最初の200行です。
بریم سر قرار، سونگ ای
من میام دنبالت
باشه، من با هر جایی اوکیام
اخیرا با کی زیاد اس ام اس بازی می کنی؟
فکر می کنی کی باشه؟
با کسی قرار می ذاری؟
آره – هان؟ چی؟ از کِی؟ -
کیه؟ از دانشگاه خودمونه؟
من اینجام. بیا بیرون
به همین زودی؟
الان میام پایین
من باید برم. دوست پسرم اینجاست
دوست پسرش؟ - دوست پسرش؟ -
وای
سونگ ای به همین زودی دوست پسر گیر آورده؟
!خدای من
دو تا کلوچه تخممرغی، لطفا
بفرمایید
مرسی
امتحانش کنیم
خوبه
کِی به ته او بگیم که داریم قرار می ذاریم؟
همینو بگو
چون وقت درستش گذشته الان دیگه یه جورایی ناجوره
ولی راز نگه داشتنشم بامزه ست
وای، ترسوندیم
چیکار می کنی؟
منتظر من بودی؟
واسه چی باید منتظر تو باشم؟
صاحب این خونه اجازه نداره تو حیاط جلویی خونهاش وایسه؟
کی گفت نمی تونی؟
چرا همیشه خدا شبا اینقدر گند اخلاقی؟
بکش کنار
کجا بودی تا این ساعت؟
... آها
!دانشگاه بودم
... تو دانشگاه
رو پروژهام کار می کردم. آره
نمیری بخوابی؟
هروقت دلم بخواد، می خوابم
باشه
پس من اول میرم
آره خب
یه مرد و زن اگه زیاد همدیگه رو ببینن عاشق هم میشن
باید قبول کنم که دوهیونه نه یه آدم عوضی
... تصور اون دوتا باهم
چه مرگم شده؟
اوهوم، بعد از کلاس تو کتابخونه می بینمت
زنگ می زنم بهت
این اینجا چیکار می کنه؟
!هان سونگ ای
این واسه توئه، مگه نه؟
واسه منه؟
واضح نیست؟
بهت نگفتم بعد از حموم کردن اونجارو تمیز کنی؟
می دونی چقدر حال بهم زنه که اینو تو وان پیدا کنی؟
گارینم موهای بلندی داره – سونگ ای -
من 20 ساله تو رو می شناسم می تونم چشم بسته بگم مال توئه
همین الان از شرش خلاص شو
اوف
ایش
فکر کرده متخصص مویی، چیزیه؟
!هان سونگ ای
بخاطر این نزدیک بود سکندری بخورم و بیفتم
مطمئنم که گذاشته بودمش رو پشت بوم ولی امروز صبح اونجا پیداش کردم
مگه نگفتی این خونه توئه؟ خودت باید مراقب وسایلت باشی دیگه
احیانا تو گذاشتیش اونجا؟
نـه
این چه قیافهایه؟
سونگ ای
من 20 ساله تو رو می شناسم
فکر که نمی کنی دارم بهت دروغ میگم، می کنی؟
نه بابا
فقط واقعا عجیبه که چادره اینجاست
باید رو پشت بوم می بود
!ولش کن
سریع ببرش تو اتاق زیر شیروونی
چشه این؟ اونجا که جای خالیم نداره
چقدر آماتور بودم
من که اینقدر بدبخت نیستم
ته او، تو خیلی بهتر از اینایی
تو صبور و با شعوری ... و می دونی
چجوری با بقیه درست رفتار کنی
انگار یه نفر واقعا عاشق خودشه
اه ترسوندیم
چیکار می کنی، سر صبحی؟
چیکار می خوام بکنم؟ دنبال آزمون می گردم دیگه
باورم نمیشه دوباره همین آش و همین کاسه ست
باید استراحت کنی تا ذهنت یه خورده باز شه
عجله کارا رو بدتر می کنه
هی
بنظرت مشکل قیافهمه؟
تازه فهمیدی؟ - همین بوده پس -
قیافه جذاب من با مُد این روزا نمی خونه
دماغمو عمل کنم؟
چرت و پرت نگو و برو بیرون
استرس منو که داره می کُشه
از وقتی از گانگ وون برگشتیم کلا رو همین فازیا
باز حرف اون گانگ وون رو نکش وسط
!برو بیرون
نمی تونه خودش ببرتش زیر شیروونی؟
هنوز اینارو داره
گردو با بادام و ماهی کولی) (برای کمک به هوش ته او
در چه حالی؟
بازیگری خوب پیش میره؟
بهم زنگ بزن
خونهی ته او ام و حالم خوبه
هرچی شد، شد
خدای مهربون
خواهش می کنم نذار من وسوسه شم
آره
باید بندازمش دور تا دیگه وسوسهام نکنه
!وای، وای یا خدا
ببخشید
ترسوندمت؟
می تونستی در بزنی چرا همینجوری اونجا وایسادی!؟
… فقط
چیه؟
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟
نه، هیچی
… به بقیه گفتی که من
اتفاقی درباره این موضوعه بهت گفتم؟
پس می دونید کاری که کردید، اشتباه بوده
راستش، ته او تمام مدت مخالف این کار بود
… ولی ما اصرار داشتیم
نمی خوام بدونم
فعلا برای الان
بین خودمون نگهش داریم
چرا؟
، وقتی تو این فاز باشم
عذرخواهی شنیدن به دردی نمی خوره
چقدر احمقم
واسه چی آخه همچین چیزی گفتم؟
ته او بفهمه، قاطی می کنه
!واقعا که اوه گارین
خدایا
چیکار می خوام بکنم؟
اینجا معرکهست
تو هم توی دانشگاه بهترین منظره رو نشونم دادی
دارم لطفتو جبران می کنم - نیازی نبود -
لازم نیست هر کاری که می کنم رو جبران کنی
شابد حق با توئه
اینجا منظره مورد علاقهی من تو شهره
... خونه های سنتی و برجها
که جاهای مختلف ساخته شدن هماهنگ کنار هم ایستادن
تو سئول همچین منظرهای راحت پیدا نمیشه
راست میگی
خیلی باحاله
یه چیزی برای خوردن بگیریم
بریم یه جای دیگه. اینجا گرونه
من همیشه اینکارو می کنم
اشکال نداره. من حساب می کنم
وای، چه خوشگله
مرسی
واقعا خوشمزهست
خوردن این باعث میشه دلم بخواد کلی پول در بیارم
من وقتی با توام بهش فکر می کنم
هوم؟
هیچی
معمارها خیلی پول در نمیارن، درسته؟
اینجوریه دیگه
استخدامم که شده باشی، اضافه ساعت کار می کنی
به گفته سال بالایی هایی که فارغالتحصیل شدن
فرقی با دانشجو بودن نداره
اونقدر با استعداد هستی که تو یه شرکت بزرگ کار پیدا کنی
اگه به حقوقش فکر کنی، ایده بهتری نیست؟
راست میگی
ولی به بابام قول دادم که معمار میشم
الان که نمی تونم ولش کنم، می تونم؟
گفتی خونهای که توش زندگی می کردی رو بابات ساخته، آره؟
آره
روز اولی که همدیگه رو دیدیم، دیدمش
دوستش داشتم. قشنگ و گرم و نرم بود
کلی پول که در آوردم اون خونه رو برات پس می گیرم
باید آینده ای بسازی واسه خودت
می سازم واسه تو
واسه من؟
... آها
فقط یه فکر رویاییه
مطمئن نیستم
اینجا جای درستی برای بوسیدنت هست یا نه
چی؟
هوی، اشتباه برداشت نکنا
از قصد نبود؟
معلومه که نبود
مطمئنی؟
عه. خونه ای موتورت رو بیرون ندیدم، فکر کردم رفتی
فرستادمش تعمیرات
چرا؟ دوست دخترت طرحشو دوست نداره؟
فکر کنم خود منو دوست نداره
فکر نمی کنم از دستم ناراحت یا عصبانی باشه
هروقت بهش پیام میدم، جواب میده
… ولی
به یه دلیلی، انگار داره فاصلهاشو حفظ می کنه
وقتی بهش زنگ می زنم، بر نمیداره
گانگ وون که رفته بودیم، کار اشتباهی کردم؟
از وقتی از سفر برگشتیم، رفتارش عجیب شده
بیا یه سفرم بریم) (بلیط هواپیما و هتلشم با من
ته او
هوم؟
No comments yet. Be the first to leave one.