最初の200行です。
مادر من
چندین بار مورد تجاوز پدرم قرار گرفت
هیولایی که سعی میکرد از بین سایه ها
بر جهان حکومت کنه
هیولایی که من کشوندمش به تاریکی و کشتمش
...هیولایی که نفرین جاودانگی رو
به دختر خودش منتقل کرد
...و من تنها کسی هستم در جهان که
میان انسان ها و خون آشام ها هستم
در اواسط دومین قرن زندگی من
هیولای دیگه ای در جهان به پا خاست
مردی که در میان انسان ها بود
ولی روح او در میان شیاطین بود
ایدئولوژی های اون سرشار از یأس و ناامیدی بود
...مردی که قدرتش به سرعت رشد کرد و تبدیل به نیرویی شد
که قابل دفع نبود
سربازای سیاه این مرد در سراسر قاره
به میلیون ها نفر تجاوز کردن، اون ها رو کشتن و تکه تکه کردن
درحالی که همۀ دستورات شیطانی اون اجرا میشد
و همین باعث هشدار و نگرانی بود
زیرنویس از:
زیرنویس از: م
زیرنویس از: مه
زیرنویس از: مهد
زیرنویس از: مهدی
حرفی نباشه
آماده بشید برای حرکت کردن سریع
راه برو
خب، راه بیفتید حرکت کنید
حرکت کنید
یالا زود باشید حرکت کنید برید
حرکت کنید
...و شلاق نازی ها
ریشه های سیاه خودش رو
در گوشه و کنار تمامی قاره ها گسترش داد
و اون ها به بهانۀ...
نژاد و دین شروع به قتل عام مردم میکنن
حتی اینجا در خط شرقی
لبۀ آخر الزمان
ارتش آلمان معاف از مجازات عمل میکنه
و فکر میکنن اعمالشون بدون عواقبه
و هرزگی هاشون مورد سرزنش قرار نمیگیره
...حتی باور دارن که اینجا
برای اجرای نقشه هاشون جای بی خطریه
اون ها نمیتونن اشتباه دیگه ای کنن
نازی های لعنتی
اینجا چه خبره؟
برای چی این قطار تکون نمیخوره؟
درجه ات کو؟
شلیک نکنید
لعنتی
و باید بگم امروز با کشتن من چه افتخاری پیدا میکنی؟
افتخار؟
آخرین چیز مهم افتخاره
من معذرت میخوام
ولی مردم محلی بیرون منتظرن
پس بیا کار رو کوتاه و خونین انجام بدیم
شمشیر ها
خوشم نیومد
دردسر درست نکن
ویسل
من ناتانائیل هستم
اینا هم رفیق های من ویسل و ماگدا هستن
من هرگز ندیدم کسی حرکاتی مثل تو انجام بده
شرط میبندم اینو به همۀ دخترا میگی
...جالب اینه که
من فکر نکنم که تو فقط یه دختر معمولی باشی
فقط نیمۀ خوبش
تو همونی مگه نه؟
تو دمفیر هستی
فرمانده اونجاست؟
دخلش اومد
شما این بیرون کارتون قشنگ بود
این اولین بارمون نبود
حرکت میکنیم
باید یه سری جعبه اسلحه با خودمون برداریم
اسلحه ها کجاست؟
آروم باشید، چیزی نیست
... یه قتل خونین راه میفته
اگه وقتی سرباز های بعدی میان مردم هنوز اینجا باشن
همشون میمیرن
پس اونا رو هم با خودمون میبریم
پس باید حرکت کنیم
ممکنه چند ساعت طول بکشه
به سمت جنگل
باید تا قبل صبح از اونجا عبور کنیم
تحمل خشونت
... من هرگز آزادی از سوی تاریکی ندیدم
که باعث ضعف آنان باشه
یک دمفیر نیمه انسان و نیمه خون آشام
طبیعت من جادوییه
که به من این قابلیت رو میده که در برابر عناصر مقاوم باشم
و بتونم خون آشان ها رو ریشه کن کنم
من به سمت تاریکی های جهان میروم
و نابود کننده ها رو نابود میکنم
این کاری که انجام میدم این سرنوشتیه که برای من است
آیا هرگز آزاد نخواهم شد؟
... من هرگز ... من هرگز
چه کسی دیگه تو این قطار بوده؟
هیچکس
من میخوام که تو الان تمرکز کنی؟
میتونی تمرکز کنی سرباز؟
میتونم روت حساب کنم که وقتی باهات حرف میزنم، ذهنت رو باز کنی؟
منظورم اینه که اون نشسته بود اونجا
و او از آسمان توسط خدا
اون باید میمرد قربان؟
تمرکز کن
قربان
میتونم روت حساب کنم؟
بله قربان
من به دونفر احتیاج دارم با قدرت بدنی و زبانی قوی
فقط 5 دقیقه وقت داری پیشنهاد میکنم ازشون استفاده کنی
قربان
ما اینو میخوریم؟ امشب
خیلی هم خوبه
تو نمیتونی سر لوبیا ها حمله کنی
منم میگم که نمیتونم تو پختن عجله کنم
حتی وقتی خون خوک باشه؟
باشه باشه باشه
منظورم اینه که اگه به من خون ندادید
به این منظور نیست که سپاسگذارتون نباشم
خب، پس معلومه برای اینکار زیاد به زحمت نیوفتادی
بفرما، ویسل
دمفیری که نگرانش بودیم
همون دستگاه کشتار جمعی
چند تا قطار رو نجات دادید؟
به اندازه ای که احساس کنیم نیازه
شنیدم بعضی از محله های یهودی نشین رو کلاً خالی کردن
تو میدونو شانسمون چقدر ناتانائیل؟
همانطور که ما ضعیف میشیم این آلمانی ها دارن قوی میشن
ما میبازیم
حتما هم مارو میگیرن
و مثل یه موش تو قفس میندازن
خب، مثل اینکه خیلی شاد فکر میکنی
من فقط دارم به مردم توی قطار فکر میکنم
ما که نجاتشون دادیم
و اگه یکی هم بعد اون اومد چی؟
اگه هرگز تموم نشد
خیلی ساده است ما کاری که میتونیم رو میکنیم
پس فعلا استراحت کن و بیخیال این بشو
من هیچ موقع بیخیال این فکر نمیشم
نه مطمئنم که نمیشی
سُس من دیگه داره داغ میشه
آیا دمفیر ما نمیمونه؟
من دیگه اشتها ندارم
خیلی خب
ظاهرا باید خون بپزم
لعنتی
برو بیرون
این یه افتخاریه
کمپ شما خیلی تاریکه
ژنرال های اسلواکیایی با چند تا از این به درد نخور ها
من به شما اعتماد کردم که به من اطلاعات بدید
البته
مرد همه کاره
فقط یه لحظه
دکتر توی آزمایشگاهشه
دکتر؟
وای خدای من
به نظرم قطعاً اینطور نیست
خدایان به درد نخور زیادی هست
برای پرستش
اگه مایل باشی
ولی این قطعا یکی از اونا نیست
این خون آشامه؟
مثلا
چند شب پیش برای پیدا کردن غذا
اومده بود نزدیک حصار غربی
اتفاقی بی سابقه بود
من فکر میکنم یه زمانی کُلی بوده
ولی کی میدونه؟
من تاحالا یکی ندیده بودم
به خاطر همین زنده ای
این جونور ها هیچ قید و بندی
برای قوانین انسانی ندارند
برای همین هیچوقت نباید به یک خون آشام اعتماد کنی
باید در حضور من این وحشی بازی ها رو در بیاری؟
ستوان
من فقط دارام حالاتش رو تست میکنم
بزار یه چیزی بهت بگم
من معتقدم که این جونور ها
یک نمونه جهنده هستند
بیرون، همین الان
الان بر میگردم
من هیچ توانایی ای در این مسائل ندارم
ولی من نمیخوام وایستم اونجا در حالی که همینجوری داری میکشیش
داری به بهانه آزمایشات تکه تکه اش میکنی
پیش بینی ها جذابن ستوان
به خاطر همینه که اینقدر اونا رو سخت میکشیم
فقط باید با آتیش یا نور خورشید و یا آب مقدس کشتشون
اگه اینکار رو نکنیم این خون آشام ها تا آبد زندگی میکنن
این یه تعجیبیه در علم
من در طول زندگیم
دنبال اکتشافات بزگی بودم
کشف کردن و جلوگیری از
بهبود کامل آنها
تا اینکه به رهبرشون برسیم
میفهمی من اعتقاد دارم که میتونم کاری کنم هیتلر جاودانه بشه
اینا شایعاتی بیش نیست
کیسه سفرت رو ببند ما تا 20 دقیقه دیگه حرکت میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.