Arthdal Chronicles

Arthdal Chronicles (아스달 연대기)

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 3

リリース情報

연대기3 Arthdal Chronicles E15 HDTV H264-NEXT-NF (PersianDreamTeam)
연대기3 Arthdal Chronicles S03E03 HDTV H264-NEXT-NF (PersianDreamTeam)
연대기연대기3 Arthdal Chronicles S03E03 WEB-DL NF (PersianDreamTeam)
연대기3 Arthdal Chronicles E15 WEB-DL NF (PersianDreamTeam)
Nasrin - LILIAM @PersianDreamTeam

タグ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
HD
公開日: 2019-09-15
ダウンロード: 32
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

...:.:: فصل سوم، سرآغاز تمام افسانه‌ها ::.:...

...تانيا از قبيله واهان - ...تانيا از قبيله واهان -

زنگ ستاره مادر اعظم آساشين را يافت - زنگ ستاره مادر اعظم آساشين را يافت -

تانياي عزيز، نواده واهان و نواده اصلي آساشين

مادر اعظم، آرامون رو دوباره نزد ما ميفرسته

~ آنچه گذشت ~

... تاگون، تو دومين آرامون هه سولاي

زماني

اون سوم حالا ديگه ميام نجات ميدم

بعضياشون برده شده بودن دولدامبول

لطفا برشون گردونين به آسدال

! بچه ها بدويين

دالسه کوش ؟

... دالسه

گير افتاد

...از اين به بعد ديگه بيخيال هيشکي نميشم

...افرادي که مي توني بگي مال خودتن

...قدرت

اينه

" به نام خـــودم ؟ "

... من تانيا ، نواده اصلي مادر اعظم آساشين

، بالاخره به خونه ـَم برگشتم پس بايد گوهامساني برگزار کنيم

نقشه پيروزيمون، تاگون

منم با تو تو خط مقدم جنگ واميستم

و آخرش تبديل به آواز ميشيم

، نونبيول هنوزم داره رشد مي کنه

و رگ هاي منشا قدرتشم دارن رشد مي کنن

، فکر کنم انسداد از بين رفته چون اون لحظه به شدت هيجان زده بود

حتي مهارت هاي رزمي سارام هارم خوب ياد گرفته

بايد بازم جداشون کنم

! ساتونيک

گفتي ساتونيک؟

ما، قبيله مومو هميشه دِينمون رو به بقيه ادا ميکنيم

! نـــه

وقتي رفتم اون طرف، تو از اون طرف برو و شروع کن به دويدن

دنبال مردي با لبهاي بنفش و علامت آبي پشت کمرش بگرديد

نمي تونه خيلي دور شده باشه تمام کوهستان هاشي رو دنبالش بگردين

اطاعت، شابارا – اطاعت، شابارا -

! بــدو

! اون سوم

حالت خوبه؟ پا شو، بريم

حالا ، گوهامساني آخرين مانعيه که بايد از سر راه کنار بزنيم

حتما رفته سر مزار سانونگ شبيه روز يادبودش بنظر مياد

پدر برام دعا کن

گوهامساني اينجا برگزار ميشه

اين تنها فرصتمونه

چه خبره؟ - چيکار ميکني؟ طناب رو ببر -

مغز تو کله ـَت نيست؟ چرا برگشتي نجاتم بدي؟

بهت احتياج داشتم

با کي ميخواي بجنگي؟ - خـــود ِ آســــدال -

! يالا پارو بزن

هي - چيه؟ -

... اونجا رو

قبيله آگو

خونه‌ات کجاست؟

... اعماقِ

کوهستان سپيد

داري ميري کاهن اعظم رو ببيني؟

به هيچ وجه مردي که پدرش رو مي کُشه

نمي تونه رهبر مجمع باشه و آرامون هه سولا شه

تاگون يه ايگوتوئه

واقعا؟

!غير ممکنه - تاگون يه ايگوتوئه -

! خداي من - چه اتفاقي افتاده ؟ -

! تو بايد تمام کسايي که خونتو ديدن بکشي

... اونا 25 ، 26 ، 27 نفر

آسارون نيروها، پناه بگيريد

باشه

، اگه همينو مي خوايد

همه‌تونو مي کُشم

دوتا کم شد ، فقط 25 تا مونده

منتظر چي هستيد ؟

! اون هيولا رو بکُشيد - ! بله ، قربان -

«سرگذشــــت آســـدال»

... متأسفم که

نمی تونم

چی؟

چی گفتی؟

از دستور من سرپیچی می کنی؟

سریع تمومش می کنم

کمک

کمک

کسی اون بیرون هست؟

کسی اونجا هست؟

... فکر کردی

تو معبد بزرگ کسی طرفت هست؟

نقشه‌ام خراب شد !باورم نمیشه تاگون ایگوتوئه

محاکمه‌ای در کار نخواهد بود

خود بدنش مدرکه

برید تاگون رو بُکشید

... خواهش می کنم

... آسارون - ... خواهش می کنم –

فرار کردی؟ - !خواهش می کنم منو نکش -

بیست و شش

فقط یکی دیگه مونده

هه توآک

!هه توآک

بسه

سایا

سایا

... فکر کردی

تو معبد بزرگ کسی طرفت هست؟

نقشه شکست خورد

!بیا اینجا

چی گفتی؟

فرزندان شاهاتی چطور می تونن بمیرن؟

عنکبوت آبی کجاست؟

همراه آساموت به تالار مجمع اومد تا ببینه قضیه از چه قراره

تانیا رو پیدا می کنیم – شماها چطوری می خواین پیداش کنین؟ -

شماها اهل کوهستان سپیدید اصلا قیافه‌شو می شناسید؟

با کاهنین همراه شید و معبد بزرگ رو دقیق بگردید

، و اگه تانیا رو پیدا کردید

سریعا بکُشیدش

چشم، قربان – چشم، قربان –

سایا، لطفا به هوش بیا

باید از اینجا بری بیرون

نگران من نباش

چیکار کنم؟ باید چیکار کنم؟ الان

آره، این لباس

!تانیا رو پیدا کنید – چشم -

این چیه؟

چه اتفاقی افتاده اینجا؟

شاهاتی

چی؟ " شاهاتی "؟

تو آسدال چیکار می کنن اونا؟

شورش شده. فورا به نیرو های دِکانی و نگهبان‌ها خبر بده

شورش رخ داده

شورش؟ به رهبری کی؟

احیانا یوبیه؟

کودنی؟ عقلتو از دست دادی؟

فرزندان شاهاتی اینجان !مسلمه که کار آسارونه

کجا می رید، بانوی من؟

تاگون تو خطره تنهایی رفته سر مزار سانونگ

وای

الان فقط لازمه تا تاگون نیروها بره کوهستان سپید

و گوهامسانی رو اجرا کنه – !آره -

اون موقع رسما به عنوان آرامون هه سولای دوم شناخته میشه

!تاگون

بک ریانگ پونگ – بله -

تو قبلا کاهن بودی، نه؟

واقعا؟ - نه -

وسط تعلیماتش پرت شد بیرون

گیتوها، تو رو خدا گوش نکن به حرفش

بهمون بگو گوهامسانی چطوری اجرا میشه – نه، نه، تمومش کنید -

بیخیال، بگو – درست نیست، نادیده‌اش بگیرید فقط -

این چیه؟ ما همچین سفارشی ندادیم

این؟ این واسه شما نیروهای دِکانیه رئیسم گفت اینو ببرید خونه تون

چون شماها از تاگون نیروها محافظت می کنید ... باید تو گوهامسانی فردا

محترم شمرده شید

واقعا؟ چه شغل پر مزایایی داشتیم خودمون خبر نداشتیم

الان فقط لازمه تا تاگون نیروها بره کوهستان سپید

... و گوهامسانی رو اجرا

هی، صبر کن

تو از قبیله کوهستان سپیدی؟ - بله؟ نه -

از اعضای قبیله گاراملم

از قبیله کوهستان سپیدم نیستی؟

" چرا گفتی تاگون نیروها باید " بیاد کوهستان سپید؟

اینجا آسداله. از فعل درست استفاده کن

باید " بره " کوهستان، احمق

هی، بسه! تمومش کنید – ... ولی آخه -

واسه چی دعوا می کنید؟ - تاگون نیروها باید " بره " اونجا -

بحث نکنید. دعوا نباشه - چشم، فهمیدم -

از دلش دربیار، آشتی کنید – خیله خب -

گوش کن بحث کوهستان سپید رو ادامه نده

چون من از قبیله اقلیتم، ناراحتم می کنه

حالا دست بدید – خوبه -

به همم تعظیم کنید – !خوب شد -

قبل از این شغل، کجا کار می کردی؟

وای، باز چی شده؟

پرسیدم قبل از این کار، کجا کار می کردی

... تو شراب فروشی کار - هی -

پس سر انگشت کوچیکه‌ات چه بلایی اومده؟

بنظر میاد ده سال با خنجر هلالی آموزش دیدی

از چی حرف می زنید، قربان؟

اه

لعنتی

!گیتوها – گیتوها -

... اونا

اونا سعی کردن ما دِکانی ها رو بکُشن

...این یعنی – یه اتفاقی باید اتفاده باشه -

!همین الان ببرش پیش طبیب – باشه -

من میرم پیش بقیه نیروها دِکانی

!گیتوها

افرادتون که به دولدامبول برده شدن به زودی میان اینجا

ببین با اینکه فردا باید بری ، کوهستان سپید

تا دیروقت داری تمرین می کنی

... می خوام اونقدر قوی باشم

که کسی نتونه اذیتم کنه

خودت به طور طبیعی قوی‌ای پس یه ذره تمرینم کفایت می کنه

استعدادشو داری

، ولی اینجا تو آسدال فقط وقتی می تونی قوی‌تر شی

که طرف اونی باشی که قدرت داره

فقط اون وقته که هیچکس اذیتت نمی کنه

من میرم معبد بزرگ

قربان، باید یه چیزی بهتون بگم

باز چی شده؟

شورش؟

بانو ته آلها چند لحظه پیش نزدیک بود بمیره

اطراف معبد بزرگ، نزدیکای مزارِ سانونگ نیروها داره اتفاق میفته

می فهمید که چی میگم دیگه؟

More Farsi Persian subtitles for Arthdal Chronicles

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left