و مدیرعامل شرکت ساختمانی اوگاوا، آقای ماسائو اوگاوا.

باعث افتخار بود.

خیلی ممنونم.

نفر بعدی، مالک ایزاکایا تِپو،

و جورویو سابق، انریکو، آقای کوئیچی اییدا.

باعث افتخار بود.

خیلی ممنونم.

باعث افتخار بود. - ممنون.

نفر بعدی، خبرنگار بخش ورزشی کانتو شیمبون،

آقای کی‌ایچیرو توکیتسو.

باعث افتخار بود.

افتخار برای من بود.

ممنون.

خیلی ممنونم.

حالا، قیچی رو می‌دهیم به

کشتی‌گیران سوموی اصطبل انشو.

اول، مُباشر، ماساکی.

باعث افتخار بود.

بله.

جونُکوچی، ایشیهارا.

باعث افتخار بود.

بله.

نفر بعدی، جونیدان، تاکاهاشی.

آه، دوسکوی، دوسکوی!

باعث افتخار بود. - آه، دوسکوی، دوسکوی!

ساندانمه، اِنگا.

خیلی ممنونم.

ساندانمه، اِِنو.

اشکی در کار نیست؟

تو خوابت، احمق.

ماکوشیتا، اِنکو.

هوی!

اِنکو.

سوموی خودت رو پیدا کن.

چشم.

ممنون بابت همه چیز.

هوی!

خب،

حالا از خانواده‌ی شینوبو اِنیا می‌خوایم که قیچی رو دست بگیرن.

یووا هاتوری، لطفا بیا جلو.

آه، دوسکوی، دوسکوی!

و حالا، برای آخرین برش،

قیچی رو به اِنشو اویوکاتا می‌دهیم.

اویوکاتا.

هوم؟

یادتونه...

روزی که اسم شیکونا رو گرفتم؟

اِنیا

این شیکونای تو خواهد بود.

تو پدرتو تو سن کم از دست دادی، و خیلی سخت گذشت.

دبیرستان رو ول کردی تا از مادرت حمایت کنی.

خیلی وقته تو یه دره‌ی عمیق قدم برداشتی.

ولی حالا...

از یه دره‌ی دیگه رد میشی.

بیا با هم بریم.

قدم به قدم از تپه بالا میریم.

اِنیا.

از امروز به بعد، همیشه پسر من خواهی بود.

من...

من به قله نرسیدم.

مزخرف نگو.

تو فقط به یه تپه‌ی جدید برای بالا رفتن رسیدی.

من واقعاً...

شما رو مثل پدرم می‌دونستم، اویوکاتا.

ممنون بابت هر کاری که برام کردین.

احمق لعنتی...

تا آخر عمرت...

...من بهت افتخار می‌کنم، پسرم.

ممنون.

پناهگاه

بیا اونو دربیاریم.

اوه.

الان داره برف میاد.

ببینم میشینه؟

ها؟

برگشتم.

هی.

حسابی مشغول کاریا!

آره.

یه کم دیگه می‌مونی؟ - آره.

آهان، فهمیدم.

خب، من دیگه تعطیل می‌کنم.

آم...

هوم؟

خیلی ممنون.

برای چی؟

اوه، نه، هیچی.

هوم.

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left